The first 200 lines.
میخوام بدونم آسیب وارد شده چقدره
محافظ خارجی سفینمون رو نابود کردن
بهتره به سمت موقعیت ما عقب نشینی کنی
میتونم احساسشون کنم
اونا برای سفینه زمان اینجان
دیوونگی محضه ،ولی در عین حال منطقی
با این حال فکر کنم بتونم یه تله تو اون گوی جاگذاری کنم
...اگه اونا از ما عبور کنن
به محض اینکه سفینه رو روشن کنن داخل زمان منجمد میشن
چقدر زمان نیاز داری ؟
بیشتر از اون چیزی که داریم
ما سرشونو گرم میکنیم
نگران نباش - من خوبم -
...از زمان تزریقت گذشته و نگرانیت
من حالم خوبه... و لطفا ، از ذهنم برو بیرون ، ساترن گرل
...فشار داره بیشتر میشه
بکشیدشون
نتونستم تمومش کنم
توماس... نه
!مراقب باش
حالت خوبه ، پسر جون ؟
آ... ره
خداییش تو همچین موقعیت خطرناکی خوب تونستی خونسردیتو حفظ کنی
ولی دفعه بعدی... اگه فرار کنی هم مشکلی پیش نمیاد
حالا... تو دقیقا چی هستی ؟
حلقه پرواز لژیون قشنگ تو رو یادم رفته بود
چطوری میتونم فراموشت کرده باشم ؟
این... اصلا خوب نیست
خاطراتم دارن از دست میرن نمیتونم فراموش کنم
باید یادم بیاد
...باید
آه... بالاخره
سلام ، من به کواتروکلوزاپین نیاز دارم ...همین الآن
چی ؟ - کواتروکلوزاپین -
موضوع خیلی مهمیه باید همین الآن اون دارو رو بهم بدی
خیلوخب... من نمیدونم اون چه داروییه
نمیدونم تو مثلا قراره کی باشی
ولی باید آروم بگیری
این دارو ، معمول ترین داروی ثابت کننده حالت روانی تو کل کهکشانه... بیخیال
اثر آخرین دوز داروم داره تموم میشه ...و تو میدونی چقدر زود این دارو
اوه... اینجا گذشته س
تو از لباسم ترسیدی فهمیدم ،فهمیدم
میتونم درستش کنم
فازت چیه یارو ؟
صبر کن... نه ، نه ،نه ...من فقط به داروهام
نیاز دارم
این نه... اینم نه یا خدا... این یکی سمه
اینم نیست
خیلوخب ، آروم باش
همه چی درست میشه
اینطوری فکر میکنی ؟
چون اینطور نیست همه چی به بدترین شکل ممکنه
و بد ترین چیز تو این قضیه اینه که نمیتونم به یاد بیارم که چرا اینطوریه
نمیتونم به یاد بیارم
...خیلوخب رفیق... بیا ببریمت یه جای خوب
ایست دستاتو روی سرت نگه دار
من... من متاسفم
...نمیخواستم
فکر کردی داری کجا میری ؟
بیست و یک پل شمردمشون
باید نور مرئی رو پیدا کنم بذار برم
...نور... مرئی
نه ،نه لطفا نه... لطفا نه
هر روز ، به هر شکلی که شده
من دارم بهتر و بهتر میشم
این حجم از چرت و پرت بی سابقس
حتی به زور میتونم از تختم پا شم
مغزم مثل چرخ گردون یه خوکچه هندیه
احساس میکنم همه چی برام مبهمه
انگار اطرافمو از پنبه پوشوندن و نمیتونم درست نفس بکشم
میرم سمت در و تموم چیزای بد رو تصور میکنم
چیزای بدی که میتونن اون طرف در باشن و بعد ، احساس میکنم فلج شدم
این تقصیر تو نبوده
چی تقصیر من نبوده ؟
اینکه زنده موندی
چیزی که تو تجربه کردی یه اتفاق بسیار دردناک بوده
زمان میبره تا حالت بهتر شه
سه سال از اون اتفاق گذشته من فقط به یه راهکار نیاز دارم
قرص... هرچی
مانترا رو امتحان کردی ؟ (مانترا: سرود یا کلماتی که با خواندن آنها ، خود را آرام میکنند)
آره
برای من زیاد موثر نبود
به هیچ وجه
اگه اینطوریه باید مانترای خودت رو بسازی
یکی که فقط برای خودت موثر باشه
نظرت چیه که... بیخیال شم ؟
همه چی برام دردناکه
و من قرار نیست این کارو انجام بدم
بیا درباره همین کار جدیدت صحبت کنیم
به نظر میرسه صحبت از این کار سطح اضطراب تو رو افزایش میده
خب... یه جورایی کار پر استرسیه
یه کار حفاظتیه ، درسته ؟
شاید این شغل مناسبی برای تو نیست
من این کارو انتخاب نکردم یه جورایی این کار منو انتخاب کرده
حالا که بحثش شد... از سر کار دارن زنگ میزنن
ما هم دیگه وقتمون تمومه ، مگه نه ؟
جسیکا کروز
شارژ حلقه قدرتت به 18 % رسیده
