The first 200 lines.
من این اطلاعیه رو دریافت کردم که اون از آکادمی کناره گیری میکنه
چرا جلوش رو نگرفتی؟
دانش آموزان ثبت نام کردن که برای قهرمان شدن آموزش ببینن
اونها میتونن از این حقشون چشم پوشی کنن
وظیفه من نیست که جلوی کسانی که .میخواهند آکادمی رو ترک کنن بگیرم
چطور می تونی اینقدر سنگدل باشی؟
هر بچه ای یه روز باید خانه پدر و مادرش را ترک کنه
میدونید که من خودم رو بالغ میدونم
من آنقدر بی ادب نیستم که جلوش رو بگیرم
!اعلیحضرت
...من هنوز اینجا کارم تموم نشد
.آروم باش
خوب بهش نگاه کن
ها؟
اعلیحضرت
ما مطمئن میشیم که سوفی رو برگردونیم
اوه؟
میدونید کجا رفته؟
اون به دنبال پنج خواهرش میگرده
طبق تحقیقات من
اونها طبق شمارهشون طبقهبندی میشن
باید دنبال اونی بگردیم که احتمالش بیشتر باشه
!باشه
بیا بریم پس
!عجله نکنید
فکر میکنید چرا اون خودش تنهایی رفت؟
...خب
سوفی نمیخواست هیچکدوم از شما دستهاتون رو کثیف کنید
چی؟
...تنها راه برای جلوگیری از اون پنج
.کشتن اونهاست
!نه نباید اینطور باشه
باید راه دیگری برای متقاعد کردنشون وجود داشته باشه
اون دخترها به هیچ وجه متوقف نمیشن
سوفی دقیقا برای همین تنهایی رفت
دنیا بیشتر از آن چیزیه که در روشنایی روز میبینیم
اون میدوند که از ابتدا در سایهها وجود داشته
برای همینه که میخواهد با دستها خودش به این موضوع پایان بده
که دوستهاش دستهاشون رو کثیف نکنن
همه شما باید تا طلوع خورشید در مورد این موضوع فکر کنید
قسمت دوازدهم
(سریال سوفی (قسمت دوم
!بابا
ارباب، شما میخواید سوفی رو پیدا کنید؟
آره
!من هم میام
!سوفی دوست منه
ارباب هرجا بری کنارت هستم
فقط ما سه تایی، ها؟
هوم؟ منم میام
ماریا هم با این موضوع موافقه؟
اون نق نقو گفت كه نميتونه دوستش رو رها کنه
.فهمیدم
.پس پنج نفر شدیم
قهرمان بزرگ، بریم؟
من دیگه قهرمان بزرگ نیستم
!بلید، دیر کردی
ببین بهت نگفتم؟
حدس زدم بلید دم در ورودی خوابگاه منتظره
چیه، بلید؟
نتونستی تصمیم بگیری؟
برای یه موجود برتر زیادی تنبلی
!فقط پنج دقیقه طول کشید که تصمیم بگیرم
!ببخشید که اینقدر دیر اومدم
!باشه، بریم
!سوفی
.الیزا، پیداش کردم
.خداروشکر
همه رو میفرستم دنبالت
!لطفا
!فرار نکن
لطفا بیا در موردش صحبت کنیم
من هم یک درخواست دارم
لطفا اجازه بدید من باشم
سوفی
همه ما درک می کنیم که چه احساسی داری، و میخوای چیکار کنی
...پس جای نگرانی نیست
اشتباه متوجه شدی
چی؟
یهچیزی هست که بهتون نگفتم
من انسانی هستم که برای پروژه قهرمان بزرگ مصنوعی خلق شدم
مصنوعی... قهرمان بزرگ؟
در طول جنگ، تحقیقاتی برای تولید مصنوعی انسان انجام شد
با قدرتی برابر یا بیشتر از قهرمان بزرگ
من دوازدهمین مورد آزمایش بودم
هر کس که در این تحقیقات شرکت کرده بود ظاهرا دستگیر شد
ولی شنیدم که برخی از نمونهها و داده های تحقیق دزدیده شده
اون پنج دختر نمونه مورد نظرن
یه نفر به تحقیق ادامه داده، اونها رو پرورش و بهشون دستور داده
...تنها دلیل وجود اونها
پیشی گرفتن از قهرمان بزرگه
...قهرمان بزرگ
منظورت اون قهرمان بزرگه؟
ولی اگر اینطوریه، پس چرا میخوان بلید رو بکشن؟
...خب
