The first 200 lines.
شیکاگو،آماده ای؟
هیولای جشن، تو هم آماده ای؟
خانم ها و آقایان
خوش آمد بگین به
! ایلایزا
ممنون
ممنون
!شیکاگو
ممنون
ممنون که منو دعوت کردین
میخوام موضوعی رو با شما در میون بزارم
دو نوع خُماری وجود داره
یه نوع خماری هست، روز بعدش که بیدار میشی
چی شد؟ از رو شلوار دست زدم به چیزش
عیب نداره،چیزی نشد و بعد
نوعی از خماری هست که هر اتفاقی شب قبل افتاده
تقصیر تو نبوده،اصلاً
چون اصلاً از نظر ذهنی حاضر نبودی
چون تو نبودی پشت فرمون
!هیولای جشن بوده
هیولای جشن#
آره
محض اطلاعتون میگم،هیولای جشن پشت مغزتون میخوابه
واسه کسانی که با استند آپ های من آشنایی ندارن
پشت مغزتون میخوابه
روی کوهی از خرت و پرت
و حسرت ها و مجله های تایگر بیت منتظر میمونه
برای بهترین فرصت
همونجا پشت مغز
...خواب خرمگس میبینه
چنینگ تیتوم مثل کره می مونه
...بیدار میشه
...وقتی میشنوه که میگی
شاید فقط یه پیک زدم
فقط یکی
چون باید صبح زود بیدار شم
اون ساندویچ رو از تو آشغالا بخور
به دوست پسر سابقت پیام بده بگو دوسش داری
!بعد گوشیتو خاموش کن
هیچ گونه همدردی از طرف هیولای جشن نمیشنوی
روز بعد خبری ازش نیست
بگه خدایا،خوبی؟ چیزی میخوای بیارم واست؟
!نه
به یه ورش هم نیست
طرف های ساعت سه صبح که بشه دیگه خبری ازش نیست
وقتی سگ مست پشت اوبر نشستی
خودتو میچپونی پشت ماشین
بزرگ ترین درست آورد امروزت این بوده که نمُردی
همه این لحظه رو تجربه کردیم
رفته بودی مشروب بزنی سر و صدا بوده
مردم داد میزدن،میرقصیدن یه آمبولانس دزدیدی شب دیوونه کننده ای بوده
همه این لحظه رو تجربه کردیم تو اون لحظه های محاصره ی مستی
وقتی تو ماشین میشینی و در رو میبندی
و برای اولین بار تو کل شب همه جا ساکته
با خودت میگی :خدایا شکرت زنده موندم
بعدش میگی، الان بالا میارم
!ماشین داره با سرعت میره،سگ تو روحت
سعی داری نگهش داری
!شیشه رو میدی پایین،میگی خیلی باد میاد
!شیشه رو میدی بالا،چقدر من
شیشه رو که میدی بالا موهات گیر میکنه !نه
میزنه بالا میرسه اینجا
سعی میکنی رو هرچیزی تمرکز کنی که حواست پرت شه
به رادیو گوش میدی
برای اولین بار تو زندگی داری توجه میکنی
به کلمات آهنگ پیتبول
...اینطوری
#اونو،دوس ترس. # باشه فهمیدم
به هیولای جشن که نگاه میکنی میبینی داره حال میکنه سرشو از پنجره کرده بیرون
وقتی میفهمی کار هیولای جشن بوده
نسبت به حالتی که فردا صبح بیدار میشی
البته اگه بیدار شی
وقتی هیولای جشن پشت فرمون باشه رو مبل بیدار میشی
تخت سوسول بازیه رو مبل بیدار میشی
تا حالا جوری بیهوش شدین
که رد بالش رو صورتتون بمونه؟
رد بالش#
بیدار میشی،نمیدونی کجا هستی نمیدونی کجا بودی
مچتو که نگاه میکنی کلی مهر ورود به کلاب روش زده
سعی داری تیکه های شب قبل رو پشت هم بزاری
مثل فیلم مومنتو
نمیدونی چه خبره
اینستا رو نگاه میکنی یه عکس تار میبینی
که از این زاویه از خودت گرفتی
من و سه تا دختر تو دستشویی زیرش هم نوشتم گروپ دخترا
کین اینا؟
نمیدونم ولی فکر کنم الان تو گروهشونم
اصلا نمیدونی شب قبل چیکار کردی
وقتی هیولای جشن کارتو میسازه از رو مقدار خوابت معلومه
اون روز من پونزده ساعت خوابیدم
اینقدر خوابیده بودم خشک شده بودم
شده بودم یه تیکه سنگ
تا حالا بیهوش شدی
که کل وزن بدنت بیوفته رو دستات
نه خونی میره داخل نه بیرون دستت سیاه شده
اینقدر خوابیدم،نزدیک بود بمیرم
نزدیک ساعت چهار صبح بود
روحم گفت : میخوای من برم!؟
انواع مستی داریم
بعضی ها فکر میکنن باهوش تر میشن بعضی ها میخوان فقط حرف بزنن
یه مثال لاتین هست که میگه این وینو وریتاس که معنیش میشه در شراب حقیقت نهفته است
واسه همین دخترا که مست میشن اینطوری میشن
میشه یه راز بهت بگم؟
"من گردن ندارم"
من وقتی مست هستم زیاد اشتباه نمیکنم
ولی نگرانم وقتی تصمیمات احمقانه میگیرم بنا به یه سری دلایل
تو گروه دوستام،آلفا منم
من تصمیم میگیرم چیکار کنیم،معلومه
