The first 200 lines.
زندان اشتازي، برلين شرقي آلمان شرقي
شماره دو
بيا
ايست
رو به ديوار
تکون بخور
برو
بشين روي دستات
روي دستات میگم
ببخشيد آقا
دخترام کجان؟
من نگرانشونم
نام؟
مارتينا پوزيمسکي فيشر
آدرس؟
پلاک 17 دروسلوگ، 1532 کلينماخنو
...خب
خانم فيشر
بخش پيگرد قانوني
تحقيقات اوليه رو شروع کرده
بخاطر مبادرت به عبور غيرقانوني از مرز، طيق مادهي 213
و تماسهاي غير قانوني
مادهي 219
خيلي سوال دارم
ولي ابتدا بيايد بر حقيقت ها توافق کنيم
شما قصد عبور غيرقانوني از مرز برلين رو داشتين
درسته؟
بله
و بچههاتون رو مجبور کردين در جرمتون شراکت داشته باشن
مجبورشون نکردم
اينجا نوشته به دختر کوچيکتون دارو داديد
تا نترسه
خب چرا بايد بترسه
اگه با سفر با شما موافق بود؟
مجبور بود تو يه جاي تنگ مدت زيادي رو دراز بکشه
تو اون گرما
قرار بود بخوابه
،پس نه تنها به دخترتون دارو داديد بلکه جونش رو در خطر انداختيد؟
...من دکترم، هيچوقت
بذاريد بي تعارف بگم
بچههاتون رو به زور از محل زندگيتون برداشتين
چپوندينشون توي بدنهي يه ماشين در حال حرکت
بهشون دارو دادين تا بخوابن؟
فقط بگين حالشون خوبه يا نه
معلومه حالشون خوب نيست
کدوم بچهاي با اين شرايط حالش خوبه؟
و کدوم مادري با بچههاش اين کارو ميکنه؟
تا حالا فقط جنبهي اخلاقي جرمتون رو گفتم
هنوز حتي دلالت هاي قانوني رو هم شروع نکردم
بايد بچههام رو ببينم
به همه چي اعتراف ميکنم - خوبه -
در اين صورت اسم تمام کسايي رو ميخوام
که در هر دو طرف مرز در اين نقشه دست داشتن
اطلاعات شخصيشون
و نحوهي مشارکتشون رو
حالا
تنها بودم
تنها
شوهرت قبلاً همه چيزو به ما گفته
باور نميکنم
ميخوام داستان تو رو بشنوم
شوهرم کجاست؟
صبر کن
،از وقتت استفاده کن خانم فيشر
عجلهاي ندارم
وقتي براي صحبت کردن آماده باشي منم براي گوش دادن آماده ميشم
"Deutschland 86" فصل دوم قسمت هشتم: "وولا
ترجمه و تنظيم : مارديــن @ Mardin 5 / Mardin 89 A @ Y!
"برلين غربي"
امکان نداره
حتي اگه راديو رو شنيده باشن
حتي اگه ميدونستن تينا ميخواد فرار کنه
از کجا ميدونستن از کدوم مرز رد ميشن با کدوم ماشين
اون زن راننده دوستت بود؟
نه
دوست اونا بود؟
نه
يه شهروند برلين غربي عضو کليسايي چيزي بود، نميدونم
خيلي خطرناکه
چطوري به يه غريبه اعتماد کردي؟
ميدونم خيلي ديوونه بازي به نظر مياد
ولي اين زن... ماريان؟
قابل اعتماد بود و نقشه مشکلی نداشت
هيچ نقشهاي کامل نيست
فقط يه نفر ديگه از این نقشه خبر داشت
يه نفر
مارتين
مارتين؟
دوستت چه ربطي به اين قضيه ميتونه داشته باشه؟
به نظر مهربون ميومد
خيلي واضحه
چي؟
کتابم رو نخوندي؟
کاري که با اون زن تو آلمان شرقي کردي؟ آنگلا؟
آره
اون مثلاً "آنگلا" دوست دختر مارتين بود
وقتی سروکلهش تو خونهي من پيدا شد :اولين سوالش اين بود
کي باهاش شروع کردي
ميخواست بدونه اون بچه مال منه يا خودش
حالا هست؟
راستشو بگم؟
خودمم نميدونم
مقر اطلاعات خارجي آلمان شرقي" "برلين شرقي
