The first 200 lines.
ترجمه از سینا خدادادی (Sina Kh)
سلام جرزیک - صبح بخیر، خانم -
روز قشنگیه
صبح بخیر
سلام خوش آمدید - صبح بخیر -
صبح بخیر امروز خوش بگذرونید
صبح بخیر
صبح بخیر
صبح بخیر - صبح بخیر -
بیا پیشم آدام نوبت دور صبح گاهیـه
سلام عشقام
صبح بخیر عزیز دلم
صبح بخیر
دخترمون امروز چطوره؟
امروز مشکلی نداره، خانم
سلام، کاسیا پیر
بله. تمبو
چه دختر خوشگلی هستی
صبح بخیر
صبح بخیر، عزیزم صبح بخیر پونیا
اومدی کمکم کنی؟
لهستان شهر وارساو سال 1939
بر اساس یک داستان واقعی
نور مشعل داشت روبرروی من میدرخشید
پشتم، میتونستم صدای نفس موجودی عصبانی رو بشنوم
نصفه شب بود، سیاه مثل ذغال
دستم رو نمیتونستم ببینم
ولی میتونستم نفسش رو رویه گردنم حس کنم
گرم و غلیض بود
من فضولی کرده بودم و اون از دستم عصبانی بود
اون دو قدم برداشت
فکر کردم این پایان زندگی منه
تفنگم رو بر داشتم، بلندش کردم
و اون موقع بود که بهم حمله کرد
هیچ کاری نمیتوستم بکنم، باید بهش شلیک میکردم
یک تصویر کامل بود
یه موجود شگفت انگیز
یه بی حرمتی بزرگ برای من بود
ولی باید بگم که بچه هاش نجات پیدا کردند
اونا بزرگ شدند و تبدیل به یک افتخار بزرگ برای باغ وحش من شدند، به سلامتی
آقای هک باغ وحش برلین رو از پدرش گرفته
و برادرش باغ وحش مونیخ رو اداره میکنه
کاناپه" میل دارین، آقای هک؟"
خوشمزه به نظر میرسه ولی نه، ممنون
ایشون ماگدا گروش هستن، مجسمه ساز هستند شاید بشناسیدشون
البته، بله
...ایشون همچنین این رو ساخته !اوه
ببخشید
و شما چیکار میکنی، عزیزم؟
وقتی که شوهر شما داره با میمون ها بازی میکنه؟
من کمکش میکنم
اوه، چقدر بامزه
بامزهگی کمترینشه
آنتونینا شعبده باز هم هست
ممنون، من میگیرمش
ما چهار یا پنج سال پیش ملاقات کردیم، درسته خانم زابینسکا؟
ممم
فکر کنم مدل موهاتونو تفییر دادین
بله
...شما تو چند سال گذشته
خیلی زیبا تر شدین، باید بگم
اگر از من بپرسی شبیه گربه مزرعه شده
میدونستی که گربه های مزرعه تیز ترین حس رو تو تمام طبیعت دارن
خیلی دقیق تر و بهتر از هر انسانی که من امیدوارم که ببنیمش
شما پیانو مینوازید، خانم زابینسکا؟
یه کمی
چزا برامون یه چیزی نمیزنی؟
...فکر کنم که وقت عالی هست الان
تا جانور وحشی رو رام کنین و همه این ها
شاید بهتره آهنگ والس آلمانی بزنه
شاید تویه یک سال قلق رقصش رو یاد بگیریم
استفان، لطفا - اینطوری نیست، آقای هک؟ -
الان نه استفان، لطفا
خب، هیتلر لهستان رو میخواد
همه دارن میگن
من چیزی درباره اون نمیدونم بهتون اطمینان میدم
من یه حیوان شناسـم نه سیاست مدار
مامان، جرزیک بهت نیاز داره کاسیا طوریش شده
ببخشید، همه
آروم باشید، نترسونیدش
اینجا، بیا اینجا این چراغ رو واسم ثابت نگه دار
نفس نمیکشه
من اینجام کاسیا
من اینجام
سلام تمبو
سلام تمبو
میتونم لباس مخصوص رو بیارم خانم لطفا میتونم چند تا مرد پیدا کنم
وقت نداریم داره خفه میشه
بذار کمکت کنم، کاسیا
لطفا بذار کمکت کنم، عزیزم
بذار کمکت کنم، عزیز دلم
من تفنگ ندارم خانم، لطفا
!هیشش! بسه دیگه
لطفا
اوه، راه نفسش بسته شده
نه لطفا بذار اینکارو بکنم
دارم سعی میکنم کاسیا دارم سعی میکنم، عزیزم
وایسا، وایسا، وایسا
تو باید بری، چرا اون مرد مسلح نیست؟
