Dudes & Dragons

Dudes & Dragons

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Dudes and Dragons
A Commentary by Farhad Amin
مترجم : فـرهاد امیـن Telegram: @siamash

Tags

other
Published on: 2017-03-29
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

گورناک! واسه نجات زندگيتون فرار کنين

نجاتم بدين

لوراش، چه خوب کردي منتظرم موندي

برگرد خونه پيش اون خوشگلت، راميکوس

اين جايزه به اندازه من خوبه

داري اين کار رو براي جايزه ميکني؟

فکر ميکردم دنبال غنيمتي

باکره‌هاي قرباني هم به عشق احتياج دارن

ميدوني که من هيچ شانسي رو

براي تجاوز به قلمروي تو از دست نميدم

با اين کار چجوري ميشه؟ پنج تا يکسره؟

باگوارف حساب نميشه

ميدوني چه حسي به ريگ روان دارم؟

آره، ايندفعه چه عذري داري؟

اسبت دوباره ترسيده؟

اسبمو قاظي اين ماجرا نکن

به نيمه پر ليوان نگاه کن

به اونهمه طلايي که برات گذاشتم

ميخونه‌ها و فاحشه‌خونه ها

ميدونم الان دست و بالت تنگه راميکوس

پس وقتي دلت خواست، دست اول مهمون مني

عادلانه‌ست

بذار بهت بگم

بذار برات يه درخت خوب پيدا کنيم

که کلي شاخه زيرين داشته باشه

..که بتوني ازش

کمک

منو ازينجا بيارين بيرون

امروز نه، گورناک

اينجا رو ببين هيولاي لعنتي

اين شمشير قلب تو رو ميشکافه

تا آخرين قطره خون ازش بچکه

خداحافظ، دوست قديمي

شما عالي هستيد

شهرتم از خودم پيشي گرفته

حالا وقت گرفتن پاداشمه

شما لايق تمام سکه‌ها هستيد سرورم

اينم برميدارم

موفق شدي

زندگي منو نجات دادي

کل دهکده منو نجات دادي

چطور ميتونم جبران کنم؟

بذار با اين شروع کنيم

آهاي

لوراش، بيخيال ديگه بابا

آخرين چيزي که ميخوايم اينه که دولوارناگ به اينجا حمله کنه

حق با اونه

بايد هيولا رو فراموش کنيم

بچه‌جون، اين مرد هيچي به جز يه روستايي نيست

قصه‌هاي مسخرش رو درباره اژدها باور نکن

..هيچ چيزي به اسم دولوار

نه

عزيزم، دير اومدي

حلقه آمادست؟

نيازي نيست عجله کني

کلي راه اومدي

چرا دراز نميکشي

و نميذاري يه کم ذهنتو آروم کنم؟

بلويدا، لطفا

پيشنهادات کثيفت ايندفعه روي من اثري نداره

حلقه، من بهش احتياج دارم

سنگ شفابخشي به قدرت اين

بدون قيمت بدست نمياد

من به تاريک‌ترين غارهاي زمين

..سفر کردم تا بتونم اينو

متوجه خطري که طلب ميکني هستي؟

همينکه وارد اون در بشي

راه بسيار تاريکي رو شروع ميکني عزيزم

من متوجه جاذبه تصميماتم هستم

و عواقبش رو با افتخار قبول ميکنم از چيزي نميترسم

اگه واقعا دنبال تکه تکه شدن هستي

چرا تو رو به اتاق خواب خودم نبرم؟

بسه ديگه زن، همين حالا حلقه رو بده

منوببخش، کاميلان

توي اين سالها خيلي بهت علاقمند شدم

و متنفرم ازينکه ببينم بخاطر يه چيز بيهوده

همش رو به باد بدي

خب ديگه، منو بخاطر خواسته‌هاي خودت سرزنش نکن

خيلي‌ها اين کار رو ميکنن

ديگه چيزهاي بزرگتري براي منه

سرنوشت منتظر منه

ريسکش مهم نيست خطرش مهم نيست

بايد به جلو پيش برم حلقه در دست

درون تاريکي بشم و کاري که بايد تموم بشه رو تموم کنم

لارک عزيزم، با من ازدواج ميکني؟

بله کاميلان، بله

هزاران بار بله

پس اين حلقه رو به نشان جانسپاري من قبول کن

يه سنگ شفابخش واقعي؟

يه الماس کمياب براي يه زيباي کمياب

همچين حلقه‌اي رو از کجا آوردي؟

فراموش کن از کجا پيداش کردم

پيداش کردم و عاشقت هستم

واستا. پس دولوارنوگ چي؟

نترس عشق من

ما زير چتر شب در امانيم

آزادي تا احساسات خودت رو رها کني

تا زمانيکه که ميون بازوهاي مني در اماني

ولي نه توي روز

چطور يه موجود ميتونه اينقدر از عشق متنفر باشه؟

