The first 200 lines.
چرا قاشقها رو میذاری توی سبد لباسا؟
دارم وسایل خوبـمون رو قایم میکنم
،اخه پسر عموم و کرول دارند میان شهر
... و ازم درخواست پول میکنند، پس
دارم سخت تلاش میکنم که فقیر بنظر بیام
همینجوریش هستی
... اساسا بله، ولی از لحاظِ دیگه
!ثروتنمدترین فردِ خانوادهی "میلر" هستم
،یعنی، بخشی از یه بار رو دارم حساب پسانداز دارم
،کاملا نمیدونم چطور ازش استفاده کنم ولی بهرحال دارمش
نیک، داری خوب پیش میری و اخیرا
پیشرفت کردی، خونسرد باش
... ممنونم، یه روزی
چند روز پیش، من رستوران بودم و اونا پرسیدند
آواکادو هم میخواین؟ ... "و .. و من گفتم "بله
... "بعدش اونا گفتند: "قیمتش بیشتر میشه ، "من گفتم: "هیشش
.میدونم بیشتر میشه ولی ... ولی میخوامش
اوه، وینستون امادهای؟
!مادرزادی آمادهام
،میدونید بچهها باور کنید یا نــه
،تا الان خرید لباس عروسی نرفتم
واسه همین نمیدونستم چیا باید بیارم
ـ اونا سوت اند؟ ـ اره سوتـه
،حتی پنکه جیبی هم اوردم ،میتونم تو صورتت باد بزنم
و موهات میتونند اینجوری بشند
!پنکه جیبی
،سیسی التماست میکنم قرارو کنسل کن
بزارش واسه وقتی جس برگشت
لیست خرید شش ماهه منتظره
نمیخوای تو ژوئن ازدواج کنیم؟
،اوه نه میخوام اگوست ازدواج کنیم
تا بتونم توی راهرویی که با مگس پوشیده شده قدم بذارم
خیلی نگران این مگسها شدی
ـ خواهش میکنم، برو ـ ببین، آروم باش
باشه؟ نیک ساقدوشه
،جس هم ساقدوش عروسه و من شخصا
تو این مرحله رها شدم
اینجاست که باید جونور درون این گروه رو رها کنین، نــه؟
راستــی اه ، سیسی سوتین نامرئی اوردی یا
باید چسبِ ممه بگیرم؟ چسبِ ممه
اوه نه وینستون، فقط قراره منو برسونی
فقط قراره برسوندت
... بچهها، سیسی پسر عموم اینا تو راه هستن
سیسی جواهراتتو قایم کن !وینستون، جواهراتتو قایم کن
!همشونو
نیک، دیوونه بازیه
فقط بگو که نمیتونی بهشون پولی بدی
حد و مرزی مشخص کن
راست میگی
وقتشه میخ خودمو بکوبم
!ـ بکوبش ـ بهشون میگم: نــه
ـ ایول ـ حد و مرز مشخص میکنم
پولی واسه اونا نیست
ـ سلام ـ سلام سلام
ـ سلام چطوری؟ !ـ انگاری بوی ماهی شنیدم
ـ اوه اره بوی ماهی شنیدی ـ نگاش کن
الان چیکارهای، هان؟
مردِ سختکوش !ـ اره
یوگا کار میکنی؟ هان؟
اره من ... رفتم اره، یوگا نمیرم
اوه! اینجا رو باش
... دیوار آجری داداش؟ اوه بیخیال
اره اره، من نساختمش که
نمیخوای چندتا فرش بندازی رو کف پوش؟
این کاغذ دیواریها چشونه؟
... ـ من عاشق کاغذ دیواریام، من ـ فراموش نکن
ـ کی هستی رفیق، ببین داره عوض میشه ـ اره
به لسانجلس خوش امدید ... شاید بتونیم ما
... یه - یه - یه - میدونید یه
بریم "هاباچاجا" و فیلم "مریخ" رو ببینیم
تو یه تصویرِ بزرگ با متدیمون داخلِ مریخ
گوش میدید؟
اشمیت بــســه
هِــی، ما واست یه هدیه کوچولو داریم، باشه؟
ـ لازم نبود ـ اره
اوه تو راهرو جا گذاشتمش
خب برو بیارش، خل
خل تویی، خل
من که اونو نذاشتمش تو راهرو
اگه دیدیش چرا نیاوردیش تو؟
چون تا الان متوجه نشده بودم
بله چون روانی هستی و داری منو کنترل میکنی
ـ همیشهی خدا !ـ خدای من
!خیلی عاشقتام
!من عاشقتم شفتالو
!بهترینی
این دوتا تامهنکس و مگریانِ تمام عیارند
،این روش شروعـشه ... سه مرحله هستش که
;یه میلر، درخواست پول میکنه تعارفکردن
!با غذا بازی کردن و مرحله اخر، قتل
ـ قوی باش ـ دارم سعیـمو میکنم
بنظر میرسه اینجا
،مباحث فضایی هستش شما فضا رو دوست دارید؟
اون فضا؟ اره
ـ اره ـ لازم به زحمت نبود
ـ از فرودگاه گرفتمش ـ اره درسته
ـ بفرما !ـ چس فیله
