Percy Jackson and the Olympians

Percy Jackson and the Olympians

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Percy Jackson and the Olympians S02E02 1080p WEB h264-ETHEL
Percy Jackson and the Olympians S02E02 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by amirluminox
SANDS Movie :ارائه از

Tags

webdl
Published on: 2025-12-10
Downloads: 50
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تو خوابو ندیدی؟

‫راجع به گروور؟

‫راجع به کمپ.

‫اینجا کمپ قهرماناست؟

‫تایسون با ما زندگی می‌کرده.

‫اگه درخت بیفته، سد میفته،

‫و کمپ در برابر هر حمله‌ای باز می‌شه.

‫در برابر هر حمله‌ای!

‫تایسون، نه!

‫آیا کمپ هنوز پابرجاست؟

‫کمپ قوی و پابرجاست.

‫و شما کی هستید؟

‫پادشاه تانتالوس آناتولی.

‫اون چیه؟

‫اون برادرته.

‫تالیا، لوک مسمومش کرده.

‫چطور تونست این کارو بکنه؟

‫چون دیگه لوک سابق ‫نیست. اون حالا به کرونوس خدمت می‌کنه.

‫ما برای درمان درخت تالیا به یه مأموریت نیاز داریم.

‫درخت رو درمان کنیم؟

‫ببین، ‫وقت زیادی نداریم.

‫- چطوری به اینجا رسیدی؟ ‫- پلی‌فموس.

‫تیم لوک دنبال اون بودن.

‫پشم زرین.

‫پرسی، باید منو ‫از اینجا بیرون بیاری. باید منو پیدا کنی.

‫دارم میام دنبالت. ‫دقیقاً بگو این غار کجاست.

‫سی، سی و یک، هفتاد و پنج، دوازده.

‫من می‌دونم چطور کمپ رو نجات بدم.

« پــرســی جــکــســون و الــمــپ‌نــشــیــنــان »

SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط

✦ @ amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

‫فکر می‌کنی چقدر وقت داریم ‫قبل از اینکه بتونن نفوذ کنن؟

‫شاید یه روز، شاید یه هفته.

‫پرنده‌های سیمفالیایی می‌تونن ‫ضعف مرز رو حس کنن.

‫به همین دلیله که دارن جمع می‌شن.

‫پس، اونا هیولان.

‫با، مثلاً، فضله اسیدی پرنده یا چیزی شبیه اون؟

‫منقار‌های تیز مثل تیغ. می‌تونیم تمرکز کنیم؟

‫آره.

‫مطمئنی می‌تونی این کارو بکنی؟

‫آره، چی جای نگرانی داره؟

‫یادت باشه، ‫تانتالوس هنوز ملزم به قوانین کمپه.

‫اگه تهدیدت کرد، ماده پنج زیر...

‫زیربخش سه. می‌دونم.

‫نقشه خوبیه ‫و من حواس‌پرت‌کنی عالی هستم.

‫به من اعتماد کن.

‫- پرسی. ‫- آنابث.

‫مشکل درست کردن برای من مثل ‫نفس کشیدنه، باشه؟

‫من از پسش برمیام.

‫خوبه.

‫چون همین الآن لو رفتی.

‫این علامت ماست. کایرون رو پیدا کن.

‫شکار خوبی داشته باشی.

‫برای گروور.

‫برای گروور.

‫من همین‌جا منتظر می‌مونم.

‫منتظر مجازات.

‫هی.

‫چی؟

‫پرسی جکسون، سرورم.

‫از کلبه‌اش اومده بیرون.

‫ای آیریس،

‫ای الهه رنگین‌کمان...

‫پیشکشی منو بپذیر.

‫کایرون.

‫آنابث.

‫کایرون! کجایی؟

‫- مواظب باش! ‫- خب، من... توی میامی‌ام.

‫دارم به اقوام سر می‌زنم.

‫و من کاملاً ممنوعم...

‫از تماس با کمپی‌ها.

‫ولی تو که تماس نگرفتی. من با تو تماس گرفتم.

‫مثل همیشه باهوش.

‫چه بلایی سر دفتر من اومده؟

‫صبر کن، پس اینا ‫واقعاً بهت اجازه پرواز می‌دن؟

‫قانونیه؟

‫یعنی، کمک می‌کنه توی پیچ‌ها تعادل حفظ کنی و...

‫می‌تونه موقع پریدن یه کم کمکت کنه اوج بگیری.

‫هی، کریس.

‫فکر می‌کنی بتونی از روی این بپری؟

‫نگران نباش.

‫هیچ‌وقت اون‌قدر نزدیک نمی‌شی که بفهمی.

‫فکر نمی‌کنی می‌تونم بگیرمت؟

‫چون وقتی طعمه‌ام رو علامت می‌ذارم، می‌تونم خیلی پیگیر باشم.

‫ایول.

‫می‌تونی یه کم عقب بری؟

‫خفه شو، جکسون. ‫مگه نباید توی قرنطینه باشی؟

‫دقیقاً همین‌طوره.

‫تانتالوس. درست به موقع. ‫گوش کن، تو عاشق این می‌شی.

‫من یه راه برای نجات کمپ ‫از نابودی پیدا کردم.

‫تنها کاری که باید بکنیم اینه

‫درخت تالیا رو درمان کنیم ‫قبل از اینکه سد کاملاً از بین بره.

‫زئوس توانایی غذا خوردن رو از من گرفت، نه شنیدن.

‫پس، چرا صدامونو پایین نمی‌آریم

‫تا وقتی که هنوز نعمت حرف زدن رو داریم؟

‫من می‌دونم چطور سد رو درست کنیم.

‫پشم زرین؟

‫ولی سال‌هاست که گم شده.

