Season 1

Release info

Overlap Knife Knife ProMovi ir [ @Qasem Samangani ]
A Commentary by Qasem_Samangani
تیم ترجمه وبسایت " پروموویز " × آپلود : قاسم سمنگانی

Tags

other
Published on: 2024-07-24
Downloads: 65
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

برگشتی

هی

تو اینو پوست بکن

بگیرش

زنیکه

حتی نمیتونه یه سیب رو درست پوست بکنه

سوهو

هوس سوشی کردم. میشه سر راهت برام بخری؟

ببخشید که دیر اومدم

مامان

یک، دو، سه، چهار، پنج

...یک، دو، سه، چهار

...خیلی نامردیه

وقتی فکرشو میکنی که ما چقدر درد و بدبختی کشیدیم

چی زر زدی؟

بنال ببینم

!هی

بیا همین امروز تمومش کنیم

...آخ- می‌کشمت-

!درد میگیره

!تو

...وقتی من

...یه چیزی میگم

...وقتی

...من

!نکن

!بسه- سوهو، برو کنار-

!بابا، تو خیلی بدی

بچه‌ی پررو

دوتا بزرگترت دارن حرف میزنن- !هی-

سوهو

برو تو اتاقت

...مامان

زود باش

آره، حالا شدی خود خودت

...بس کن- بیا چاقو رو فرو کن. چیه؟-

میدونم که ازت بر میاد. بزن

بسه، توروخدا تمومش کن

!چیو تموم کنم؟ یالا بزن

...همه‌ش یه کاری میکنی

!که مثل احمقا به نظر برسم

این اتفاقیه که دیر یا زود میفتاد

بر حسب اتفاق، امروز وقتش رسید

...میخوای

برات زمان رو برگردونم به عقب؟

...اگه بخوای

میتونی برگردی به زمان گذشته

...اگه برگردم به گذشته

میتونم مامانم رو نجات بدم؟

برمیگردی به زمانی که زنده بود

...ممکنه همه چیز عوض بشه

ممکنه هم نشه

یه تاریخو انتخاب کن

...فقط

سه تا شانس داری

زود اومدی، یون هی شی

سلام

دنبال چی میگردی؟

رزومه‌م

مطمئنم همین‌جا گذاشتمش

اومو

یعنی فکر میکنی اون یارو که دنبالته برش داشته؟

صورتش رو دیدی؟

خوش قیافه‌س یا نه؟

...مدیر گروه

چطور می‌تونین همچین حرفی بزنین؟

قضیه جدیه احتمال میدم یواشکی وارد خونه‌م هم شده

یون هی شی

چرا به من میپری؟

ای بابا

اول صبحی چرا دعوا دارین؟

کی یواشکی رفته تو خونه‌ش؟

دفعه پیش با کلی شلوغ کاری گزارشش کرد

آخرشم هیچی به هیچی

باز همون داستان؟

آخه حتی پلیس هم گفت خبری نیست

آره خب

یون هی یکم حساسه

ممکنه طرف خونه‌ش توی همون محله باشه

یا ممکنه کلا توهم زده باشه

منم تا مدت‌ها مجبور شدم زنم رو دنبال کنم تا بلاخره بهم جواب مثبت بده

سعی کردم آدرس خونه‌شون رو بفهمم

خیلی بیشتر از چیزی که انتظار داشتم هم طول کشید

منکه از خدامه چشم یه مردی فقط دنبال من باشه

حالا اومده توی خونه‌ت چیکار کرده مثلا؟

نکنه لباس زیرتو دزدیده؟

...ایش

چیکار میکنی؟ زده به سرت؟

آره زده به سرم از شدت ترس دارم دیوونه میشم

!این آزار و اذیت جنسیه

!وای

یون هی

!یون هی شی

اونو چرا مچاله میکنی؟

دوباره ازشون کپی بگیر !و قبل از اینکه بری خونه قشنگ مرتب‌شون کن

