The first 200 lines.
حومه شهر ساکرامنتو ، کاليفرنيا
. سلام
شما آقاي سياه هستين ؟
. آره
. منُ ترسونديد
. آره
... خب
... من فقط
. بهم بگو منُ چرا کشوندي اينجا
. يه چيزي هست که بايد انجامش بدم
. اکثر خانم ها همينطورن . بايد واضح تر حرف بزني
. درسته . بله . ببخشيد
چيزي که من ميخوام
. نميدونم بايد چطوري بگمش
خُب ، فقط بايد دهنتُ باز کني
، و با صداي بلند با تمام جزييات بگي
. انگار که داري با کشيشت حرف ميزني
. تو خودتُ رو کن . منم خودمُ رو ميکنم
. اينجوري ميشه به نتيجه رسيد
. باشه
. اينه
. ميخوام اينُ بکشين
چقدر هزينه اَش ميشه ؟
...::: WwW . TvCenter .ir گروه ترجمه :::... تقديم ميکند
روان کاو فصل دوم - قسمت نوزدهم : پولِ خونين
سي و شش ساعت قبل
. فکر ميکنيم که حدودِ 1 ساعت قبل کشته شده
همسايه صداي جيغ کشيدنُ . شنيده ، به 911 زنگ زده
کسي چيزي ديده ؟
پليسِ ساکرامنتو داره پرس و -- جو ميکنه ، ولي تا بحال هيچي
. فقط يه شبِ عادي بوده
، شبِ عادي ، همسايهِ عادي
. قتلِ عادي
پس چرا ما اينجاييم ؟
چون مقتول ، معاونِ بازپرسِ . بخشِ قضايي ، "کِلي فلاور " ه
. باهاش کار کردي
آره . همه مون باهاش کار . کرديم . آدمِ خوبي بود
بچه هاي آزمايشگاه يه پوکه پيدا . کردن . ميگن که يه 9 ميلي متريه
با توجه به ترسيم با . نقطه ، رو به تفنگ بوده
نمايندهِ پزشکي قانوني ميگه ، هيچگونه تجاوزِ جنسي در کار نبوده
. ولي لباسِ شبش پاره پوره شده
. سينه خيز حرکت کرده
تعميرات داشتن ؟
کِلي يکي از ما بود . هايتاور . با اضافه کاري موافقت کرده
. تمريناتُ يادتونه
چرا قبلي ها تمرين بودن ؟
، منظورم واسه بقيه است
ولي واسه يکي از خودتون . بنظر مياد بيشتر تلاش ميکنيد
. همينطوره - . اين عاملِ بازدارنده است -
يه پيغام به بقيه ميده -- هيچ کس نميتونه ، رو بکشه D.A يه پليس ، يه قاضي يا يه بازپرس بخشِ قضايي : D.A
. و جونُ سالم به دَر ببره
چوو ميتونه ليستِ پرونده ، هاي کِلي رو دَر بياره
. تا ببينيم اون حالِ کي رو بَد گرفته
اون يه عاملِ بازدارنده . نيست . در حقيقت انتقامه
، منظورم اين نيست که اين کارِ بديه
. چون من خودم دنبالِ انتقام گرفتنم
منظورم اينه که انتقام . ميتونه خيلي مفيدم باشه
مفيد ؟
خُب ، ريگسبي رودر نظر . بگير . وَن پلت باهاش بهم زد
. حالا تو بهترين شکلِ زندگي کردنشه
، يعني اينکه همش ميره سالن ورزش چند روز ، 6 بار در هفته ؟
نگاش کن . داره اعتماد بنفسِ
. جنسيش بالا ميره - . جين ، تمومش کن -
. بخاطرِ من نيست . کارِ خوبي ميکنه
. ديدي ؟ خوبه . همينُ ميخوام بگم . انتقام گرفتن چيزِ بدي نيست
وَن پلت ، به پنجره ها يا در پشتي آسيبي وارد شده ؟
... نه ، هيچي
اثري از ورودِ زوري نيست ، پس ... يا خودش گذاشته داخل باشه ، يا
. شوهرش اومد - . خودش اومده تو -
