The first 189 lines.
زيرنويس از مهدي shine021
(اقتباسشده از «خواهر دوم» نوشتهٔ چان هو-کی)
(با توافق شرکت کِراون کالچر)
زيرنويس از مهدي shine021
(خبر تکاندهنده! جیاون از بالکنش پریده!)
(«دختر دبیرستانیای خودش را به پایین پرت کرد... پلیس در حال تحقیق است»)
(نگران نباش. تقصیر ما نیست.)
وایسا!
سلام، من...
چی میخوای؟
کارآگاه خصوصی جونگ دربارهتون بهم گفت.
این اول صبحی؟
خوابم رو کلاً خراب کردی.
ببخشید، شما سئول جونگیونگ هستید؟
من «ببخشید» نیستم. بهم بگو کارآگاه سئول. بشین.
پنج دقیقه وقت داری توضیح بدی.
- چی؟ - خانم.
قبل از قبول کردن کار، باید در جریان جزئیاتش باشم.
باشه، حتماً.
چهار ماه پیش، خواهرم توی اتوبوس مورد تعرض قرار گرفت.
متعرض، شین جونگمان بود.
(مردی حدوداً چهلساله بهخاطر تعرض به زندان افتاد)
بعد از اینکه به شش ماه زندان محکوم شد،
فکر کردم قضیه تموم شده. اما بعد...
خواهرزادهٔ شین ادعا کرد که اون بیگناهه
و یه متن طولانی توی یه انجمن اینترنتی منتشر کرد.
توی متن نوشته بود شین فقط
بهخاطر سیگار کشیدن نزدیک ایستگاه اتوبوس، به خواهرم تذکر داده.
همچنین نوشته بود که خواهرم از روی لجبازی
بهناحق اون مرد رو متهم کرده.
حتی یه شایعهٔ کثیف هم دربارهٔ خواهرم بین بچههای مدرسه پخش کرده بود
که خواهرم یتیمه
با خلافکارها میگرده
و با مردهای پولدار رابطه داره
و مواد مصرف میکنه.
اون متن همهجا بازنشر شد
و اسم مدرسه و عکسهای خواهرم رو پخش کرد.
مردم فقط حرفهای خواهرزادهٔ شین رو باور کردن.
از هر طرف به خواهرم حمله کردن
و با حرفهای زشت و بیرحمانه کوبیدنش.
اونوقت بود که فهمیدم.
هرکسی میتونه خیلی راحت توی اینترنت تبدیل به یه شیطان بشه.
بهخاطر اون پست ناشناس،
خواهرم از هم پاشید.
بهخاطر پست خواهرزادهام،
خواهرم آخرش خودکشی کرد.
بعد از خودکشیاش،
یه کارآگاه خصوصی استخدام کردم تا خواهرزادهای رو که اون پست رو گذاشته بود پیدا کنه.
شین جونگمان هیچ خواهر یا برادری نداره.
تکپسره.
فهمیدم شین اصلاً نمیتونه خواهرزاده داشته باشه.
بعد اون کارآگاه خصوصی گفت این پرونده به
یه کارآگاه خصوصیِ هکر و نابغه نیاز داره.
شما رو پیشنهاد کرد.
قربان...
کارآگاه سول، باید کسی رو که پست رو گذاشته پیدا کنم.
باید بفهمم چرا اون پست رو گذاشته
و چرا خواهرم رو به مرگ کشونده.
باید ازش بپرسم.
رد میکنم.
- چرا؟ - خیلی آسونه.
خیلی آسونه؟
با چندتا کلیک روی کیبورد حل میشه.
وقتم رو برای یه پرونده کسلکننده مثل این هدر نمیدم.
کسلکننده؟
آره، کسلکننده.
این دیگه نامردیه.
وقتتون تموم شده. میشه تشریف ببرید؟
باید صبحونه بخورم.
نمیرید؟
شرکت اسآیکیو که کارش رو بهعنوان یه شرکت نرمافزاری کوچیک در سیلیکونولی شروع کرد،
امروز به یه شرکت بینالمللیِ فعال در حوزه فناوری اطلاعات تبدیل شده.
این موضوع توجه خیلیها رو جلب کرده.
اول از همه، اسآیکیو توسط سه نفر تأسیس شد،
که شما، استیون، هم یکی از اونها بودید.
دو بنیانگذار دیگه علناً نماینده شرکت هستن،
اما شما بیشتر پشت پرده کار میکنید.
دلیل خاصی داره؟
ببخشید، کارآگاه سول!
سلام.
اگه بیست هزار دلار بدی، انجامش میدم.
- شمارهم رو از کجا پیدا کردی؟ - میتونی پولش رو بدی؟
میدم.
ولی باید...
تا یه هفته پیداش کنی.
باشه، قبوله.
ما توی یه قایقیم. میخوام رک و راست باهات حرف بزنم.
راستی، چرا یهو نظرت عوض شد؟
این پرونده از چیزی که فکر میکردم جالبتر به نظر میاد.
این سوابق ورود به انجمن آنلاینه.
یه کم جا بده!
این رو ببین. همون صفحه رو نشون میده.
این محل ورود به حسابه.
این آدرس آیپیِ شناسهٔ kidkit727ـه.
سعی کردم آیپی رو ردیابی کنم...