شارژ دوباره حلقه به شدت توصیه میشه
آره... همین الآن میرم سراغش
عالی شد
جسیکا ، چرا تماس های ما رو نادیده میگیری ؟
به جان زنگ بزنید
جان خارج از زمینه
داره تو سیاره رن ،با نابودگر ها میجنگه
ازت میخوایم وارد عمل بشی
همین که از آپارتمانم بیام بیرون برای من اندازه یه جنگ درد آوره
...مدام دارم بهتون میگم
کل این داستان ، یه اشتباه بزرگه
این ماسماسک حتی امکانش کمه که برای من به کار بیاد
ای خدا
به نظر من که اشتباهی پیش نیومده
تو چیزی که نیازه رو داری ، جسیکا
پس اینقدر تماس های ما رو رد نکن
جسیکا کروز
تو قدرت اینو داری که بر ترست غلبه کنی
تو فقط یه حلقه ای
اندازه پشم چیزی حالیت نیست
رئیس جمهور کندی
دو دقیقه وقت داری تا خودتو نشون بدی
و یک بار برای همیشه ثابت کنی
که ترور تو
چیزی جز صحنه سازی نبوده
یا تیم اخبار شبکه یک گاتهام همین الآن به ملکوت اعلی فرستاده میشن
و اگه فکر میکنی میتونی زود تر منو گیر بندازی
اونوقت همه با هم میریم هوا
به همین راحتی
اون دختر هواشناسه کدوم گوریه ؟
همینجام ، آقای بلاداسپورت
چرا اینقدر لفتش دادی ؟
هوا خیلی گرمه
خب... یه باد از منطقه گرمسیری ...داره به سمت این منطقه میاد
خفه شو
به چی داری نگاه میکنی ؟
دارم میبینمت
تو دیگه کدوم خری هستی ؟
من میس مارشن هستم ، مرتیکه نفهم
تو همین الآن کاری کردی که این برنامه تلویزیونی برای همیشه تعطیل شه ، دختر جون
ترکوندی که !تیممون یکه ها
تو کاری کردی حضور ما لو بره باعث شدی خودشو بهت نزدیک کنه
نتونستی زمینش بزنی
و نزدیک بود گروگان هارو به کشتن بدی
خیلوخب ، شاید این باعث شد یه چیزی یاد بگیرم
اگه میخوای جزوی از لیگ عدالت باشی
معلم های بهتر از من برات هستن
من این کارا رو با یه نوجوون نمیکنم
منظورتو فهمیدم
دیگه شورشو در نیار
میدونی آخرین باری که رو یه چیز اینقدر وقت گذاشتم
و به هیچ نتیجه ای نرسیدم ، کی بود ؟
هیچوقت
قبلا این اتفاق نیفتاده
هوم... خسته شدی ، مستر ترفیک ؟
شوخیت گرفته ؟ انگار الآن تو بهشت هستم
من عاشق چالشم
و بالاخره یه معمای درست حسابی تو دست و بالم اومده
یه معما که میتونم با منطق و روش های علمی خودم حل و فصلش کنم
برای بریدنش ، فلز ان ام رو امتحان کردی ؟
قبل از اینکه به تاناگار برگرده ، از هاوک گرل خواستم تا با اون گرز گنده اش
بزنه دخل این گوی رو بیاره
یه خراش هم برنداشت - جدی ؟ -
هی... علم به همین باحال بودنشه که علم شده دیگه
کنجکاو نیستی بدونی چی تو اون گوی هست ؟
عجیبه... از سرب ساخته نشده
دید اشعه ایکس من باید بتونه داخل اون رو ببینه
...مگر اینکه
این گوی در واقع اینجا نباشه
از فاز دنیای ما بیرون باشه
خارج از زمانی که ما توش هستیم
بد نبود ، سوپرمن
به پدرت رفتی
پدر من کشاورز بود
منظورم اون یکی پدرت بود
بمباران پرسرعت ذره ای - تست آ-1
شلیک کن
اون یه سفینه س
!یا خدا
سوپرمن... ما جای درستی اومدیم
ایست
اینجا وقتمون داره تلف میشه
حرکت کنین
سوپرمن
یالا ، رفیق با من بمون
من اونو پیدا میکنم
شما هیولاها نمیتونید حقیقت رو برای همیشه مخفی کنید
این داستان تموم نشده
این داستان تموم نشده
از اینجا به بعد دست ماست ،بتمن
تو هم عشق اینی چهار تا خل و چل مثل این یارو رو پیدا کنی
از مهمون مرموزمون چیزی فهمیدی ؟
هنوز نتونستم اسمی با نام توماس کلور پیدا کنم
اثر انگشتش هم مطابقت نداره
انگار عملا وجود خارجی نداره
تشخیصی که براش دادیم ، اسکیزوفرنیه
ولی توهماتی که داره ، کاملا محصور شدن
همش درباره فضا و اینجور چیزاس
داروهاش آروم نگهش میدارن
ولی اینطور که پیداس چیزی نمیتونه اونو از این توهماتی که میزنه بیرون بیاره
ولی یه چیزی رو بهت بگم
اون 10 ماهه که اینجاست و تا الآن
No comments yet. Be the first to leave one.