The first 178 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
. . .حتی اگه تو حموم یا دستشویی قایم بشی
. . .میگردم
.پیدات میکنم. . .
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
. . .حالا در شروع مراسم سخنرانی عضو جدید .نمایندهی کلاس اعضای جدید گِنتوگا کیتارو رو میشنویم
بالاترین معدل توی امتحان ورودی سخنرانی میکنه، درسته؟
!چه خفن
.از وقایع ماوراء طبیعی متنفرم
.میدونستم آخرش به نفرین ختم میشه
. . .ببخشید! نمیخواستم مجبورت کنم
.چیزی نشده، اِکو. تقصیر تو نیست
تقریباً تمام عکسهایی که ازم گرفته میشه .اینطوری میشن
.ارواح بهم جذب میشن
،توی دوره متوسطهام ،درگیر یه روح خبیث شدم
.یکی از دوستای صمیمیم هم پاش به قضیه باز شد
،تا دوسال بعدش
،از ترس آسیب زدن به افراد دیگه .قبول نمیکردم از اتاقم خارج بشم
،ولی با کمک دوست قدیمیم اِکو، خانوادم ،و آدمای اطرافم
.سال پیش، یه زندگی معمولی توی جامعه رو شروع کردم
.حتی شروع کردم به مدرسه اومدم
آه، راستی، درمورد کلاسهای خصوصی شنیدی؟
.منظورت همونیه که پیشنهاد کردی؟ قبولش کردم
هورا! ایدهی کلاس خصوصی !رو از یکی از فامیلهامون گرفتم
.اونجا کلاس خصوصی گرفته
واقعا میگی؟ برای همین بهم پیشنهادش کردی؟
.نمایندهی کلاس و معلم خصوصی
جفتشون قدمهای بزرگی برای .برگشتن به زندگی معمولی هستن
. . .به علاوه
!دوباره به یه مدرسه میریم
!قراره خیلی خوش بگذره
. . .هوم
همهی اون سالهای گوشه نشینی .مهارتهای اجتماعیم رو از بین برده
.به این که ارواح بهم جذب میشن هم اشاره نکنم .کارم خیلی سخت شده
!ولی میخوام یه زندگی معمولی داشته باشم
.خب، این دختریه که قراره بهش تدریس کنی
!بله
. . .میتونی راحت باشی، میدونی
. . .بله
.البته بهت حق میدم .این دختر بهترین دانش آموزمونه
.اعجوبهایه برای خودش
،بیا بیرون، بیا بیرون
. . .بیا بیرون
،با نماینده شدنت تو کلاس .اونها تو رو برای آموزشش میخوان
.مطمئنیم صدت رو میذاری
. . .فکر میکردم فقط یه تشابه اسمی باشه
کِی - کون؟ اینجا چیکار میکنی؟
آه، برای کلاسم اومدم. آدرس رو اشتباه اومدم؟
آبجی کوچیکتری که نداری؟
،اوه! یه دختر عمو کوچیکتر دارم !این چند سال گذشته باهامون زندگی میکرده
پس، برای تدریس به اون اومدم؟
!احتمالا همینطوره! چه اتفاقی
!باورم نمیشه تو قراره بهش تدریس کنی، کِی - کون
!هــــی، سنسهات اومده
اِکو! با چه جور موجودی داری زندگی میکنی؟
ها؟ چه موجودی؟
.اون دختر عموم، هوزوکی یایوییه
. . .هر چشمش دوتا مردمک داره
.یه دونه قویش روی دست راستت هست
!میـ میبینش
. . .یا خدا
. . .این حس وحشتناک
از اون میاد؟. . .
!باید. . .باید از اون عروسک دور بشی
.عذر میخوام
.برات خفهاش میکنم
.هیچ شکی ندارم .میتونه مثل من ارواح رو ببینه
!راستش، حتی ممکنه بیشتر از من حسشون کنه
کِی - کون، چیزی شده؟
. . .درسته
!لعنت
.اسمم کیتارو گینتوگاست .قراره معلم خصوصیت باشم
.خوشوقتم
.کیتارو - سنسی
.بیا بریم جاییکه تسخیر شده باشه
ها؟
!وایسا بینم! من اینجام تو درسات کمک کنم
.میدونم
،ولی ارواح واقعا دوست دارن .بعید نیست اگه بگردیم یکیشون رو ببینیم
!شک ندارم این بابا بچه انسان نیست
!نه، باید درس بخونیم
سلام، مدیریت کلاسهای خصوصی؟
:کیتارو - سنسی بهم گفت "هومم، دخترک خوشگل چجور لباس زیری تنته؟"
!نگفتم! به جان خودم نگفتم
!اِکو، به دادم برس
!آمادهی رفتنم
!لعنت
. . .بریم
!قام قام. . .
