The first 200 lines.
آنچه در کارمند گذشت
به سلامتي بهترين و آخرين امتيازمون
تو بايد مرده بودي ، مازي
چي ميخواي ، کلر؟
اين آخرين شانسته که منو به اون گنجينه ت برسوني
يادته ، من به خوبي ازت خواسته بودم
حالا ديگه مجبورت ميکنم اون چيزي رو که ميخوام بهم بدي
نيل ، حالا نوبت توئه که تصميمت رو بگيري
ميخواي بياي؟
نه
تو داري خودت رو فريب ميدي
اگر فکر ميکني واقعاً ايني هستي که نشون ميدي
من گنجينه رو ديدم
آره ، پيش رفيقت کفريه
و تو هم ميخوايش
ميخواي بهم کمک کني يا نه؟
چرا بايد بهت کمک کنم ؟
چطوره بري خونه و راحت
در موردش فکر کني؟
پيتر
اون زنم رو گرفته
...پيتر
نيروي ويژه در سرتا سر نيويورک پخش شدن
و نيروي امنيتي همه آماده باش هستند
ما آنتهاي زميني ، دريايي و دوربينهاي نظارتي
همه رو داريم
همه جا ايست بازرسي گذاشتيم
ما پيداش ميکنيم ، پيتر
ما ميدونيم که اون چي ميخواد؟
نيل
گنجينه پيش توئه
من ندزديدمش ، باشه؟ لعنت به تو
برام مهم نيست . پيش توئه
کلر ميدونه
بايد بديش به اون
بعد من ميتونم زنم رو پس بگيرم
باشه . هر چي تو بخواي
خودشه
کارآگاه برک
اگر با هوش باش -- که --هر دومون ميدونيم هستي
پاي اف بي آي رو به اين تلفن نمي کشي
من خودم اف بي آي هستم
نه ، الان تو فقط يه مردي هستي که ميخواد زنش رو برگردونه
بذار باهاش صحبت کنم
و چرا بايد بذارم؟
ميخوام صداش رو بشنوم
مراقب باش ، خانم برک
پيامي ندي ، باشه؟
سلام ، عزيزم
سلام ، عزيزم
خوبي؟
آره ، خوبم
به من آسيبي نزدن
دلم برات تنگ شده
منم دلم برات تنگ شده
ميشه مطمئت بشي که استچمو حالش خوبه؟
ميدوني که اگر چيزي نخوره حالش بد ميشه
هي ، وقت تمومه
درستش ميکنم ، اِل
اِل؟
شما دو تا قلب منو به درد آورديد
خيلي خوبه که يه جفتي رو ميبينم که بعد از
اينهمه مدت هنوز عشقشون رو به هم نشون ميدن
از اينکه تو يه همچين رابطه اي پا بذارم متنفرم
پس بذار بره ميذارم
به محض اينکه تو ديگه ماجرا رو دنبال نکني
و به محض اينکه گنجينه کفري رو داشته باشم اونو آزاد ميکنم
تو 12 ساعت وقت داري
چي گفت؟
فقط تونست يه چيزي بهم بگه
و درباره استچمو ازم پرسيد
به نظر که خوبه ميدونم
فکر ميکني اون يه منظوري داشته؟
اوه ، ايناهاش
اوه ، من عاشق همسرم هستم درسته
پسر خوب ، استچمو
!جونز
پسر خوب
بله؟
استچمو يکي از آدم ربا ها رو گاز گرفته
زير چونه استچمو يه لکه خونه
باشه ، ما خون رو بر ميداريم و دي ان اي رو ازش ميگيريم
به داروخانه ها و بيمارستانها خبر ميديم
که چشم از کساني که توسط سگ گاز گرفته شدن بر ندارن
ممنون خيلي خب
بريم ، پسر
منو ببر پيش گنجينه
نميخواي در مورد کلر به سازمان چيزي بگي؟
هنوز نه
اون مانورهاي ما رو بهتر از خودمون ميدونه
بذار ديانا و جونز روي پيدا کردن اليزابت تمرکز کنن
ما هم با کلر معامله ميکنيم
من هر روز صبح از جلو اين ساختمون رد ميشم
گنجينه اينجاست؟
من دنبالش نبودم
ميتونستي فرار کني
حق با توئه . ميتونستم
نکردم
و بايد تاوانش رو من بدم نه اليزابت
تو تاوانش رو ميدي . همين الان
کجاست؟
اينجا بود
