Specials

Release info

백일의 낭군님 100 Days My Prince E04 Per Sub (شوهر صد روزه)
A Commentary by EXO_Silver_Ocean_Team
@exo_persian_sub

Tags

other
Published on: 2018-09-19
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

دستتو کجا داری میذاری؟ بکشش کنار

نمیخوام لمست کنم

فقط دارم سعی میکنم دستمو آزاد کنم

باید درش بیارم تا بتونم کاری کنم

ولش کن. تکون نخور همینجوری بمون

اینجوری نمیتونیم‌ از اینجا بریم بیرون

پس‌ میخوای چیکار‌ کنیم؟

باید باهم غلت بزنیم

با شماره سه بچرخ

1, 2, 3

صبر کن

من...نمیخوام قل بخورم

چی؟- ...من-

میخوام‌ همینجوری بمونم

چی؟ مگه نگفتی معذبی؟

الان نکنه داری با این وضعیت حال میکنی

...پشت سرت

یه موشه- چی؟-

آروم آروم‌ داره میاد اینطرف

الان زل زد تو چشمام حالا باید چیکار کنم؟

ای بابا. فقط یه موش کوچولوئه

همین موش میتونه یدفعه بپره رو صورتم

خوب واسه همین باید قل بخوریم- نه همچین چیزی نمیشه-

فرش از سمت راست لوله شده

...ما اگه به چپ غلت بزنیم- موشو له میکنیم-

از این که بپره رو صورتت بهتر نیست؟

از دوتا گزینهِ ممکن متنفرم- !بدو قل بخور-

نه عمرا

1, 2, 3!

چرا انقد طولش دادین؟

خوب چی شد؟ تونستین جلوشونو بگیرین؟

بهتون‌ که گفتم لازم‌ نیست نگران‌ باشین

اینکارا واسه ما عین آب خوردنه

بهشون آسیب که‌ نزدین؟

نه بابا

ببندشون به هم

خوب! با چی ببندم؟

مگه طناب نیاوردی؟

نگفتی بیارم که

چیکار کنیم؟ الاناس که به هوش بیان

یه کار درستم از دستت برنمیاد، نه؟

چطوره به جاش از این استفاده کنیم؟

الان اون دوتا خیلی دارن باهم حال میکنن

راستی

اگه بازم تو همچین چیزایی گیر کردین بیاین سراغمون

عمرا بذارم پاشونو از این جنگل بیرون بذارن

حتما، حتما

هونگ شیم

خوبی؟ چیزیت نشد؟

پدر

شما از کجا فهمیدین ما اینجاییم؟

نگران بودم،واسه همین دنبالت اومدم

خوب چی چیشد یدفعه؟

هیچی نشد. نگران نباشین

یعنی چی که هیچی نشد؟ من یه نفرو کشتم

چی؟ یه نفرو کشتی؟

چی داری میگی؟

آدم کشتی؟

با پشتم یه موشُ له کردم

تابحال همچین کار وحشتناکی نکرده بودم

همه این اتفاقا واسه اینکه میخواستی بری روستا بالایی افتاد

اگه‌ میموندین تو خونه لازم نبود کسی رو بکشه

!همش‌ تقصیر توئه

واسه چی راضیم کردی بریم‌ اونجا؟

بخاطر خودم که نبود

داشتیم‌ می رفتیم پولِ تو رو بگیریم

من به اون‌ پول احتیاجی ندارم

پس دیگه زیر گوشم‌ نخون که بریم روستای بالایی

راست‌ میگه

فکر خوبیه

تو دیگه اهل روستای بالایی نیستی

دیگه خونه ات اینجاس تو روستای سونگ جو

خوبه. دیگه بریم خونه

زود باش

پاشو بریم‌ وون دوک

نمیخواد. ممنون

...این

پنکیکِ گوشت‌ موردعلاقه ولیعهده

غذای مورد علاقه شما هم هست

شنیدم اشتهاتون کم شده

به خاطر همین گفتم آماده اش کنن

چطور تونستی انقدر بی فکر باشی؟

ما هنوز نمیدونیم اون زنده اس یا نه

همین کافی نیست که اشتهامو از دست بدم

و واسم پنکیک گوشت سرو میکنی؟

نباید به سلامتیتون آسیب بزنین

.‌‌..ولیعهد سالم و سلامت برمیگردن

واقعا منظورت همینه؟

مطمئنی نمیخوای برگرده؟

پدر

شما هم اینطوری فکر میکنین؟

"...برای اینکه شاهزاده سو وون ولیعهد بشه"

"ملکه بلایی سر ولیعهد آورده"

