The first 200 lines.
روشناييِ خودماني
برو بالا. حالا، همينه
ضربِ بيشتر، گام
الان خداييش داري چيکار مي کني با اون ويولن ؟
- هُنزا، ضرب رو درست نمي گيري - به نظر خودم که درست زدم
بطور کلي، زمان بندي توسط تک نواز مشخص مي شه
نميدونم، ميتونيم خيلي آهسته تر اجراش کنيم و هم ميتونيم خيلي سريع تر اجراش کنيم
احتمالن قبل از کنسرت يه تمرين باهاش مي کنيم
پس ريتمِ کُليِ موسيقي بلافاصله مشخص خواهد شد
ولي الان، آقايون، لطفن همون طور که من ميگم اجرا کنيد
.ضرب رو همون طور که نشونتون ميدم نگه دارين اميدوارم همه تون متوجه شده باشين
Yeah
آقايون، اين کار جديه چند روز ديگه بيشتر تا کنسرت نمونده
اين نمايش واسه سرگرمي نيست يه کنسرتِ جديه
همراه با سربازان، 65 نفر ميشيم
اين به معنيِ اينه که در طولِ تمرين ...بايد بشينيد
...درست همون جايي که الان بهتون گفتم و نشستين هيچ عذري قابل قبول نيست
در غير اين صورت همه چيز به هم ميريزه سربازها هم خواهند بود
و نصف ما در حال حاصر اينجا نيستن ميخام که به بهترين شکل ممکن برگزار بشه
- قبلن 180 تا بليط فروختيم - 240
ميبينيد، آقايون، 240 تا بليط
به عبارتي ديگه حداقل 60 تاي ديگه مي فروشيم
و به ياد بياريد آخرين کنسرتي که داشتيم
وقتي که اجراي ژيرُوِک رو اجرا کرديم هشتاد درصدِ صندلي ها فروخته شد
من با دکتر سيماچِک صحبت کردم و ايشون گفتن که يه بليط خريده بودن
خُب، آقايون، گرانديوسو
قبل از اينکه فراموش کنم، ترتيب کارها براي تمرين قبل از کنسرت داده شده؟
وقتِ کافي براي تک نواز وجود داره؟
نمديونم، اَزَش خواستم يه روز زودتر بياد
اميدوارم همين طور بشه پس خوبه، خيله خُب. بياين شروع کنيم
بعدش سراغ تو ميايم
خوشگله اينجا بامباس
خِب، تراس
فقط همينه
خُب، همينو ميخوام بگم تراس
- غذا خوردن اونجا بايد باحال باشه - درسته
- انگور فرنگي ميخواي؟ - آره، ميخوام
- نميتوني يه خورده صبر کني - مشکلي نيست
يکي ديگه بايد اينجا باشه
نميخواد خودت رو اذيت کني واسه پيدا کردنش
- بابايي، بابايي - بيا اينجا پسرم
خُب ماري، چي ميگي؟
بابايي، کايا تو وان حموم جيش کرد
واقعن؟ نبايد اين کار رو بکني کايا پسر بد
- به عمو سلام کن - چطوري؟
سلام
اسمت رو به عمو بگو
چي شده؟
تو ديگه يه دختر بزرگي، مگه نه؟ چه مدرسه اي مي ري؟
پسر بدي هستي، برو
نميدونم امروز چِشِه
بامباس، بگو ببينم چندتا بچه داري؟
.ببين پِتر. منو بامباس صدا نزن ماروش در اين مورد نميدونه
نيشت زد؟ خودمون همه غذاها رو ميخوريم هيچي هم بهش نميديم