پيتر ، همش اينجا بود
اوه ، خدايا
جابجاش کرده
کي؟ اون ؟ ماريه؟
البته که مازي بوده باهاش تماس بگير
سعي کردم
ببين ، بعد از مشاجره اي که داشتيم اون با من صحبت نميکنه
چيه ، سر اينکه کدوم جزيره رو بخرين به توافق نرسيدين؟
فکر نميکردم اينقدر سريع جا به جاش کنه
کجا بردش؟
نميدونم
نميدونم
موضوع اليزابته . دروغ نميگم نميدونم
!لعنتي ، نيل
مازي الان ميتونه هر جايي باشه
ما کمتر از 12 ساعت وقت داريم که پيداش کنيم . پيتر
ما اليزابت رو برميگردونيم
و با پيدا کردن مازي شروع ميکنيم
هيچ شانسي براي پيدا کردن مازي هست؟
نه ، اون کلاً رفته تو زمين
اون ايميل هاش و موبايل هاش رو کنسل کرده
تو چيزي پيدا کردي؟
نه . خ.نه امنش تخليه شده
ظرف يکشنبه و دوشنبه؟
خاليه
احتمالاً شهر رو ترک کرده
شماها در مورد چي بحث تون شد؟
مازي ميخواست از نيويورک بره
من نميخواستم
چرا نه؟
تو
اليزابت
سارا
نماي بيرون پنجره
صبحهاي دوشنبه با آسانسور بالا رفتن
همه اين چيزا
من اينجا زندگي ميکنم
مازي چي؟
خب ، اون دوست نداشت ...که بپذيره ، اما ، آره
اين خونه اونه
من همه اسنهاي مستعاري که بهم دادي رو دنبال کردم
اون با هواپيما يا کشتي از مرز رد نشده
معنيش اينه که داره فکر ميکنه
کجا؟
اون انزوا ميخواست
بايد يه راهي باشه که بهش برسيم هست
يک راه
من دنبال استل ميگردم
براي پيدا کردن يه زن جاي عجيبي اومدي ، اينطور فکر نميکني؟
اون زن نيست ، و تو اينو ميدوني
خيلي خب ، کي هستي؟
دوست مازي
من بايد يه پيامي بهش بدم
چشماي آبي ، کت . شلوار شيک
بهم گفته بود که ممکنه بياي
بهم گفته که بفرستمت بري
چرآمي
در طر جنگ جهاني اول
ارتش گم شده توسط
سربازان آلماني در جنگ آراگون محاصره شده بودن
همه کبوترهايي که اونا براي ارسال پيام کمک ميفرستادن کشته ميشد
چر آمي آخرينش بود
ارتش گمشده مراقب بودن که اون کشته نشه
همه اميد ها به باد فنا رفته بود
اما يک دفعه
اون فرار کرد و به مقصد رسيد
جون 200 نفر رو نجات داد
و جايزه ارتش فرانسه رو گرفت
"چرآمي به معني " دوست عزيزه
دوست عزيز مازي الان بهش نياز داره
اون نميدونه
اما يکنفر ديگه هم بايد نجات پيدا کنه
سلام ، استل
خيلي زمان گذشته
هيچوقت نميدونستم به کجا پر کشيدي اما فکر کنم حالا ميدونم
مازي هميشه ميگفت
تو بهترين کبوتر خانگي توي اين شهري
ما بهت نياز داريم
صبح بخير
فکر کردم يه قهوه تازه برات بيارم
ممنون ، جونز
جوابهاي دي ان اي از خون استچمو اومده
کلر نبوده
لئونارد گرانت
اون گذشته اي از خشونت هاي غير قابل پيش بيني داشته
اون جرمهاي زيادي داره از جمله آدم ربايي
به نظر مياد از اون آدمهايي که کلر دوست داره
دقيقاً
ما الان داريم تماسهاي قبليش رو دنبال ميکنيم
سابقه ماليش رو دنبال ميکنيم
خوبه
رئيس ، من ميتونم براتون کاري بکنم؟
اوه ، دقيقاً همين کاري که داريد ميکنيد
هيچکسي نيست که من بتونم بيشتر
از تو و جونز بهش اعتماد کنم
کفري چي؟
گنجينه پيش اونه ، مگه نه؟
اين چيزيه که کلر دنبالشه ، و تو روي اون زاويه داري کار ميکني
No comments yet. Be the first to leave one.