!ـ اوووه ـ خیلی با کلاسـه، سطل آشغال خودش رو داره
خیلی خوبه، خــیــلــی لطف کردین
ـ نه بیخیال بابا ـ عاشق این مدل چس فیلام
چون اصن نمیشه از خوردنـشون دست کشید
... چون میشه قشنگ
ـ درسته ـ اروم باش، نیک گرسنه نیست
ـ اوه راست میگه ـ اون مربی زندگیته؟
... ـ از هدیهتون ممنونم اما ـ نیک، چس فیل بخور
ـ تازه خورده ـ تازه خوردم ـ فقط یه ذره
ـ نیک یه چس فیلـه ـ بخور، بخور ـ نمیخوام
!واست خوبه، غلاتـه
میخوای به من چس فیل بدی که !من بهت پول بدم
!همچین اتفاقی نمیوفته !بهتون پول نمیدم
! حد و مرز مشخص میکنم من
اوه نیک، پولتو نمیخوایم
ـ واقعا؟ !ـ نــه
نه، نــه
!اسپرمـتو میخوایم
!ها؟
اره داریم سعی میکنیم تشکیل خانواده بدیم
!و ارتشِ باب از کار افتاده
!به نیروهات نیاز داریم که به ساحل من یورش ببریم
پـ .. پس پول نمیخواید؟
ـ نه ـ فقط اسپرم؟
ـ اره ـ به کسی نگو باشه؟
بچهها این عالیه؛ من یه عالمه نیرو دارم
،اگه واسه هر اسپرم یه دلار داشتم
اتاقم از اسکناس پر میشد
ـ نیک یه لحظه لطفا ـ باشه؟ باشه؟
ـ اره ـ یه لحظه
واسه چسفیل هم ممنونم
یه لحظه بیا
چه ادمیه دیگه، مثل مدیربرنامههاشـه؟
،خیلی ساده بنظر نمیرسه
احساس نمیکنم که این برا من ساخته شده
اره، اره ، نــه کاملا برای خودتـه
زیباست
جا واسه وصل کردن قلاده سگ هم داره
قضاوت نمیکنم
چشمک، چشمک، نه؟
ولی داره
اشکالی نداره یه دقیقه راجبش فکر کنم؟
رد شد
رد شد، رد شد، رد شد
... وینستون، گفتم فقط
.منو برسونی
ـ قربان، نقش شما اینجا چیه؟ ـ دوستشم
وظیفه من حفاظت از اونه پس لطفا، مسخره بازی رو بذار کنار
و برامون یه لباس عروس یه تیکه بیار
ممکنه یه تحقیقاتِ خیلی وسیعی
راجب لباس عروس کرده باشم
فکرشم نمیکردم همچین چیزی بگم
ولی خیلی خوشحالم که اینجایی
پس میخوای بجای من، به حرف اون گوش بدی؟
!استخون ترقوهات رو نشونم بده
ـ عاشقشم ـ متنفرم ازش
عاشقشم
ـ متنفرم ازش ـ حرف نداره
خیلی هم حرف داره
چون کلاه میخوام، دیوونهام؟
بیخیال کلاه ، بیخیال کلاه
!نـــه
!خودشه
!خودشه، ما از اینا میخوایم
اشمیت، خیلی عالیه اونا فقط اسپرمم رو میخوان
پس حد مرز مشخص کردن چی میشه؟
نیک، ایندفعه تنها به کیف پولت ،تعارض نمیکنند
!بلکه به کیفِ خودت دارند تعارض میکنند
ـ منظورم بیضه هاته ـ فهمیدم
شرمندهام، ولی باید تصمیمت رو وتو کنم
خب، تو در جایگاهی نیستی، که وتو کنی
اسپرم خودمه
تو بهترین دوستِ من توی کل دنیایی
کلی ماجرا با هم گذروندیم
... پس فقط یه احساسی دارم
!انگار، اسپرم تو تا حدودی اسپرم منه
مال من مال تو مال تو مال من
نــه ، نه
نیک، تو اخیرا خیلی پیشرفت کردی
ـ تشکر ـ طبق برنامه پیش برو
کدوم برنامه؟ چی داری میگی؟
من، ممکنه تمام زندگیتو داخل سیستمم برنامه ریزی کرده باشم
یه جدول خیلی بزرگ با جزئیات
امروز صبح روش کار کردم
!سر کارمون گذاشتی
... من .. اونجوری نیسـ
برنامه زندگی نیک"؟"
چه کوفتیه؟؟
فقط تلاش میکنم که تو مسیر نگهـت دارم، نیک
ببین، ما همیشه کارا رو با هم انجام میدیم
و نگران بودم که داریم کمکم از هم فاصله میگیریم
میدونی، دارم زنو بچهدار میشم
و تو سرگردون اطراف فروشگاه موندی
یه بطری اسکاچ و چسفیل دستت گرفتی
باشه، اصلا میدونی؟
میدونی چی میخوام بهت ... "بگم اشمیت؟ "حد و مرز
میدونی، بین من و تو
حد و مرز
خیلهخب، بریم تو کارش
ـ بریم بچهدار بشیم !ـ ایول ، اره
اوه خدای من، قراره
!ـ ممههام بزرگ بشند !ـ باورنکردنیه
!"اینقدر که میگم، "از جلو راه برید کنار
No comments yet. Be the first to leave one.