腑抜けども、悲しみの愛を見せろ
The first 200 lines.
lightseeker62 ترجمه شده توسط
به هر حال، من شنیدم که گربه هه حتی وقتی کامیون نزدیک می شد تکون هم نخورد
پس "کازوکو" سرش داد زد، ولی فایده ای نداشت
...به طور غریضی، دوید طرفش و
...اونقدر از گربه خوشش میومد؟
.نمی دونم
شوتارو" ترسید و دنبالش دوید"
پس جفتشون همزمان؟ !تیکه تیکه شدن
اُه، نه کیومی" هم اون لحظه اونجا بود"
مایه تاسفه
"این باعث تاسفه که چطور "کازوکو با "شوتارو" که یه پسرم داشت ازدواج کرد
و مجبور شد که با قرضا و عادتای مشروب خوریش کنار بیاد
شوتارو" باید از دخترها هم مراقبت می کرد"
"یه کم عشق نشون بدید ، بازنده ها"
،کیومی
چرا نمی روی تو اتاقت استراحت کنی؟
من خوبم
اگه بخوای، از الان به بعد برای هر کاری می تونی بیای پیش من
...اینکه بهت بگم که زیاد غصه نخوری احتمالا کمکی نمی کنه ولی
من فکر می کنم که خانواده برای حمایت کردن از همدیگه تو همچین مواقعیه دیگه
.من اینطوری فکر می کنم
!چه بانمک
!ببخشید
!شو!شو
اون یه بازیگره ، مگه نه؟
!چه عالی
نمی تونم صبر کنم که ببینمش
درباره چی داری حرف می زنی؟
شینجی " بهت نگفت؟"
خواهرت، "سومیکا" امروز داره میاد خونه
...میدونی، تو همچین مواقعی
...اگه کل خانواده دوباره جمع بشن
...خواهرا و برادرا می تونن دور هم جمع بشن و همدیگه رو تسلی بدن
اینطوری خوبه
تو حالت خوبه؟
نمی..تتت...نمیتونم نفس بکشم
حمله آسمی؟ حمله آسمیه؟
.همینجا صبر کن
تو حالت خوبه؟
کیومی"؟"
ببخشید، اجازه بدید رد شم
...کیومی
ماچیکو"! عجله کن
.بله مگه بهت نگفتم که مراقبش باشی؟
بودم، ولی... ببخشید
"بیا، " کیومی
آروم. آروم
شما اینجا زندگی می کنید؟
اُه،"سومیکا" خانوم؟
از دیدنتون خوشبختم ، من ماچیکو هستم
. ا 3650 ین
3650 ین
ببخشید که منتظر شدید
...سه هزار
...و 600
...و پنجاه
اینم 3650 ین دقیق
ممنون ممنون، روز خوبی داشته باشید
ممنون که اومدی
فکر می کردم که قراره شب برسی
اومدنم خیلی راحت پیش رفت مشکلی وجود داره؟
میخواید براتون ببرمشون بالا ؟
خیلی ممنون ، حالا باشه برای بعد
!خیلی بانمکه، داداش
خوشبختم
برای اینهمه کار خیلی ممنون می دونم که تازه ازدواج کردید
برادرم خیلی دردسر سازه مگه نه؟
نه... اونی که دست و پا چلفتیه منم !برای همین همیشه سرم داد می زنه
خودشم خیلی دست و پا چلفتیه، مگه نه؟
کیومی؟
،خیلی وقت می شه
حالت خوب بوده؟
گمون کنم که نه...
برات یه کادو آوردم
!خوشبحالت کیومی
نمیخوای بازش کنی؟
خیلی گرون بود
نکنه این یه گربه ست؟
به نظرت شبیه میمون میاد؟
،اِه... به خاطر سوغاتی خیلی ممنون
ولی الان گربه خیلی مناسب نیست
چرا نه؟ "اشکالی نداره " ماچیکو
ممنون، خواهر
من می رم بخوابم
اتاقم رو همونطوری که بود نگه داشتید مگه نه؟
.حداقل به پدرمادرمون ادای احترام کن حالا باشه برای بعد
سومیکا خیلی عالیه
!حتی از اونیکه فکر می کردم هم بهتره
.دیگه هیچوقت اونکارو نکن
کدوم کارو؟
.بهت می گم که دیگه هیچوقت بین اوندوتا قرار نگیر
ولی...به نظر می رسید که سومیکا قضیه گربه ها رو نمی دونست
.می دونه ها؟
تو فقط تو کارای خانوادگی ما دخالت نکن
خانواده؟
داری چکار می کنی؟
کتاب... می خونم
اُه، نگران بودم نکنه داری دوباره چیزای عجیب غریب نقاشی می کنی
من دیگه از اون چیزا نمی کشم
.اینجا برنامه های تلویزیون خیلی زود تموم می شن
توی حومه شهرها، شبا خیلی کسالت آورن
.من اینو قرض می گیرم
دو روز از زمین لرزه آمریکای جنوبی گذشته"
"طبق آخرین اخبار بیش از 8000 نفر کشته و مفقود شدن
.یه کاسه دیگه
...چه بد
.ببخشید
.صبح بخیر