اصلاً میدونی آیپی چیه؟
من که خنگ نیستم.
فکر کنم.
آدرس آیپی رو ردیابی کردم.
توی لوکزامبورگه.
قابل ردیابی نیست.
پس با آدرس آیپی نمیتونیم پیداش کنیم.
میتونم با ایمیلش امتحان کنم، ولی...
با یه حساب غیرقابلردیابی ثبتنام کرده.
نمیدونم چی رو مخفی میکنه...
ولی کارش رو خوب بلده.
پس چطور پیداش کنیم؟
باید دربارهٔ شین بیشتر تحقیق کنیم
تا ببینیم چقدر به هم مربوطن.
(باز داری همین کار رو میکنی. دست از خودتخریبی بردار.)
(خودش انتخاب کرد که خودش رو بکشه.)
(برای کسی که بقیه رو قربانی میکنه دلم نمیسوزه.)
(قسم میخورم پلیس نمیتونه پیدامون کنه.)
(هیچ مدرکی ندارن. چطور میتونن پیدامون کنن؟)
(خودت میدونی من چقدر واردم. اصلاً نگران نباش.)
شین و kidkit727 هیچ ارتباطی با هم ندارن.
چطور ممکنه؟
میزان استفادهٔ شین از تلفن همراه و کامپیوترش رو بررسی کردم.
از فناوری سر درنمیآورد.
فقط برای بازی آنلاینِ گو وارد اینترنت میشد.
همسرش هم همینطور. اهل هکوهکبازی نیستن.
از نحوهٔ نوشتن پست توسط kidkit727،
متوجه چیز عجیبی نشدید؟
'عجیب؟'
انگار لایحهٔ دفاعیای بود که برای متهم نوشته شده.
وکلای مدافع شین
و kidkit727 ممکنه با هم ارتباط داشته باشن.
بیشتر دربارهاش تحقیق میکنم.
ولی سرنخ امیدوارکنندهتری دارم.
یون جیاون، خواهرت.
میخوام تلفن همراه خواهرت رو بررسی کنم.
(کارت دانشجویی یون جیاون)
(یون جیاون، خوب میشناسمت. مدتیه زیر نظرتم.)
(فقط صبر کن. نقابت رو از صورتت میکشم.)
(پس حتی فکرش رو هم نکن که
(چرت نگو. جیاون، به کاری که کردم افتخار میکنم.)
(دروغ گفتی تا یکی رو بیگناه گرفتار کنی. حاضرم بمیرم، ولی بیشرم نباشم.)
(فرستنده: جیاون: میخوای خودکشی کنم؟)
اینجا چی کار میکنی؟
اوضاع داره بهتر میشه.
- یه آدرس آیپی دیگه پیدا کردم. - از کجا؟
کره.
پس میتونی مکان دقیقش رو پیدا کنی.
این دفعه دستش رو شد.
ولی اونقدر احمق نیست که خودش رو لو بده.
آدرس آیپی رو داریم. پس چرا نمیتونیم مکانش رو پیدا کنیم؟
چهار تا ایمیل فرستاده
و سه تا آدرس آیپی از خودش به جا گذاشته.
دو تای اول یه آدرس دارن.
دو تای آخر ندارن.
برای وصل شدن به اینترنت از وایفایهای مختلف استفاده شده.
برای فرستادن ایمیلها مدام جاش رو عوض کرده.
میتونیم حداقل محدودهش رو مشخص کنیم؟
دو تای اول از هانامدونگ فرستاده شدن.
سومی از اوکسودونگ.
چهارمی از سونگسودونگ.
ولی ورود به وایفای با یه سیمکارت اعتباری انجام شده.
نمیتونیم ردیابیش کنیم.
- پس... - ولی...
یکیشون رو میشه بهراحتی پیدا کرد.
'یکیشون'؟
پشت اکانت kidkit727 دو نفر هستن.
از کجا میدونی؟
خب، اسم یکیشون رو میذاریم 'هفت'.
بر اساس آیدیاش، kidkit727.
اسم اون یکی رو هم میذارم 'موش'.
هفت احتمالاً مغز متفکره
و پست و ایمیلها رو نوشته.
موش هم احتمالاً پشتیبانی فنی رو انجام داده،
ولی شاید بپرسی،
'بر چه اساسی؟'
پست گذاشتن
و ایمیل فرستادن به شکل کاملاً متفاوتی انجام شده.
یکیشون خیلی ضعیفتره.
پس منظورت از اینکه میتونیم راحت پیداشون کنیم چیه؟
کاربرهای گلکسیِ مدرسهٔ جیاون رو پیدا میکنیم.
سون یکی از اونهاست.
ولی صبر کن.
یعنی میگی یکی از همکلاسیهای جیهاون این کارو کرده؟
جواب توی ایمیل سونه.
خودت بهش فکر کن.
فکر میکنی چرا سون عجولانه از جیهاون اخاذی کرد؟
میتونست صبر کنه تا رت
اون رو مخفیانهتر بفرسته.
سادهست. سون آدم عجولیه.
سون نتونست خودش رو نگه داره.
آخرین جملهٔ ایمیل اول چی بود؟
'بعد از این دیگه هیچوقت لبخند نمیزنی.'
آدما وقتی حرف میزنن یا مینویسن
No comments yet. Be the first to leave one.