The first 200 lines.
....:::::::: Sara_FirstSub ::::::::.... ::::: تـقـدیم می کنـد :::::
عزیزم ! عزیزم ! !صبر کن
صبر کن! باید باهم صحبت کنیم
چی شده؟ به خودت صدمه زدی؟
چرا خونریزی داری؟
بذار تمیزش کنم
چطور این اتفاق افتاد؟ بیا بریم پیش دکتر
با این وضعیت؟
برکت لباسمُ کثیف کرد ،
نمی خواستم اینُ بپوشم ، اونا مجبورم کردن!
مامانت...
تو....
چطور تونستین اینکارُ کنین؟
متاسفم.
میدونم بی معنیه....
اما اون چیزی که تو فکر میکنی نیست
هیچی نگو
آشغال
حتماً لباس زنشُ پوشیده
(قسمت 15)
چند وقته اینجا رو زیر نظر گرفته
یه آدم چقدر میتونه بی شرم باشه
واسه همینه که بهت گفتم باید از اینجا بریم
ببین چه وضعی درست کردی
هر کس دیگه ایم بود قاطی میکرد
لعنتی
با این وضعیت که نمیتونی درش بیاری
خدا لعنتت کنه
کسی نیست
بیا تا کسی نیومده تمومش کنیم
تموم شد
خوبه به اینجور جاها دسترسی داریم
بیرون بردن بچه ها کار خیلی سختیه
موافقم
بالاخره خنده ـشُ دیدیم
کی باورش میشه همین یه دقیقه پیش داشت گریه میکرد
پس میخواستی پوشکتُ عوض کنیم
- آره؟ - انگار روبراه شدی
خداروشکر بچه های بدقلقی نیستن
از اونجایی که مادرشون بی خیاله و اونا رو دست هر کسُ ناکسی میده این زبون بسته ها هم عادت کردن خودشونُ با شرایط وفق بدن
بچه های بیچاره.
بچه باید سایه پدر و مادر بالا سرش باشه
موندم چرا کساییکه توانایی مالی ندارن بچه دار میشن؟
میسپارنشون دست پرستارُ میرن سر کارو زندگیشون
بالاخره باید خرج و مخارجشونُ دربیارن یا نه
اینم یه حرفیه
آخ!
چی شده؟
پاهام...
بیا اینجا
پوستش بلند شده
باید زودتر بهم می گفتی
چرا انقدر لجبازی؟
دیگه به عقلت شک کردم
چطور با این وضعیت راه رفتی؟
باندُ از کجا میتونم....
های ، واحد 301
اینجا کار میکنی؟
جاهای زیادی کار کردم
باند و پماد ...
حدس بزن کیُ تو فروشگاه دیدم
خواهر کوچیکتر گوانگ شیک ، گوانگ ته.
اونجا کار میکنه اونم چه کار کردنی
به مشتری میگه
چیزی که بهش نگفتی؟
از اونجایی که نمیخواستم بویی ببره ، جوراب مردونه خریدم
ممکنه برات بزرگ باشه
چطوره؟
خوشگله
از کجا سایزمُ میدونستی؟
اندازه ـس
خیلی خوش سلیقه ای
پس از این به بعد کفشاتُ خودم میگیرم
امروز نمیتونیم مادرشونُ پیدا کنیم بهتره بریم سونا
اونجا میتونیم بچه ها ـرم بشوریم
پس توگی کجاست؟
کلاس پیانو
تو همه وعده های غذایی ـتُ کامل میخوری ،نه؟
دیگه این روزا کی سه وعده غذا میخوره؟
خُب زیاد کار میکنه
نکنه به تو گی گفتی باباش مدیر عامل یه شرکت بزرگه؟
زیاد درام نبین
تو نمیخواد نگران دختر من باشی ،برو یه سرو سامونی به بچه های خودت بده، هیچکدومشون شغل درستُ حسابی ندارن
نمیدونی چقدر از این حرف بیزاره؟
واسه همینم گفتم
همینجوریشم ناراحته که بچه های به جایی نرسیدن وقتی بقیه راجب بچه هاشون حرف میزنن مجبوره کلی دروغ سرهم کنه
تو دیگه نمک رو زخمش نپاش
تنها افتخارش گوانگ شیک بود که کار دولتی داشت اونم که از کار بیکار شد
درمورد گوانگ ته هم که روش نمیشه به کسی چیزی بگه
وقتی نتونی یه بچه درستُ حسابی تربیت کنی یعنی کل زندگیتُ باختی
این حرفیم که تو زدی داغ دلشُ تازه کرد
حتی اگه بقیه مسخره ـش کنن ما باید مثل کوه پُشتش وایسیم
الان حتی گوانگ نامم روزهای سختیُ پشت سر میذاره
کدوم روزای سخت؟
نه چیزی نیست چیزی نیست
اگه یه بار دیگه مسخره ـم کنی من میدونم و تو!
