The first 200 lines.
صندوق فیلم چک و صندوق سمعی و بصری اسلواکی
،خانم ها و آقایان
من معمولا فقط برای فیلمهای خودم مقدمه میذارم
این بار تصمیم گرفتم استثناء قائل بشم
در طول نمایش و پیشنمایش متوجه شدم که این فیلم فقط آدمهای مُسن رو نشون میده
اما این به شدت واقعیت زندگی ما رو تحریف میکنه
من و همسرم ایوا، همیشه پیر نبودیم
:اثبات حرف من اینجاست
من و ایوا - جوان، خوشبینانه به آینده نگاه میکنیم
و احمقانه
و من معتقدم که آرشیو آقای کالیستا هم تصاویری ارائه میکنه
از اینکه خودش جوان، منصف و خواستنی به نظر میرسه
،می بینید، وقتی جوان هستید هیچکس نمیخواد درباره شما فیلم بسازه
،یا باید یکی تو رو با طناب بکشه
یا باید یک جوان "خوش قول" باشید
یعنی به صورت رسمی قول (وعده) بدهید
من و ایوا هرگز اینطور نبودیم
به همین دلیله که هیچ فیلمی از ما تو اون زمان وجود نداره
بنابراین فکر میکنم بهتره دوباره به این عکس نگاه کنید
چون در دو ساعت آینده چیزی شبیه به اون رو نمیبینید
:آتانور منتشر میکند یان، فیلمی از آدام اولها و دانهل
خون
!خون! خون
!شلخته، فاحشه، عوضی
!این بهت یاد میده که بچرخی
!بگیرش! بگیرش
یک ظرف گناه با سرنیزهی طلا
!بگیرش! بگیرش
قطع کن
به نظرم این یکی خوبه
پس تا دوشنبه- بله ممنون-
خداحافظ
نمیگم دیگه فیلم کوتاهی نمیسازم
یک فیلم ده دقیقهای سه ماه کار داره
شاید کوتاه باشه، اما هیچ ویژگی دیگهایی نداره
.کوتووینگ، همینه
نویسندگان فقط میخواستن توی کتابهای ! رئیس جمهور ماساریک آدم خوبی باشن
...به همه نگاه کن
کالیستا میگه تمام کاری که یک کارگردان !انجام میده گفتن «اکشن» و «کات» ه
اما این فشار جسمی و روحیه
همیشه قند خونم رو خراب میکنه
الان دوباره قندم پایین اومده
!کات
کوره کیمیایی
رادیو میگه که خرگوشها امسال بیش از حد زاد و ولد میکنن
اوه عزیزم به فکر ضررش باش
.چیزی که لازم داری، نمای نزدیک زیاده
فقط دست، دست با گوشت
و کمی دیگه پیاز
شما میتونید یک فیلم رو فقط با کلوزآپهای زیاد ذخیره کنید
فقط از اونا برای رسوندن معنای واضح استفاده نکنید
از اونا به نحوی استفاده کنید که انگار برای تأکید جزئیات استفاده میکنید اما اون جزئیات باید بیمعنی باشه
این باعث میشه مخاطب فکر کنه، چرا به این موضوع توجه میکنید
!این باید قابل توجه باشه
از اونجایی که نمای نزدیک نشون میده یک چیزی مهمه
به این ترتیب اونا رو گیج میکنید و اونا شروع به فکر کردن میکنن
ارتباط برقرار کنید و به دنبال معنایی بگردید که تا حالا استفاده نکردید
و اینطوری اونا رو جذب میکنید
همچنین، نمای نزدیک بسیار زیبا به نظر میرسه
لانگ شاتها نیاز به ترکیببندی دارن و خب غیراصیل به نظر میرسن
در حالی که اگه از ترکیببندی استفاده نکنید لانگ شاتها خالی هستن
در مقابل، هر نمای نزدیک همیشه از نظر بصری قوی است
و شما مجبور نیستید اون رو قاب کنید
زیبا
ما به همدیگه خدمت نمیکنیم
پیام ما اون چیزیه که به اون خدمت میکنیم
کمک و حمایت به همدیگه
آلیس با خودش فکر کرد
این فقط یک رابطه یک طرفه نیست
از این رو، این فیلم آخرین فیلمیست که درباره ما میسازن
...جایی که شوانکمایر تهیه کنندهست- بله-
... و من فقط کمک میکنم در حالی که این بچههای جوون فیلم رو میسازن
حالا اگه از حقیقت و طنز بدتون نمیاد
ما باید با استفاده از وحشت بیرحمانهی عشق کار کنیم
چون ما این بچهها رو دوست داریم
و اونا باید این کار رو به عشق ما انجام بدن
