Sleepy Hollow

Sleepy Hollow

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Sleepy Hollow S04E02 720p HDTV x264-AVS
Sleepy Hollow S04E02 HDTV x264-FLEET
Sleepy Hollow S04E02 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by StarTak
►♣ WwW.Show-Time.iNFO ♣◄

Tags

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
x265
HEVC
2CH
Published on: 2017-01-22
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در "سلیپی هالو" گذشت...

‫بهم جواب بدهکاری

‫اینکه وارد دنیایی بشی که تا حالا نمیدونستی ‫وجود داره، میتونه وحشتناک باشه

‫چرا ارتش رو ترک کردی؟

‫یه بچه دارم "مالی"

‫ده سالشه. دیگه حرف نزد

‫یه آرشیوی از حوادث غیرقابل توضیح ــه ‫بهش میگیم "گنجینه"

‫اخبار با منه، دست ساخته ها و ماشین آلات با الکس

‫این تاریخِ مخفیِ آمریکاست

‫واقعاً هیچ قطره ی خونی نیست که برای به ‫دست آوردن بقیه ی اینا، حاضر نشم بریزم

‫امروز سرکار، آدمای جدیدی رو دیدم

‫کاملاً عجیب و غریب ان ‫که یعنی تو ازشون خوشت می یاد

‫ستوان؟

‫ابی؟

‫ستوان؟

‫ستوان

‫خودتو نشون بده!

‫کی هستی؟

‫خانم جنی

‫خانم جنی

‫کافیه دیگه

‫چقدر عمیق بود

‫چقدر خواب بودم؟

‫خب الآن فردا شده پس...

‫خدای بزرگ

‫آه، ببخشید

‫عرفان(یا تصوف)...

‫یه علمِ دقیق نیست

‫خب "کاسه آوازخون" چیز قابل توجهی رو نشون داد؟

‫آه، بیشتر برام... سوال برانگیز ‫بود تا یه چیز قطعی

‫خب همونطور که خودت گفتی ‫علمِ دقیقی نیستش

‫کاسه آوازخون نزدیک ترین چیزی بود که ‫میشد به عنوان شناساننده ی شاهدِ جدید پیدا کرد

‫قرن هاست که توسط پیروان "دالایی لاما" برای ‫(رهبر دینی بوداییان)

‫پیدا کردن وارثِ نقش و مسئولیت هاش استفاده میشه

‫و نقشِ شاهد از ابی به...به یکی دیگه ایی داده شده

‫یه دختر

‫یه دختر رو دیدم

‫آه اون بیشتر از 10 یا 11 سال نداشت، و...

‫تا حالا ندیدمش

‫ولی یه چیز آشنایی بود

‫هوای تازه میخوام

‫دوباره امتحان کنیم؟

‫نه

‫فکرمیکنم...

‫باید به خودمون یکم وقت برای بازبینی بدیم

‫خانم جنی،

‫نباید ناگفته بمونه که بخاطر تغییر ‫مکان تون بخاطر من، ازتون ممنونم

‫ابی همکارت بود ‫ولی برای من، خواهر

‫این شاهد جدید هرکی که باشه ‫اونا از تجربه ایی که دارم، نفع میبرن

‫و عوض کردن منظره ‫هم واسم خوبه، برای همین...

‫این منظره حتی ارزش خودِ "نبوکدنصر" رو هم داره! ‫(اشاره به پادشاهان حکومت بابل در قبل از میلاد)

‫آره دوستم "لری" صاحبشه ‫برای همین خیلی ارزون دراومد

‫به علاوه، صدای ماشین آلات بیش از ‫هرچیز دیگه ای، منو به خواب وامیداره

‫خب این واقعاً خودِ خودتو نشون میده

‫دختری که دیدی،

‫رویاها بیشتر تصویری هستن تا لفظی

‫من یه کتابی راجب تفسیر های "بیهوشی بهکتی" دارم ‫(از آیین های هندوییسم، آیین پرستش عاشقانه)

‫یه نگاه بهش میندازم ببینم ‫چیزی رو از قلم انداختیم یا نه

‫و گنجینه ی کشف شده ی جدیدمون ‫هم باید جواب های باارزشی برامون داشته باشه

‫میتونی همینجوری بری اونجا؟

‫بالاخره، کتابخونه ی عمومی که نیست

‫خب، واشنگتن خودش خواسته ‫که من از محتویاتش استفاده کنم

‫و منم میخوام به خواسته اش احترام بذارم

‫خب پس شکار خوبی داشته باشی

‫نمیتونی اینو ندید بگیری

‫تو هم نمیشه همش دنبالم بیفتی "دونالدسون"