سویون

خیلی وقت بود ندیده بودمت

شما؟

تا این وقت شب بیرون چیکار میکنی؟

بیا بریم. من تا در خونه‌ت باهات میام

ولی چرا قدت هنوز همون اندازه‌ست؟

فکر کنم یه نفر داره دنبالتون میکنه تظاهر کنین که منو می‌شناسین

سریع

آره

مشتاق دیدار. چان هو

آره واقعا. خیلی وقت گذشته

بیا توی مسیر درباره خاطره‌هامون حرف بزنیم

باشه

پدرو مادرت چطورن؟

حالشون خوبه؟

فکر کنم رفته

ممنونم

خواهش میکنم. بقیه راهم میام باهاتون

تا خونه میرسونم‌تون

نه

رسیدیم دیگه

همون جاست

آها

پس برید به سلامت. با اجازه

یه لحظه

یه روز قهوه مهمون من

نه، نیازی نیست

...آهان، باشه پس

...ولی اگه اصرار دارین

رد نميکنم

...وقتی که ترس من برای هیچ‌کس اهمیت نداشت

اون مرد نجاتم داد

چان هو

اسم واقعیش چیه یعنی؟

یه تاریخو انتخاب کن

...فقط

سه تا شانس داری

صبحه

واقعا برگشتم به صبح همون روز

سوهو

هوس سوشی کردم

میشه سر راهت برام بخری؟

باشه

میخرم. حتما

...نمیدونم از آخرین باری که

صورت خندون مامانم رو دیدم چقدر میگذره

...نمیذارم امروز

آخرین بار باشه

نوش جان- ممنون-

دو تماس از دست رفته) (و سه پیام از طرف سونگ یون

مامان

صورتت رو ببینم

...از یه زمانی به بعد

چشمای مامان با دیدن من وحشت‌زده میشد

و من دیگه نمی‌تونستم بهش نزدیک بشم

سوهو، تو خیلی شبیه بابات شدی

حتی غذای مورد علاقه‌تون هم مثل همه

نخیرم

من شبیه توئم

چی؟

تو خوشگل‌تری

...اگه این‌طوری بتونم جون مامان رو نجات بدم

اگه بتونم شرایط رو ...حتی شده یه کوچولو، تغییر بدم

وقتی که ترس من برای هیچ‌کس اهمیت نداشت

این مرد نجاتم داد

اسم‌تون یون هیه؟

اون شب من صداتون زدم سویون، درسته؟

پس فقط یه قسمتش رو اشتباه گفتم

دقیقا

منم یه قسمت اسم‌تون رو درست گفتم

چان سوک

هردومون حتی یه دانشگاه میریم

عجب تصادفی- عجب تصادفی-

بابت کمک اون روزتون واقعا ممنونم

انقدر ازم تشکر نکنین

کاری که باید رو کردم

حقیقتش

اولش فکر کردم شما همون استاکری

آها

ببخشید

با خودم فکر کردم بهتره زود اظهار آشنایی کنم

نه

خوشحال شده بودم

فکر کردم بلاخره اون مزاحم صورتش رو بهم نشون داده

و اینکه من توهم نزدم

چون شما اونجا بودین اتفاقی برام نیفتاد

اما ثابت شد که ترس من الکی نبوده

فکر کنم شما ناجی منی

عا

...ببخشید. یکم زیادی بود

نمی‌خواستم تحت فشارتون بذارم

...منظورم از حرفام این بود که

بریم یه فیلم ببینیم؟

آره، فیلم خیلی دوست دارم

طبق نمره‌هات؟

واو

خوشگله، نه؟

آره

خوشگله، نه؟- خدایا-

مرسی

مثل معجزه بود

...کوچه‌ای که فقط باعث میشد احساس ترس کنم

ولی حالا قلبم توش به لرزه در اومده بود

چیز جالب؟

اوه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left