چون در این صورت اونا برای پول کمتر کارهای بیشتری انجام میدن، گوشهاتون رو بگیرید
نسبت به اینکه ما اونو براساس "حرفه ای" بودن انجام میدیم
دو نوع آدم وجود داره
یک نوع نیاز به قوانین
برای اینکه دنیای اونا هماهنگ باشه باید با قوانین هماهنگ باشن
و بعد نوع دیگهای وجود داره
افرادی که به قوانین اعتماد ندارند و باید نقاب اونا رو از بین برد
برداشتن نقاب از قوانینی بود که سوررئالیسم رو تا این حد برانداز کرد
و این کار رو باید از طریق تخیل انجام داد - نه با اسلحه
.این کاری بود که برتون انجام داد اما به نظر میرسه امروز ما اونو دوست نداریم
حالا همهی ما هستیم. آیا قراره به صورت غیررسمی ملاقات کنیم؟
یا قراره جلسات تعدیل شده به صورت هفتگی داشته باشیم؟
ما میتونیم هر ماه یک بار با یک کارشناس ملاقات کنیم
این ایده سال گذشته بود و ما همه کارها رو انجام دادیم
و به این معنی نیست که ما هنوز نمیتونیم اونو انجام بدیم
اما بیایید توی یک قالب توافق کنیم
ما نمیتونیم فقط در مورد هنر به طور کلی حرف بزنیم
،اگر یک بار در ماه باشه و شما یکی رو از دست دادید یعنی دو ماهه که بیرون نرفتید
به همین دلیل، من به صورت هفتگی پیشنهاد میکنم
من فکر میکنم این به دلیل افول تفکر مفهومی است
.یک کبوتر روی بادگیر تکون میخوره - .عالی -
یادم رفت چی دارم میگم
تو زیر درخت ایستادی، پس بارون بهت نمیخوره
ولی بقیه خیس میشن
.به نظر نمیرسه که باد بیاد- این هوای آوریل ست -
!لعنتی- زنده ای؟-
...آره... مرد، من یک آدم نامیرا هستم
تا اینجای کار خیلی خوبه
ما تک تک فیلمها رو کوتاه کردیم
و همیشه... نه گفتن طنابکشی
در هر فیلم سکانسی وجود داره که میتونه کوتاهتر باشه
مثل (سکانس) مهمانی چای در آلیس- درست نیست! این درست نیست-
همه بیقراری میکنن- مشکل اوناست-
،وقتی میگید یک فیلم خیلی طولانی است نود درصد مواقع حق با شماست
اما ده درصد دیگه شما نمیتونید تشخیص بدید که خیلی طولانیه یا نیست
،وقتی به یک علتی طولانیه اون وقته که نمیتونید بگید
هنوز نیاز به کار زیادی داره
ممکنه مسائل جزئی باشه اما به همین دلیل ما نیاز به دیدگاه داریم
به همین دلیل ما چند نفر (کارشناس) داریم
اگر چه سوررئالیستها کاملاً قابل اعتماد نیستن
برای همین شنیدن نظرات دیگران هم مهمه
.برای داشتن نقاط مرجع دیگه برای زمانی که اونا برای ویرایش برمیگردن
فکر میکنم هنوز به کار زیادی نیاز داره
چرا سوررئالیست ها قابل اعتماد نیستند؟
برای اینکه فقط یک گروه محدوده که همین (یان) یکی از اعضای اونه
میدونم که بهش شک داری اما حقیقت همینه
سوررئالیستها مردم عادی هم هستن- باشه-
او واقعاً معتقده که افراد عادی هم همینطوریان؟
نه، اون میگه سوررئالیستها قابل اعتماد نیستند- فهمیدم-
حرف منو تحریف نکن
اونا یک گروه محدود نزدیک به هم هستن و دیدگاه خاصی رو نشون میدن
نیازی نیست اینجا باشم، درسته؟- نه، تو اینطور نیستی-
درباره گروه سوررئالیست، اونم عضوه- میدونم-
شما یک گروه کاملا سورئالیستی در این فیلم دارید
ما در طبقه بالا منتظر شما هستیم
،اگر دیدگاهی وجود داره که ارزش شنیدن داشته باشه اون سوررئالیستها هستن
هیچ کس دیگهای نیست
به تیراندازی ادامه بدین- متوجه منظورم شدی؟-
این حقیقته
منطقیه که به افراد در یک طول موج گوش بدیم
که با این فیلم به اون چیزی که میخوام بگم میرسن
...به جای اینکه از من بخواید به نظرات احترام بذارم
من از شما اینو نمیخوام
...از کسی که کمدیهای مبتذل رو دوست داره...