...هر بار که اتفاقی برای ولیعهد میفته

همه به‌ من شک‌ میکنن

وقتی از اسب افتادن و آسیب دیدن

...همه گفتن

به خاطر طلسم من بوده

نه

اینطور نیست

...مادر ناامیدانه میخوان

ایشون صحیح و سالم برگردن

...ایشون‌ گفتن میترسن

...به عنوان یه توطئه گر بهشون شک‌ کنن

و همین زندگی منو به خطر بندازه

لطفا احساساتشون رو درک‌ کنین

من خیلی حساس شدم و زیاده روی کردم

ملکه

لطفا از حرفم ناراحت نشین

سرورم

گشتن کوه ها فایده ای نداره

...چون جسد نگهبان ولیعهد

در این‌ نزدیکیا پیدا نشده

ممکنه به یکی از روستاهای اطراف رفته باشن

پادشاه دستور دادن مخفیانه کارو پیش ببریم

باید به همه راهای ممکن فکر کنیم

...اجازه بدین‌ نقاشی ای از صورت ولیعهد بکشم

و بین روستاها دنبالشون بگردم

تو یه نگهبان ساده ی قصری

چطور جرئت‌ میکنی نظر خودتو به من تحمیل کنی؟

...اگه بخاطر گسترده شدن محدوده گشتن ما، ایشون مریض بشن

و زمان بیشتری طول بکشه تا پیداشون کنیم چی؟

تو مسئولیتشو قبول میکنی؟

عذر منو بپذیرین

تو گشتن دقیق تر باش

زیر تک‌تک سنگا و بوته ها رو بگرد

اطاعت میشه

نمیخوام برم

چرا نمیخوای؟

...این‌ که‌ من یه یتیمِ بی پولم

داره افسرده ترم‌ میکنه

وقتی افسرده میشی باید یه تکونی به خودت بدی

از اونجایی که دیشب نتونستم خوب بخوام خیلی خسته ام

ولی انگار راحت خوابیدیا

نمیتونم دستمو تکون بدم‌ چون هنوز کامل خوب نشدم

...خوب

انگار‌ خیلی بهتر شدی

این یکی دستم آسیب دیده

کلی بدهی داریم که بدیم

اگه مثل سگم کار کنیم، باز کمه

نمیخوام‌ انقدر زیاد‌ کار‌ کنم

چیزای دیگه رو نمیدونم

ولی باید پول غذای خودتو در بیاری

من غذا نمیخورم

...مرتیکه- بسه دیگه-

اه

حتما دیشب خیلی بهت سخت‌ گذشته

جفتتون باید تو خونه استراحت کنین

خودم به جاتون میرم

...حواست به پشکلا باشه

طنابا رو هم بپیچ

میدونم بابا

تازه عروس! چرا همچین قیافه ای به خودت گرفتی؟

انقدر احمق نباش و از این سوالا نپرس

قشنگ معلومه دیشب کم خوابیده

چه مدلیاس؟

شبا همه فن حریف میشه یا روزا؟

هیچکدومشون نیست

نه شب به درد میخوره نه روز

وای خیلی حسودیم میشه

تونستی با همچین‌ مرد جذابی ازدواج کنی

ولی بازم داری غر میزنی

نذار شروع کنم

آقا گدا از آب در اومده

غیر بدنش هیچی نداره

تازه فهمیدی؟

فکر میکردم خیلی وقته باهمین- همینو بگو-

میدونستم

ولی هرچقدر بیشتر بهش فکر میکنم بیشتر اعصابم خورد میشه

با دیدن همچین قیافه ای اعصابتم خورد میشه؟

اگه من جات بودم از خوشحالی تو بوق و کرنا میکردم

منم همینطور

بوق و کرنا‌ به‌ یه ورم ترجیح‌ میدم روش فین‌ کنم

چیشد؟- خوبی؟-

خدایا

نشونه‌ نحسیه؟

حالت‌ خوبه؟

فقط منم که تو این خونه معذبم؟

نظر تو چیه؟

فایده ای نداره، هرچی نگاه میکنم بازم راحت نیستم

!وون دوک

!وون دوک

وون دوک‌ چرا جواب نمیدی؟ خیلی رو اعصابی

!وون دوک نمیتونم به این اسم عادت کنم

تو هم به نظرم خیلی عجیبی

رعیتی ولی عین اربابای هانیانگ‌ حرف میزنی

اینطور به ‌نظر میاد؟

پس شاید یه ارباب هانیانگیم

چه خبره؟ تو روز روشن مست کردی؟

چرت و پرت نگو و لباس عروسیتو پس بده بهم

ای بابا، نمیتونم با بی ادبیت کنار بیام

اون کفشارو هم بده

این یکیو نمیدم

باید بعد عروسی پسشون بدی

بدشون به من- میخواستم کفشای حصیری پام کنم-

ولی راحت‌ نبودن

واسه همین باید این‌ کفشا رو پام کنم

اونا جزو اموال دفتر حاکمن

نمیشه چون دلت میخواد بپوشیشون که

بدشون به من- چقدر آزاردهنده-

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left