The first 195 lines.
اتفاقات پیشرو بازگفتار بیقاعدهای ...از وقایع واقعی هستند
وقایع کاملاً بیقاعده
!نه، نه
نه، نه، وقتی قرمز میشه یعنی یکچهارم از باک باقیمونده هنوز
ناموساً وضعیت گوهی شده نه؟
!کسخلی مگه؟ بیا رد شو
!رد شو حاجی
!احمق
!یالا
ای وای من. واقعاً یعنی اینقدر خنگاید؟
!بیا رد شو از بغل
نمیتونیم رد بشیم. روی ریل هستیم
خب، پس فکرکنم باید همونجا بمونی
کمک میخوای؟ به قیافهات میخوره کمک لازم داشته باشی
نه، ردیفم
!عالیام
میخوام سرساعت برسم
خیلی بیادبی
« illusion متـرجــم: امیـرعـلی »
« جـاهطـلـب دخـتــر »
دوران بلوغ جاییِ که رؤیاها میمیرن
بزرگشو، شغل پیداکن، یه زندگی عادی داشته باش. همین
بعدش هم تموم میشه
جامعه میخواد همه رو کنترل کنه
.خب، یهچیز بهت میگم جامعه کنترلی درکار نیست
چون، اگه فکرمیکردم قراره باقی عمرم رو
،مثل یه چرخدندهی یه ماشین بگذرونم
بهخدا، یه خالکوبی میزدم روی صورتم و :مینوشتم
"خداوکیلی داداش؟"
فقط باید یه راهی واسه بزرگ شدن پیداکنم
بدون اینکه تبدیل به یه آدم بالغ حوصلهسَربَر بشم
میخوای نظر من رو بدونی؟
همهی حرفهات احمقانهاست
نه. ببین، برای همرنگ محیط زندان شدن، خالکوبی مثل یه استعارهاست
نه، بخش احمقانهاش نقزدنهات دربارهی ترسناک بودن بلوغـه
نق نمیزنم. اینها افکار کاملاً فرهنگیام هستن
!آخ
همین الان به روش قدیمی بهم سیلی زدی
نسل شما خیلی بهگاست
گرفتم بابا. فکرمیکنی یه بچهی لوس و بداخلاقام که هیچوقت معنی زندگی سخت رو درک نکرده
چون لازم نبوده واسه مدرسه رفتن یه مایل پیادهروی کنم
منم همینطور. با ماشین میرفتم
فکرمیکنی چندسالمه؟
باشه، موضوع اینه
من یهسال رفتم دانشگاه. هیچ پُخی نبود
هرچیزی که میخوای یادش بگیری، تو اینترنت پیدا میشه
بلدم درِ شامپاین رو با شمشیر بازکنم
اصلاً چندسالته؟
بیست و سه
هاه
هاه"، چیه"
باورش سخته که آیندهی دنیا تو باشی
خدا رو شکر تا اون موقع مُردهام
ازت خوشم اومد، پیرزن
!سوفیا! بیا اینجا ببینم، هرزهی کثیف
نکنه میخوای اون کلمه رو پسش بگیری؟
نه، فقط حال میده تو جمع داد بزنی
خب، گوش کن. امروز صبح از آپارتمانم ...اومدم بیرون، و یه
لاکپشت پیداکردی - نه -
یه مرد که خونریزی داشت
بازی حدسزنی نیست
اخطار برای تخلیه
آره، اخطار تخلیهی مسخره - پس، یه بازی حدسزنی بود -
به صاحبخونهام گفتم تا وقتی لولهکشیام ،رو تعمیر نکنی اجاره نمیدم
.و طرف خیلی مثل عوضیها برخورد میکنه باید چیکار کنم؟
بهت میگم اگه من بودم چیکار میکردم
باید برگردی با پدر سکسیت زندگی کنی
نه. حالمو بهم زدی
هی، دَکس! سوفیا مشروب میخواد
لطفاً - بهم اجازه میده مجانی مشروب بخورم -
از کِی؟ - چهخبرا، دختر؟ -
معشوقهی جدید خودم
خب، سوفیا که میبینی یه ودکا و کرنبری میخوره
تا سیستم مثانهایش رو سالم نگهداره
و من هم مارتینیم رو با یه برندی اَلکساندر عوض میکنم
ناموساً؟ - اوهوم -
میدونی که واسه درست کردنش باید دفترچه ساخت بیارم
برو - باشه -
کِی رفیق شدین؟
دیشب. سهبار
داشتیم دربارهی مرگ نابهنگام پیتر جنینگز صحبت میکردیم
خیلی ناراحتکننده بود
،بعد شروع کردیم گائیدن، همینجا روی بار
درست جاییکه دستت رو گذاشتی
اَنی، نوشته به رندهی درختجوز نیاز دارم
خب، برو رنده کن - قرار نیست یه مشروب گیرم بیاد، نه؟ -
چرا که نه. الان میارم
