The first 200 lines.
نمیدونم چه اتفاقی .داره برام میافته
،تا حالا از این خوشحالتر نبودم ،ولی هر چی عروسی نزدیکتر میشه
بیشتر حس میکنم میخوام .بزنم زیر گریه
حتی درک نمیکنم چرا میخواید .ازدواج کنید
.یعنی، بابا رو ببین .چهار بار ازدواج کرده
یه بارش فقط واسه این بود .چون نقرهجات جدید میخواست
،منظورم اینه
،اگه میخوای یه رابطه رو نابود کنی .ازدواج کن
آره، شاید جات بودم توی سلامتی زدنت .با این حرفم رو شروع نمیکردم
.سلام، بابا
.میبینید، دوباره داره اتفاق میافته
مشکلش چیه؟ - .ازدواج -
.کلم. شنون
.پسری که قراره برام آبجو بیاره
!هی، من رو به رسمیت شناخت
چه خبر، بابا؟
اولاً، زمان شروع عروسی چقدر قابلیت ارتجاعی داره؟
...چون چندتا بلیت یانکی پیدا کردم
تو جیب یه مُرده در صحنهی جرم؟
.زدی تو خال، عزیزدلم
.باید سر موقع بیای، بابا
.قراره تا انتهای راهرو همراهیم کنی
،واسه یه بار تو زندگیت کار درست رو انجام بده
و اون بلیتهای قربانی کشته شده رو .در استابهاب بفروش
.باشه، باشه
.البته .میام
بگذریم، یه چیزی دارم .که میخوام بهتون بدم
.یه دوربین فیلمبرداری سال 1980
.نباید زحمت میکشیدی .و عجیبه که کشیدی
.نه، مهم چیزیه که روی نوار داخلشه
دوربین فیلمبرداری فقط برای اینه که .به تلویزیونتون وصلش کنید تا بتونید ببینیدش
خب، چی توی فیلمش هست؟
خب، یادته وقتی ده سالت بود
و مامانت فوت کرد؟
.بله
خب، یه مدت بود ،که میدونست در راهه
و، این فیلم رو .برای تو درست کرد، کلم
ازم خواست یکم قبل از عروسیت .بهت بدمش
جدی میگی؟
.باورم نمیشه
باید الان نگاهش کنم؟
.به خودت مربوطه .ولی این دوربین فیلمبرداری رو پس میخوام
.این آخرهفته کدیشک نگاه میکنم
باورم نمیشه میتونم .مامانم رو ببینم
.وای
،میدونی، باید بگم ،فردی، یعنی
...اینکه همچین چیزی رو نگه داری - .صندلی چرمی رو اول من خواستم -
.باشه
.خیلی خب .بریم که رفتیم
.سلام، کلمی
،اگه داری این رو نگاه میکنی
.چیزی به ازدواجت نمونده
.و بابات این فیلم رو گم نکرده
.که جفتشون رو باید جشن گرفت
هیچی من رو از این خوشحالتر نمیکنه
که بتونم امروز .در کنارت باشم
که بتونم با شخصی .که انتخاب کردی آشنا بشم
ببینم دختر کوچولوی خوشگلم .بزرگ شده
ببین، تظاهر نمیکنم که ،همه چیز رو از ازدواج میدونم
ولی اگه باید یه نصیحتی ،بهت میکردم
.این میبود
!بیواچ؟
.خوب نیست
روی آخرین حرفهای مادر فوت کردهام بهم
برداشتی یه قسمت از بیواچ رو
!ضبط کردی؟
ترجمه از: شقايـق ، اميرعلی
.مردم، به دور آخر رسیدیم
،عروسی دو روز دیگه است
.و جایی برای اشتباه نیست
.شنون، نگاهم به توئه
،دستگیری نداریم ،از شهر خارج شدن نداریم
،و خواهش میکنم .توی عکسهای عروسی ویپ نکنید
.باشه، خیلی بیادبانه بود فقط به من بگی
ولی آره، میخواستم .تمام اونکارها رو انجام بدم
،و فردی
با توجه به نقش خیلی مهمت
برای همراهی این خوشگل خانوم ،تا انتهای راهرو
همراه با خصیصهی
فردی با کمترین میزان ...قابل اطمینان بودن در این خانواده بودنت
.نوش جون، شنون
یه لیموزین خواهیم فرستاد...