!این شغلی نبود که انتظارش رو داشتم
!میخوام بزنم به چاک
اِکو، چه غلطی میکنی؟
!میدونی کار خطرناکیه
،یایویی - چان همیشه بهم التماس میکنه بریم
.ولی همیشه میگم نه
!پس بازم بگو نه
ولی فهمیدم اگه آدمی به با تجربگی تو !باهامون باشه مشکلی پیش نمیاد
،ولی من فقط میتونم حسشون کنم، نمیبینمشون !و جنگیری هم نمیتونم بکنم
،خب، اگه اوضاع بیریخت شد !فقط میایم بیرون
.شاید آخرش یه دور دور لذت بخش باشه
.از. . .همین الان از ترس دارم سگ لرز میزنم
.هــِه؟ ولی هنوز کلی راه مونده
،اگه از این فاصله میتونم حسش کنم .شاید بهتر باشه بپیچیم بریم
مثل یه گربه ترسیدی، کیتارو؟
سنسی" گفتنت کجا رفت؟"
!اِکو
.مشکلی نیست
مشکل این دختره چیه؟
!رسیدیم
!کیوسک تلفن تسخیر شدهی شهر اِچ
داستان پشت اینجا رو بهت نگفتم؟
. . .نمیخوام بشنومم
.ظاهراً، توسط یه زن جوون تسخیر شده
!همین الان گفتم، نمیخوام بشنومم
.ادامه بده. داری جَوِش رو درست میکنی
داستانی هست که میگه .یه خانم مهمان پذیر اینجا مورد حمله قرار گرفته و مُرده
انگار مشتریهاش رو مجبور میکرده ،تا خرخره برن زیر قرض تا براش هدیه بگیرن
بعد وقتی پولشون تموم میشد .ارتباطش رو باهاشون قطع میکرد
،برای همین یه شب چندتاشون تعقیبش میکنن
و بعد وقتی که توی این کیوسک تلفن گیر میوفته . . .و هیچ راه فراری نداشته
. . .همون موقع
،این کینه رو با خودش به اون دنیا برد
قسم خورد که اون تنها کسی نباشه .که همچین پایان وحشتناکی داشته
هرکسی که جرعت کنه . . .وارد این کیوسک بشه یا باهاش تماس بگیره
!به همون سرنوشت دردناک دچار میشه. . .
چی، چطور ممکنه یکی شمارهی یه تلفن عمومی رو بلد باشه؟
.یه نفر تو به اشتراک گذاشتش
!خفنه
چه غلطی میکنی؟ مگه نشنیدی؟ !بری داخل اتفاق خوبی نمیوفته
خوبی؟ چیزی اذیتت نکرد؟
.چیزی ندیدم
.داستانش خیلی پیچ و تاپ داره .ممکنه من در آوردی باشه
. . .خیلی احمقانهاس
.ولی اون لرزشی که داشتم واقعی بود
.پس وقت نقشهی دومه
سام علیک؟
!همین الان گفتم نه
.پسش بده
چطوری انقدر قویی؟
!من میتونم تماس بگیرم
الو؟ کسی میشنوه چی میگم؟
میدونید که اینجا خطرناکه، نه؟
.راستش، نه. نمیتونم اتفاقات ماوراء طبیعی رو حس کنم
!اِکو، بریم
اگه اتفاقی براشون بیوفته چی؟
!لعنت
!بـ باشه، من زنگ میزنم
!و اگه اتفاقی نیوفتاد، برمیگردیم خونه
. . .کمک
. . .عجله کن
. . .کمکم کن
. . .عجله کن
. . .عجله کن
چیـ چیکار میکنی. . .؟
!یا ابولفضل، یا پنج تن آل عبا، یا خود خدا !ما میمیریم
.نه
.یه چیز دیگه رو کشت
مرگ این دخترهی دیوونه چیه؟
!فقط فکر میکنه ارواح باحالن
.فقط خفنم، تامام
!جاهای به این خطرناکی نباید بری خانوادت چه فکری میکنن؟
!وقت درس خوندنه
!کـ. . .کِی - کون
وقتی درس تموم شد، میتونیم حرف بزنیم؟
. . .آ، حتماً
یه سری سوال سخت امتحان ورودی .دوره متوسطه رو بهش دادم، و همشون رو درست جواب داد
،اگه انقد باهوشه . . .فکر نکنم فقط مخش تاب داشته باشه
یایویی - چان، میتونی ارواح رو ببینی؟
.با کیفیت اُلترا فول اچ دی میبینمشون
و ازشون خوشت میاد؟
.به اندازهی عروسکم
.تموم شد
.اوه، عالیه، مرسی
.برگردیم سر کیوسک تلفن
،روح به خاطر من بیرون نیومد .ولی به محض اینکه تماس گرفتی پیداش شد
چند وقت یه بار ارواح رو جذب میکنی؟
اگه اون مکان تسخیر شده باشه؟ .صد درصد مواقع
!خب! بذار ببینیم چیکار میتونی بکنی
No comments yet. Be the first to leave one.