! خداي من ! نه
! کِلي ، نه
! نه
! نه ! خدايا ، نه
. تيفيني " گفت بهش زنگ بزني " - . باشه ، ممنون -
. گفت بهت بگم که پسرِ خيلي بَدي هستي
جدي ؟
. مامور هايتاور ، سلام - . صبح بخير -
" شما دو تا که " مارک اودنتال از دادگستري ميشناسيد ؟
. بله . سلام - . سلام -
. قراره با بازپرس بخش قضايي حرف بزنيم
درباره پرونده کِلي چي ميتونيد بگيد ؟
داريم همه افرادي رو که بخونه دسترسي داشتن بررسي ميکنيم
. همکارها ، همسايه ها ، اطرافيان ، همه
شوهرش چي ؟
. فلاور ديشب خيلي ناراحت بود
. جين و من الان داشتيم ميرفتيم سراغش
. و يه ليستي از مدعي عليه هاي اخيرش داريم
حداقل چهارتاشون بصورت . مکتوب يا شفاهي تهديدش کردن
. بازپرش بخش فضايي گفت که اينُ بهتون بدم
. اين شاملِ پروندهاي فعليشه
وايسا . " هَنک درابر " . قاچاقچيه ؟
. قاچاقِ مواد مخدر . توطئه براي قتلِ عمد
. تا حالا نتوستيم حالشونُ بگيريم
. دادگاهِ درابر قرار بود هفته بعد شروع بشه
" تازه تونستم قاضي " هيلرد . رو مجاب به ادامهِ پرونده بکنم
. سه ماه طول ميکشه تا پرونده رو بررسي کنم
. برو . وَن پلت رو ببر
. باشه
بندرگاهِ ساکرامنتو
. اونهاش
! آقاي درابر
چي ميخوايد ؟
اخيراً اوضاعتون چطور بوده ؟ مشکلي چيزي داشتين ؟
... شما
همسرم مُرده ، و شما داريد وقتتونُ با من هدر ميديد ؟
، آقاي فلاور
. من همسرتونُ ميشناختم
و ما اون کسي که اينکارُ کرده پيدا . ميکنيم ، حتي اگر شما بوده باشيد
متوجه هستيد ؟
خُب حالا شما دو تا اوضاعتون اين اواخر چطور بود ؟
. ما همديگه رو دوست داشتيم
. همه چي خوب بود
تعميرات خونه چطور بود ؟ . اون ميتونه تنش زا باشه
. اوضاع خوب بود
. ولي اون روز ، ما با هم دعوا کرديم
- بهمين خاطر بود که رفتم سينما
... وقتي که کُشته شد . اون
. خيلي احمقانه بود
اون بخاطرِ پروندهِ درابر خيلي استرس داشت ، ميدونيد ؟
. " بهش ميگفت " سکوي پرتاب شغلش
- اين چيزي بود که ميگفت . " سکوي پرتابِ شغلش "
پس جر و بحث کردين . کار به برخورد فيزيکي کشيد ؟
. نه . من دوسِش داشتم
. هيچ وقت چنين کاري نميکنم . هيچ وقت
آقاي فلاور ؟
سقفُ روکش کردم تا اگه قبل
از اينکه خواستين من برگردم . بارون اومد مشکلي نباشه
نميخواستم مزاحم بشم . وسايلمُ . از بالا پشتِ بوم جمع ميکنم
. ممنون
. ايشون تعميرکارمون " کيل سيلوَن " ه
... ايشون - . پاتريک جين -
حالتون چطوره ؟ - . خوبم -
. روي ... خون ايستاديد
ميتونم يه سوال اَزتون بپرسم ؟ ميشه يه آبگرمکنِ تششعي
رو بمن معرفي کنيد ؟
منظورم اينه که دنيالِ ، يکي از اين تششعي هاشم
. ولي خيلي گرونن
خُب ، ميدونيد ، اون مدل ها بعلتِ ذخيره انرژي بصرفه هستن
. ولي بستگي به مقدارِ استفاده تون داره
. البته . نکته خيلي مهم ايه
يه کارت داريد بمن بديد ؟ - . بله -
. عاليه
. شايد بهتون زنگ زدم - . عاليه -