باورم نمیشه، اینجا اصلا خط نمیده
ما دور و ورمون رو کوه گرفته
تو این دوره زمونه حتی زیر زمین هم سیگنال می ره
.اینجا توکیو نیست
کامپیوتر دارید؟
.می تونی از اونی که توی اغذیه فروشی هست استفاده کنی درباره چی داری حرف می زنی؟
.من سریع صبحونتون رو آماده می کنم
الان زیاد اشتها ندارم، فقط یه تیکه تست فرانسوی کافیه
...تست فرانسوی
اون چیه؟ داری شوخی می کنی نه؟
اینجا حتی نون هم ندارید؟
ما توی این خونه زیاد نون نمی خوریم
.دفعه بعد می خرمش
برو بخر ها؟
.الان
.نمی دونم فروشگاه الان باز کرده یا نه
کنار بزرگراه یه فروشگاه ساختن
پس ... من دارم می رم
ببخشید که زحمتت می دم ها، ممنون
!من رفتم
...داداش، درباره اون مکالمه تلفنی
من تموم کردم کجا داری می ری؟
.کار نیمه وقت ما تازه دیروز مراسم خاکسپاری داشتیم
.نمی خوام زیاد دردسر درست کنم
خداحافظ
.مراقب باش
،اون مکالمه
منظورت چیه که دیگه نمی تونی برام پول بفرستی؟
، الان که پدر مادرمون از دنیا رفتند
.درآمد این خونواده نصف شده
من ذغال چوب درست می کنم و ماچیکو هم تو مزرعه کمک می کنه
..می دونی که منظورم چیه
این قضیه چه ربطی به من داره؟
داره، شرایط کنونی خونوادمون الان اینه
فکر می کنی پدر چقدر قرض برامون گذاشت
.بسیار خوب
. من سهمم رو از ارثیه می گیرم
حتما یه مقدار پول توی بانک یا بیمه عمر مونده باشه
همه بخواطر پرداخت قرض ها خرج شد
یه لحظه صبر کن، چرا هیچکس چیزی به من نگفته؟
گوش کن، چهار سال پول فرستادن برات کار راحتی نبوده
اون یه ذره پول؟
...احتمالا اینو نمی دونی، ولی
تمرینات بازیگر شدن خیلی گرونن
ما کلی کلاسو رویدادهای اجتماعی داریم
تازه لباس و آرایش معمولی هم نمی تونیم استفاده کنیم
.من حتی نیمه وقت کار می کنم
من با همچین موانعی چطور می تونم موفق بشم؟
...برای همین... چرا یه مدت
اینجا نمی مونی؟
حتی تو هم داری سعی می کنی که جلو بازیگر شدن منو بگیری؟
می خوای قولمونو زیر پا بذاری؟
...شما جایزه منتقدین رو توی فستیوال برنده شدید
لطفا به ما درباه افکارتون بفرمائید
...اینکه برنده جایزه شدم واقعا باعث افتخاره ولی
.این دلیلی نیست که من فیلم ها رو کارگردانی می کنم
ولی به کمک اون، چراغ سبز پروژه بعدیم رو دریافت کردم پس خوشحالم که اون رو برنده شدم
،و درباره فیلم بعدیتون
می شه یه کم درموردش صحبت کنید؟
،هنوز متن فیلمنامه رو تموم نکردم
یک گیچین در مورد ارتباطه
به طور مثال ، شما چقدر می تونید از طریق تلفن، ایمیل یا نامه
عاشق کسی باشید که تا به حال ندیده اید
نامه؟ بله، حتی نامه.
...و همچنین می خوام تاکید کنم که
دوست دارم با استعدادهای جدید کار کنم
به خصوص بازیگر زن نقش اول
توی کمتر از 15 دقیقه رفتم فروشگاهه و برگشتم
تست فرانسوی می خواستید؟
.ده ین بله؟
می تونی تمام سکه های ده ینی رو که می تونی پیدا کنی رو بهم بدی؟
.حتماً
بفرمائید
.ممنون
با نمک نیست؟
یه جور نفرینه؟
می خوای دفعه بعد یکی با من درست کنی؟
همین الان می تونم یادتون بدم
این کیه؟ هاچیبا؟
سومیکا هستم
آره، یه تلفن همگانیه
تمام شهر اینجا از سیگنال خارجه، باورت می شه؟
،بله، مراسم خاکسپاری تموم شده ولی
هنوز باید به مشکلات مالی برسم
شما خیلی سختگیرید آقای هاجیما
،راستی
شما "توموری تتسو" رو می شناسید؟ کارگردانه رو
بله بله ، یه جور جایزه برده
بله ، می دونید که چطوری باید باهاش تمام بگیرم؟
نه، چون اینجا هیچ کاری ندارم انجام بدم داشتم فکر می کردم که یه نامه به عنوان هوادار براش بفرستم
.اونطوری نیست
منظورتون چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.