The first 200 lines.
Sacred
روح خبیث
سلام؟
چه شکلي هستي؟
بلندتر حرف بزن
نميتونم صدات رو بشنوم
هي، سلام
سلام، من نميتونم بشنوم
پنج
نمیدونم
نمیدونم
نگه دارید، منم رسیدم
باز کن، لعنت
خداي من، چيکار ميکني؟
چي شد؟
،الان فشار روشـه یه دریافتکننده پیدا کرد
وقتی زمان آرامش فرا میرسه
یه نوشابه آدم رو سرحال مياره
لعنت
توئیتی؟
لعنت، توئیتی نتونستي یه روز دووم بیاری؟
ميشه لطفاً
لطفا نباش
این یارو دیگه کیه؟
چه خبره اینجا؟
فرلینگ اینجا چه خبره؟
عذر ميخوام، همسايهام يه کنترل مثلِ اين داره
،زندگيم رو سرِ اين بازي گذاشتم با من شوخي ميکني؟
سلام، بن، داريم يه مسابقه عالي فوتبال ميبينيم ، بيا تا با هم باشيم
بچههاي من ميخوان آقاي راجرز نگاه کنن
،برام مهم نيست ميخواي چي نگاه کنی فقط انصاف داشته باش
بیخیال، استیو
تلویزیونت رو جابهجا کن
تو جابهجا کن، بن - خودشـه، تکونش نده -
توئیتی از این بو خوشش نمیاد
عزیزم، توئیتی بویی رو حس نمیکنه
یه گل بزار کنارش
گل؟
برای وقتی که گرسنه است
برای وقتی که تنها است
برای وقتی که شب میشه
اوه، باشه
الان دفن میشم تا بخوابم
دعا میکنم تا خدا روحم رو مورد رحمت قرار بدهد
اوه، بیخیال - خفه شو -
...اگه قبل اینکه بیدار شم بمیرم
مرده
از خدا میخوام تا روحم رو قبضه کنه
عالی بود، عالی
مامان، وقتی که بپوسه، میشه استخونهاش رو دربیاریم؟
رابي، ميشه از درخت بياي پايين؟
میشه ماهیقرمز داشته باشم؟
بیا بگیر
بیا بگیر
داری زیادی بهشون غذا میدی
توئیتی 22 و توئیتی 23 باز هم غذا میخوان
ميدوني که چي ميشه اگه بهشون زيادي غذا بدي؟
بزرگ میشن و تبدیل میشن به... کوسه
شببخیر
مامان، يه طوفان بزرگ داره مياد اينطرف
اگه عجله کنی تا قبل رسیدن طوفان تو توی خواب هستی
یالا، بگیر بخواب
شببخیر، عزیزم
خیلیخب، چراغها خاموش
چراغ انباری
تقصیر منـه
روشنش کن، مامان
کافیـه؟
باشه؟ - شببخير، مامان -
شببخير، مامان
شببخير
یا مردم یا دیوونه شدم
تو دیوونه نیستی، پیت
یعنی میگی مردم؟
...من
...منظورت منظورت اينه كه خوبه؟
خوابگردی
توی خواب راه رفتن ميدوني يعني چي؟
شرط میبندم ژنتیکیـه
ميدوني، كارل آن، ديشب و هفتهپيش
و من وقتی که 10 سالم بود
با این مسئله کنار میای؟ - حتما -
...میدونی
يه بار به اندازه 4 تا بلوک راه رفتم
و وقتي که از خواب پاشدم توی عقب ماشين یه نفری بودم
قبل اینکه بفهمه من پشت ماشینم تا محل کارش رفته بود
خدای من، من بیدار شدم و شروع به جیغ کشیدن کردم
مردم ریختن سرم، به پلیس زنگ زدن
پلیس اون مرد پیچاره رو برد به اداره پلیس
...پدرم، اد - بزرگ -
اد بزرگ کبودیهای بدنم رو بررسی کرد
خدای من، من خیلی خجالت میکشیدم
اوه، لعنت، استیو
چي ميشد اگه ما استخر رو میکندیم
و کارل آن خوابگرد قبل اینکه استخر توش آب باشه، میفتاد توی استخر؟
اوه، عزیزم نه
عزيزم ، تا حالا از 3 متري اُفتادي؟
3متر چیه؟ - اونجا نزديک به 5 متر -
پس بذار استخر رو نزديک خونه درست کنیم و بذاريم بچهها از پشت بام بپرن توش؟
نه عزیزم، نه
يه تخته 3 متري مثلِ يه چاههوايي ميمونه
وقتی بپری، مثل سقوط آزاد میمونه
پاهات رو ميذاري اينجا، در 3 متري
عزیزم، دوران شیرجه زدنت دیگه تموم شده
