The first 200 lines.
*واقعيت*
حالا بياين همه با هم براي آرامش روح راگونات دعا کنيم
خدايا، روح راگونات رو از تمام گناهان پاک کن
مادربزرگ، بابا چطور آدمي بود؟
عزيزم، اون از بچگي خيلي شيطون بود
ميخواي بدوني بابات چجوري بود؟- آره-
پاشو پاشو، پسره بدذات
دو روز ديگه امتحان داري
نشستي اينجا تيله بازي ميکني؟
برو خونه، برو خونه
هي بابا، بايد 5 تا تيله برنده بشم وگرنه ميکشمت
پسري به بيشرمي تو نديدم
بابات تمام روز تو آسياب کار ميکنه و داره از سل ميميره
بعد تو داري تيله بازي ميکني
داداش کوچيکت کارشناسي بازرگانيش رو گرفته تو چي؟
ببين ببين ببين، قيافه اين بيحيا رو ببين
از دانشگاه بيرونت ميکنن چرا پول من رو هدر ميدي؟
آره، مشروب خيلي ارزونه،ها؟
اما ببين راگو، بايد ديپلمت رو بگيري
اين نميتونه امتحانا رو پاس کنه
در عرض 4 سال 8 بار تو امتحانها رد شده
هي، دارم پايه تحصيليم رو قوي ميکنم
پايهـت رو قوي ميکني؟- هي رامنيکا، ببين بابام داره من رو ميزنه-
هي رامنيکا کجايي؟- چرا پاي اون رو ميکشي وسط؟-
ديگه نميزنيم بابا؟
از دستت خسته شدم
تو که تحصيل کردهاي چرا يه چيزي به اين ياد نميدي؟
بابا اگه بخوام به اين چيزي ياد بدم هر چي خودم بلدم هم يادم ميره
اما بابا اين هم ده ترمه داره درس ميخونه- بلـــه-
توي هر کلاسي دو سال درجا زده
هي بابا، بهش بگو، وقتي ديپلمم رو گرفتم
تو امتحان نود درصد ميزنم و دکتر ميشم
هشتاد -هشتاد !اينقدر شراب نخور، يکم دوغ بخور
ميزنمتا- هي رامنيکلا بيا-
هي ساکت شو، ساکت شو انگار بابام داره کتکم ميزنه- ساکت شو-
سلام بابا جون- پوجا دخترم-
پوجاي عزيزم، واسم پنکيک درست کردي؟
شيريني موردعلاقهـمه
تو کل اودوپي کسي نميتونه همچين پنکيکي درست کنه
لوس
زن ببين اين بيحيا چجوري داره تک خوري ميکنه
مامان، به بابا بگو به من نگه بيحيا
من بيحيام يا خودش که با پيژامه پاره نشسته اينجا؟
شانتا بايد با اين پسر چيکار کنيم؟
هيچي عزيزم. اينُ بگير چرا سرپا وايسادي؟
بشين، الان برات چي ميارم
نه مادر چاي نميخورم، ديرم شده يه روز ديگه ميام
آره، تو هميشه عجله داري
بيا يه کم بخور، وگرنه من دل درد ميگيرم
بخور بابا، چرا بداخلاقي ميکني؟
من ميرم يه چرخي بزنم
هي، اين کجا رفت؟
رفت اونجا
تا که بايد يواشکي همديگه رو ببينيم؟
تا وقتي که با هم ازدواج کنيم
نميدونم، اصلاً با هم ازدواج ميکنيم يا نه
چرا نکنيم؟ حتماً با هم ازدواج ميکنيم به زودي کار پيدا ميکنم
بعد از اون، توي يه خونه زندگي ميکنيم
فقط من و تو، يه جايي دور از اين محل
چرا؟ مگه اين محل چه ايرادي داره؟
اين محل واسه آدمايي مثل ما نيست
پر از ارذل و اوباشه
هي زن، 15 روپيه بهم بده
خواهش ميکنم عزيزم، خواهش ميکنم- عزيزم و کوفت-