خيلي هم خوبه اينجوري
به کايا غذا ميديم همين طور به بابايي و خاله
خُب، عمو هم غذا مي خوره
سلام، بفرمايين
به ماماني نشون بده اين جونوره کجات رو نيش زد !نشونش بده
اينجا رو، نه؟ عجب جونوري
کايا همين جا بشين يه خورده آروم بگير همين جا
لطفن از خودتون پذيرايي کنين، بخورين
- يه خورده از اين بردارين خانم - نه، ممنون. يه خورده چاي ميخورم
- پِتر - هنوز يه خورده دارم
چي قراره اجرا کنين؟
.خُب، ما قطعات کلاسيک رو اجرا مي کنيم علاوه بر اين، ما تو پراگ نيستيم پيرمرد
خُب، چون کايا مدير مدرسه هست الان ديگه بد نيست
زياد درگير بچه ها نيست
ولي پيرمرد، چرا
.گاهي اوقات با حالتي ديوونه وار مياد خونه اين طور نيست کايا؟
چيزي غير از اين هم ديگه در پراگ نمايش نميدن
.چرا، نمايش ميدن. مثلن اُرکستر سمفوني خارج از کشور هم برنامه دارن
دالي
- خُب، اون اُرکستر سمفوني هست - آره
کاري که مي کنيم اينه که يه تور در حومه ي شهر به همراه اشتروس والتز ترتيب ميديم
ما موقع ساختن خونه هم بارها اعصابمون خورد شد
...ميدوني که چطور اعصابت رو به هم ميريزه
تو هم گاهي اوقات عصباني ميشي؟
نه. بامباس عصباني بشه؟ من که نميتونم باور کنم
آهان، منظورت کاياست؟ خُب
دالي
الان يه ايرووِکِ جديد پيدا کردم
اجراش کرديم
يه عده از راديوي بودِيوويس اومدن که ضبطش کنن
باورت نميشه ولي کار خوبي از آب در اومد
ميدوني، يه قسمت هاييش توقيف شد قسمت هاييش هم کنار گذاشته شد
کايا، درست رفتار کن مثل يه پسر خوب بيا اينجا
ولش کن ما خيلي خوب داريم بازي مي کنيم، مگه نه؟
بايد ياد بگيره درست رفتار کنه
- چه مدت از ساخت خونه ميگذره؟ - تقريبن هفت سال
- چيکار ميکني؟ - ميخوام ببينم چقدر قوي هستي
دو تا بلوک رو ميتوني نگه داري. حتمن ميتوني
- سنگينه، نه؟ - آره، سنگينه
- داري ناله ميکني - نه نميکنم
- يه خورده بيشتر ميخواي؟ - آره
!نتونستي جنده! جنده
ماروش اين چيه؟ کايا ولش کن
- کافيه - ميدوني اين بهت مياد
بَرش دار
- بسه ديوونه، بَرش دار - يه لحظه صبر کن
تو رو خدا اينجوري نه دست و پا چلفتي هستي
- چي؟ صبر کن - بامباس
بامباس، بيا اينجا. انداختمش
صبر کن. صبر کن. نندازش اگه جرات داري بندازش
- ولشون کن - همچين آجرهاي خوبي رو
ببين، براي هر هشت تا آجر يه گيلاس مشروب
...و ببين چندتا هست. مرد
اين يعني کُلي آدمِ مست
آره... کُلي مست
ولي وقتي داشتيم مي ساختيمش دهنمون خشک ميشد
چيزي در حد پنج گيلاس مشروب براي هر آدمِ الکُلي
آره، ولي دو برابرش
خُب، اين مي بايست
...پنج سري..تقسم بر پنج نفر...
