Release info

[AnimWorld]BokutachiwaBenkyougaDekinai-04[AnimeKhor&MOMAN M111]
A Commentary by AnimeKhor
Anime Khor

Tags

other
Published on: 2019-04-28
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 178 lines.

.آخیش، سبک شدم

.بریم که امشب هم بترکونیم

ـهx ،قسمت چهارم: چیزی که از یک نابغه می‌خواد

...چاق شدم رفت

یعنی چیکار کردم که چاق تر شدم؟

.هیچی به ذهنم نمیرسه

چیپس سیب زمینی

فومینوچی، تنقلات میخوری؟

!اودون هم داریم، ها

!آره، می خورم

.از هر دوتون ممنونم که همیشه هوام رو دارید

.خیلی خوشمزه ـست

.اگه خواستید بازم هست

!عاشق این تنقلات و اودونم

!اِه! همینه

!چون هر روز اینقدر غذا میخورم

...شما که بیشتر از من میخورید

ولی به عنوان یه دختر !بهتره کمی خودداری کنید، ها

خب... ممکنه چاق بشید، مگه نه؟

ریزیرین از اون دخترایی ـه که .هرچی خورده رو می فرسته تو سینه هاش

خب منم از اون دخترایی هستم که .هرچی می خورن چاق نمیشن

،پس به این ترتیب، لازم نیست نگران باشی .مشکلی نیست

!آی! آی! آی

چیکار میکنید؟ این چه جور ابراز علاقه ای ـه؟

!تصمیم رو گرفتم

!دیگه عمراً بین وعده های غذایی چیزی بخورم

!سلام

،یه جورایی خواهر کوچیکترم میزوکی ...زیادی شیرینی پنیر درست کرده بود

شیرینی... پنیری؟

...چون الان شکمم پره

!شما سه تا بخوریدش

اِه؟ واقعاً؟

.پس ریزیرین بیا نصفش کنیم

!یه لحظه وایسا، مال تو 2.4 میلیمتر بزرگتره

!تحمل کن! طاقت بیار، فومینو فروهاشی

اگه محلشون نذارم و روی درسام تمرکز کنم .این وسوسه چیزی نیست

روز بعد

!این رو ببینید

بالاخره موفق شدم .از اون پودینگ های کم یاب گیر بیارم

به اندازۀ همگی گرفتم .بیاید با هم بخوریم

اگه اشتباه نکرده باشم فرمولش میشه y - f(a)= f'(a)

فردای اون روز، بعد از مدرسه

نمونۀ آزمایشی پرس خانوادگی!؟ - .بله -

اودون مار ماهی؟

!این که خیلی گرونه

کوسینوس 0 برابر است با پودینگ ...سینوس 0 با ایکس میشه پودینگ

و روز بعد

...انگار بازم خواهرم زیادی آستینش رو بالا زد و

!دم خواهر کوچیکه ات گرم

پودینگ در مربع مارماهی اودون a/b در f(t)برابر است با

پنج روز بعد

...واقعاً عجیبه

با اینکه این همه واسه رژیم زجر کشیدم .ولی هیچ وزنی کم نکردم

آخه چرا؟

گوش میکنی، فروهاشی؟

.ها؟ آره

اِه! چی شد؟ این دفعه فقط من و تو هستیم؟

،اوگاتا، باید توی کارای مغازه کمک میکرد .تاکموتو هم تمرین داشت

!خیلی وقته رفتن، ها

.که اینطور

فوروهاشی، این چند روز اخیر .حالت زیاد رو به راه نیست

اگه بازم مثل اون دفعه سرما بخوری !خیلی بد میشه، ها

میخوای بریم درمانگاه؟

!نـ ...نگران من نباش !کاملاً خوبم

،به نظر میاد روی درستم نمیتونی تمرکز کنی .معلومه که به حال خودت نمیتونم ولت کنم

...نه بابا، واقعاً چیزی نیست

...راستش

رژیم گرفتی؟

.بله

،خواهر کوچیکترمم همینطوره آخه چرا دخترا اینقدر روی وزنشون حساسـن؟

...فعلاً

.همین رو بیشتر ندارم

!نه! نه! یویگا کون !نمیخوامش

...ببین، فروهاشی

.من که دارم می بینمت، اصلاً هم چاق نیستی

.پس بهتره راحت غذا بخوری

...نمیشه! اگه الان کم بیارم

...بعد از یه مدت ."هوی هوی، می بینم تبدیل شدی به یه تپۀ چربی"