داري در مورد دولوارنوگ حرف ميزني يا پدرم؟

مهمه؟

خشم اونها برابره

بيخيال، پدر من آتش تنفس نميکنه

احتياجي هم نداره

حرفهاش به همون اندازه دردناکه

لارک، لطفا

اون هيچوقت رضايت نميده

چطور ميتونه در مقابل همچين چهره‌اي مقاومت کنه؟

عدم رضايت اون براي چهره من نيست

پري يا انسان، ما قراره با هم بمونيم

بهت قول ميدم از امروز

با با هم خواهيم بود قول ميدم

من براي تو هزاران اژدها رو سلاخي ميکنم

صدها اورک

چهارهزا کوتوله

مهم نيست که

ميتوني چشمات رو ببندي

ولي گوشهات صداي جيغشون رو ميشنوه

امروز 16 عاشق نابود شد

امشب دولوارناگ راحت ميخوابه

وقتي بقيه گريه ميکنن

بايد بدونن تا وقتي عشق در جريانه

جونور بيچاره هم نابودي رو براشون مياره

نميتوني هيولا رو مقصر بدوني

اون فقط به دستورات تو گوش ميده

و اطاعت ميکنه

تصور کن

به زودي ما سرزمين رو از اين احساسات مزخرف پاک ميکنيم

شما نميتونيد مانع عشق بشين، سرورم

حداقل کسي جرات نشون دادنش رو نداره

چطور ميتونيد اينقدر ظالم باشيد؟

اين عشقه که ظالمه، بانوي من

چرا من بايد با عشق فرق داشته باشم؟

آروم نميگيريم تا زمانيکه همه زجري که من ميکشم رو بکشن

قطعا اين نميتونه براي شما شادي‌آفرين باشه

حق با توس. فقط مرهمي به روي

روح زخمي من ميشه

...ولي تو

تو قدرت شفاي اون رو داري

اين ديوونگي رو تمومش کن

قلبت رو ببخش و درخواست من رو قبول کن

خودتون ميدونيد اين غيرممکنه

يعني اونقدر بده که اجازه ميدي

مرگ و مير ازين هم بيشتر بشه؟

تنزلي عزيزم، خودت ميدوني که نميتونم

نميتونم تو رو قبول کنم

بهم گفته بودي عاشقمي

اون موقع بچه بوديم

بچه‌ها دروغ نميگن

منو ببخشيد، سرورم

بسيارخب

دولوارناگ سپيده‌دم به پرواز درمياد

اون نون پري هاست

لارک ميخواست شما هم امتحانش کنيد

چرا خودت نميخوري؟

من داشتم ميومدم يه کم خوردم حسابي سير شدم

دوستت خودش اينو درست کرده؟

اون فقط دوست من نيست مادر،ولي بله

فکر ميکني يه نژاد فاني اونقدر فرصت داره

که دستپختش بهتر بشه؟

..اصلا اين موجودات رو درک نميکنم

اين موجودات قراره همسر من بشن

..خب..يعني يکي ازون موجو..يکي ازون

من با لارک نامزد کردم

بسه ديگه، خون ما به اندازه کافي کثيف نشده؟

ميخواي با وصلت با يه پري اون رو بدترش کني؟

اونا موجودات خيلي کوچکي هستن

من عاشقشم

عاشق خودشي يا عاشق فکرشي؟

مادر، لطفا

فقط ميخوام سعي کنم درک کنم

داري سعي ميکني نظرم رو تغيير بدي

تو درباره تغيير نظر حرف ميزني؟

اون حوري جنگلي اونقدر تو رو تغيير داده

که ديگه نميشناسمت

ميدونين چيه؟ حق با شماست

من تغيير کردم

بزرگ شدم

ديگه بالغ شدم و خودم براي خودم انتخاب ميکنم

و من لارک رو انتخاب ميکنم

بايد به ما اجازه بدين ازدواج کنيم

حق با توست. من و مادرت در اينباره صحبت کرديم

و اگه تو رو خوشحال ميکنه ميتوني فردا ازدواج کني

متشکرم پدر

روي دشت سوري، در نيمروز

دولوارناگ هم دعوت ميکنيم

که باقي مهموني رو به عهده بگيره

چطور اينقدر سنگدلانه احساسات من رو ناديده ميگيري پدر؟

چطور تو اينقدر سنگدلانه مسوليت‌هاي خودت رو

در قبال خانوادت ناديده ميگيري؟

مسوليت‌هام؟ - بله? مسوليت‌هات -

کافيه

ما آخرين نسل خاندان آنسل هستيم

اگه با اون پري ازدواج کني، حق ميراث خاندان ازمون گرفته ميشه

خونه و املاکمون رو از دست ميديم

و هر چيزي که اين خانواده طي

چهارده قرن ساخته

وقتي قلبت مرده باشه زمين و ثروت به چه دردي ميخوره؟

پسرم، خودت که قانون رو ميدوني

Dudes & Dragons subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left