The first 200 lines.
آنچه در "سلیپی هالو" گذشت...
بهم جواب بدهکاری
اینکه وارد دنیایی بشی که تا حالا نمیدونستی وجود داره، میتونه وحشتناک باشه
چرا ارتش رو ترک کردی؟
یه بچه دارم "مالی"
ده سالشه. دیگه حرف نزد
یه آرشیوی از حوادث غیرقابل توضیح ــه بهش میگیم "گنجینه"
اخبار با منه، دست ساخته ها و ماشین آلات با الکس
این تاریخِ مخفیِ آمریکاست
واقعاً هیچ قطره ی خونی نیست که برای به دست آوردن بقیه ی اینا، حاضر نشم بریزم
امروز سرکار، آدمای جدیدی رو دیدم
کاملاً عجیب و غریب ان که یعنی تو ازشون خوشت می یاد
ستوان؟
ابی؟
ستوان؟
ستوان
خودتو نشون بده!
کی هستی؟
خانم جنی
خانم جنی
کافیه دیگه
چقدر عمیق بود
چقدر خواب بودم؟
خب الآن فردا شده پس...
خدای بزرگ
آه، ببخشید
عرفان(یا تصوف)...
یه علمِ دقیق نیست
خب "کاسه آوازخون" چیز قابل توجهی رو نشون داد؟
آه، بیشتر برام... سوال برانگیز بود تا یه چیز قطعی
خب همونطور که خودت گفتی علمِ دقیقی نیستش
کاسه آوازخون نزدیک ترین چیزی بود که میشد به عنوان شناساننده ی شاهدِ جدید پیدا کرد
قرن هاست که توسط پیروان "دالایی لاما" برای (رهبر دینی بوداییان)
پیدا کردن وارثِ نقش و مسئولیت هاش استفاده میشه
و نقشِ شاهد از ابی به...به یکی دیگه ایی داده شده
یه دختر
یه دختر رو دیدم
آه اون بیشتر از 10 یا 11 سال نداشت، و...
تا حالا ندیدمش
ولی یه چیز آشنایی بود
هوای تازه میخوام
دوباره امتحان کنیم؟
نه
فکرمیکنم...
باید به خودمون یکم وقت برای بازبینی بدیم
خانم جنی،
نباید ناگفته بمونه که بخاطر تغییر مکان تون بخاطر من، ازتون ممنونم
ابی همکارت بود ولی برای من، خواهر
این شاهد جدید هرکی که باشه اونا از تجربه ایی که دارم، نفع میبرن
و عوض کردن منظره هم واسم خوبه، برای همین...
این منظره حتی ارزش خودِ "نبوکدنصر" رو هم داره! (اشاره به پادشاهان حکومت بابل در قبل از میلاد)
آره دوستم "لری" صاحبشه برای همین خیلی ارزون دراومد
به علاوه، صدای ماشین آلات بیش از هرچیز دیگه ای، منو به خواب وامیداره
خب این واقعاً خودِ خودتو نشون میده
دختری که دیدی،
رویاها بیشتر تصویری هستن تا لفظی
من یه کتابی راجب تفسیر های "بیهوشی بهکتی" دارم (از آیین های هندوییسم، آیین پرستش عاشقانه)
یه نگاه بهش میندازم ببینم چیزی رو از قلم انداختیم یا نه
و گنجینه ی کشف شده ی جدیدمون هم باید جواب های باارزشی برامون داشته باشه
میتونی همینجوری بری اونجا؟
بالاخره، کتابخونه ی عمومی که نیست
خب، واشنگتن خودش خواسته که من از محتویاتش استفاده کنم
و منم میخوام به خواسته اش احترام بذارم
خب پس شکار خوبی داشته باشی
نمیتونی اینو ندید بگیری
تو هم نمیشه همش دنبالم بیفتی "دونالدسون"
تو توی منطقه ی من بدون انجام هماهنگی های لازم، شروع به ساخت و ساز کردی
آه پس جریان اینه؟
آه احساس میکنی بهت برخورده
وضعیتی که تو به خوبی میتونی درستش کنی
میدونی من چندتا صندلی تو کمیته فرعی انرژی سبز کنگره دارم؟
من یکم گیج شدم
یعنی تو واقعاً فکر میکنی برام اهمیتی داره؟
بهتره شروع کنی به اهمیت دادن
تو داشتی زمین میکَندی درایفس
منم همینطور
تو راجب مسائل زیست محیطی خوب بلدی چرب زبونی کنی
ولی کارگرات هنوز دارن...
مزرعه ها، جنگل ها و تالاب های حفاظت شده رو به فنا میدن
یه چیزی توسرته
ولی هرچی هست، نجات سیاره نیست
خب نظرت راجب این چیه، چطوره که
برگردی به همون منطقه ات
و شروع کنی به فک زدن راجب همه ی
شغل هایی که همکاری مون میتونه ایجاد کنه
و بعد، چطوره که زانو بزنی
و دعا کنی چیزی که کارگرام از زمین درمی یارن،
جسدت...نباشه
آقای درایفس
برای جلسه ی صبح تون دیر شده
حالا اگه اجازه بدین قربان
من یه جلسه ایی دارم که واقعاً بهش اهمیت میدم
خنجرِ "زورن دورا"
ساده بگم، خنجر نفرین شده ایی ــه که در تاریخ سحر و جادوگری، بیش از هرچیز دنبالش بودن
گنج من در قبال گنج شما
افسانه ها میگن که هرچی با لبه ی این خنجر بریده بشه، از بین میره
معامله ایی مثل این فقط یه بار تو قرن پیش می یاد
و شما خانوما از بین این همه
بهتر میدونین که کلکی در کار نیست، نه؟
ما "سنگِ ساحره" رو نمیدیم
خواهرا...