دارم درباره المپيک حرف ميزنم ، باشه؟
بذار موقعيت شيرجهات رو ببينم
ميتونيم شيرجه بريم تو درياچه
...پیچ، چرخش
و توی آب
عزيزم، اون درست مثلِ ماشينِ ناتيلوسـه
،به این نگاه کن عزیزم قبل، بعد
قبل، بعد قبل، بعد
نه - دوست دارم -
خدای من، وقتی بیتربیتی حرف میزنی عاشقت میشم
طوفان داره نزدیکتر میشه
هی، شریک
سلام، عزیزم
همهچی روبهراهه؟
رعد و برق مياد
یالا، بپر بالا
من یه بادم و تو يه پر، به مامان شببخير بگو
شببخیر، مامان - شببخیر، عزیزم -
بفرما
من از درخت خوشم نمیاد، پدر
،اون یه درخت قدیمیـه خیلی وقته که اینجاست
حتي قبل از اينکه شرکت من این محل رو بسازه
از شاخههاش خوشم نمیاد
اون میدونه من اینجا زندگی میکنم، مگه نه؟ - اون همه چيزه ما رو ميدونه -
،برای همین خونهمون رو کنارش ساختم تا ازمون مراقبت کنه
از تو و کارل آنا و دانا و مامانتون و من
یه درخت قدیمی داناـه
،بهم نگاه میکنه میدونه من اینجا زندگی میکنم
بنظرم طوفان از ما رد میشه
از کجا میدونی؟
چون میتونم بشمرم
میدونی چیکار باید بکنی؟
وقتی که نورش رو دیدی؟
تا قبل از شنیدن صداش بشمر
اگه هر بار بیشتر بتونی بشمری معلوم میشه که طوفان داره رد میشه
میخوای امتحان کنی؟
به نور نیاز داریم
صبرکن، داره میاد
خیلیخب، حالا بشمر، یک، دو، سه
دفعه بعد ميتوني، حداقل تا 4 يا 5 بشمري، باهات شرط ميبندم
بابا، با تو کار دارن
بهشون بگو پیغام بگذارند، عزیزم
بابام میگه پیغام بگذارید
شببخیر
خیلی گرمـه
باشه، شببخیر، فرشته من
خوابهای خوب ببینی
...یک
...دو
...سه
من نکردم، بیخیال
شببخیر، دانا - شببخیر، بابا -
تلفن رو قطع کن دانا - باشه، بابا -
...یک
...دو
...سه
...چهار
...پنج
اونها اینجان
بهم گوش کن، جف نه، شوخی نمیکنم
من میدونم تجربه زلزله 6.5 ریشتری چطوریه؟
همهچي خراب شد، بله، اتاق خواب اشيا همهجا پرتاب شدن
ما داريم به راديو گوش ميديم اصلا خبری از زلزله نیست
تو خيلي نفرتانگيزي، آدم رو ديوونه ميکني
منطقه نیرو
خیلی نفرتانگیزی - خورد به دماغم -
این یعنی اعلان جنگ
هی، مراقب باش - عزيزم، غذات رو پرتاب نکن -
تو خیلی حالبهم زنی
تو هم عین سگی
من غذا نمیخورم - بفرما -
عزیزم، دیشب وقتی که گفتی اونها اینجان
میشه ماهیقرمزم رو ببرم به مدرسه؟
ممکنه يه خطه لوله اشتباهي درست از زيرِ خونمون رد شده باشه، حتما بخاطر اون بوده؟
سقف بالای سر من ترک برداشته
یادته دیشب بیدار شدی و گفتی اونها اینجان؟
منظورت کیا بودند؟ کی اینجاست؟
آدمهای تلویزیون
مواد زده - تو چی میدونی؟ -
از تو بیشتر میدونم، از بابا بپرس
از بابا بپرس - از بابا بپرس -
از بابا بپرس
کار من نبود
ممنون، احمق جون تا 20 دقیقه دیگه کلاسم شروع میشه
قبل اینکه دستت رو ببری این رو بده به من
شما از زمينلرزه خبردار شديد؟
البته کاملاً مثل زلزله نبود، جف، مگه نه؟
خیلیخب، باشه، آره
قبل از اينکه دستت رو ببري بدش به من - به خدا تقصير من نبود -
خداحافظ، عزيزم، دارم ميرم
خداحافظ ، عزيزم - منم دارم ميرم -
من باهات کار دارم - باید برم مدرسه -
خب، اول صبحونه باید بخری - خیلیخب، یه نوکی میزنم -
توی هر کاری پیش میاد
به این نگاه کن
چه عشوهای میاد
No comments yet. Be the first to leave one.