‫تازه توی دریای هیولاها.

‫آدم حتی نمی‌دونه از کجا باید شروع کنه به...

‫سی درجه، سی و یک دقیقه شمال.

‫هفتاد و پنج درجه، دوازده دقیقه غرب.

‫پرسی مختصات دقیق رو ‫توی یه خواب یاد گرفته.

‫پرسی...

‫سی، سی و یک، هفتاد و پنج، دوازده.

‫اون دقیقاً خارج از سواحل فلوریداست، ‫نزدیک مثلث برمودا.

‫آره، نه، من از اعداد باخبرم. ‫منم چند تا دارم.

‫مثلاً نود.

‫اون تعداد روزهایی هست ‫که از تابستون مونده،

‫و همچنین تعداد روزهایی هست ‫که تو تحت بازداشت خانگی باقی موندی

‫- از وقتی که قوانین کمپ رو شکستی... ‫- قوانین کمپ؟

‫ممنونم که اینو پیش کشیدی، واقعاً.

‫ماده پنج، زیربخش سه.

‫«هر دورگه‌ای که در حال گذراندن بازداشت باشد ‫اجازه مرخصی خواهد داشت

‫«تا در فعالیت‌های سراسری کمپ شرکت کند.»

‫مثل مسابقه ارابه‌رانی.

‫گوش کن،

‫ما برای به دست آوردن پشم زرین به یه مأموریت نیاز داریم،

‫اما تانتالوس مجوزش رو نمی‌ده.

‫فکر می‌کنیم اون هدف دیگه‌ای داره.

‫آنابث، بس کن. خواهش می‌کنم.

‫می‌ترسم اینجا چیزی ‫خیلی بزرگ‌تر در خطره.

‫بزرگ‌تر از نجات گروور؟

‫بزرگ‌تر از نجات کمپ؟

‫پیشگویی بزرگ

‫فقط برای تعداد کمی منتخب شناخته شده‌ست.

‫خودم، اوراکل،

‫شورای المپ.

‫پیشگویی بزرگ؟

‫من حالا بهت می‌گم چرا تو حتماً باید

‫راهی برای مأموریت پشم زرین پیدا کنی،

‫و چرا پرسی جکسون،

‫تحت هیچ شرایطی، ‫نباید توی اون مأموریت به تو ملحق بشه.

‫چی؟

‫فکر می‌کنی خیلی باهوشی، نه؟

‫- نه واقعاً. ‫- خب، منم همین‌طور.

‫در واقع، می‌خوام روی همین شرط ببندم.

‫و وقتی زیر چرخ ارابه بیفتی

‫یا با یه نیزه سوراخ بشی،

‫من برنده می‌شم.

‫کرونوس پشت ‫مسموم کردن درخت هست،

‫و کرونوس هیچ کاری رو از روی شانس انجام نمی‌ده.

‫یعنی اون می‌خواسته این مأموریت اتفاق بیفته.

‫ما نمی‌تونیم اجازه بدیم پرسی ‫توی تله‌اش بیفته.

‫من باید به پرسی چی بگم؟

‫نمی‌تونم بهش دروغ بگم.

‫کایرون...

‫نمی‌تونم.

‫متأسفم، آنابث.

‫نه تنها نمی‌تونی بهش بگی...

‫اون نباید بدونه

‫که چیزی هست که نباید بدونه.

‫هی.

‫با کایرون تماس گرفتی؟ ‫چی گفت؟

‫می‌گه من باید توی ‫مسابقه ارابه‌رانی فردا برنده بشم.

‫واقعاً؟

‫به برنده یه «بون» (هدیه) از طرف خدایان داده می‌شه.

‫بون؟

‫یه بون، می‌دونی، یه پاداش، ‫لطف، یا یه جایزه.

‫آره، باشه، بون، آره.

‫وقتی برنده بشم، یه مأموریت ‫برای پشم زرین درخواست می‌کنم.

‫منظورت اینه که وقتی «ما» برنده بشیم؟

‫مامان تو ارابه رو اختراع کرد و بابای من اسب‌ها رو ساخت.

‫اگه با هم سوار بشیم، شکست‌ناپذیریم.

‫به خاطر همینه که باید جداگانه مسابقه بدیم.

‫این ربطی به تایسون نداره، درسته؟

‫به خاطر اینکه نتونستم دیشب حرف بزنم؟

‫اون فقط احساس می‌کنه کاملاً تنهاست.

‫من فقط دارم سعی می‌کنم کار درست رو انجام بدم.

‫برام تایسون مهم نیست.

‫این فقط برای ‫دو برابر کردن شانس بردن ماست.

‫و هر کس که برنده بشه،

‫اون یکی رو انتخاب می‌کنه تا به مأموریت بره.

‫مسابقه فرداست.

‫بهتره آماده بشیم.

‫بون.

‫بون.

‫هی، تایسون.

‫پرسی. کمپ رو نجات دادی؟

‫دارم روش کار می‌کنم.

‫من برای سالی یه نامه نوشتم. ‫تو هم باید یکی بنویسی.

‫چی؟

‫چی گفتی؟

‫فقط اینکه رسیدیم کمپ.

‫تا بهش خبر بدیم.

‫این بد بود؟

‫نه.

‫نه.

‫اونجا چی داری؟

‫اوه.

‫یه قطب‌نمای جدید.

‫برای بردن توی مأموریتت.

‫وای.

‫امروز ساختیدش؟

‫اینجا ابزارهای بهتری هست.

‫- می‌تونم درستش کنم. ‫- واقعاً؟

‫من می‌خواستم یدکی قرض بگیرم ‫از یکی از بقیه‌ی...

‫نه، می‌تونم درستش کنم.

‫این واقعاً باحاله.

‫هی، پرسی؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left