The first 200 lines.
بولگاسال: ارواح جاودان
تيم ترجمه ی مجله آفتابگردان، تقديم مي کند
...ششصد سال پیش در این سرزمین
موجوداتی زندگی میکردن که انسان نبودند
اونها هیولا بودند
بیشمار هیولای آدم خوار وجود داشت
...اما الان
تمام هیولاها ناپدید شدند
بجز من
من آخرین هیولای بازمانده هستم
من نه میتونم کسی رو بکشم و نه میتونم بمیرم چون من بولگاسال هستم
...برای پایان دادن به این نفرین جاودانگی
ششصد سال دنبال تو میگشتم
...اگر ششصد سال پیش
...اون روز تورو نمیدیدم
قسمت اول
اواخر دوره ی گوریو
فکر کنم ما باید برگردیم
وقتی قحطی هست کجا میتونیم بریم؟
دزدای دریایی ژاپنی به سرزمین ما حمله کردن و سوزوندن نمیتونیم برگردیم
حتی به روستاهای کوهستانی هم رسیدن ارتش داره چیکار میکنه؟
چیزی که بیشتر از همه باید نگرانش باشیم، هیولاهان
اون هیولاها همه جا هستن
دزدای دریایی ژاپنی و هیولا ها
گوریو محکوم به فناست، قطعا محکوم به فناست
شنیدی؟
میگن اون هیولای جسد خوار، جوماگو، تو این مسیر بالادسته
بس کن دیگه، میخوای من شلوارمو از ترس کثیف کنم؟
کجاست؟
اون چی بود؟
صدای چی بود؟- ...چه-
بجنب- یا خدا-
هی- اون دیگه چه کوفتیه؟-
...اون- اوه، نه-
کجا داری میری؟- چیکار کنیم؟-
برو یه غلطی بکن- اوه، نه-
خدایا اون چیه؟- عزیزم-
عزیزم- ساکت شو-
هممون رو به کشتن میدی
جوماگو
جوماگو
...این بچه رو بگیر
...این بچه رو بگیر
...این بچه رو بگیر
اون چی بود؟- عزیزم-
عزیزم
چیکار داری میکنی؟
میتونست زنده زنده بخوردت
این بجه نفرین شده ست
نباید متولد میشد
یولگاسال میاد بچه مون رو پیدا میکنه
نه، نه عزیزم
لطفا بیدار شو
بولگاسال دنبالمونه- عزیزم-
بولگاسال داره میاد
...بولگاسال- اوه، نه-
به خودت بیا- بولگاسال داره میاد-
عزیزم
عزیزم
عزیزم
اوه، نه- وقتی بار دار بود خودش رو دار زد؟-
خودشو دار زد؟- چجور ممکنه؟-
خدایا- چرا این کارو کرد؟-
خوبین؟
این بچه از یه مادر مرده به دنیا اومد؟
اره اما گریه نمیکنه
گریه نمیکنه
نباید هیچ وقت به دنیا میومد
باید با مادرش میمرد
چرا همچین حرفی میزنی؟
بولگاسال بچه رو نفرین کرده
چی؟ بولگاسال؟- بچه نفرین شده ست؟-
روح نداره، برای همین هم نمیتونه کشته بشه
یولگاسال یه روح شیطانیه- چی داره میگه؟-
بولگاسال از زندگی قبلی نسبت به بچه ات کینه داره
خب حالا چیکار کنیم؟
بولگاسال دیگه چیه؟
وقتی از یکی کنه به دل میگیره، تا ابد دنبال روحش میره
یا خدا- چیه؟-
خب اون وقت چه بلایی سر ما میاد؟
این یعنی ما محکوم به فناییم
لعنت بهش
ده سال قبل
وایسا
خدایا- چرا انقدر برف باریده؟-
چرا میخواستی همچین روزی شکار کنی؟
هیچی برای خوردن ندارم- خدای من-
لعنت بهش
اون پسر نفرین شده درمورد بدشگونی امروز حرف زد
بجنب
وایسا منم بیام
بجنب
لعنتی
ما الان ده ساله که اینجا زندگی میکنیم
...ولی هنوزم تو قحطی هستیم
و زنم دوباره بارداره
فکر کردم انرژی نداری که بدون غذا کشاورزی کنی
هی، عشق ورزیدن و کشاورزی کردن یه انرژی دیگه ای لازم داره
خدای من- وای-
