The first 174 lines.
.باورم نمیشه پنججای مختلف دست رد به سینهمون زدن
.چون نمیتونیم سن واقعیمون رو بهشون بگیم
.ولی حداقل تونستیم قبل بستن بریم لباس بخریم
.این ژاکت خیلی گرمه
.یه جورایی متاسفم
.نه. اولین لباس ستیه که خریدیم
.آره
خب حالا چیکار کنیم؟
امم، اینجا اتاق اجاره میدین؟ -میتونیم شب رو
.امروز تعطیله
.که اینطور. ببخشید که مزاحم شدم
.همم، گمونم یکم زیادی مثبتاندیش بودیم
.دیگه با آخرین قطارم نمیرسیم
!ببخشید
.از دست تو، سوتسون، همهش داری عذرخواهی میکنی
.نگران نباش
.در بدترین حالت، تا صبح توی ایستگاه منتظر میمونیم
.هی، برگردین
.اگه فقط جای خواب میخواین، میتونین بمونین
و-واقعا؟
ما هنوز زیر سن قانونی هستیما؟
!لازم نیست بدونم
.فقط بیاین داخل
قسمت⭐22 .دربارهی افکار من درمورد رمز و رازها مقدس زندگی
!خوشمزه است
.امروز تعطیل بود، پس فقط همینو میتونم بهتون بدم
!فقط همین؟ از نظر من که خیلی خوبه
!این برنجم عالیه
.واقعا؟ خب، تا دلت بخواد برنج داریم
میزنی؟
.اه، نه، ممنون
به عنوان یه پسری که شب داره توی خیابون .میپلکه، مسئولیت پذیری
از خونه فرار کردین یا چی؟
.اه... نه، فرار نکردیم. ولی از کمکتون ممنونیم
.ببخشید که توی روز تعطیلتون مزاحم شدیم
.عیبی نداره، حوصلهم سر رفته بود
.عیالم چند وقت پیش گذاشت رفت .و منم نمیتونم تنهایی اینجا رو بگردونم
منم باید بخندم؟
و-ولی اگه برنگرده، بد نمیشه؟
.چیزی نیست! همیشهی خدا اینجوری میکنه
همیشه؟
خب شما دوتا زوجین؟
،تو که خیلی خوشگلی چرا با همچین پسر بدبخت و ضایعی قرار میذاری؟
بذار حدس بزنم، اون اولین عشقته، مگه نه؟
.چی؟! بله
ناموسا چرا با این یارو قرار میذاری؟
...منم اینجاما
...ولی جوونای امروزی
،عشق اول من مال یه قرن پیشه .الآن که شما رو میبینم، بهتون حسودیم میشه
!بهتره ازش لذت ببرین
.اوه، زودتر اومدی بیرون
.آره
.پیرمرد انقدر فک زد تا از حال رفت
.حرفای بدی میزد، ولی آدم خوبیه
.حتی برامون حمومم آماده کرد
.واقعا از حموم سربازش خوشم اومد
.دلم نمیخواست بیام بیرون
!اوه. من میرم چند تا نوشیدنی بیارم
.باشه
میخوام با سوتسون بخوابم
!وای! چقدر ستاره توی آسمونه
.آره
چـ چی شده؟ سردته؟
.نه، فکر کنم هم گرممه هم سرد
!وایسا! اینکه از علائم سرماخوردگیه
!صبر کن الآن لحافو میندازم
!زودباش بیا
...باشه
.ممنون، سوتسون
سوتسون؟
.نوشته بودی میخوای با من بخوابی
اه، دیدیش؟
.آره
.اگه سرما خورده باشی، این دفعه، من ازت میگیرمش
.مثل اولین باری که هم رو دیدیم
.یادش بخیر
...اولش، قبل از اینکه بشناسمت، فکر میکردم
.آدم وحشتناکی هستی
.خیلی بدی
.نه، فقط داشتم متوجه میشدم چقدر زیبایی
...راستش
.یه جایی توی قلبم، میدونستم