يعني بيشتر از 800 تا مست
چي؟ بالاي 80 تا؟
کسي باورش نميشه بايد همه مون ديوونه باشيم
...هر چيزي رو با آجر حساب کردن
- ! کايا - چيه؟
...من دعوت کردم آقاي
منو
به مراسم خاکسپاري
ولي پدر، اون به مراسم خاکسپاري علاقه اي نداره
،علاقه مند باشه يا نه به هر حال اونجا هم موسيقي هست
- من چيزي نگفتم - و موسيقي خوب هم. خواهي ديد
همين که شروع کنيم همه ميزنن زير گريه، حتي خويشاوندان
و بعدش مسئله ي مهم يک خاکسپاري، 200 تا آجر
مادربزرگ
مادربزرگ
- چي ميخواي؟ - اين مرغ اينجا چيکار ميکنه؟
- دوباره اينجاست؟ - ايناهاش، ببين
دنبال جايي واسه تخم گذاشتن مي گرده
برو بيرون...لعنتي چند بار بهت گفتم اين دوچرخه رو اينجا نذار؟
...خُب، خُب
کايا، ولش کن، اذيتش ميکني اينجا، اينجا
- فقط مرغ هست اين اطراف - اينجا، اينجا
هر طرف که قدم ميذاري پات روي يه چيزي ميره
خُب که چي؟ واسه تو که فرقي نميکنه
.آره، ولي به اين ماشين يه نگاه بنداز اينجا بيشتر شبيه به لونه ي مرغ مي مونه تا گاراژ
علاوه بر اين، اين ماشين فقط واسه تو نيست من و پدر هم 20000 از پول ماشين رو داديم
آره، اينو هزار بار شنيدم
خُب، بايد بهت يادآوري کنم خيلي زود فراموش ميکني
من چي؟ مثل يه برده کار کردم تقريبن ديگه دستي واسم باقي نمونده
خُب، يه خونه گيرت اومد، نيومد؟
آره، يه خونه. دارم بهت ميگم اين آخرين باري بود که من اين مرغ رو اينجا ديدم
فقط تنهاش بذار ميدوني که يه تخم بذاره و بعدش
اينجا، بيا اينجا
برو يه ذره اون طرف تر، تو راهي
- خُب - اَزَت ميترسه
اينجا، کوچولو، بيا اينجا
بابا، يه مرغ زير ماشين هست
اون هيولا کجاست؟
بيا ببين چيکار ميکنه؟ ...نشونشون ميدم
اينجا، اينجا
- صبر کن، ماشين رو روشن نکن - کايا، برو اون طرف
کايا، تو رو خدا چيکار ميخواي بکني؟
اونا ديگه تخم نميذارن
ميبيني، مردم هر جا از چيزهاي متفاوتي خوششون مياد
ولي غم و اندوه رو همه دوست دارن
ميدوني که ميگن
يه آهنگ غمگين واسه کُل مردم دنيا کافيه
مردم يه گريه خوب رو به يه خنده ي خوب ترجيح ميدن
و با اين... اگه کُلي اشک ميريختن قابل قبول بود
ميرم يه نگاهي بندازم
باشه، ولي زياد گريه نکني
چه چشم هاي خوشگلي
جاي افسوس داره
اين کمک فنر ها به درستي کار نمي کنن
- کارليک، اين پسره حساس نيست؟ - کي، من؟ چرا؟
واقعن همين الان يه زن ميخوام
خُب، چرا نداري؟
خُب، ميتونم؟
اون طوري که به خانمِ تو نگاه ميکنم ...وقتي انقدر زيبا راه ميره
...واقعن زيباست
بانمکه، نه؟
بانمک؟ يه جواهره
...اگه ميتونستم يه ذره اينجا و اونجا اضافه کنم
- ببين، داره با من چيکار ميکنه - آره، ميتونم ببينم
...در مورد اون چتربازِ هلندي خوندي
که بدون چتر نجات از ارتفاع سه هزار متري سقوط کرد
و افتاد روي يه مقدار پنبه؟ هيچ اتفاقي واسش نيوفتاد
سه هزار متر؟ عجيبه
خُب، اگه توي پنبه افتاده باشه امکانش هست
يه سري از ارتفاعي سه برابرِ اين پريدم
يه چيزي مثلن از طبقه ي اول در حالي که روي زمين فقط بُتُن بود نه پنبه
وقتي افتادم، يعني وقتي پريدم يه صداي مهيبي بلند شد
- پاهام پُرِ خون شد - چه نوع کفشي پات بود؟
کفش ها خوب بودن ولي دستم گرفته بودمشون
وقتي از بودِيوويس به وييِنا مي رفتم اون کفش ها رو پام کرده بودم
با قطار برگشتم
وقتي خونه برگشتم، پدر گفت کفش هاي جديد خريدي؟
منم گفتم، نه، اينا همون کفش هاي کهنه م هستن
نوبت من رسيده
قبر منتظره
مرا به خواب ابدي ببر
عزيزان من
اشک هاتون رو پاک کنيد
براي پيش رفتن به جايي که روزي همه ي ما يکديگر را در آنجا دوباره ملاقات خواهيم کرد
مسيح، اي ناجي ما، ما را مورد بخشش قرار بده
روح ما رو بيامرز
No comments yet. Be the first to leave one.