فراموشش کن، چجوری یه پسر عذب چی میدونه؟
پس کمکم کن یه همسری پیدا کنم که باهاش به آرامش برسم
گو بونگ
هیچ کس یه خاطر قیافه ی زشتت نمیخواد باهات ازدواج کنه من چیکار کنم؟
خیلی بد جنسی
اوه، نه، مدتیه یکم مریض احوالم
یکم اینجا بمون
پال بونگ، چرا انقدر یهویی؟
خدایا، فکر کردم هیچی نخورده
خدای من
پال بونگ چرا انقدر طولش میدی؟
پال بونگ
پال بونگ
پال بونگ، پال بونگ؟
پال بونگ، کجایی؟
کجا رفتی؟ بجنب
پال بونگ
...پال بونگ! پال بونگ
پال بونگ- بابا-
چطور این اتفاق افتاد؟
گو بونگ دیدیش؟
دیدی چه بلایی سرش آورد؟
گوش کن، چهار نفر از اهالی روستای ما یا ناپدید شدن یا مردن
...با وجود اینکه امعا و احشاسون سالمه
کار یه حیوونی کوهستانی نیست
کار جوماگو و موکوانگ هم نیست
کل خونش خارج شده
داری میگی اون چیزه کشتش؟ تو جنگل بود؟
اگر بولگاسال نیست، پس چیه؟
بولگاسال؟- بولگاسال؟-
واقعا؟- وای، نه-
لعنت بهش- پس باید بریم؟-
چیکار کنیم؟
...اون پسر
همون پسر نفرین شده ی بدون اسم
تو بهش گفتی بیاد، نه؟
هی، همونجا وایسا
گفتم وایسا
روستاییا میگن، تورو بولگاسال نفرین کرده
حتی پدر خودت هم از ترس فرار کرده
واقعا بولگاسال اومده این کوهستان تا تورو پیدا کنه؟
این یعنی "نه" یا نمیدونی؟
تقصیر توئه
پدر من به خاطر تو مرد
روستاییا میگن، تورو بولگاسال نفرین کرده
واقعا بولگاسال اومده این کوهستان تا تورو پیدا کنه؟
چیه یون جی؟
فکر کنم یه چیزی اونجاست
...گیل دوک- چی شده؟-
خانم
خدای من- ...بون جی-
...زن و بچه ی پال بونگ
همه مردن
وای نه- یون جی هم مرده؟-
خدای من- فاجعه ست-
وای نه، حالا چیکار کنیم؟
اینجاست
...کلی راه
تا این روستا پایین اومده
!حتی تا داخل خونه هاشون هم رفته
دنبال پسری میگرده که تو زندگی قبلیش، ازش گذشته
مطمئنی بولگاسال این بلارو سرشون آورده؟
...آره، تا بولگاسال اون پسرو پیدا کنه
هر شب میاد و در خونه تونو میزنه
...حالا
!همه اهالی این دهکده میمیرن
!اوه، نه- چیکار کنیم؟-
هی، گو بونگ، داری کجا میری؟
...اون
باید اون پسرو بکشیم
بکشیمش؟
!ما میکشیمش- !آره-
لعنتی، کجا قایم شده؟
اون موش کجاست؟
باید خیلی وقت پیش میکشتیمش- کجاست؟-
!اوناها! داره فرار میکنه
داره فرار میکنه- !آهای-
!وایسا- !بگیرش-
!همونجا وایسا
!گفتم وایسا- !بگیرش-
مراقب باش- !بیا اینجا-
!آهای! بیا اینجا
!بگیرش- !تو برو دنبالش-
!داره فرار میکنه
!باید بکشیمش
این صدا چیه؟- !برو بگیرش-
لعنتی- ...یخ-
اون پسر نفرین شده
آهای
اینو بگیر و برو از این به بعد از دهکده دور بمون
!اتفاق وحشتناکی افتاده
فکر میکردم لالی، ناشنوا هم هستی؟
چیزی دیدی؟ جواب بده
چرا به اون عوضی داری کمک میکنی؟
به دست بولگاسال نفرین شده
پدرش به خاطر یه بطری شراب منو با این بچه تنها گذاشت. چاره ای ندارم
!اونجا- !آهای-
!بگیرش- !بگیرش-
!برو کنار
باید از خانواده هامون در مقابل بولگاسال محافظت کنیم
!آره- !تو باید بمیری تا که ما زنده بمونیم-
No comments yet. Be the first to leave one.