تا مطمئن بشیم .به موقع به تالار برسی
رُز، اینکه الان با پدرم
صحبت نمیکنم مشکلساز !خواهد شد؟
چون الان با پدرم .صحبت نمیکنم
.کلم، خیلی ناراحتم فیلم رو بُردم
.واسه بچههای آزمایشگاه .شگفتیساز میشن
پس امیدوارم بتونن .یه چیزی رو بازیابی کنن
نیک، میشه لطفاً از پدرم بخوای
این اصلاً ممکن هست یا نه؟
.تبدیلش کردن به اصلیترین اولویتشون
بهشون گفتم هیچ قتلی رو حل نکنن .تا این کار انجام بشه
.بگذریم
کلم، برای گواهی ازدواج به کجا رسیدیم؟
مشکلی نداریم. فردا میریم دادگاه .که بگیریمش
عالیه. وقت قبلیت چه ساعتیه؟
وقت قبلیم؟
.خدایا
خواهش میکنم .بهم بگو وقت قبلی داری
فکر نمیکردم .وقت قبلی نیاز داشته باشی
گفتم .میتونی همینجوری بری
اگه فردا نتونیم گواهی رو بگیریم چی میشه؟
خب، هنوز میتونید .مراسم رو انجام بدید
فقط از نظر قانونی ازدواج نکردید
.تا وقتی واقعاً گواهیتون رو بگیرید
.خب، نمیخوام ازدواج تقلبی کبنم
میخوام یه معنایی داشته باشه "وقتی میگم "بله
در جلوی دوستهام ...و خانوادهام
و تمام اون افراد دیگهای .که رُز دعوت کرده
.آره، منم نمیخوام ازدواج تقلبی بکنم
.میخوام همه چیز بینقص باشه
.این تنها ازدواجیه که تو عمرم خواهم داشت
.بانمک بود
میبینید؟ .همه چیز داره حل میشه
،قراره گواهیمون رو بگیریم ،همه چیز بر میگرده سر حالتش
.و وقتی برای "وقت قبلی گرفتن" هدر ندادم
آره، و اولین بارمه که اومدم دادگاه
.بدون دستبند داشتن
.به نظر واسه همه روز بزرگیه
.خیلی شرمنده ،فقط برای تأیید کردن
اسم شما کلمنتاین بارنزه؟
متولد 4 ژوئن سال 1991 در نیویورک؟
.بله
کلمنتاین لارنس تیلور بارنز؟
.لعنت بهت، بابا
.بله
اسم وسطتت لارنس تیلوره؟
چطور این رو نمیدونستم؟
.اینجا نوشته قبلاً ازدواج کردید
چی؟ - !چی؟ -
چطور این رو نمیدونستم، التی؟
خب کلم، راز دیگهای هست که باید دربارهاش بدونم؟
توی سیآیاِی هستی؟
در واقع دوقلوی شرور خودت هستی؟
دورهی لزبین بودن داشتی؟
.میدونی که داشتم
.میدونم .فقط دوست دارم دربارهاش بشنوم
.اونه .شوهرم
.کلمی
.بن، طلاق میخوام
.این قرارمه، دیوید
خیلی گیج .ولی عاشق این دراما شدم
یادته چند سال پیش
وقتی اون چیزی که فکر میکردیم یه ازدواج تظاهریه رو توی وگاس داشتیم؟
.معلوم شد تظاهری نبوده
.واقعاً ازدواج کردیم
خدای من، چقدر بانمک هستیم نه؟
.یعنی، بینمک که نیستیم
.کازمو
.آره، باید کارت شناساییت رو ببینم
.البته
.ممنون، فیلیس
.خواهش میکنم، عزیزم
بن، ازت میخوایم .همین الان همراهمون بیای
.باید درستش کنیم
،دیوید ،عذر میخوام
.ولی باید این قرار رو کوتاه تموم کنم
.زنم بهم نیاز داره
تعجب میکنی اگه بدونی .چقدر زیاد این رو میشنوم
باشه، خب آخرین چیز
:قبل از اینکه اجازهی طلاق رو بدیم
میتونید سوگند بخورید ازدواجتون هیچوقت به وصال نرسیده؟
.این با من
.رفته بودیم وگاس دیدن سلین دیان
برای ایالت نیویورک .به قدر کافی خوبه
خب، همین؟ دیگه زن و شوهر نیستیم؟
.که یعنی ما میتونیم ازدواج کنیم
.صحیحه
،یا تا دو هفته دیگه میتونید
.وقتی با مدارک موافقت بشه
.بذار شفاف سازی کنم
،مهر "موافقت شده" درست اونجاست
،و مدارک هم درست اونجاست
ولی دو هفته دیگه مهرش میکنی؟
،یعنی ،اگه خیلی براتون مهمه
.میتونم همین الان مهرش کنم
.ولی نمیتونم دو هفته بهتون بدمش
صبرکنید، اصلاً دارم چی میگم؟
.حتی نمیتونم اونکار رو بکنم ولی فقط گفتنش
باعث شد بیشتر از خیلی سالها .احساس سرزندگی کنم
خب، نمیشه با سرپرستت صحبت کنی یا چیزی؟
قراره اون حرکت رو انجام بدیم؟
.الان بر میگردم
رفیق، شاید این جریان .فقط یه نشانه است
خانوادهمون .به درد ازدواج نمیخوره
.یعنی، به بابا و جولین فکر کن
.یا بابا و کارول
.یا بابا و اون یکی کارول
،ببین، نگرانیت رو درک میکنم .ولی من اصلاً شبیه بابا نیستم
،آره، یعنی .تو فقط یه ازدواج شکست خورده داشتی
.هی، اونطوری با زنم صحبت نکن
.باشه، حس درستی نداشت
،خب، با سرپرستم حرف زدم
.و کاری ازمون ساخته نیست
.خب، من مایلم باهاشون صحبت کنم
،ختم کلام .سرپرستی در کار نیست
.فقط داشتم یه بوریتو میخوردم
خب، به گمونم ازدواجمون .قراره تظاهری باشه
.متأسفم، نیک
No comments yet. Be the first to leave one.