The first 200 lines.
هیچکس حتی نمیتونست تصور کنه که تا این حد پیش بریم!
جراحیهای بدون برش تصویربرداری چهاربعدی
اندامهای مکانیکی درمان سلولهای بنیادی!
ریچار وبر: یادبود دکتر دلوکا، به جای مراسم ختم...
تمام ابتکارات پزشکی، غیرممکن و غیرقابلتصور به نظر میرسیدن؛ تا زمانی که محقق شدن!
و خوشبختانه، ما این پیشرفتها رو متوقف نکردیم!
نتیجه آخرین تست کرونات منفی شده!
سطح اشباع خونت بهتر شده شاخص تنفسیت امیدوار کننده است
و نیازت به اکسیژن کاهش یافته اگه به همین نحو پیش بری
ممکنه امروز سعی کنم از دستگاه جدات کنم
چون سمت دیگر غیرقابلتصوربودن.. مرگه!
و دردی که همراه با از دست دادن میاد!
دکتر آلتمن؟
بیلی گفت شما برای پوشش بخش مراقبتهای ویژه کرونا کمک لازم دارید
- از اونجا که یکیمون رو از دست دادیم.. - آه آره باشه
ممنون
و اون سمت هیچ وقت متوقف نمیشه!
ما خبر خوب میخوایم مردیت.
لطفاً... ما فقط، واقعاً یه سری خوب لازم داریم
دوباره تویی!
آناتومی گری قسمت 8 فصل 17
ترجمه و زیرنویس نسیم پیلهور ابریشم
این قسمت «همه چیز زیادی سخته»
امروز میری؟
روز تعطیله
هی اگه یه چیزی بگم میشه قضاوتم نکنی؟
چون ما دوستهایی هستیم که میترکونیم، نه دوستهایی که قضاوت میکنن!
من که درست سر در نیاوردم ولی باشه!
من در زندگیم به شادی نیاز دارم.
"وال" مُرد و و دلوکا...
حتی هنوز نمیتونم به زبون بیارمش
و از نظر فیزیکی من دیگه هیچ فضایی برای ناراحتی در بدنم باقی نمونده
پس..من دارم تخصصم رو به زنان زایمان تغییر میدم
و... تنها چیزی که از تو میخوام تشویق و روحیه دادنه
فکر کردی من برای این قضاوتت میکنم؟ من به معنای واقعی هرروز تمام مدت سرکار
میخوام از اون در برم بیرون تا فقط برم جنگل و سه ماه واسه خودم پیاده روی کنم، تا واکسن بیاد!
قرار نیست هیچ واکسنی تا سه ماه دیگه بیاد
ببخشید، خودت الان گفتی قضاوت نداریم
میدونم، اما این مسخره است
صبر کن، پس، یعنی تو واقعاً داری تخصصت رو تغییر میدی؟
بله
- وای. - آره
این چی بود؟
به جای جشن و شیرینی!
تو خوبی؟
نه
بچهها عاشق اندرو بودن
اون عادت داشت براشون گیتار بزنه و بهشون آهنگ ایتالیایی یاد بده
اون برای همه تولدها ژلاتو* میاورد (بستنی ایتالیایی)
و همهی میان-تولدها! که الان..
همه این سه تا بچه فکر میکنند که یک چیز واقعیه
من فقط خیلی متاسفم
برای همهی شما
خاله مگی! نوبت توعه!
باشه ، زوزو
الان میام
میدونی چیه؟
فکر کنم این جمعیت میتونه از برخی حرکات جدید ساحل شرقی بهرهمند شه!
حرکات اندوگو! نظرت چیه زولا؟
- یه شانس بهم میدی؟ - آه
خیلی خب، جا بدید آه..
و فقط آرزو داشتم کاش این شانس رو داشتم که ازش بخاطر این تشکر کنم.
فک میکنی خوب شد؟
این یک ادای احترام ویدیویی برای کسیه که برادرش به قتل رسیده
هیچی خوب نیست.
اما دیگه هیچ مراسم خاکسپاری وجود نداره، پس...
میخوای من مال تو رو ضبط کنم؟
من ، آم...
آره، فقط..
نه
و امروز میخوام با تیمی از حومه شهر در اسکله بارگیری ملاقات کنی
ما بهشون تجهیزات بهداشتی میدیم
اونا اونجا دارن کیسه زباله میپوشن
ما تجهیزات بهداشتی اضافه داریم؟
از بقیه بیشتر داریم که اضافه است
آخرین باری که خونه بودی کِی بود؟
هانت، آلتمن بله بیاین تو!
مردیت پایداره
من درواقع میخوام سعی کنم تنظیمات دریچه اش رو کاهش بدم
من امیدوارم.
هانت، وضعیت تختها چطوره؟
ظرفیت طبیعی طبقه کرونا 80٪ است ، ICU مناسبه
روحیه افراد بسیار پایینه...
