The first 181 lines.
23! 24! 25! 26!
!ناریساکو،تو میتونی!29!30
31! 32! 33! 34! 35! -- !همینجور ادامه بده--
اوه،بیدار شدی
...صبح بخیر
تو 30 دقیقه بیهوش بودی و من نمیتونستم بیدارت کنم
حالت خوبه؟
اره،مشکلی ندارم
تو یه دفعه ای افتادی و به خواب رفتی این کارت خیلی منو ترسوند
میخوای صورتت رو بشوری؟
دستشویی اونجاست
اون دختر کیه؟
همینطور, من کیم؟ ها،چی شده؟
من نمیتونم چیزی رو به یاد بیارم اوه،نه،من حافظمو از دست دادمه
!یوتا
یوتا..؟
!یوتا
این اسم منه؟
!یوتا
!یوتا
!یوتا
"قسمت یک:بیداری"
کامپیوتر؟
من مامور برتر ،گیرید من هستم
خوبه... گ-گیریدمن؟
تو باید به یاد بیاری که فراخوانیت چی هستش
فراخوانیم؟
داری چیکار میکنی؟
اوه, اون یارو منو صدا کرد
کی؟-- گیریدمن--
هیچ کس روی صفحه نمایش نیست
..ها؟نه ،یه یارویی روی
ها؟
..فقط من میتونم ببینمش
ها؟ داشتم خیال میکردم؟
هیبیکی, داری عجیب رفتار میکنی
گیرید من بهم گفت که فراخوانیم رو به یاد بیارم
فراخوانیت؟مثل اسم کاملت؟
!فکر نکنم-- ها؟داری درباره چی صحبت میکنی؟--
اینجا کجاست؟-- خونه.اینجا هم مغازه منه--
مال کی؟-- !من--
اره،ولی سوال من اینه، چه کسی؟
..خب,و من منظورم اینه که, چه کسی منظورت چیه چه کسی؟
تو
..الان,نگاه داری سر به سرم میذاری؟
نه,من جدیم. من واقعا...من وقعا نمیتونم چیزی رو به یاد بیارم
داری با من شوخی میکنه ،درسته؟
من هیچ خاطره ای دارم-- تو حافظتو از دست دادی؟--
اره،درسته-- داری مسخره بازی در میاری؟--
..هی
شماها خیلی شلوغ بازی در میارین
..مامان
ریکا, چرا تو اونو به بیمارستان نمیبری؟
ها؟ من؟
معلومه که ،تو شما ها توی یه کلاسین،درسته؟
..اوو
اگه اون حافظشو از دست داده ممکنه که سرش ضربه خورده باشه
تو واقعا خوب به نظر نمیای
اره،همش چیز های عجیب و غریب رو میبینم و میشنوم-- فراخوانت رو به یاد بیار--
مه اینجا یکم زیاد نیست؟
که اینطور؟
زیاده،مگه نه؟
چیه؟
!اون بالا!اون بالا !یه غول کایجو اونجاست !یه غول کایجو
ها؟ کجا؟
!اون ور این مه
اونجا چیزی نیست
نه, نه, نه, من میبینمش! اونجاست
بیا حرکت کنیم،بیمارستان این نزدیکی هاست
هی،اگه تو خاطره ای نداری
به این معنی هم هست که هر اتفاقی که امروز افتاده رو یادت نمیاد؟
اهم
اوه
ولی اگه هنوزم,داری ادا در میاری که حافظتو از دست دادی،خیلی بازیگریت مزخرفه
ها؟ اتفاقی افتاده؟
چی شد؟
من کاملا همه حرفاشون رو نفهمیدم،ولی در هر حال
اونا گفتن که مدت زیادی طول نمیکشه تا دوباره به حالت قبل برگردم
این یعنی چی؟
راستی تو حتی کارت بیمه ات هم داری؟
اون چیه؟
حالا میتونی بری خونه،درسته؟
اهم. برا همه چی ممنون
اهم
خب،فعلا
میبینمت
مشکلی پیش اومده؟
من نمیدونم که کجا زندگی میکنم
ها!؟تو اینم فراموش کردیه؟ منم نمیدونم
اه،گوشیتو بده ببینم
اون،اهوم
اتسومی شاید بدونه که تو کجا زندگی میکنی
"در هر صورت،من دارم هیبیکی رو میبرم خونش تو میدونی که کجا هستش؟" "مگه یوتا چشه؟" "اره. 5-33-7-402تسوتسودیجا, نیمرا, توکیو"