اشنايدر
چرا عشق بچگيت رو مجازات ميکني؟
توماس پوزيمسکي؟
من مجازاتش نميکنم
واقعاً؟
خواهرش چي؟
تينا فيشر؟
چش شده مگه؟
"برلين غربي"
اگه بدونم من و ماکس چطوري از اينجا ميريم بيرون ميرم برلين شرقي
و مدارک جديد لازم دارم
تا اشتازي تا آخر عمر دنبالم نباشه
اگه بتوني اينو تضمين کني
هرکاري که اطلاعات غرب ميگه رو انجام ميدم
با مافوقام صحبت کردم فقط چندتا آزمايش ديگه ازت ميخوان
چه آزمايشي؟
ميخوان قبل اينکه درگيرت کنن بفهمن چقدر براشون فايده داري
براي ورودي اطلاعات بايد کنکور بدم؟
کسي تو مهارت هاي تو شک نداره
....مافوقام ميخوان مطمئن بشن که
به هستهي مرکزي شرق دسترسي داري
صبح به خير
"اوه. رفيق "هارتمن
اين توت فرنگيا رو تازه از گلخانهي مادرم چيدن
...دوست داري
ببخشيد. قضيه مشکوکه
توت فرنگياي مامانم مشکوکه؟
تازهي تازهن
دست نگهدار، لطفاً
اجازه هست؟
اينجا فقط دو برابر حد نرمال راديواکتيویتهست
خيلي خوشمزهن - تو آزمايشگاه چهاربرابره -
در مورد عمليات ميکروچيپ برامون بگو
بذار اينطوري بيان کنم که اين عمليات نشون ميده
بزرگترين قدرت يک سازمان
بزرگترين ضعفش هم هست
... منظورت
شبکهي بينالمللي مونه؟
نه
امنيتمون
،در حالت عادي ادارات بايد با همديگه کار کنن. دست تو دست
ولي هرکدوم به علم خودش بسنده کرده
سر در نميارم
عصر کامپيوتر فرصتهاي بزرگي براي ما درست ميکنه
ميدوني چي هميشه يادمه؟
...چیزی که يه بار گفتي
،از لحاظي، تمام دانش ما" "اندازهي يک سر سوزنه
کيشتيم" يادته؟"
نه
يه توليدي پلوتونيوم شوروي که منفجر شد
و تشعشع راديواکتيو تا 50 هزار کليومتر مربع پخش شد
اون سال 1958 بود
بله، ولي شوروي ها تا سال 1976 صداشو در نياوردن
معلومه نميگن
چرا ؟
تا مردم سرپيچي نکنن
منظورم اينه ديگه کاريش هم نميشد بکني
من دقيقاً نگران اينم
توت فرنگي؟
دفتر اطلاعات آلمان غربي" "برلين غربي
صبح به خير کاترين
صبح به خير دکتر
يه سورپرايز برات دارم
از سورپرايز متنفرم
صبر کن
به آژانس اطلاعات آلمان غربي خوش اومدي
همکاران من
خانم "نتز"؟
به به
چه دنياي کوچيکي
يه چشم انداز کاملا جديد
هارتمان، فريتز، ديدهبان
اون متخصص کامپيوترشونه
،متخصص کامپيوتر اونم تو آلمان شرقي
به اين ميگن تناقض
اينو نميشناسم
مطمئني - مطمئنم -
اين مارکوس فوکسـه فرماندهي ارشد
خيلي هم خوب. اسمش با "س" نوشته ميشه يا "ث"؟ - "با "س -
براي افسراي اشتازي عاديه که از خونوادهي خودشون جذب نيرو کنن؟
نميدونم
اين مرد پدرته؟
بله
ولي رابطهي خاصي با هم نداريم
نه شخصي نه کاري
براي بدترين دشمنم هم چنين پدري رو آرزو نميکنم
بدترين دشمن تو کيه؟
خالهم
از دست دادن اعتماد خونوادهي خودت از سخت ترين چالشهاي يه ماموره
بايد براي شروع اعتمادي باشه
خب، ژنرال ايدل وقتي فهميد کي هستي کلا به هم ريخت
شما چي؟
من تحت تاثير قرار گرفتم
خوشکله
...تحسين ما بخاطر اينه که
خيلي زود پلههاي ترقي رو طي کرد
و؟
No comments yet. Be the first to leave one.