The first 200 lines.
« تقدیم به مردم شجاع ایران »
مسلماً تو دو پا
دو دست و دو ریه داری
و همیشه هم داریشون
چون بدن توئه، مال توئن
ولی یه روز صبح تو یه هفته و یه سالی یهدفعه
بیدار میشی و جون میکنی تا بتونی راه بری
در حالی که میلرزی سعی میکنی از دست چپت استفاده کنی
نفست تند میشه انگار میخوای خفه شی
تو داغون شدی و با عقل هم جور در میاد
چون نیمی از وجودت رو از دست دادی اون قسمتی که هیچوقت مال تو نبوده
و بعدش اگه بتونی به زندگیت ادامه میدی
دکتر فلورز به بخش نوزادان
دکتر فلورز به بخش نوزادان
ملیلیه، اسپانیا ژانویه 1998
ولی باید به تلاشمون ادامه بدیم
درک نمیکنم، مگه چقدر سخته که واقعیت رو قبول کنی؟
ما میتونیم واقعیت رو تغییر بدیم، ناتالیا
درست میشه، عزیزم مطمئنم حامله میشی
شدنی نیست، مامان
با مشکل کوچیکی رحمی که داره
نمیتونه دوره بارداری رو کامل کنه
هیچوقت
بگو ببینم حالش چطوره؟
ناراحته
از همه چیز خسته شده
حتی از من
نمیخوام هم شما رو تنها بذارم و برم یه جای دیگه
نه، تو هیچ جا نمیری
ببین، موقعی که تو میخواستی به دنیا بیای انقدر فشار خونم بالا بود
که همه دکترها میگفتن امکان نداره هیچ کدوممون از زایمان
جون سالم به در ببریم ولی نگاه زنده موندیم
الان اینجاییم
پس اصلا نترس
نترس
من...دوستش دارم نمیخوام اذیت بشه
ولی دلم بچه میخواد
من خیلی خودخواهم - نه، اینجور نیست -
چرا هستم، ولی واسم مهم نیست همه چیز رو میخوام
به همه چیز هم میرسی
میخوای پدر شی؟ - آره -
پس من کمکت میکنم
ولی اول تو و ناتالیا باید موافق باشین
بله، کیه؟
بلانکام
بلانکا، الان سرم شلوغه
گلوریا، در رو باز کن لطفا
کلی بهت زنگ زدم
واقعا باید باهات حرف بزنم
سلام، اومدم اینجا تا ازت عذرخواهی کنم
واقعا خیلی متاسفم - فکرش رو نکن -
درک میکنم که از دستمون عصبانیای
ممکن بود هر اتفاقی واسش بیوفته
آره، میدونم فکرش یه لحظه از سرم بیرون نمیره
مهم اینهکه هوگو حالش خوبه
شاید بعدا حرف زدیم اینجوری بهتره، باشه؟
چت شده؟
صدمات شغلیه
باید تمیزش کنم - من میتونم کمکت کنم -
نه، چیزی نیست - گلوریا -
اولین باری نیست که لورنزو باعث میشه یه دوست رو از دست بدم
نمیخوام این اتفاق سر تو هم بیوفته
ما همیشه دوست میمونیم
همیشه، بلانکا
همیشه - ممنون -
حس ششم هیچوقت اشتباه نمیکنه، عزیزم
نتایج آزمایش هم میگن ناتالیا مادرشه، درسته؟
آره، ولی جولیا یه زخم سزارین تازه داره
مگه نگفتی واقعی نیست؟
چرا، ولی واقعیه، خودم دیدم
باید زود بفهمیم قضیه از چه قراره
عالیه، من واسه بیمارستان
و اون آدرس تو ملیلیه حکم تفتیش دارم
نگران هیچی نباش، خب؟
مشتری حواسش به ساعات اضافه هست پول خوبی هم میده
چیزی که تو واقعا میخوای یه ویلا تو یه محله گرونه
با یه پرستار که تو پیری ازت مراقبت کنه
و اینکه دیگه با بچه سر و کار نداشته باشی
میدونی چیه؟ میخوام این دختر کوچولو رو ببرم پیش مامانش
تا شیر تازه بخوره چون همین الان هم خمار شده و دلش میخواد
درست مثل مادرش - امشب تنهایی -
واست یه تیشرت سوغاتی میارم - وای چه نشان خوشکلی -
دلت واسه پلیس بودن تنگ شده؟ - مرسی -
استعفا دادی یا اخراجت کردن؟
استعفا دادم، خدافظ عزیزدلم
سایز اسمال بگیر
راستی میشه چندتا آهنربای یخچال هم بگیری؟
:یو ایبل کجایی؟ میخوام ببینمت
اگه الان میتونستی سوار هواپیما بشی کجا میرفتی؟
خونهم تو ماربیا البته بدون خونوادهم
تو چی؟
من میرفتم هیچ جا و همه جا
مثل دیالوگ فیلم میمونه
ولی در واقع معنایی نداره
خیلی بدی
میشه الان بگی چی شده؟
هی
لطفا بهم بگو چرا پشت تلفن گریه کردی
واقعا دلم واسه مامانم تنگ شده
واسه خونوادهم