من واسه دوزار پول ميرم ظرفاي مردم رو ميشورم
بيشتر از نصفش رو تو خرج ميکني، خرج مشروبت
...چون من، تو چرا
هي، نميخواد واسه من انگليسي حرف بزني ميخواي من رو گول بزني
خب 15 روپيه بهم بده- ساکت-
آخرين باره، از فردا ديگه نميخورم
تا حالا هزار دفعه اين رو گفتي
دست از جر و بحث بردارين بابا- 15روپيه بده ديگه-
ميگم ندارم مرد- ميدونم داري-
ولم کن داري چيکار ميکني؟- ولت نميکنم-
هي بابا، ديگه داري شورش رو در مياري
تا الان ساکت بودم
ديگه کاري به احترام پدر پسري ندارم پاهات رو ميشکنم
پاي کي رو ميخواي بشکني؟ چي گفتي؟
اما مامان- پاي شوهر من رو ميخواي بشکني؟ پاي بابات؟-
کسي که بهت زندگي داده تو رو بزرگ کرده انقدري شدي
پاي اون رو ميخواي بشکني؟
چون کارخونه بسته شده بابات بيکاره
اما توي بيحيا
اين همه قد کشيدي لم ميدي تو خونه ما خرجت رو بديم
مادرت خونه مردم کار ميکنه
بابات چون بيکار شده پريشونه
بعد تو همهـش تو خونه ميخوابي و دستور ميدي؟
پسره بيحيا، ميخواي پاي پدرت رو بشکني؟
قبلش خودم ميزنمت
ولش کن خاله، چرا ميخواي بزنيش؟
تو داري به من ميگي چيکار کنم بيخاصيت؟
بي مصرف، داره به من ميگه چيکار کنم
چرا داري مثل بچهها گريه ميکني ...آخه کي بهت گفته
تو دعواي زن و شوهر دخالت کني؟...
مادرم درست ميکنه، اين همه سن دارم
اما عرضه ندارم خرج خونه رو بدم
اشکال نداره داداش، فعلاً اوضاع خرابه
اما يه روز همه مون ميريم سر کار
از کجا معلوم؟
دارم درش ميارم، بگيرش- انقدر نچرخ، ببرش-
هي، چرا داري ميخندي؟
نخندم چيکار کنم؟ بيا اينجا بيا اينجا، پاشو بيا اينجا
اونجا رو ببين- هي باپو-
هي، اين از کجا پيداش شد؟ کتاب کجاست؟- راگو-
اونجاست، بدو بدو بدو- راگو-
هي پسر، راگو کجاست؟- اوناهاش، داره کتاب ميخونه-
چي داري ميخوني؟- شيمي فيزيک-
کتاب رياضي دستته بعد داري شيمي فيزيک ميخوني؟
کروم بازي ميکردي؟
آره، هنوز هم پودر رو دستته
پاشو پاشو شاهزاده گفتن تشريف بياري غذا بخوري
بجنب
...الکي داره وقتش رو تلف ميکنه، رياضي
داداش ويجي- چيه؟-
هيچي، موز ميخوري؟
اه، بدش من
بيشعور- هي، موز من کو؟-
واسه تو هم آورده بودم، بردش
يه چک بهت بزنم
درست شد درست شد، من تونستم
ساکت
احمقها، اول بپرسين چي شده
آره، نپرسيديم چي شده، چي شده؟
هي احمقها، تو اداره پليس استخدام شدم
واي چي داري ميگي؟ عاليه- مهموني، مهموني-
ساکت، ساکت، تازه کار پيدا کرد چرا مهموني بگيرم؟ پولم کجا بوده؟
اون پير خرفت يه پني هم به من نميده
پول ميخواي چيکار؟
يکشنبه ديگه مرغاي گاچي رو ميدزديم
تويي؟
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: لويال - ويرايش: سميرا
راگو راگو راگو، پا شو
هي راگو، بابا پا شو