خُب ، از وقتي که گذاشتين . ممنونم ، آقاي فلاور
. ممنون
، کيل سيلوَن يه بيمار رواني خطرناکه
. و اون کِلي فلاور رو کُشته - جدي ؟ چطوري ؟ -
به خونه دسترسي داشته - . و شيطان صفت بنظر ميومد ... و -
، وقتي بهش گفتم روي خونش ايستاده
. عکس العملش چي بود ؟ نه ترس داشت نه خجالت
. هيچ احساسي در کُل نداشت . باشه . چِکش ميکنم
عاليه . داشتن اثرانگشتش ممکنه کمک کنه ، نه ؟
. ميدونيد ، شماها بايد بيشتر مراقب باشيد
. تقريباً داشتيد خودتونُ به کشتن ميداديد
. چيزه خوبيه که قيافه اتون به پليس ها مياد
ميتونستيم ببريمتون ، اداره ، ولي وکيلتون ميومد
. و همه وقتمونُ هدر ميداديم
ولي اينجا ميتونيم يه گَپِ خودموني داشته باشيم ، درسته ؟
. آره . بنظر منطقي مياد
خوبه . کِلي فلاور آماده . بود که تو دادگاه شکستتون بده
. حدود 20 سال راحت زندان در انتظارتون بود
حالا دادگاه واسه مدتِ . نامعلومي به تاخير افتاده
اين ميتونه انگيزه شما . واسه قتلش بوده باشه
. اون يه کارتِ برنده است
. ميدونم که برنده ميشه
بفرماييد . از بخت آزمايي خوشتون مياد ، ها ؟
. به تو ربطي نداره - . مامان . بي خيال -
. موهاي قشنگي داري
. مامانم يکم پير شده
حالا کي قرار بود از مادرتون مراقبت کنه
اگه کِلي فلاور شما رو مي انداخت تو زندان ؟
ميدونيد ، کُشتن يه دادستان -- تقريباً به بديه
کُشتن يه پليسه ، درسته ؟
اين چيزي نيست که بخوام . دست هامُ بهش آلوده کنم
همينطوريشم کُلي مشکل دارم ، درسته ، مامان ؟
. دهنتُ ببند ، عزيزم
. خُب ، جين درست ميگه . سيلوَن يه قاتله
. ميدونيد ، درست گفتن حسِ خوبي به آدم ميده
اثر انگشت با اين افراد ، " مطابقت داره ، " کارل سِنِت
، يه شاهد در غرق شده گي اتفاقي در آريزونا
کوي سامپسون " ، که در همسايگي "
يک حادثه جنگ و گريز ، در سياتل زندگي ميکرده
و " چاد سول " ، که بخاطرِ قتلِ رييسش
که مدير يه بانک در رِنو . بود ، اَزش بازجويي شده
ما چهارتا قتلِ ديگه هم داريم که سيلون
. به نحوه اي باهاشون ارتباط داشته
. اون فقط يه قاتل نيست . يه قاتل زنجيره ايه
خُب ، اسب ها رو زين کنيد . تفنگ . هاتونُ مسلح کنيد . هرکاري لازمه بکنيد
. بريد -- بريد بياريدش اينجا - . نميتونيم -
. نُچ - چي ؟ -
همه چيزي که ما داريم اينه -- که کيل سيلون اسمشُ عوض کرده
-- غيرقانوني هم نيست . و اينکه بدشانسي مياره
حتي مدارک کافي واسه . گرفتن حکمِ تفتيش نداريم
-- اون دوباره مرتکبِ فتل ميشه . تو . تو ميدوني اون چيکاره است ، ليسبون
. دونستن مدرک نميشه
ريگسبي ، به چوو بگو
. که 24 ساعته مواظبّ خونه سيلون باشه
اگه پيداش شد ، چوو دنبالش - . کنه . شايد شانس بياريم . باشه -
... اين -- اين مسخره است . من
. ميدونم - ! من با چوو ميرم . چو -
No comments yet. Be the first to leave one.