واو، تمبو
اسمش چیه؟ تمبو
تمبو، تمبو خوبه، خوبه، خوبه
!داریم از دستش میدیم !جرزیک، کمکم کن
فشار بده، جرزیک
!فشار بده
برو، برو ، برو برو
!اوه
!اوه، داره نفس میکشه
!داره نفس میکشه
!خیلی خوشگلی
خیلی خوشگله
!عالیه! عالیه
خیلی کار سختی بود، مگه نه؟
چیزی نیست چیزی نیست، عزیزم
تو...آمم
تو یه پدیده ای، پونیا تو حوا ی تویه باغشی
دیگه دیره بیا بریم خونه
صبح بخیر صبح بخیر
بیا بریم داریم میریم
مامان، اون مردا دارن چیکار میکنن؟ شبیه قاطر میمونن
امروز تویه خیابون ناولکی بودیم
دارن مثل حیوون از یهودی ها کار میکشن
فکر کنم باید فردا ریس رو از وارساو ببری
ولی ما کجا میریم؟
تو میتونی پیش دختر عمو هام تویه شهر زالسی بمونی
اینجا خیلی نا امنه
باید تا موقعی که میتونیم ریس رو از شهر خارج کنیم
ولی مدرسه ها کم کم داره شروع میشه
اوه، اون خیلی هیجان زدهست .... با مداد های جدیدش و کفش هاش
تو بهم گوش نمیکنی دارم سعی میکنم یه چیزی رو بهت بگم
الان خیلی احسای خطر میکنم
تو چطور؟
من باید بخاطر حیوون ها بمونم
و هرچه زودتر که بتونم میام
پونیا، هیتلر و استالین یه پیمان امضا کردن
فقط لهستان این وسط میمونه
مردم دارن میرن
میتونم یکم تویه زالسی بمونیم
ولی اگه جنگ بشه، باید یه راهی پیدا کنیم که بتونیم از کشور بریم بیرون
من نمیخوام فرار کنیم
نمیخوام ریس رو مثل یه گربه ترسون اینور اونور کنیم
اینجا خونه اونه
ببخشید پونیا برگزد پیشم، بیا اینجا
،مردم همیشه وقتی نمیدونن که قراره چه اتفاقی بیفته میخوان فرار کنن
اولین غریزهشونه همیشه فرار میکنن
بیا این واسه یه بچه خوب نیست
این خوب نیست جان، دارم بهت میگم
نمیخوام ریس اونطوری زندگی کنه
لطفا من میخوام اینجا بمونم
تویه وارساو
خیلی خب
!ریس؟ ریس
هواپیما هارو نگاه کن
بیا بریم تو
بابا کجاست؟ اون تویه پلانسکه
تویه زالنسی میبینیمش
پانچو چطور؟
سریع باش وسایلـتو جمع کن
نه ریس ولش کن - نه نمیخوام -
درها رو باز میکنیم - اون ترسیده -
اون خودش میره یه جای امن بیا بریم
مامان
!سریعا باغ وحش رو تخلیه کنید
ارتش لهستان باهاتون صحبت میکنه حیوون های وحشی آزاد شدند
!وضیعت اضطراری!، وضیعت اضطراری
!همین الان تخلیه کنید
پسره رو بگیرید خانم !لطفا برو برو
!نه بهش شلیک نکنید، بهش شلیک نکنید
نه
!نه، مامان
ببخشید، قطار زالسی کدوم طرفه؟
!امروز قطاری حرکت نمیکنه
امروز قطاری حرکت نمیکنه سریعا ایستگاه رو ترک کنید
!بابا
!آتونینا
ریس، ریس بیا، بیا، بیا
فکر کردم گم شدین
بیا، بیا، بیا
باورم نمیشه پیدامون کردی
بیا بریم خونه
شاید تو بخوای پرواز کنی بیا
بیا پونیا
!پانچو
پانچو من اینجام
چیزی نیست
اون حالش خوبه، مامان
اوه بیچاره ها، باید خیلی ترسیده باشین
دولت آلمان
کنترل مردم لهستان را به دست گرفته است
ما به جمعیت شهر وارساو وابسته ایم
تا ورود نیرو های آلمانی رو قبول کنن
خیلی ساکت، و با شرافت و آروم
اونا اینجان، مامان
بیا بریم
اونا دارن از محوطه ما به عنوان اسلحه خونه استفاده میکنن
کشور کاملا نابود شده
من با این مردم بزرگ شدم
یهودی، غیر یهودی
،برای خانواده من مهم نبود برای منم مهم نبود
روز به خیر، آقایون
No comments yet. Be the first to leave one.