اهان،خب،خب،گرفتم
ولی هنوزشم،خیلی راهش طولانیه
که اینطور
هووو!تازه ساعت هفت هم هست
من دارم گرسنه میشم
چرا از اون اولش من توی خونه یه دختر خوابیده بودم؟
نه یه دختر،ریکا تاکارادا
این اسم منه
هیبیکی, تو جلوی خونه ما از هوش رفتی،و ما نتوستیم بیدارت کنیم
منظورت چیه؟ ما چه طور با هم مرتبطت هستیم؟
ما با هم دوستیم؟
دوست ندارم که خوشحالیت رو خراب کنم
ولی این طولانی ترین مکالمه ما از موقعه ای که توی یه کلاس افتادیم هستش
..اوه،که اینطور
ممنون بابت غذا
واو،اون یارو چشه؟
الان ولت میکنما
اوه،هیچی
"هیبیکی"
اه،اینجا هستش
خب،من دیگه میرم
یه یارویی به نام اتسومی گفت که فردا میاد پیشت
خب،ممنون بابت همه چیز
خدافظ
...من خونم
تاریکه
بعد از یه دور گشتن توی خونه, فهمیدم که خانوادم به یه سفر کاری رفتنه
اونا برای سه ماه به خونه نمیان
این خیلی غیر طبیعی به نظر میاد مثل این میمونه که زندگی یه نفر دیگه هستش
...گیریدمن..من وقعا ممکنه
که اون رو توهم زده باشم؟
تو اتسومی هستی؟
مثل اینکه تو واقعا حافظتو از دست دادی
تو حتی صورتم هم فراموش کردیه؟
..ببخشید
خب, حالا هر چی.ما فقط همو از اپریل گذشته میشناسیم
ما فقط تظاهر میکنیم که دوباره با هم دوست شدیمه
...ممنون.راستی
چیه؟
من چه جور ادمی هستم؟
.همم, چه سوال انحرافی ای میپرسی چه جور ادمی هستی؟
..متنفرم که بگم معمولی
اره
تو پسر بدی نیستی
تو که نمیدونی گیریدمن چه کسی هستش،درسته؟
نه،چی هستش؟یه جور نماد جدیده؟
نه, اینطور نیست ..دیروز
!هی، من دیروز دیدمت
ها؟
تو داشتی دیروز با هیبیکی راه میرفتی،درسته؟
اون یه پسره
ها؟ که چی؟
اوه،بابت دیروز دوباره تشکر میکنم
!هی-- !هی--
!چرا،ای خیانتکار-- !داری بهم صدمه میزنی!داری بهم صدمه میزنی--
!تو با یه پسر رفیق شدی-- !اینطورنیست--
یوتا،میز تو اونجا هستش
تو یه صورت خیلی زیبا و کشیده ای داری
ها؟اینطور نگو
"غیر قابل استفاده"
هی
دوستام دارن خیلی بهم سخت میگیرن
" اب"
داری میگی که نباید زیاد باهات صحبت کنم؟
داری میگی که نباید زیاد باهات صحبت کنم؟
"جلوی در فرار اظطراری رو نگیرید"
اینو نمیگم, ولی فقط بهم یکم فضای خصوصی خودمو بده
ببخشید،من متوجه نمیشم
بیخیال
..ووپس
بیا بیرون غذا بخوریم
اوه،من ناهاری با خودم ندارم
اه،فراموش کردی برا خودت چیزی بیاری؟
همین الانشم مغزم توی زنگ های مدرسه سرویس شده
تو میتونی اینو داشته باشی
ها؟
هیبیکی,تو از اون جور ادم هایی که گرسنشون باشه مغزشون کار نمیکنه؟
..اوم
اکانه شینجو
مثل اینکه حافظتو از دست دادن ،تو رو تبدیل به یه دانش اموز انتقالی کرده
اره،من واقعا چیز یادم نمیاد
این یه سگ مخصوص هستش من یه دونه اضافه دارم،مشکلی نیست
اوه،ممنون
اصلا-- !اه،مواظب باش--
اینیو توی لاین یک، یه تلفن داری
اینیو توی لاین یک، یه تلفن داری
لطفا به اتاق کارمندان بیاید
..اه-- ..اه--
No comments yet. Be the first to leave one.