!اوه، متوجه شدم
اونها می خواهند توانایی های خود رو روی موجود برتر امتحان کنن
اگر حتی نتونن یه موجود برتر رو شکست بدن
هیچ شانسی در برابر خود قهرمان بزرگ ندارن
باید همین باشه
...اوم
...مطمئنا،همینطوره
خنگن، نه؟
.باعث درگیری همتون شدم
...درست نیست
.گذشتهام ازم جدا نمیشه
من تمام مدت فکر میکردم که اگه انقدر خوشحال باشم...ایراد نداره
برای یه انسان مصنوعی مثل من اوکیه که مثل یک شخص واقعی با خوشحالی زندگی کنم؟
برای همین به جایی که قبلا بودم برمیگردم
من از همه شما محافظت میکنم
حتی اگر به قیمت جانم تمام شه
شاید مدت زیادی نگذشته باشه، ولی اینکه تونستم زیر نور خورشید راه برم
من رو خوشحال میکرد
اوه
اوه... درد داره
چقدر مسخره
اگر راه رفتن در زیر نور خورشید تو رو خوشحال میکنه، این کار رو ادامه بده
...من هم قبلا
همچین چشمهایی داشتم
هیچ وقت به نظر نیومد که خوشحالم یا بهم خوش میگذشت، درسته؟
.درسته
ها؟
ولی ببینید، به لطف بلید، تونستم تغییر کنم
ولی یکم از تو بعیده
بعلاوه، اگر کشتن اونها تنها راه حل باشه، ما هم
نه، ما این کار رو نمیکنیم
چی؟
...ولی اعلیحضرت گفتن
من میدونم پادشاه چی گفت ولی کشتن اونها راه حل نیست
غیر ممکنه
بخاطر برنامه ریزی عصبی، دستورات باید اجرا بشه
کاری از دست ما بر نمیاد؟
...حتی اگر میشد
به دلیل تمام تغییرات سختی که اونها متحمل شدن
اونها زمان زیادی برای زندگی ندارن
...چقدر وحشتناک
نقشه دارید، نه؟
نه، اصلا
چی؟
ولی میخوام یه کاری انجام بدم
من می خواهم خواهرهای سوفی رو نجات بدم
...خواهر
به همین دلیله که از همتون میخواهم کمک کنید
سوفی، تو اوکیی؟
سوفی
زندگیت رو به من بده
چی؟
باشه
خیلی سریع بود! مطمئنی؟
...یعنی... اون... اون فقط
چرا انقدر تو فکری، ارنست؟
!فهمیدم
میخوای با اون دخترها دوست بشی، درسته؟
باشه بیا انجامش بدیم
خب، ایده خوبی داری؟
چرا همه چی رو میسپاری به من؟
خوب، حتما، من مشکلی ندارم
من یه نقشه کشیدم
وقتی دیگر نمیتوانید حرکت کنید بهم خبر بدید
من شما رو خلع می کنم
!ها؟
!میبینی که هنوز حالم خوبه
!نابودت میکنم
!من هنوز میخواهم بیشتر نابود کنم
!نابود کردن! نابود کردن
آره، خیلی خوبه
تنها دلیل وجود شما اینه که از قهرمان بزرگ بهتر بشید
قهرمان بزرگ رو بکش
.بکش، بکش، بکش
.خواهر
من اینو بیرون پیدا کردم
یک چالش
باید تله باشه
تمومش میکنیم
واقعا فکر می کنید اونها به این چالش پاسخ میدن؟
.اوکیه
میدونم حتما میان
...که اینطور
!من بوی سوفی رو میشنوم
.اومدن
.منتظرتون بودم
ما تو رو میکشیم
.این دلیل وجود ماست
.فهمیدم
فکر میکردم بتونم با همه شما دوست باشم
نقشه رو فهمیدی، آره؟
.فقط تو میجنگی
اگر گروهی حمله کنیم حتما فرار میکنن
ولی، فقط با یک هدف
اونها باید به مبارزه ادامه بدن حتی اگر بدونن تلهست
...بلید
،من نقشه رو فهمیدم ...ولی نمیتونم کمک کنم
!گوش کنید
هدف شکست دادن اونها نیست بلکه تخلیه انرژیشونه
!بمیر دیگه
!بدن شکستناپذیر
لطفا همه حملات اونها رو تحمل کن
!از بین برو! از بین برو
!گفتنش برای شما راحته
من میدونم که بلید چیزیش نمیشه
No comments yet. Be the first to leave one.