The first 200 lines.
FarsiSubtitle تـيـــم ترجمــــه ي با افتـــــــخار تقـــــــــديـــــم ميـکـنـد
بين " لاک " و " بيگ دي " ، من " بيگ دي " رو ترجيح ميدم
بيگ دي " رو ميشناسيم "
بچه ها برين بيرون ، بزرگترا بايد حرف بزنن
... نه اينکه " لاک " بد باشه
اما هنوزم بايد خودش رو اثبات کنه ...
لاک " به برادرانش اهميت ميده "
... اون هميشه کنارشون بوده
و آماده براي کمک کردن بهشون هست ...
... وقتي که برادر " کواي " توي کلمبيا مرد
... لاک " جناره اش رو پس فرستاد " ...
و يه مراسم تدفين خوب براش ترتيب داد ...
... اون با برادراي ديگه خوب کنار مياد
کافي نيست
کار و حرفه ي من به يه رهبر قوي نياز داره
سوئن وان " يه تصوير متفاوته "
... بيگ دي " نشون داده که "
توانايي انجام چه کارايي رو داره ...
تموم افراد من از " لاک " حمايت ميکنن
! پليس
! هيچ تماسي نميگيريد ! کارتهاي شناساييتون رو نشون بدين
شما مضنون به فعاليتهاي " ترياد *" هستيد
چطوري ميگي اينجا فعاليت " ترياد " صورت ميگيره ؟
خانوم ها دارن " ماه-جونگ " بازي ميکنن
و بچه ها هم دارن بازي ميکنن
اينم کارت منه
آقاي " سو " ؟
" اسپارکي " ، دِد داگ " ، " دابل ايست " ، " آيس "
! " و " فت واه
بازداشتشتون کنيد
! چشم قربان
! بلند شو
تو هيچ مدرکي عليه ما نداري
اين يه گردهمايي خانوادگيه
بايد يه کاري بکني - باشه -
درخواست پوشش سر * دارم - باشه -
" بيگ دي " - " بردار " دي -
فيش هد " ، اين 200 تاست "
به عمو " کاکي " بگو بهم رأي بده
! خيلي مطمئني که انتخاب ميشي
جاي تعجب هم نداره که همه تحت تأثير قرار گرفتن
... ميتونم منم
يه قسمتي از کار رو به عهده بگيرم ؟ ...
تا وقتي که انتخاب بشم صبر کن
برادران قسم خورده بايد به همديگه کمک کنن
هيچ وقت فراموش نميکنم که مردم چطوري باهام رفتار ميکردن
اطمينان کسب ميکنم که عمو " کاکي " بهت رأي بده
اي کاش همينطور باشه
من ميتونم براي رياست کانديد بشم
... تو هم ميتوني با پول
عنوان رو بخري ...
! ديگه پودر سفيد نفروش
... پودر شستشو ، خمير مايه ي ارد برنج
! يا هم کوفته ماهي بفروش ...
! همشهري هاي تو کوفته ماهي و سيب زميني خوبي درست ميکنن
! 15دلار به ازاي هر کاسه گيرت مياد ، کسب و کار خوبيه
چي اينقدر خنده داره ؟
! غذات رو بخور
خوبه ؟
! قاشق هم بخور
بيگ دي " ، اذيتش نکن "
! فقط دارم شوخي ميکنم
کي اونقدر احمقه که قاشق رو بخوره ؟
تو مثل يه سگ از دستورات پيروي ميکني
من ميرم
با اون در نيفت
ناراحتي ؟
تا وقتي که براي خودت کسي بشي صبر کن
... " گروه "سان
... کنترل خيابون " وو سانگ " رو به دست گرفته
9555چند لحظه ي پيش از مرز عبور کرد
اول از همه مرغ رو به دست خريدار برسون ...
باشه
مرغهاي يخ زده
... من هر روز
يه کاميون پر از جنس قاچاق ميکنم
... آنفولانزاي پرندگان
نميتونه جلوي کسب و کار من رو بگيره ...
امتحان کن
... دوتا از کلوپ هاي شبانَمون رو
به گروه " لام " باختيم ...
... " گروه " وو سينگ
بايد يه کاري بکنه ...