خیلی دلم واسهشون تنگ شده
شاید مجبور شم برم
ولی میتونی بهشون سر بزنی
بهم بگو چرا نمیتونی برگردی خونه؟ - !چون غیرممکنه -
اصلا راه نداره بتونم برگردم
خب اگه دلت خونواده میخواد خونواده خودم رو بهت میدم
ولی بهت گفته باشم خیلی عجیبن
هی...عزیزم؟
پس تو روز تولدت کلاً نمیخوای باهام حرف بزنی؟
اوه ببخشید، حواسم پرت شد
اگه حواست پرت من میشد خوب بود
یا من دیگه نمیتونم حواست رو پرت کنم؟
بیخیال، بیا یه کاری کنیم
خب من اول باید برم یه تلفن کوچولو بزنم
بعدش وقتی برگشتم باهم غذا میخوریم، باشه؟
میخوام واست کیک سفارش بدم تو هم همه شمعهاش رو فوت کنی
...نه - آره -
نه بابا، لطفا این کار رو نکن - چرا -
بله که میکنم
فقط سعی خودت رو بکن
خدا در عوض بهت میده، قول میدم
بابا؟ - بله -
من یهکم پول میخوام
هرچی بخوای
خب، یهکم زیاد میخوام
هر کاری واسه خوشحالیت انجام میدم، عزیزم
هر کاری خوشحالت کنه
هر کاری
واقعا به خانوادهم و هرچه که باهم ساختیم افتخار میکنم
چی شده؟ - کجا بودی؟ -
دانشگاه بودم
در پشتی رو قفل کردی؟
آره
از پنجره دور شو
لطفا بشینید یه چیز مهمی باید بهتون بگم
یه پاسپورت کم داریم - چی؟ -
مال کی نیست؟ - مهم نیست -
مهم اینهکه باید هرچی پول داریم واسه پاسپورت بذاریم
بعدش میتونیم حرکت بعدیمون رو انجام بدیم
تو گفتی همه چی تحت کنترله
چه حرکتی؟ - خیلیخب -
خب از امروز به بعد، فقط یه کلید داریم کلیدت رو بده
نه کسی دانشگاه میره نه پارک نه جای دیگه لطفا
من ورود و خروج رو کنترل میکنم
اینجوری اون یکی پاسپورت رو میگیریم؟ - چرته! این کار به جایی نمیبره -
آیتانا، تا وقتی پول رو جور نکردیم
نمیتونم بیشتر از این ریسک کنم
چه ریسکی؟ ریسک فراموش کردن و ادامه دادن به زندگی؟
ریسک از دست ندادن برادرتون چی؟
اون 30متر دورتر بود تنها کسی که اینجا مقصره تویی
تو چی اونوقت؟ تو پاک و منزهی، آره؟
مامان خواهش میکنم
این چیه اونوقت؟ این چی؟
هیچی واست مهم نیست؟
!همهش به خاطر اون بچه کوفتیه
این بچه هیچی رو عوض نمیکنه، مامان
نمیتونه جای سنتی رو بگیره
بفهم داری چی میگی
حرف دهنت رو بفهم
اگه قرار بود بین فراموش کردن اون و مُردن یکی رو انتخاب کنم مردن رو انتخاب میکردم
حالا کدوممون پاسپورت نداریم، گلوریا؟
من ندارم، نه؟ دارین بدون من میرین
من تا حالا بدون تو یا اون جایی رفتم؟
تو کل زندگیم تا حالا تنهاتون گذاشتم؟
فکر کردی ما چهجور خونوادهای هستیم؟
همهمون تو این قضیه باهمیم
یا همهمون میریم یا هیچکدوممون
همهمون باهم میریم
ناتالیا آلبرچی بچه نداشت؟ - اینجا زایمان نکرده -
مطمئنید؟
میدونید که این بیمارستان خصوصیه چیزی که واسهمون مهمه
سوابق بیمارانمونه - بیمارستانهای دیگه چطور؟ -
نمیدونم، اما گویا تشخیص کوچکی رحم داشته
کوچکیِ...رحم؟
اگه بچهدار میشد نمیتونست نگهش داره
تا حالا بیماری به نام جولیا سانتوز داشتین؟
" جولیا سانتوز "
نه، تا حالا
سوابقی واسه بیماری به این اسم اینجا ثبت نشده
میشه ببینم؟ - اوهوم -
حتما قضیه مهمیه که شما رو از مادرید فرستادن
اینجا هیچوقت خبری نیست - زیاد مطمئن نباشید -
میخوام اگه میشه سوابق اون ماه رو ببینم
بله، البته
میشه بشینم؟
اوه بله
ممنون
فقط آروم باش همه چیز خوبه
وای خداروشکر
کیسه ناف کاملا تشکیل شده
میبینید؟ اون قلبشه
اون چیزه؟
طبیعیه که انقدر تند بزنه؟ - خیلی خری -
مال تو تندتر میزد
مادر طبیعت داره کار خودش رو میکنه
هیچ کدوم اینها رو نباید به خونوادهم بگید
اوه
من تنهاتون میذارم - ممنون، مارتا -
ممنونم
بهتر نیست تو خونه راجبش حرف بزنیم، عزیزم؟
No comments yet. Be the first to leave one.