دلوکا برای همه ضربه سختی بوده
خب من تا آخر روز منتظر نتایج کالبد شکافی دلوکام
براش درخواست نتیجه دادی؟ چرا؟
اندرو دلوکا یکی از خودمون بود.
مشخصه که یه اشتباهی رخ داده و من میخوام بدونم که چی بوده!
همش همینه
بیلی، من قبلاً تمام مراحلی که اتفاق افتاد رو برات تعریف کردم
خب، بعد از اینکه دیگه کاری از دستم بر نمیومد
داشتی میرفتی درم ببند!
بله؟
آره
خیلی خب
مرسی که باهام اومدی
از دستش نمیدادم
من امتیازاتی دارم، درسته؟
بخش من، دنیای من!
هلم، چی داریم؟
بایرون گیبیس، 52 ساله، در ایوان جلوی خونش از حال رفته
اون تب کرده، ایست قلبی شده، همچنین صدای یک سوفل بزرگ قلبی میشنوم
تست سریع کروناش منفی بوده، هیچ اثری از ضربه به سر نیست! اما من دستور اسکن دادم.
بیا یه سی.تی قلب اضافه کنیم.
آم، شما اینجا کار میکنی؟
دکتر وینستون اندوگو جراح قلب و عروق از "تافتز"
اون غدد عفونی داره
اوه خدای من. وای خدای من.
بایرون، من دکتر مگی پیرسم. شما در بیمارستان یادبود گری-اسلونی
- شما بیهوش شده بودی، و یک آمبولانس.. - از من دور شید
- باشه - نه جدی میگم، همه برید کنار، باشه؟
من نمیخوام کرونا بگیرم، لباسهام کجان؟
آقا، لطفاً فقط
همه اینجا مریضن!
اوه خدا
باشه بایرون! من میدونم که این ترسناکه
و میدونم که تو ترسیدی
اما اگه ما به قلبت نگاه نکنیم تو ممکنه نتونی به خونه برسی
همه ما تست شدیم
اگه ماسک یا شیلد بخوای ما میتونیم هرچی لازم داشته باشی برات بیاریم
اما لطفاً! فقط بمون!
من خیلی خوب بودم
من هیچ جایی نرفتم.
بیا برای سی.تی آمادت کنیم
یک دقیقه ناراحتم، چون به خواهرش و خونوادش، و اینکه چه پسر خوبی بود، فکر میکنم
یک دقیقه بعدش، پر از حس گناه میشم
بعدش پر از خشم میشم از این که چطور یه آدم میتونه
چنین کاریو با یه انسان دیگه انجام بده
من ترسیدم. ناامیدم گاهی بیحسم
همیشه میتونم به حس گناه برگردم.
حس گناه کار همیشگیمه
کار همیشگی من بی حسیه
وای.
تو الان دقیقاً مشکلی که توی رابطمون بود، رو فقط توی 5 کلمه بیان کردی؟
فکر کنم انگار دقیقاً همین کارو کردم
من فقط... دلوکا...
من فقط نمیتونم از ذهنم خارجش کنم
این چیه؟
شبیه ویسکیه
و بالا قفسه پشت شمعدونهای فانتزی چیکار میکنه؟
تو بالای قفسه پشت شمعدانهای فانتزی چیکار میکردی؟
تو مستی؟
ساعت 9 صبحه!
آدمهای زیادی ساعت 9 صبح مست میکنن
آره، خب من نه آملیا!
من تو خونه با 4تا بچه زندگی میکنم بعضی وقتها، آخر شب..
تو گاراژ یه نوشیدنی میخورم و گیتار میزنم!
ما در یک همه گیری هستیم!
توی گاراژ مینوشی؟ خودت میشنوی چی میگی؟
تو میشنوی خودت چی میگی؟
پنهان کردن الکل مشخصاً یک علامت بده!
یا نشونه اینه که سعی دارم بهت احترام بذارم!
اگه هر مشکلی داری، میتونی با من صحبت کنی!
من به معنای واقعی، بهترین فرد دنیام که میتونی باهاش صحبت کنی
تو میدونی که من چقدر استرس دارم؟ همیشه؟
و الان علاوه بر همه چی اگه به حد کافی سخت نیست،
باید حواسم هم جمع کنم که یهو اتفاقی از دهنم نپره که که دوستشون اندرو
با چاقو توسط یکی که بچه ها رو برای سکس میفروخته کشته شده
خب، همه ما همینیم، فقط تو نیستی!
و همه ما مجبور نیستیم برای کنار اومدن با این مشروب بخوریم
مجبور نیستید یا نمیخواید؟
چون من میخوام چون من الکلی نیستم
من توی ترک نیستم، و
میدونی چیه؟
الان نمیتونم اینجا باشم.
- داری میری؟ - بله.
چون نمیخوام حرفی بزنم که بعداً پشیمون شم.
چون من عاشقتم و چونکه من آدم خوبیم!
No comments yet. Be the first to leave one.