The first 200 lines.
بخش دب اکبر سلسله ی سونگ
قسمت 11
یونگ جِنگ گفت
یانگ داچی قبل از اینکه بمیره
به خاطر تهمت های یان شی وی
ناراحت بود
ولی من اینو نشنیدم
چون می
ما از یکی میدزدیم که به بعدی بدیم
دوباره
و دوباره
بلاخره یک روز باید پسش بدیم
طبق گفته ی چون می
یانگ داچی اون شب مست بود
قبل از خواب خیلی گریه کرد
بعد چون می رفت آشپزخونه
که براش سوپ هوشیاری بیاره
وقتی برگشت
در از داخل قفل شده بود
فکر کرد یانگ داچی میخواد تنها باشه
به خاطر همین گذاشت رفت
پس تو میگی
یانگ داچی از یکی دزدیده بود که به بعدی بده
و باید بلاخره یه روز همشو پس بده
اینا آخرین حرفاش بود
ولی منظورش از بدهی چیه؟
خودت چی فکر میکنی؟
یان شی وی راست میگفت
یانگ داچی اختلاس کرده بود
بی شک در پروژه های یانگ داچی
مشکلاتی بود
خوبه
بیا بریم بیشتر تحقیق کنیم
چطوری؟
ما برای بررسی حساب های زیرنظر اون درخواست دادیم
!فقط گفتنش راحته
نخست وزیر وِی لین مسئولیت
ساختن معبد یوچینگ
و مراسم ختم امپراتور در کوهستان تای رو به عهده داشت
چطور میتونیم آزادانه دربارش تحقیق کنیم؟
چطوره دوباره بریم خونه ی یانگ؟
...ولی یائو گوانگ
اونو ولش کن
کار مهمتره
باشه
چی شده؟
هیچی
بریم
لیو شو فنگ چطور جرات میکنی
باز تایسویی رو ببری اون فاحشه خونه؟
!خواهر کای یانگ
!خواهر کای یانگ
به من یه سلاح قرض بدید
هر چی باشه خوبه
سلاح برای چی میخوای؟
که به ون چو یه درس حسابی بدم
برام مهم نیست اگه خودش میره فاحشه خونه
اما حالا تایسویی هم با خودش برده
میدونی
گاهی اوقات
قدرتم کار نمیکنه
اگه کار نکنه
نمیتونم حریفش بشم
داری میگی لیو شو فنگ دوباره داره تایسویی رو میبره فاحشه خونه؟
شما نمیدونی
دفعه ی قبل که ما داشتیم تحقیقات انجام میدادیم
اون داشت با دخترای عمارت یانگ لاس میزد
دیشب نیومد خونه
و امروز
خودش و تایسویی خیلی مشکوک میزدن
ممکنه نشونه ی خوبی باشه؟
ون چو دوست داره دختربازی کنه
این اشکالی نداره
اما نباید در حین انجام وظیفه اینکارو بکنه
!این دیگه زیاده رویه
منم باهات میام
بریم
این دیگه کدوم افسره؟
انقدر مهمه
خیابونا هم به خاطرش خالی شده
هیچ افسری در پایتخت
به مهمی این یکی نیست
به جز استاد مذهبی دمیائو
استاد مذهبی دمیائو؟
چه از خود متشکر
داره کجا میره؟
فکر میکنی استاد مذهبی دمیائو کی باشه؟
توسط امپراتور به مقامش منصب شده
به دستور شخص امپراتور
اون کتاب آسمانی رو برای امپراتور به درست آورد
امپراتور هم معبد یوچینگ رو به عنوان پاداش بهش داد
همه ی اینا
پاداش خود امپراتوره
من اومدم استاد مذهبی رو ببینم
شاید ما هم اینطوری عمرمون طولانی بشه
!نه
فعلا بیخیالش شو. بلاخره یه روز رسواش میکنیم
!کافیه
دیگه چیزی نگو
اگه کسی صدامونو بشنوه
اگه ما رو هدف بگیره بدبخت میشیم
ببین سر یانگ چه بلایی اومد
عاقبت ما هم همین میشه
نگاهش کن
انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده
خیلی آروم و طبیعی
خیلی پوست کلفته
نه از خدا میترسه نه از شیطان
یانگ بیچاره
به خاطر این آدم خودشو کشت
ناراحت نباش
دفعه ی بعد میبرمت گلخونه
بازم؟
اونجا بهتره
اونجا فقط مردا هستن
چیکار میکنن؟
من با پیشنهادتون برای بررسی حساب ها و
اثبات گناهکاری یانگ داچی رو قبول میکنم
خوبه
ارباب
پس رفتن خونه ی یانگ برای تحقیق
خوب شد الکی بهشون تهمت زدی
...وگرنه
!میکشمش
استادش منم
بعد میره از لیو کمک میگیره؟
اصلا به من احترام میذاره؟
واقعا؟
ولی من دیدم تایسویی بیرون در منتظرت بود
اون نیومد سراغت؟
یا تو نخواستی ببینیش چون عصبانی بودی؟
چرا حداقل یکم بیشتر التماس نکرد
!بیشعور
حالا که تا اینجا اومدیم چطوره بریم کمکشون کنیم؟
!این پرونده ی منه عمرا بذارم بدون من روش کار کنن
یائو
یو یو یو
یادمه یکی گفته بود نمیخواد بیاد
حالا چی باعث شده بیاد اینجا؟
!خائن
میخواستی به من خیانت کنی؟
و منو به لیو بفروشی؟
حتما یه استخون خائن تو سرت داری
استخون خائن؟
میگی استخون خائن تو سرم دارم؟
چه جالب
...تو
بسه بسه
دعوا نکنین
همیشه در حال دعوا کردنین
انگار از بدو تولد دشمن هم بودین
ما در حال انجام وظیفه ایم
نذارید مردم بهمون بخندن
اومدی
چیزی پیدا کردی؟
واضحه که یان به قتل رسیده
ولی وقتی جسد پیدا شد در و پنجره از داخل قفل شده بودن
قاتل چطور اونو کشته و فرار کرده؟
هنوز اینو نفهمیدیم
حتما یانگ داچی درحالی که خواب بوده با ضربه یه جور سلاح مخفی تو قلبش مرده
پس قاتل حتما اینجا ایستاده بوده
من اینجا رو گشتم ولی
هیچ اتاق مخفی ای نبود
هنوز نمیتونم بفهمم
قاتل چطور از اتاق خارج شده
شروع
برادر یان
اون یان شی وی خیلی آشغاله
دست از سرم برنمیداره
برای چی اینکارو میکنه؟
برادر یانگ
نگران نباش
تو هیچ کار اشتباهی نکردی
اونم نمیتونه کاری کنه
آره آره
بیا بنوش
چون می
تو یه خدمتکاری. بلند شو. کی بهت اجازه داد بشینی؟
زودباش
بیا
اینو پر کن
نمیبینی لیوانم خالی شده؟
!هی، نوشیدنیو ریختی
!تایسویی
!ندو
!میکشمت
!کمک
!خدمتکار داره به اربابش حمله میکنه !خدمتکار داره به اربابش حمله میکنه
آره منم
!بسه
اون
اون اربابشو زد
روم نوشیدنی ریخت
اربابشو زد
روم نوشیدنی ریخت
اربابشو زد
!کافیه
اینجا صحنه ی جرمه
ادامه بدید
یانگ
No comments yet. Be the first to leave one.