چيه بابا؟ کله سحري چرا داد ميزني؟
داگودو فهميده مرغاش رو دزديدم
تو از کجا فهميدي؟- داره همه جا جار ميزنه-
پس شما چرا اومدين اينجا؟
چون داره ميره دم خونهـت
اي بابا، کارم تمومه- بيا بريم پايين راگو-
شما برين ببينين چي ميشه
هي گوش کن
هي رامديو، رامديو زود بيا پايين، زود بيا پايين
بيا ببين بچهـت چيکار کرده
آخه چي شده داگودو- داگودوي کودن-
کي بود؟ کي بود؟ کي گفت داگودوي کودن؟
کودن باباته، کودن خانوادهـته
مثل سگ ميزنمت
دوتا از مرغاي من رو دزديدن ولشون نميکنم
يه روز ميان خودم رو ميکشن
راگو، راگو، بيا پايين- آره، سريع بيا پايين، بيا پايين-
مرغاي من رو خوردين اميدوارم نتونين هضمش کنين
بيا، ولت نميکنم، پسره دزد، بيا
همينه، اين سرکردهـشونه
پادشاه آدماي بيمصرف، تو مرغاي من رو خوردي يادت باشه
ميدمت دست پليس
هي ساکت شو داگودو کله سحري مغزمون رو خوردي
ببينم، تو مرغ اين رو دزديدي؟
کي گفته؟- اين ميگه-
چه مدرکي داري، که من مرغاي تور و دزديم؟
مدرک مدرک؟ مدرک هم دارم
اين رو ببين استخونه، اين استخون مرغ منه
ديشب توي تراس مرغ رو خوردي
من استخونش رو پيدا کردم
خب؟ آره مرغ درست کردم
اما مگه روي اين استخون اسم نوشته شده که ميگي مال مرغ توئه؟
داره من رو ميکشه، داره ميکشه- درست نميشي؟ درست نميشيها؟-
جلوي همه من رو خجالت زده ميکني
بيا بريم خونه، درستت ميکنم- ولش کن-
تو ساکت
داري کجا ميري؟ پس مرغاي من چي ميشن؟
کي پول من رو ميده؟
ساکت، به حسابت ميرسم
چي شده داداش؟- هيچي، باز هم بچهها خرابکاري کرده-
هي پاندري، بيا خونه، يالا
ديگه شورش رو در آوردن- برو برو-
تو تراس درس ميخونه، ميخواد دکتر بشه
هي کتاب رو چرا پاره ميکني؟
کتاب رو چرا پاره ميکني؟ "مثل سرسوتيه"يعني مقدسه
سرسوتي باشه يا رادها چه فرقي به خال اين احمق داره؟
نگاهـش کن، ببين چجوري به من زل زده بيحيا
ميخواي چيکار کنم؟- از من ميپرسي چيکار کني؟-
...همچين بزنمت که- هي رامنيکلا بيا، داره من رو ميزنه-
ساکت ساکت
شانتا، ديگه از دست پسرت عاجز شدم
ببين راگو، اگه ميخواي اينجا بموني
بايد بري سر کار
درس نخون، حداقل برو کار پيدا کن
ببين چجوري ميخنده
خنده داره ديگه
اين رو ببين با مدرک کارشناسي بازرگاني بيکاره
ميخواي من با مدرک ديپلم چيکار کنم؟ها؟
هي پاي من رو وسط نکش
ميخواي چيکار کني؟ها؟ يه چک بهت بزنم
نگاش کن، ترسيد، ترسيد، ترسيد
هي راگو، من رو ببين راگو، درس و کارهاي بزرگ رو ول کن
نمي توني يه کاسبي کوچک راه بندازي؟
حرف بزن
مامان، صبح مشروب خورده؟- هي ساکت-
نه نه، جدي ميدم، کار بابا چيه؟
کمک مکانيک، اونم تو آسياب، بعد داره راجع به کار حرف ميزنه
No comments yet. Be the first to leave one.