!بعدش هم میشم مضحکۀ عام و خاص

!منفی باف

!بسه دیگه! کوفت کن

!نه! نمیخوام! واقعاً واسه شکمم ضرر داره

!حرف مفت نزن، هیچی ازت نمونده

!زیر لباس مخفی شده

!دست بزنی خودت می فهمی

واقعاً... ایرادی نداره؟

!یالا دیگه

...خب

.باشه

.نباید درموردش بد فکر کنم

!خونسرد باش! خونسرد باش

!عجب پوست سفیدی داره

!خیلی هم نرم و لطیفه

ها!؟ این چه وضعیـه دیگه؟

...یه جورایی... یه جورایی

!حس میکنم دارم یه کار خیلی بدی میکنم

اوم، خب... چطوره؟

چی چطوره؟

!منظورم شکمم ـه دیگه

...آها

!خب، خوفناکـه

...خوفناکه

...شکمم... خوفناکه

،ببین فروهاشی، بازم عذرخواهی میکنم !منظورم رو اشتباه گرفتی

...منظورم از "خوفناک" چطوری بگم ...احساسی که میداد

.باید برم تنقلات امشبم رو بگیرم

!یه لحظه همینجا وایسا

فروشگاه

.ممنون که منتظرم موندی

داری چه غلطی میکنی؟

.تنقلات شبانه گرفتم

.واسه مطالعات شبانه ضروریه دیگه

پس رژیمت چی میشه؟

...بی خیال یویگا کون

شب ها چون روی درس تمرکز میکنم ...مغزم زیادی قند می سوزونه

پس هرچی هم که بخورم .روی وزنم اضافه نمیشه

،براساس تصمیمی که گرفتیم .برای شب فقط میتونه یه نودل ساده بخوره

به نظر میاد که جواب داد .و به وزن مورد نظرش رسید

.درموردش شنیدم، اوگاتا ریزو

چی تو سرت میگذره که تصمیم گرفتی توی امتحانات علوم انسانی شرکت کنی؟

شما کی هستی؟

،من سکیجو ساواکو !رئیس کلوب شیمی هستم

.شرمنده، توی حفظ کردن اسم آدما ضعیفم

...پس داری میگی کسی که

رتبۀ دوم امتحانات شیمی رو گرفته برات اهمیتی نداره، ها؟

.همون طور که از رقیبم انتظار داشتم

ولی به خاطر همینم که شده .نمیتونم اجازه بدم بری به علوم انسانی

...شرمنده، ولی حسابی درموردت تحقیق کردم

اودون اوگاتا

...یویگا ناریوکی

همون مجرمیه که .تو رو برای رفتن به علوم انسانی اغفال کرده

درسته، مگه نه؟

سکیجو سان بودی، درسته؟

اصلاً درمورد چی داری حرف میزنی؟

دارم میگم، این مرتیکه رو دوست داری، درسته؟

واسه همینم به خودت گفتی "!دوست دارم به همون دانشگاهی برم که اون میره"

...یه چیزی توی همین مایه ها

!اشتباه میکنی

"استفاده از انرژی برای چیز غیر معقولی مثل "عشق .یه حرکت ناکارآمده

اِه واقعاً؟ پس اشتباه میکردم؟

...تقریباً مطمئن بودم که

امروز خونۀ یویگا سان قرار دارم .پس با اجازه مرخص میشم

.آها، ببخشید که مزاحمت شدم

گفتم که عاشقشی، مگه نه؟

یا اینکه میخوای بگی .فقط یه دوست عادیه که به خونه ـتون دعوتش میکنی

.راست میگی، فقط یه دوست عادی نیست

.یویگا سان معلم منه

اودون اوگاتا

ببخشید، اگه اشتباه نکنم شما سکیجو سان از کلاس علوم هستید، درسته؟

میشه بگی اینجا چیکار میکنی؟

.همین جوری اتفاقی اومدم اینجا تا غذا بخورم .من رو نادیده بگیر

!مگه میشه؟

فکر کردی کسی هم پیدا میشه که ...توی این شرایط بتونه تو رو نادیده بگیره

!آه! یکی هست

...اوگاتا ریزو

...اگه واقعاً اصرار داری که دوستش نداری

!پس با چشمای خودم تأییدش میکنم

.یویگا کون

از چه جور دخترایی خوشت میاد؟

چرا همچین سؤالی ازم می پرسی؟

یالا! نظرت چیه، اوگاتا ریزو؟

وقتی کنار دستت همچین صحبت هایی میشه نمیتونی جلوی کنجکاویت رو بگیری، مگه نه؟

ها! مگه میشه؟ !تمرکزش رو از دست نداد

.گمونم کسی که بتونه عین کوه پشت خانواده‌مون باشه

!و این کی هم خیلی جدی جواب داد

دوست داری با دوست‌دخترت به یک دانشگاه بری، درسته؟

.نه، همه باید به دانشگاهی که دوست دارن برن

بـ برای اولین قرار بهترین جا کجاست؟

.یه جایی که کم‌خرج باشه، مثل پارک

چند تا بچه می‌خوای داشته باشی؟

.اونو وقتی از نظر مالی تامین شدم تصمیم می‌گیرم

چرا اصلا حواسش پرت نمی‌شه؟

!حداقل یکم توجه نشون بده

!وگرنه فقط خودم رو احمق جلوه دادم

.شـ شاید همونه .به اندازه‌ی کافی بهش نزدیک نشدم

چقدر باید نزدیک بشم؟

.عجیبه

چرا انقدر داره سین جیمم می‌کنه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left