کل این بحث بیفایدهست
ما این کار رو به روش خودمون انجام میدیم اما شنیدن نظرات دیگران خوبه
من اونا رو میشنوم، اما هیچ فایدهای براشون ندارم
چون به مخاطب اهمیت نمیدی
مخاطب برای شما وجود نداره یک ساده سازی، درسته
...هر کاری میکنی، یک عکس، یک شعر تنها امتیازش اصالته
شما نمیتونید فکر کنید، اوه من نمیتونم این کار رو انجام بدم .چون همسایه طبقه پایین اونو دوست نداره
این مزخرفه
هیچ کس از شما این کار رو نمیخواد
بیننده متوسطی وجود نداره ...همیشه آقای وندراچک یا کوکولیک هستن
!اسم یکی رو بگید
فقط تصور کنید به هر اعتراضی گوش دادم
اول، غیرممکنه، چون نظرات با هم تناقض دارن
و حتی اگر فقط مواردی رو انتخاب کنم که با هم تناقض ندارن
من در نهایت با آشفتگی مواجه میشم که ناخوشاینده
،البته اونا فیلمهای مولف شما هستن به همین دلیل ما این کار رو انجام میدیم
اما داشتن دیدگاه همیشه عاقلانه است
پس ساعت ۸:۴۵ منو میبری؟- .آره-
باشه پس خداحافظ- به امید دیدار. خداحافظ-
لعنتی من دکمه رو زدم...چرا کار نمیکنه؟
چرا باز نمیشه؟ قفل نیست؟
توماس! من نمیتونم اونو کار بندازم
هورنی استنکوف زنگ هشدار. من همین قدر میدونم
ریموت دیگهای داری؟- متاسفی؟-
ریموت دیگهای اونجا داری؟- .جایی دیگه؟ بله، در قفل شده
فکر می کنی درست میشه؟- سعی میکنم باتریها رو عوض کنم-
سلام استنکوف. من یان هستم نمیتونم زنگ هشدار رو خاموش کنم
...انگار باتریش تموم شده، درستش میکنیم
...هشدار کاذب بله، من اینجام
...فقط کمی گوه می خواد... یک تیکه کاغذ
کل این مکان فقط یک مدارشکن داره؟
7، 8، 9 ...
...14، 16، 17، 18، 19، 20...
همیشه حداقل یک هفته کار لازمه تا اینجا دوباره قابل سکونت باشه
من اون چیزی نیستم که شما میگید یک گردآورنده سیستماتیک
کسی که اشیاء با ارزش رو جمع آوری میکنه
مثلاً من برای نمایندگی هر گروه، قطعات نمیخرم
من فقط چیزایی میخرم که دوست دارم
برای من این بخشی از هنره
خرید یا تعویض یک قطعه همین باعث عجله کردن من میشه
مثل کشیدن نقاشی یا درست کردن یک شیء
من اساساً وسایل رو میسازم چون نمیشه اونا رو خرید
اگر میتونستم اونا رو بخرم، شاید ساختنشون رو متوقف میکردم
من فقط دنبال این بودم که چی بخرم
این لاغرتر از اونه که یک فیل یا اسب آبی باشه
چی میتونه باشه؟
من چند تا از اونا رو اینجا دارم
بنابراین چیز منحصر به فردی نیست
...فقط یک مرد رفت و به چهار نفر از اونا شلیک کرد
...در واقع، پنج
باید شبیه حیواناتی باشه که برای زمستان احتکار میکنن
طمع و احتکار، غریزهای عمیقاً ریشه دار
طبقه دوم
،فقط خودش رو به "جمعآوری" تبدیل کرد
اما این اساساً حرص و طمعه
هر چیز شریف و محترمی هم ریشه در غریزه داره
و فقط از نظر اجتماعی قابل قبوله
اما اساساً حفظ همهی اینا ریشه در غریزه خود دارن
یا غریزه شهوانی
این چیزها رو به عنوان بخشی از اتاق هنر خودم جمع میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.