.این دختر آسم نداره
.ولی میترسیدم
.میترسیدم که حقیقت رو بفهمم
.نمیتونستم خودمو راضی کنم با اون درد روبهرو بشم
...میتونم
شکلش رو بیاد بسپارم؟
.دوستت دارم
.هزار برابر بیشتر از وقتی اولین بار دیدمت، دوستت دارم
سوتسون؟
.منم همینطور
...اوه پسر
!...این دیوونگیه
!انگار تکتک سلولای بدنم دوباره متولد شدن
!ببین، معذرت میخوام
.لطفا برگرد
چی؟
!د... دوستت دارم
هی! چرا فالگوش ایستادین؟
.ا-امیدوارم همسرتون برگرده
!خفه شو و بخور
خب... چقدر بهتون بدهکاریم؟
.ها؟ هیچی. من کاری براتون نکردم
.چه بودین چه نبودین اون غذا رو درست میکردم
...و-ولی ما نمیتونیم
.خب، باشه. نفری 1000 ین میگیرم
!چی؟
.خیلی ممنونیم. حتما یه روز جبران میکنیم
.نگرانش نباشین، ولی بازم بیاین
.آشپزی زنم از من بهترـه
.ماه بعد یا سال بعد یا هروقت دلتون خواست بیاین
اوه، اینو ببین، سوتسون؟
دیدی؟
.اه، آره
.داشت به من نگاه میکرد
.یه جورایی بامزه است
.نوشته جاکلیدی بودای بزرگ
!سوتسون، بیا دوتا بخریم و باهم ست کنیم
.میدونی، بعضی وقتها سلیقهت خیلی عجیب میشه
جدی؟
.قطار به زودی به ایستگاه میرسد .لطفا در پشت خطهای سفید بایستید
.خب، توی مدرسه میبینمت
.باشه
.خب... بعدا میبینمت
.باشه
یه شب بیرون از خونه؟
.به نفعته بهونهی خوبی داشته باشی
.میرم لباس عوض کنم
!وایسا
!به تو ربطی نداره، چیکا
!دیگه نباید اون یارو رو ببینی
.دیگه از شنیدنش خسته شدم
!این فرق داره
.حالا بخاطر خودش میگم
چیکار میخوای بکنی؟
به نظرت وقتی تو بری چه بلایی سرش میاد؟
...دیگه سعی نکن خاطره بسازی
.و از زندگیش بیا بیرون
.مسئولیتش برات خیلی سنگینه
چی؟ فقط یک ماه دیگه با ایگاراشی سان وقت داری؟
.آره
.ببخشید. نمیدونستم
!حتما... حتما سخت بوده! گمونم هنوزم سخته
.آره. پس شرمنده یکم مضطرب بودم
.امیدوارم این ماه آخرم پیشمون باشی
.حتما
.و اینکه، ما انجامش دادیم
چی؟
!چی؟ چی؟ چی؟
.ببخشید، جا خوردم
خب... چطور بود؟
.معمای مقدس زندگیم رو حس کردم
!چی؟
...نکنه
.چـ چیه؟ همهچیز کاملا عادیه
!دروغگو! یه اتفاقی افتاده، حرف بزن
!بس کن! چرا جنی شدی؟
.آریسا غریزهی خیلی خوبی داره
.اگه بهش خیانت کنم درجا میفهمه
جان؟ یعنی از الآن نقشه کشیدی بهم خیانت کنی؟
!حرف توی دهنم نذار
!همینو گفتی
.شما دو تا عوض بشو نیستین
.اینجوری حس میکنم همه چیز امن و امانه
بالاخره انجامش داد، مگه نه؟
.منم همین فکر رو میکنم
.خیلی ضایع است. زیادی ضایع است
چی؟
چی؟ سوتسوی، تنهایی؟
...آره. میخواستم با هم بریم خونه، ولی
.گمونم کار براش پیش اومده
خب، مدت زیادی گذشته. میخوای با هم بریم؟
.آیادو سان هم سرش با جلسهی نمایندهها شلوغه
No comments yet. Be the first to leave one.