شاید بهتر باشه برگردیم به دنیا
خیلی وقته که ازش دور بودیم
نمیتونیم
حفاظت از سنگ ساحره وظیفه ی مقدس مونه
آه ببخشید
ببخشید که می پرم وسط،
ولی سنگ ساحره؟ آره؟
اینجوری بهش میگین؟
چون، میخوام بگم، خبر دارین که چیزی که دارین ازش حفاظت میکنین
درواقع هیچ ربطی به سحر و جادوگری نداره، نه؟
- همین حالا برو، فانی وگرنه میمیری - منظورت چیه که
ربطی به ما نداره؟
خب آه بذارین اینجوری بگم
شما به تشخیص دروغ علاقه دارین درسته؟
آره؟
من دارم دروغ میگم؟
اون داره حقیقت رو میگه
نزدیک به 300 سال داشتی بهمون دروغ میگفتی
بخاطر صلاح خودتون بود
تو بهمون خیانت کردی
گونه ی ما داشت شکار میشد
فرمانده ی انسان ها(واشنگتن) بهم پیشنهادی داد که میدونستم هرگز قبولش نمیکنین
مار با زبانِ شرورش، دروغ گفت
و آزادی شان را گرفت با حرف های زهرآلود
دنیا فهمید که گناه است دستان ما تو را آزاد خواهد کرد
بله قربان من آه...
الآن دم دَرَم
طرز درست کردنِ پنکیک بدک نیست
من درست کردنشون رو چالش برانگیز میدونم
پس برگردیم به همون برنامه ی قبلی، غلات صبحونه
به به
یه خوبی که هست، اینه که چون حرف نمیزنی، نمیتونی غُر بزنی
هی هی.ببخشید زودتر از این نتونستم برم
- ممنون، اون هنوز صبحونه نخورده - آه باشه
تکالیفش رو که تموم کرده، نه؟
فقط حواست باشه که یه لباس ورزشی همراش باشه
باشه
پرستارِ کلارا تو رو میرسونه
بعد از مدرسه می یام دنبالت
خب
بدون تو نمیتونستیم از پس اینا بربیایم
یه دوره ست که میگذره
متخصص اطفال همینو میگفت
فقط امیدوارم از اون دوره کوتاها باشه
آره
مالی
دوستت دارم
روز خوبی داشته باشی
لباسای دیروز؟
یعنی ممکنه بالاخره "پیاده روی شرم" رفته باشی؟ (یعنی روز قبلش با یکی خوابیده باشی و لباسای همون موقع تنت باشه)
نه. پیاده روی پیروزی ــه (یعنی بعد از یه سکسِ خوب، صبح زود برگردی خونه)
کل شب رو بیدار بودم و داشتم بقیه ی این تونل ها رو میکشیدم
این راه ها، ما رو به دخمه ی جان ویلکس بوثِ شیطان کشوند
بوثِ شیطان
یعنی باورت میشه که ما تو دَه قدمی ــه
یه دخمه ایی از اسرار بودیم و،
منتظر کشف شدنش بودیم
یا منتظر اینکه ما رو بُکُشه
خیلی خنده دار بود
آره من چیزای خنده دار نمیگم
آماده ایی یا نه
صبح به خیر
بخاطر سرزده اومدنم ببخشید
ظاهراً من نشانِ موردنیاز برای دسترسی
به اینجا از طریق راه های متمدن تری رو ندارم!
آه اصلاً اشکالی نداره
تو همیشه مراحمی، باشه؟
آه یه نشان که بهش بدیم، داریم نه؟
بخاطر نبودنِ بازدیدکننده
ازشون برای نگه داشتن میز تو آشپزخونه استفاده میکنیم!
آه گنجینه چه کمکی میتونه بهتون بکنه؟
کتاب
هرکتابی که راجب رویا و پیشگویی دارین رو لازم دارم
چون باید معمایی که تو یه رویای
ایجاد شده توسط کاسه ی آوازخون تبتی، پیش اومده رو حل کنم
زود برمیگردم
سرجات بمون!
هرچی که راجب خواب و رویا های مبنی بر پیشگویی داریم
- آره - چیز دیگه ایی اگه بخواین؟
فعلاً نه
میدونی شاید خوب باشه که خودت رو با تاریخ های مخفی ایی که اونجا هست، آشنا کنی
تهدید های فراطبیعی همه جا کمین کردن
و اون جلد ها میتونن راه و روش شکست دادنشون رو فراهم کنن
خب مشکل اینه که رمزگذاری شده ان
خوشبختانه موقع سواری با "اوبر" وقت کافی واسه نوشتنِ رمزگشا اش رو داشتم (یه سرویس مسافربری شبیه تاکسی که راننده و مقصدت رو انتخاب میکنی و می یان دنبالت و میبرنت)
حله حلاله
یکم خراشیده ست ولی میشه به همراه داشتش
شما لطفِ خستگی ناپذیری دارین خانم الکس
فقط بگو الکس خانم نمیخواد
و آه تو واقعاً یه خواب پیشگویی داشتی،
یعنی آینده رو میدیدی؟
شاید
من میخوام یه میراثی رو پیدا کنم
هرچی که از بخش مهمی از گذشته ام مونده
عالیه
من تو اون اتاقم میرم "تیندر" رو چک میکنم (برنامه ی ارتباطی و تصویری برای پیدا کردن افراد جدید)
مامور توماس
چطور میتونم کمک تون کنم؟
این منطقه تا ربع ساعت دیگه پر از متخصص و سه جور
No comments yet. Be the first to leave one.