‫تو توی منطقه ی من بدون انجام هماهنگی ‫های لازم، شروع به ساخت و ساز کردی

‫آه پس جریان اینه؟

‫آه احساس میکنی بهت برخورده

‫وضعیتی که تو به خوبی میتونی درستش کنی

‫میدونی من چندتا صندلی تو کمیته ‫فرعی انرژی سبز کنگره دارم؟

‫من یکم گیج شدم

‫یعنی تو واقعاً فکر میکنی برام اهمیتی داره؟

‫بهتره شروع کنی به اهمیت دادن

‫تو داشتی زمین میکَندی درایفس

‫منم همینطور

‫تو راجب مسائل زیست محیطی ‫خوب بلدی چرب زبونی کنی

‫ولی کارگرات هنوز دارن...

‫مزرعه ها، جنگل ها و تالاب ‫های حفاظت شده رو به فنا میدن

‫یه چیزی توسرته

‫ولی هرچی هست، نجات سیاره نیست

‫خب نظرت راجب این چیه، چطوره که

‫برگردی به همون منطقه ات

‫و شروع کنی به فک زدن راجب همه ی

‫شغل هایی که همکاری مون میتونه ایجاد کنه

‫و بعد، چطوره که زانو بزنی

‫و دعا کنی چیزی که کارگرام از زمین درمی یارن،

‫جسدت...نباشه

‫آقای درایفس

‫برای جلسه ی صبح تون دیر شده

‫حالا اگه اجازه بدین قربان

‫من یه جلسه ایی دارم ‫که واقعاً بهش اهمیت میدم

‫خنجرِ "زورن دورا"

‫ساده بگم، خنجر نفرین شده ایی ــه که در ‫تاریخ سحر و جادوگری، بیش از هرچیز دنبالش بودن

‫گنج من در قبال گنج شما

‫افسانه ها میگن که هرچی با لبه ی این ‫خنجر بریده بشه، از بین میره

‫معامله ایی مثل این فقط ‫یه بار تو قرن پیش می یاد

‫و شما خانوما از بین این همه

‫بهتر میدونین که کلکی در کار نیست، نه؟

‫ما "سنگِ ساحره" رو نمیدیم

‫خواهرا...

‫شاید بهتر باشه برگردیم به دنیا

‫خیلی وقته که ازش دور بودیم

‫نمیتونیم

‫حفاظت از سنگ ساحره ‫وظیفه ی مقدس مونه

‫آه ببخشید

‫ببخشید که می پرم وسط،

‫ولی سنگ ساحره؟ آره؟

‫اینجوری بهش میگین؟

‫چون، میخوام بگم، خبر دارین که ‫چیزی که دارین ازش حفاظت میکنین

‫درواقع هیچ ربطی به سحر و جادوگری نداره، نه؟

‫- همین حالا برو، فانی وگرنه میمیری ‫- منظورت چیه که

‫ربطی به ما نداره؟

‫خب آه بذارین اینجوری بگم

‫شما به تشخیص دروغ علاقه دارین درسته؟

‫آره؟

‫من دارم دروغ میگم؟

‫اون داره حقیقت رو میگه

‫نزدیک به 300 سال ‫داشتی بهمون دروغ میگفتی

‫بخاطر صلاح خودتون بود

‫تو بهمون خیانت کردی

‫گونه ی ما داشت شکار میشد

‫فرمانده ی انسان ها(واشنگتن) بهم پیشنهادی ‫داد که میدونستم هرگز قبولش نمیکنین

‫مار با زبانِ شرورش، دروغ گفت

‫و آزادی شان را گرفت ‫با حرف های زهرآلود

‫دنیا فهمید که گناه است ‫دستان ما تو را آزاد خواهد کرد

‫بله قربان من آه...

