The first 200 lines.
"غیب گو"
=قسمت هشتم=
ران
پاشو برو اول غذات رو بخور
نمیتونم مامان
تبت از دیروزم بیشتر شده
بذار با حوله خیس بشورمت
آقای ماها
مامان الان دیگه تو رو هم آقای ماها میبینم
داری از تب میسوزی
پاشو بریم دکتر
صداتم شبیه صدای آقای ماها شده
آقای ماها
کی رسیدی؟
حالت خوب نبود واسه همین اومدم سر بزنم بهت
باید استراحت کنی، میرم دکتر میارم
امیدوارم زحمتتون نداده باشیم
سین سرش خیلی شلوغه
اینم که لجبازه! نمیذاره من ببرتمش دکتر
کمکتون میکنم من
باشه
بیا اینجا
آقای ماها
خوب شد بهم خبر دادین
وگرنه ممکن بود ذات الریه بگیره
و یا به خاطر اینکه مدت زیادی تو آب مونده ممکن بود بیماری ریوی بگیره
داروهات رو خوب مصرف کن دو هفته دیگه بهتر میشی
ممنونم دکتر
وقتی کلینیکتون آماده شد برای تبریک گفتن میام
خیلی ممنونم
با اجازه دیگه میرم من
ممنون
دیدی؟ بهت گفته بودم باید بری پیش دکتر
چرا انقدر لجبازی آخه؟
خاله
بهتره اجازه بدیم ران استراحت کنه
ممنونم آقای ماها
این همه راه اومدین اینجا
کمکی از دستم برمیاد؟
آره
تا وقتی که خوب بشی منتظرت می مونم
الان فقط استراحت کن
بعدا ... باز میام ببینمت
خاله
میتونم یه چیزی ازتون بپرسم؟
ران بهم گفت که
تولدش سوم آگوست سال 1993 هستش
زمان دقیق تولدش کی بود؟
دوزاده و ربع شب
اون شب، من و باباش تو معبد بودیم چون روز آسالا بود
ماه کامل بود؟
همینطوره
داشتم بودا رو پرستش میکردم که یهویی شکمم درد گرفت
و شوهرم زود من رو رسوند پیش یه دکتر
ران چند دقیقه بعد 12 شب به دنیا اومد
حتی باباش هم اشاره کرد که ماه چقدر اون شب نورانیه
واسه همین راهب هم اسمش رو گذاشت ران
راستی چرا این سوال رو ازم پرسیدی؟
میتونم فالش رو بگیرم؟
عالی میشه، نگرانش بودم منم
ران الان مریضه، امسال اتفاق بعدی در راهه براش؟
اگه زحمتتون نمیشه
لطفا فالش رو واسم بگیرین
اونا مجبورم کردن که جسد رو حمل کنم
حتی بهم گفتن اگه کارشون با موفقیت تموم شه
کشور قراره قدرتمند تر شه
و بهم پاداش میدن
واحد آپارتمانم و ماشینم .. همش رو از اونا گرفتم
پس اصلاج طالع شهر واقعا ممکنه یوتید؟
مربوط میشه به پرستش چهار عنصر
و تضعیف کردن قدرت ستاره هایی که از طالع شهر محافظت میکنن
هروقت که فال شومی رخ بده
زمان اینه که یه جسم رو قربانی کنیم
پس این یعنی
هروقت فال شومی رخ بده، زندگی یه زن رو فدا میکنین؟
آره
جمعا، چهار تا قربانی باید باشه
روش محاسبه زمان و لوازم و جزئیات مراسم
باید یکی باشه با
چیزایی که تو کتاب نوشته شده
اونا بهت گفتن چیکار کنی دقیقا؟
من فقط زمان درستش رو محاسبه میکنم
و یه قربانی واسشون پیدا میکنم
ولی من اونارو نکشتم دائو
فقط بهشون نزدیک میشم و میبرمشون به محل مراسم
کجاست؟
خونشون تو کونلونگه
چرا خانم پورشه؟
خاله
برجش، برح حمله و عنصرش آتشه
مریخ ستارشه
معمولا یه زن که عنصرش آتشه، فعال و پرتلاشه
ولی با اومدن مریخ، باعث شده لجباز و عصبانی باشه
چیزی که من رو نگران میکنه اینه که
اورانوس تو برج قوسه و زحل تغییر مسیر داده
بدتر از همشون اینه که
زحل مریخ رو تو زودیاک جوزا هدف قرار داده
این یعنی بدشانسی
اون باید احتیاط کنه
کی امن میشه همه چی؟
سال بعد
باید منتظر بمونیم که سیاره مشتری از قوس خارج شه
شرمنده، باید برم لباس مشتریم رو تحویل بدم
اومدم
پورشه بود چون
طالع قربانی باید به میزبان مراسم کمکی بکنه
و باید این افراد تو سال خروس، تو یه روز از آگوست که ماه کامله باشن