من رستوران انتخاب میکنم بار انتخاب میکنم چون کسی اهمیت نمیده
تصمیم اصلی رو من میگیرم
و چیزی که نگرانم میکنه اینه که اگه من وقتی مستم کار های احمقانه کنم
...چه امیدی برای گوسفند هایی که من چوپونشونم میمونه
اینم از مثال
این داستان یه همچین شبیه
رفته بودیم بیرون و همگی
مست پاتیل بودیم
نوعی از مستی که حتی نمیتونی بخونی
بعد متوجه میشی تو محله ی چینی ها بودی
مستی تو محله ی چینی ها#
راستش،میدونی گند زدی تو محله ی چینی ها هستی و میتونی بخونی
اسرار باستان،زیادم پنهان نیست
مستیم و تو محله ی چینی ها میچرخیم و میریم تو یه بار
ترجیح میدم بگم کلاب چون سی و سه سالمه
چون دی جی داشتن و همه میرقصیدن منم یکم اکلینی بودم
شاید واستون سوال شده که ایلایزا چرا اکلینی بودی؟
بهتون میگم،شیکاگو
چون پسری که باهاش قرار داشتم دیر رسید منو ببره !آقایون
اینو باید درباره ی خانم ها بدونین
وقتی آماده میشیم یه لیست کار داریم که انجامش میدیم
که به نهایت جذابیت برسیم
نه تنها سطح بلکه آخرته زیبایی وجود داره
که خانم ها بهش میرسن وقتی آماده میشن
و هر دقیقه که دیر میکنین
یه دقیقس که ما بیشتر به خودمون شک میکنیم
با آرایشمون ور میریم و طبق این فرایند همینطوری زشت تر میشیم
همینطور که زمان میگذره
یه بار کسی که باهاش قرار داشتم یه ساعت دیر کرد دُم در آوردم
این پسره خدارو شکر فقط نیم ساعت دیر کرد
اومد داخل من رو زمین افتاده بود لوازم آرایشی همه جا ریخته بود
یه برق لب دستم بود
!اینطوری،من خیلی خوشگلم
"فرار کن"
مشکل اینجاست که زمان زیاد داریم
واسه همین بهش شاخ و برگ میدیم به خودمون شک میکنیم
اکلینه رو همون موقع پیدا کردم
نیومد که عه،این چیه!؟
بعدش فهمیدم اکلین آرایشی نبوده،چسب بوده
ولی گفتم بزنم به صورتم خوشگل شم
تا حالا همچین حسی داشتی بتونی به درد بخورش کنی
تا حالا این حس رو داشتی که چون گند نزدی
باید یه گند بزرگ بزنی؟
میگی من میتونم شلوار توری بپوشم چون رفتم دانشگاه استنفورد
انگار بنا به دلایلی عیب نداره
منم همین حسو نسبت به اون اکلینه داشتم
فقط یه کوچولو میزنم
یکم وقت دارم،یه کوچولو میزنم
یه چیز باحال، میدونین از نزدیک چطور دیده میشه؟ انگار مریض شدی چشمات قرمز شده
از نزدیک
پنج دقیقه که گذشت گفتم شاید بهتره به گونه ها هم بزنم
اینطوری وقتی داریم میرقصیم
!و نور که بخوره بهش مثل انیمه ی ژاپنی میشه
ادامه بده،ادامه بده
پنج دقیقه بعد شاید یکم بیارمش پایین تر
یکم هایلایت بدم به چونم که فکر کنه خوب غذامو میجوم
پنج دقیقه بعدش،کل بدنم برق میزد حالا
شبیه منور شدم و در مکان عمومی راه میرم
رفتیم تو یه بار، و یکی از سخت ترین چیز ها در خانم بودن
...به جز همه چیزش اینه که
سخته خب
اینه که همیشه با خودت درحال جنگی
با وزنمون ،رنگ مو و چین و چروک
دقیقه به دقیقه درحال درست کردن سوتین و مو
و شورت و آرایش هستین
و سیبیلاتون، آره گفتم
همیشه یه کاری میکنین
چون اگه یه چیزی درست نباشه شبمون خراب شده،اسکات
یه بار بدون ریمل مژه و ابرو از خونه زدم بیرون
وسط بزرگ راه دور درجا زدم ! نه
با این چشم ها جایی نمیرم
همه چیز باید بی نقص باشه خیلی خسته کنندس
دختر بودن خسته کنندس
آیا میدانستین یه نکته ی علمی که تو راهه اومدن ساختم
اینه که خانم ها هر شب چهار دقیقه دارن که
هر شب چهار دقیقه
که مغزمون یه پیام به بدنمون میفرسته میگه
همه چی درسته اینقدر دستمالیش نکن
هر شب چهار دقیقه
مغزت به بدنت میگه
تعادل ایجاد شد
بقیه ی روز هرج و مرجه
همه چیز باید بی نقص باشه رفتیم تو بار و اولین فکر من
!باید خط لبم رو درست کنم،حالا
من اصلاً خط لب نمیزنم
ولی تو اون لحظه،باید انجام میشد
در اون لحظه به این باور رسیدم که
خط لب چیزیه که بین من و خوشبختی وایساده
باید یه مداد لب برمیداشتم و یه خط دور لبم میکشیدم
مجبور بودم
خوبه شما خندیدین کارولینای شمالی کسی نخندید
باید خط لبمو درست میکردم در همون لحظه
No comments yet. Be the first to leave one.