... اگه انتخاب بشم
منطقه ي خودمون رو به "سيم شا سوي " گسترش ميدم
از عمو " فت " درخواست کن که حمايتم کنه
اون توي چين هستش
! يه مانع توي بزرگراه هستش
اون کاميون هم مواد مخدر حمل ميکنه
از يه مسير انحرافي ديگه برو
بهش بگو کمکم کنه
عمو " فت " تصميمات خودش رو ميگيره
9555از يه مسير ديگه برو
بيخيال مرغها شو
دريافت شد
به خريدارها بگو که توي تحويل اجناس تأخير هست
... " منطقه ي " بيگ دي
بازار فروش من براي مواد مخدره ...
که اينطور
اعضاي گروه " وو سينگ " به تازگي از زندان آزاد شدن
اين مسئله باعث آروم شدنشون ميشه
بايد همشون بميرن
... وقتي يکي از بازوهاي " ترياد " رو قطع ميکني
يه بازوي ديگه به جاي قبلي سبز ميشه ...
... تنها چيزي که ميخواييم ، تعادل قدرت
صلح و موفقيته ...
ترياد " دموکراتيک هست " رئيس خودش رو از طريق انتخابات برميداره
گروه " سان " راه حل ساده تري داره
قدرت از پدر به پسر منتقل ميشه
انتخابات " ترياد " يه سنت با قدمت بيش از 100 سال هستش
حواست به " وو سينگ " باشه
200تا
... " لعنت به " بيگ دي
... پول رشوه ي اون رو
سر بازي فوتبال از دست دادم ...
سر تيم منچستر يونايتد ... تيم لعنتي
بيچاره شدم
دروازه بان لعنتيشون گند زد
رئيس ، به خودت بيا
من خيلي هم هوشيارم
الان روزه يا شبه ؟
بيا ، اينم 200 تا
ممنون
کار و بار خوبيه دختره به نظر که عالي مياد
" عمو " لانگ گان
رئيس
پول کجاست ؟
بيگ دي " رأي تو رو ميخواد "
" جيمي "
اون دختره واقعاً مال منه ؟
ميتوني برش داري براي خودت
100تا؟
همش از طرف " بيگ دي" هستش
بپر
سريعتر
! سريعتر بپر
! سريعتر
لعنت به " بيگ دي " ! اون به عمو " کاکي " ، 200 تا داده و به من 100 تا ؟
! من ازش حمايت نميکنم
مياي ؟
... قبل از اينکه همه چيز رو ببازي
! دست از قمار بازي بکش ...
لاک " به بزرگترها بيشتر احترام ميزاره "
... دفعه ي قبل
پول وثيقه ي آزادي از زندانم رو از جيب خودش داد
اون از " اسپارکي " خواست که اون ملاقات رو ترتيب بده
! از اول هم اون باعث دستگيريم شد
رئيس فعلي ، " ويسل " از " وان چي " قراره بياد
به يه تازه نفس نياز داريم
لاک " آدم خودمون هستش "
بيگ دي " چطوره ؟ "
اون خوب بلده پولسازي کنه
! افراد اون دردسر ساز هستن
... وقتي که اونا داشتن کتک کاري ميکردن
... " عمو " کريپل
چيزي نگفت ...
! اون احترام گذاشتن حاليش نيست
... از افرادي مثل ما
انتظار داري که مؤدب باشيم ؟ ...
تقصير " کريپل " هستش
! اون خودش رو معرفي نکرد
تقصير " بيگ دي " نيست
من به اون رأي ميدم ، تو چطور ؟
هنوز دارم در موردش فکر ميکنم
! لعنتي
تو چطور ؟
هر دوتاشون خوب هستن
! مزخرفه
" بيگ دي "
واه " ؟ "
" بيگ دي "
هنوز فکر ميکني ؟
بسيار خب
لاک " فرد وفاداري هست ، اون تصميم داره که " ... منطقه ــمون رو گسترش بده
... همه ادعاي اين رو دارن که
! به گروه وفادار هستن ...
... و اين قضيه ي گسترش قلمرو
! گفتنش راحت تر از انجام دادنش هست ...
... " بيگ دي "
چقدر بهت رشوه داد ؟ ...
چي گفتي ؟
ميدوني چي گفتم
! لعنت بهت
چي ؟
چايي آمادَست
چايي آمادَست
! مراقب باش
شوخي کردم
هنوز تموم نکردي ؟
اون داره پير ميشه
لباس قبليت زيادي تنگ بود
دکمه هاي طلايي
فقط يه لحظه صبر کن
... مطمئن شو که
براي دوختنش از بهترين الياف استفاده ميکني ...
اين رو براي فردا لازمش دارم
40تا ميز
بريم
و بزرگترين سالن رقص رو هم ميخوام
... يا اينکه ميرم
No comments yet. Be the first to leave one.