سال خروس، روزی از آگوست ماه کامله
عنصر آتش
از وقتی که آقای راوی فرماندار شدن
جمعیت حزبمون سر به فلک کشیده
دلیل اینکه ایشون تا به اینجا پیش اومدن
همش به لطف آقای واراساکه
چشمای ایشون به قدری تیزن که در جوانان چیزایی میبینن
راوی استعدادشو داره
فکر کردم تو جلسه ی بعدیمون
به عنوان معاون رهبر قرارش بدم
نظر شما چیه؟
عالیه این
اگه انتخابات بعدی هم انجام شه و بازم پیروز شیم من نخست وزیر میشم
واسه همین شما میتونین بهم کمک کنین
باشه؟
سلام عرض میکنم به همه ی مهمانان شایسته ی این مراسم
این مراسم برای بزرگداشت جمع آوری حزب توت تامه
ممنونم از همه ی تجار
به خاطر تلاش هاشون در راه عملکرد بهتر کشور
مخصوصا آقای تاکون پیپات آرونپونگسیرین
ایشون همیشه حامی اصلیه ما بودن
همچنین ایشون بودجه امسال رو سه برابر کردن
صبر کن راوی
اون دیگه چی بود؟
اگه عصبانی شدید معذرت میخوام
مطبوعات من رو بهتر میشناسن
واسه همین فکر کردم شاید بتونم بهتر توجه هاشون رو جلب کنم
اگه هدف واقعیت این بود که ممنونم
هی، دفعه دیگه این میزبان رو نیار
چرا قربان؟ فکر میکنم خوب کارشو انجام میده
مهم نیست چقدر استعداد داره تو اینکار
اگه ناامیدم بکنه
حذف میشه
چند دقیقه من رو ببخشید
قربان! قربان
قربان! چی شده؟
قربان! زنگ بزنین آمبولانس
عکس نگیرین یه نفر کمک کنه
کمک کنین
زنگ بزنین آمبولانس- باشه-
هیچکس تماس نگرفته با دکتر!؟
زود زود
از سر راه برین کنار لطفا
تحمل کنید قربان
قای راوی با خانوم بنجاوان هم تماس بگیرین
باشه
گزارشکر ها، از سر راه برید کنار لطفا
پرستارا گفتن دیگه نفس نمیکشه فکر کنم دیگه کارش تمومه
نتایج قربانی دوم هم رسید
آقای واراساک دچار حمله ی قبلی شد
من قراره رهبر حزب بعدی بشم
تبریک میگم قربان
قربانی بعدی رو واستون آماده میکنم
سلام
من دیدم یه نفر یه جسد رو انداخت توی کانال لورد
نزدیک جاده آسادانگ جلوی معبد
خودتون شاهدش بودید؟ چهره ی اون افراد رو دیدید؟
چهرشون رو ندیدم
فقط یه ون دیدم
سرکاری که نیست نه؟ اگه دروغ بگین مجازات میشین
من واقعا دارم حقیقت رو میگم
پس اسم و شماره تماستون رو بگین بهم
اونا این رو بررسی کردن
این یه تماس از تلفن عمومیه
ولی مشخصه که صدای ماهاکاتینگه
باتوجه به وضعیت جسد
قاتل خانوم پورانی رو یه جا دیگه کشته و جسدش رو انداخته اونجا
ماهاکاتینگ از کجا میدونسته جسد رو کجا میندازن؟
فکر کنم اون یه چیزایی میدونه
یا شاید بدونه که قاتل و افرادش هدفشون چیه از اینکارا
چرا زنگ نمیزنی بهش سوال بپرسیم؟
شاید اطلاعات جدیدی به دست بیاریم
اون حادثه رو گزارش داده ولی اسمش رو نگفته
همینطور وقتی تو صحنه ی جرم دیدمش خیلی عادی بود
فکر کنم نمیخواد شناخته شه
پس دلیلش چیه؟
تا الان
ما هنوزم نفهمیدیم کی پشت این ماجراست
چرا اینارو تحویل پلیس نمیدی؟
اونا میتونن تحقیق کنن و کشفش کنن
اگه این ون مال خود پلیسا باشه چی؟
فراموش نکن
پلیس ها هم تو این قضیه نقش دارن
تا الان هیچکس هیچ مسئولیتی در قبال این ماجرا به عهده نگرفته
اگه به پلیس بگم
میفهمن ما بهشون شک داریم و همه چی سخت تر میشه واسمون
آره نکته ی خوبی بود
خودت و خانوادت هم احتمالا تو امنیت نباشین
فقط یه راه وجود داره
که بفهمیم کی پشت این ماجراست
باید نتایج مراسم رو ببینیم
طالع کسی که مقصره، بی شک کاملا زیر و رو میشه
خیلی ممنونم که تشریف آوردین
No comments yet. Be the first to leave one.