The first 200 lines.
= پاییز افسانه ای =
هورا
تولدت مبارک ، اِن شی- ممنونم مامان-
ممنونم بابا- تولدت مبارک-
داداشی؟
بیا
جون شی ، اینقدر اذیتش نکن
مراقب باش ، جون شی- بده-
مراقب باش
بدش به من- نگاشون کن -
!مامان ، ببین
بازم داره اذیتم میکنه
جون شی ، کوتاه بیا
چطور تونستی کلیدو گم کنی؟
کلید اینجاست
دیگه گمش نمیکنم
داداشی
این باباست
این مامانه
واقعا؟
مامان ، داداشی از قصد منو اذیت میکنه
نگاه کن چقدر زشت به نظر میرسم
انگار بچه ی شما نیستم
بده ببینم- ...باید بهت بگم-
من برخلاف وجدانم عمل کردم
..در برابر کارما خطر کردم
تا تو رو خوشگل درست کنن
نگاه کن ..بعلاوه
..چون شبیهت نیست
بهتر از خودِ واقعیت شده
خیلی داداشِ بدی هستی
چکار میکنی؟- بس کنید+
حرفِ حقو زدم- کافیه+
بسه- خیلی هم خوشگله+
اِن شی ، اون خوشگله
..ما برادرتو تنبیه میکنیم تا هرسال
کادو های خوشگل تری بهت بده
باشه؟
باشه پس اینو اجبارا قبول میکنم
ببینم بازم جرعتِ اذیت کردنِ منو داری یا نه
اِن شی
ما شنیدیم برای امروز ، یک آهنگ اماده کردی
اِن شی ، برو
ما تشویقت میکنیم
فقط چند وقته دارم تمرین میکنم
ولی هنوز بهش مسلط نشدم
هی ، چقدر کُند کار میکنی؟
اینجوری تا نصفه شَبَم تموم نمیکنی
از آب گرم استفاده کن
اینجوری بهتر تمیز میشن
سر اجاق چه بلایی اومده؟
ببخشید
یادم رفت توش ذغال بریزم
چت شده؟
چند بار باید بهت گوشزد کنم؟
چرا یادت نمیمونه ؟
تکون بخور
چرا اونجا خشکت زده؟
برو سبزی هارو پاک کن
باشه
کی میخوای یکم با فکر باشی؟
میخوای منو خسته کنی؟
مامان- باز چیه؟-
هی مامان مامان ، هرروز مامان
امروز تولدمه
خانومِ رییس
خانوم رییس
بله؟- یک کاسه نودل-
متاسفم
امروز نودلِ ما تمام شده
مغازه رو داریم میبندیم
چرا فردا نمیاین؟
..من دارم با چشام میبینم
یه کاسه نودلِ نپخته اونجاست
چرت نگو
هی ، این برادرته
چرا سلام نکرد؟
چرا باید بکنه؟
اون هرروز اذیتم میکنه
خوبی؟
ببخشید ، منظوری نداشتم
این چه وضعِ بازی کردنه؟
داداشی
من خوبم
مشکلی نیست ، ضربه اروم بود
دفعه بعد ازت نمیگذرم
یکم بهم پول قرض بده
از کجا پول بیارم؟
مگه مامان بهت پول نداد؟
بدش به من
دختره ی لوس
نمیخوام بیرون بزنمت
شنیدی چی گفتم؟ پولو بده
مجبورم نکن اینجا بزنمت
بدش به من
میزنم لِهِت میکنما
بدش به من
گمشو
یه مرد برای زن قلدری میکنه؟
!چقدر شرم اور
شرم اور؟
هی ، قهرمان کوچولو
کجاش شرم آوره؟
تو عمرم چنین قهرمانی ندیده بودم
نشانم بده چکار بلدی
چقدر میخوای؟
ممنونم ، قهرمان کوچولو
رذل
شین آی
چرا ادای مهربونا رو در میاری؟
اون خیلی عجیبه
با اینکه نجاتش دادی ، خیلی بی ادبانه رفتار کرد
چقدر بده چنین برادری داشته باشی
بریم
داداشی ، چرا منتظرم موندی؟
.البومِ پسرِ رویاهات
منو بگیر تا بهت بدم
چخان نکنیا
صبر کن
بیا
اِن شی
عه AB گروهِ خونیش
ایم O ولی ما هردو
..منظورت
...منظورت اینکه اِن شی
هی
داداشی
داداشی
...فکر میکنی
سرم شکسته؟
..چرا خواب دیدم
که مامان و بابا میگن من بچشون نیستم؟
مامان و بابا کجان؟
مامان و بابا؟
دنبالِ دختر واقعیشون رفتن
داداش
کافیه ، اینقدر بهش فکر نکن
تو مثل بابا زشتی
..کی باورش میشه
تو بچش نباشی؟
آخ ، سرم
آخ ، درد میکنه
آخ ، سرم شکسته
واو
عالیه
مثلِ مالِ خودته
میترسیدم بازم مالِ منو بگیری
بگیرش
بیا
چرا صداش نمیاد؟
باتری یادم رفت
اروم
نشکنش
اگه بشکنَمِش ، میتونم درستش کنم
..حتی اگه تو اونو بشکنی
من بازم بخاطرِ تو درستش میکنم
کِی میتونم "اِن شی" رو ببینم؟
من خیلی گیج شدم
از اینکه دنبالِ این پرونده افتادم ، پشیمانم
چرا همونطوری که هست ، نزاریم بمونه؟
بیا همونطوری که هست ، بزاریم باشه
باشه؟
ولی "شین آی" چی میشه؟
..بیا قبل از اینکه راهِ خوبی پیدا نکردیم
چیزی به بچه ها نگیم
مامان ، سوپِت خیلی خوشمزه شده
..وقتی بزرگ شدم
..یه دوست پسر
.. پیدا میکنم
که مثل تو ، سوپِ خوبی درست کنه
..فکر کردم الان میگی ، میخوای به خوبیِ مامان باشی
تا چنین سوپی برای دوست پسرت درست کنی
ولی بجاش یه دوست پسرِ اشپز میخوای؟
هی ، چرا اینقدر آشفته شدی؟
اخه من دنبالِ یکی مثل تو نیستم
کافیه
دعوا نکنید
غذاتونو بخورید
من باز میکنم
امدم
کیه؟
شما دوتا پدر و مادرِ واقعیِ من هستید
حقیقت داره؟
شین آی
بهم بگید
شما پدر و مادر واقعیِ من هستید؟
بچه
بابا
بابا؟
کدوم بابا؟
انگار بابا و مامانت دلشو ندارن حقیقتو بهت بگن
..اگه اونا دلشو ندارن
من بهت میگم
تو بچه ی واقعیِ اونا نیستی
من بچه ی اونام
ما وقتی نوزاد بودیم ، جامون عوض شده بود
..یعنی هر چی که الان داری
متعلق به منه
..مامانِ واقعیِ تو
رییسِ یک رستوران کوچیکه
No comments yet. Be the first to leave one.