The first 35 lines.
درسهایی از تاریکی ورنر هرتزوگ
فروپاشی این جهان اخترگونه مانند خلقت در شکوهی پُر از جلال رخ خواهد داد - بلیزی پاسکال
سیارۀ ما در منظومۀ شمسی است
رشته کوههای وسیع، ابرها و زمین در میان غبار پوشیده شدهاند
اولین آفریدهای که با ما روبرو میشود و سعی دارد چیزی به ما بگوید
پایتخت
چیزی بر فراز شهر پدیدار میشود
شهر به زودی توسط یک جنگ، ویران خواهد شد
ولی اکنون هنوز -در زمان خویش- زنده است
هیچکس هنوز گمانی به نابودی قریبالوقوع آن ندارد
جنگ
جنگ تنها چند ساعت به درازا کشید. و بعد از آن، همه چیز متفاوت بود
بعد از جنگ
آنچه تنها به جا مانده بود نشانههایی بودند
از زندگی انسانی که روزی در اینجا جاری بود
آیا اینجا هرگز شهری وجود داشته است؟
جنگ با تمامیتش در خروش بود
به گونهای که بعد از جنگ چمن دیگر هرگز اینجا نرویید
اتاقهای شکنجه
زنی را دیدیم که میخواست چیزی به ما بگوید
او توسط سربازان بر زمین کشیده شده بود به همراه دو فرزند جوانش
و در مقابل چشمانش مجبور به تماشای فرزاندش بود که تا حد مرگ شکنجه میشدند
این باعث شده بود تا قدرت تکلم خود را از دست بدهد، اما باز هم سعی داشت به ما بگوید چه شده است
پارک ملی شیطان
اینجا روزگاری جنگل بود، پیش از آنکه پوشیده از نفت شود
هرچیزی که شبیه آب است درواقع نفت است
تالابها و دریاچهها بر روی زمین خود را میگسترانند
نفت یک خیانتکار است، چرا که آسمان را در خود منعکس میکند
نفت سعی دارد خویش را در لباس آب پنهان کند
در این دریاچه مانند هرچیز دیگری در اینجا، نفت سیاه است
و صداهایی بود، و رعد و برقی، و روشناییای
و زمینلرزهای آنچنان عظیم که از آنزمان که انسان پا بر روی زمین گذاشته بود مثل آن اتفاق نیفتاده بود
لرزهای چنان شبیه به زلزله و چنان عظیم
و آن شهر بزرگ به سه بخش تقسیم شد
و ملیتها پراکنده شدند
No comments yet. Be the first to leave one.