‫الآن دم دَرَم

‫طرز درست کردنِ پنکیک بدک نیست

‫من درست کردنشون رو چالش برانگیز میدونم

‫پس برگردیم به همون برنامه ی قبلی، غلات صبحونه

‫به به

‫یه خوبی که هست، اینه که چون ‫حرف نمیزنی، نمیتونی غُر بزنی

‫هی هی.ببخشید ‫زودتر از این نتونستم برم

‫- ممنون، اون هنوز صبحونه نخورده ‫- آه باشه

‫تکالیفش رو که تموم کرده، نه؟

‫فقط حواست باشه که یه ‫لباس ورزشی همراش باشه

‫باشه

‫پرستارِ کلارا تو رو میرسونه

‫بعد از مدرسه می یام دنبالت

‫خب

‫بدون تو نمیتونستیم ‫از پس اینا بربیایم

‫یه دوره ست که میگذره

‫متخصص اطفال همینو میگفت

‫فقط امیدوارم از اون دوره کوتاها باشه

‫آره

‫مالی

‫دوستت دارم

‫روز خوبی داشته باشی

‫لباسای دیروز؟

‫یعنی ممکنه بالاخره "پیاده روی شرم" رفته باشی؟ ‫(یعنی روز قبلش با یکی خوابیده باشی و لباسای همون موقع تنت باشه)

‫نه. پیاده روی پیروزی ــه ‫(یعنی بعد از یه سکسِ خوب، صبح زود برگردی خونه)

‫کل شب رو بیدار بودم و داشتم ‫بقیه ی این تونل ها رو میکشیدم

‫این راه ها، ما رو به دخمه ی ‫جان ویلکس بوثِ شیطان کشوند

‫بوثِ شیطان

‫یعنی باورت میشه که ما تو دَه قدمی ــه

‫یه دخمه ایی از اسرار بودیم و،

‫منتظر کشف شدنش بودیم

‫یا منتظر اینکه ما رو بُکُشه

‫خیلی خنده دار بود

‫آره من چیزای خنده دار نمیگم

‫آماده ایی یا نه

‫صبح به خیر

‫بخاطر سرزده اومدنم ببخشید

‫ظاهراً من نشانِ موردنیاز برای دسترسی

‫به اینجا از طریق راه های متمدن تری رو ندارم!

‫آه اصلاً اشکالی نداره

‫تو همیشه مراحمی، باشه؟

‫آه یه نشان که بهش بدیم، داریم نه؟

‫بخاطر نبودنِ بازدیدکننده

‫ازشون برای نگه داشتن میز ‫تو آشپزخونه استفاده میکنیم!

‫آه گنجینه چه کمکی میتونه بهتون بکنه؟

‫کتاب

‫هرکتابی که راجب رویا و ‫پیشگویی دارین رو لازم دارم

‫چون باید معمایی که تو یه رویای

‫ایجاد شده توسط کاسه ی ‫آوازخون تبتی، پیش اومده رو حل کنم

‫زود برمیگردم

‫سرجات بمون!

‫هرچی که راجب خواب و رویا ‫های مبنی بر پیشگویی داریم

‫- آره ‫- چیز دیگه ایی اگه بخواین؟

‫فعلاً نه

‫میدونی شاید خوب باشه که خودت رو با ‫تاریخ های مخفی ایی که اونجا هست، آشنا کنی

‫تهدید های فراطبیعی همه جا کمین کردن

‫و اون جلد ها میتونن راه و روش ‫شکست دادنشون رو فراهم کنن

‫خب مشکل اینه که رمزگذاری شده ان

‫خوشبختانه موقع سواری با "اوبر" وقت کافی ‫واسه نوشتنِ رمزگشا اش رو داشتم ‫(یه سرویس مسافربری شبیه تاکسی که راننده و مقصدت ‫رو انتخاب میکنی و می یان دنبالت و میبرنت)

‫حله حلاله

‫یکم خراشیده ست ولی میشه به همراه داشتش

‫شما لطفِ خستگی ناپذیری دارین خانم الکس

‫فقط بگو الکس ‫خانم نمیخواد

‫و آه تو واقعاً یه خواب پیشگویی داشتی،

‫یعنی آینده رو میدیدی؟

‫شاید

‫من میخوام یه میراثی رو پیدا کنم

‫هرچی که از بخش مهمی از گذشته ام مونده

‫عالیه

‫من تو اون اتاقم میرم "تیندر" رو چک میکنم ‫(برنامه ی ارتباطی و تصویری برای پیدا کردن افراد جدید)

‫مامور توماس

‫چطور میتونم کمک تون کنم؟

‫این منطقه تا ربع ساعت دیگه ‫پر از متخصص و سه جور

More Farsi Persian subtitles for Sleepy Hollow

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left