The first 135 lines.
.رایااان، ببین چی واست اوردم
حالا، فقط اجازه داری .یه تیکه بخوری، گراز کوچولوی من
این چیه؟
مقالهات راجب تصادف با ماشین
.توی تاریخچه سایتمون پر بیننده ترین مقاله شده
رتبه دوم مقاله سامنتاست .درمورد اینکه مرگ مادر بزرگش به تخمش بود
.اون واقعاً آدم خوبی نبود
.واو
.مرسی
خب الان واسه من پست دنبالهش رو آماده میکنی؟
یه چیزی مثل "هنوز لنگ میزنم اما هنوز به زندگی ادامه میدم"
.و غیره. و غیره
.باشه
.رایان، اون کصشره و خودت هم میدونی
راجب چی حرف میزنی؟
.اون کیک واسه ونسه
،توی رده بندی کیک فروشگاه مواد غذایی .یه ونس زیره
.و آلبرتسون بالای جدوله
.راست میگی
.این کصشره
.این یه کیک کصشره
.سلام کورتانا
.به رایان هیز اسکایپ بزن
.سلام مامان
.اوه سلام عزیزم
.سلام
مسیجم بهت رسید؟- .آره-
کیک توت سه لایه؟ واقعاً؟ این چیزیه که واسه تولدت میخوای؟
.دیگه عنشو درآوردی
! اوه بیخیال
.فقط خواستم یه کار واسم انجام بدی
.شیرینیپزی لیدی جین گوشه خیابونه
.اونقدرا هم سخت نیست
رای؟
رایان هیز! داری چیکار میکنی؟
...هیجی. آمم
.میرم دنبال کیک برنانه شام هنوز ساعت هشت فرداست، درسته؟
.آره
میخوای فیل رو دعوت کنی یا رابطتون هنوز سرده؟
.امیدوارم یخ رابطه آب شده باشه
.سلام- .سلام-
چه خبر؟
.فردا تولدمه
.اوکی
...و من
...میخواستم عذرخواهی کنم بخاطر
قطع رابطه با من؟
.درسته
...من متوجه شدم که رفتارم احتمالاً
عجولانه بود؟
این چیه دیگه؟ بازی پر کردن جای خالی؟
.ببخشید، اجازه میدم حرفتو بزنی
.راستش حرفم همین بود
و فردا با رایان شام ...درست میکنم و من
،یجورایی یه جشن تولد کوچیکه
و من فکر کردم که شاید تو هم بتونی بیای و بتونیم دور هم باشیم
پس رایان بهت برگه رضایت نامه داده تا با من قرار بذاری؟
.در واقع، آره
.ما حرف زدیم و اون کاملاً اوکی بود
.باور نکردنیه
!میدونم .میدونم
خب، اون واقعاً بالغ شده
،و الان از اون اپ استفاده میکنه، هداسپیس .که فکر کنم منم باید امتحانش کنم
.ببین، کارن
.متاسفم
.فکر نمیکنم بتونم این رابطه رو از نو شروع کنم
نمیخوام با بچه یه نفر .دیگه توی یه رابطه باشم
میدونی؟
.اما تولدت مبارک
.سلام رای
!کِیری
آمادهای به یه رستوران بری :که پیشخدمتاش میگن
تا حالا اینجا بودی؟" "چون ما یکم متفاوت عمل میکنیم
و بعد یه تیکه کوچیک ماک و پنیر واست سرو میکنن
به قیمت ۱۸ دلار؛ که باعث میشه فقیر و گشنه بشی؟
آره! ماکارونی ۱۸ دلاری .و پنیر مکان امن منه
.اره! بجنب
.پشمام،کی باورش میشه .یه جفت کفش با بند واقعی پوشیدی
چیکار میکنی؟- .گرهشون میزنم-
...وا...واقعاً لازم نیست این کارو بکنی- .وایسا، تقریباً تمومه-
.صبر کن، اینقدر تکون نخور فقط بذار کارمو بکنم
!گفتم بس کن
!آه
.فاک
وو اوه، خدای من تو خوبی؟- .خوبم-
.شرمنده من باید برم، شرمنده- داری خونریزی میکنی؟-
!چی؟ رایان
@IranGayLove
.هی
دنباله مقالهات آمادست؟
.آم... از نظر فنی، آره
اولیویا، اون پستی که راجب ...تصادف با ماشین نوشتم
.کاملاً دقیق نبود
اوه واقعاً؟
.جالبه
.هی، همگی، اینجا جمع بشید
رایان الان بهم گفت بزرگترین پست در تاریخ اگووک
.براساس یه مشت دروغه
...اوه نه، من دروغ نگفتم، من
...من با ماشین تصادف کردم، فقط
.دلیل لنگیدنم این نیست
...من
.فلجی مغزی دارم
،تو درمورد یه چیزی به دنیا دروغ گفتی
و بعد توی یجور پست خیلی آسیب پذیر و جهانی
درمورد انزجار از خودت اون دروغو شفاف سازی میکنی؟
.شگفت انگیزه
.میخوام بهت یه شغل پیشنهاد بدم
!اوه خدای من واو، ممنون
.یه شغل آزاده
.که به این معنیه که بیمه سلامت نمیگیری
،اما بذار صادق باشیم
،تو خودت از قبل شرایط خیلی زیادی داری
.به هرحال هیچوقت تحت پوشش قرار نمیگرفتی
اون مرد توی بریکینگ بد فلجی مغزی نداشت؟
.فکر کنم
من قبلاً همیشه
.روی اون یارو خودارضایی میکردم
.های
.ببخشید که بهت نگفتم
.آره، منم همینطور
اما بههرحال فهمیدی، مگه نه؟
یعنی... چون اون اوایل
تو درمورد قضیه پولیت بهم نگفته بودی .چون از من اطمینان نداشتی
نه، دروغ گفتن من درمورد .مسائل مالیم شبیه این نیست
من ازت خوشم میومد چون فکر میکردم تو واقعاً خودتی
.که این یه چیز نادره
...اما الان واسم سواله که
تو چه خری هستی؟
.من خودمم
باور کن، من یه مدت وقتمو با خود واقعیم نبودن گذروندم
...و بطور واضحی عملی نشد، پس
.ببین
من واقعا واقعا متاسفم که دوباره بهت دروغ گفتم
.اولین باره که اینجور دوستیا رو تجربه میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.