خیلیخب، اینم کاهولا و کوکاکولا ـت
با یه زیتون
بهت میگم، اینبار عشق واقعیه
با دَکس متصدی بار؟
میدونم! دَکس، متصدی بار
چطور بود؟
چطور بود، میدونی... ؟
سوراخ کونش؟
مهم نیست
چون سوراخ کونش کاملاً معمولی بود
کیرش بزرگه
نمیدونم چرا دربارهی سوراخ کونش ازم پرسیدی
اون یارو کیه؟
این شِینـه، هماتاقی جدید دَکس
باباش صاحب یه پارک آبیـه
از کجا میدونی؟
چون اون باحالترین شغلیه که بابای یهنفر میتونه داشته باشه
هی دَکس، مشروبم چیشد پس؟
بفرما، اینم یهمقدار کسشعرجات
!هی، دختر درامر کوچولو
چیه؟
شِین
داره تو شرتت پارک آبی درست میکنه
اَنی؟ چه مرگته؟
خب، برای شروع، کل شب داشتم الکل مخلوط میکردم
اوهوم - اوه -
دَکس، خیلی جوز ریختی توش
!ممنون، بچهها
قبل از اینکه بریم، میخوام به همه یادآوری کنم
که اصول پایهی کاپیتالیسم و دموکراسی باهمدیگه تناقض دارن
!امالو برامون ترمین مینوازه
.من میرم مشروب بزنم چیزی نمیخوای؟
یه گیتار یا یه ترومبون
یه آلت موسیقی واقعی
هی داداش، یه آنکور استیم بزن واسه من اگه وقتشو داری
و یه سیاه و توفانی واسه من
...که لقب جدیده که میخوام روی - نگو بابا -
چرا؟ - چون میخوای یهچیزی شروع کنی -
چی رو شروع کنم؟ - یه شعله رو -
کجا؟
سلام
سلام
.اول کفشها باید در بیان کفشها اول
میخوای اون رو در بیاری؟ - آره -
من این یکی رو در میارم
باشه
خیلیخب، من ردیفم
واقعاً؟
آره
...تو
هوم؟
ارضا شدی یجوری؟
چی؟ نه - ...میتونم -
...نه، نه. فقط، میدونی
...تصمیم گرفتم که
کافیه
و از رابطههای یکشبه خوشم نمیاد
قانون خوبیه. خوبه - آره -
وای. این راحتترین تختیه که تا حالا توش خوابیدم
این بالش طبیـه؟
خب از تمپر پدیک خریدم
تصورمیکنم خوابیدن توی نون شیرمال همچین حسی داشته باشه
میتونم اینجا بخوابم؟
ظاهراً آدم خوبی هستی
...یه حس واقعی
"میرم آفریقا براشون چاه بِکَنم" دربارهات دارم
هوم؟
البته
هوم
ماشین صدا نداری؟
نه
باشه، حرفم قراره احمقانه بهنظر بیاد
...ولی میشه ...نمیدونم، مثلاً
صدای اقیانوس در بیاری؟
ناموساً؟ - آره. به خوابیدنم کمک میکنه -
هوم؟
باشه
خوبه
همون صدای موجها رو دربیار
صبحبخیر
برات صبحونه درست کردم
خوردنش عمرت رو کوتاه میکنه - وسوسهانگیزه، ولی باید ساعت ده سرکار باشم -
ده؟ یعنی سه دقیقه دیگه. دیرت شده
هنوز نه. قبل از ده وقت خودم حساب میشه
اون کفشها مسخرهان
یا باید اینها رو پوشید یا جراحی بلند کردن پا رو انجام داد
میدونی، همونی که گوئنِت پاترو انجام داد
!با-دوم
دلیش رو نمیدونم، ولی ازت خوشم میاد
بعداً میفهمی
داشتیم ایکسباکس نگاه میکردیم - سلام -
خب، من میرم خدمتم رو به جامعه انجام بدم
خوبی؟ - کاملاً. تو چی؟ -
آره. بعداً بهت پیام بدم؟
اگه مردم بدون دوستداشتم - اگه مردم بدون دوستداشتم -
خیلیخب دیگه، برید سراغ کارتون
سلام، کارول
سوفیا، خوشحالم سالم و زندهای
منظورت چیه؟ - خب، 27 دقیقه دیرکردی -
پس، طبیعتاً، گمون کردم یه اتوبوس بهت زده
و تو راه خیابون مارکت از خونریزی مردی
،بیخیال، کارول هیچوقت حاضر نیستم از خیابون مارکت برم
،باشه. حالا که اومدی
میرم فهرست اموال رو اون پشت چک کنم
پس، ازت میخوام حواست به دخل باشه و اون کفشها رو بفروشی، رفیق جون
حله
انتخاب کن
چرا اون رو آویزون کردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.