من دیگه با این غذا نمیخورم
! این درست نیست
بهتر یه نفس راحت میکشیم
آیگو
مگه دروغ میگم؟
گوانگ نام که همیشه میگه ، "سیرم."
کی همچین کسیُ تحمل میکنه؟
اونی، دستت خیلی سنگینه
وای خدا دوقولوئن؟
بله
مثل مامان و باباشون خوشگلن
بیشتر به باباشون رفتن خوش تیپه ، نه؟
عزیزم
میرم یه چیزی برای خوردن بگیرم چی میخوری؟
فرقی نمیکنه فقط یه چیزی باشه که بچه ها هم بتونن بخورن
چشم عزیزم.
آیگو، شوهر مُطیعی داری
کجا همچین زنی گیرش میاد
درسته
ولی بهتره مراقبش باشی
شوهرت خوشتیپه و مردونه ـس
این روزا مردایی مثل اون کم پیدا میشه
بهتره از اون بچه سوسولای امروزیه
بریم بریم یکم شیکی و تخم مرغ بخوریم
مامان ، بیا بریم پُشت ستون.
چطور روت شد اونجوری صدام کنی؟
همینُ بگو
خودمم نمیدونم چطور همچین جمله ایُ به زبون آوردم
اون آجوما بهم گفت ممکنه بهم خیانت کنی
این آجوما کجاست؟
انگار هنوز منُ نشناخته من خیلی وفادارم
حالا که بچه ها خوابن بهتره یکم استراحت کنیم
مثلاً قرار بود لب ساحل لَم بدیمُ سوشی بخوریم
گفتم میبرمت سفر، اما حالا درگیر این بچه هاییم
مرد نباید حرفش دوتا بشه
دفعه دیگه میریم ساحل
رو حرفت حساب کردم
بابت اون کفشا....
ازت ممنونم
چطوره اینجوری ازم تشکر کنی "اوپا ممنونم"
نمیخوای جذابیتاتُ رو کنی؟
گفتم شاید شوکه شی
امکان نداره
میخوای اینکارُ کنم؟
اوپا، ممنونم
میگن اگه واسه کسی کفش بخری از دستت فرار میکنه
کی این حرفُ زده ؟
حتماً میخواسته برگردی پیش خودش
اومـو زیادی رُک نیستی؟
هر جا میخوای بری برو،
فقط به پاهات آسیب نرسون
اگه بخوای میتونی بیای پیش خودم
دوباره؟
مامان چرا زرده ـشُ نمی خوری؟
خیلی خُشکه. خوشم نمیاد
تخم مرغ برای بدن مفیده
ولی باید زرده و سفیده ـشُ باهم بخوری
- خیلی خُب. می خورمش -
- - بده خودم میشکنم ....
عزیزم!
گوانگ نام!
پس چرا نمیاد؟
اتفاقاً خوب شد
شاید اینجوری به خودش بیاد
الو؟
بله
اوه ، بله
باشه ، چول سو
فقط مراقب خودت باش
اونجام از دستشون راحت نیستیم
راستی، مگه نباید بری سر کار؟
فعلاً که نمیتونم
اینجوری که نمیشه من از بچه ها مراقبت میکنم
غیرممکنه. خودت کار و زندگی داری
با خودم میبرمشون
اونوقت کی ازشون مراقبت میکنه؟
بیا دنبالم.
خاله.
- بچه کیه؟ - بیا تو.
شما اینجا چیکار میکنید؟
دوستش ازش خواسته چند روز از بچه هاش مراقبت کنه
میشه یه روز ازشون مراقبت کنی؟
مشکلی نیست. خودم مراقبشونم
خودم حواسم بهشون هست
- دو قلوئن!؟ - هوم. خوشگلن،نه؟
خاله بونگ سوناهم میره؟
اومو، از کجا فهمیدی؟
همینجوری دیدم نیست گفتم شاید رفته باشه سونا
واحد 301 ، برو به کارت برس.
آره تو برو خودم مراقبشونم
ازتون ممنونم
ممنونم خانوم اوه
آیگو
خوشگلن، درسته؟
این یعنی اینکه وقتِ ازدواجته
یه مرد خوب پیدا کنُ بچه دار شو
خانوم پارک خسته نباشید
ببخشید. آقای هان
بله؟
پدرت. حالش خوبه؟
بله، حالش خوبه
حالا که بهش فکر می کنم میبینم خیلی بهش توهین کردم
نباید روش آبجو میریختم
تقصیر خودش بود
No comments yet. Be the first to leave one.