The first 200 lines.
بخوای باهوش بازی دربیاری
.یه گلوله درست پشت رفیقت جا میکنم
.فکر میکردم تو دوستمی
.بودم، برای همین هم بهت گفتم کارتو نیاری اینجا
تو دیگه چجور پلیسی هستی؟
.اونجوری که دنبال پول میره
:اون همکار قدیمی یه کار نون و آب دار پیشنهاد داد
.حفاظت از عملیات
.اما بعدش تو منو در حد یه پرستار بچه کردی امیدوار بودم
که تو خودت کنار بکشی و فرار کنی
.و بعدش همه چیز تموم میشد اما نه
.تو و این میمون لعنتی، ول کن ماجرا نبودید
راسکو کجاست؟ - .اوه دخترم حالش خوبه -
ریچر، اینا ازم میخوان که بهت بگم .که هرکاری که بهت میگن انجام بدی
وگرنه من، چارلی و بچهها همون بلایی سرمون میاد
.که سر موریسن اومد
.هرچیزی که میخوای .من قرار نیست انجامش بدم
.نباید بهشون اجازه بدی قسر دربرن
.اونا زیادی میدونن - .باهوشی -
تو، فینلی، راسکو .همه میمیرید
.اما ترجیح میدم از کشتن چارلی و بچهها صرف نظر کنم
وقتی یه شهروند زن و بچهها کشته بشن
مردم بیشتر تحریک میشن
.سوالات بیشتری هم پرسیده میشه
.آره، نگران حرفهای اونا نیستم
مطمئنم که ساکت میمونن
.وقتی ببینن با باباشون چیکار کردم
هابل؟ کشتیش؟
.درحال فراره
.فکر کرده با گم و گور شدن، از خانوادش محافظت میکنه
.اون اشتباه میکرد، اما من میخوامش
.آخرین نقطه کور
.بذار حدس بزنم چرا نقطه کور اذیتت میکنه
بابات به یه سری از آدم بدهای اونور آب
.قول کلی پول جعلی داده
اما به لطف محاصره گارد ساحلی
.یه مدتی نمیتونن به چیزی که پولشو دادن برسن
...برای همین چندتا مهاجم ونزوئلایی فرستاده تا بهتون کمک کنن
.اوضاع رو درست کنید
.ولی اوضاع خیلی بهم ریخت و به زودی
اون ونزوئلاییها به تو هم همون کرواتی رو میدن
.که به بابات دادن
.من بابامو کشتم
.و گلوش رو جوری بریدم که ونزوئلاییها انجامش میدادن
میدونی، اون پیرمرد هوش کافی
.برای خلق این عملیات داشت اما هرگز جرعت کافی نداشت
.که کاری رو که لازمه برای حفاظت از کار انجام بده
.برای همین شریک پیکارد رو استخدام کردم
.که اون مامور رو توی ممفیس بکشه
.و داسون رو فرستادم تا مطمئن بشه کار درست انجام شده
.من جابلینگ رو کشتم
.من اون بیپدر رو تو مترو کشتم
...و من
.برادر تو رو کشتم
.تو به جو شلیک کردی
.داسون بعد از مرگش اونو زده
.و موریسن قضیه رو پوشوند
میدونی، بعد از اینکه موریسن رو کشتم بابام دیوانه شد
شروع کرد میگفت که
قراره منو مدتی بفرسته به یه مووسته
.که تحت مراقبت باشم
.وقتی بچه بودم یبار اینکارو کرد .ولی خب نتیجه نداد
.آره واقعا - قراره قضیه رو جوری جلوه بدیم -
که انگار دو برادر ناصالح ریچر
با یه پلیس که اهل این شهر نبوده کار میکردن
و سر و کارشون با اسلحه و مواد یا یه چیز شیطانی دیگه بوده
.اون هم توی خیابونهای پاک شهر ما، مارگریو
.رفتید سراغ یه بانکدار با قضیه مالیش رو بپیچونه
.به چندتا پلیس محلی رشوه دادید
.و بعد همه بر علیه همدیگه شدید
شما پیکارد رو میبرید جایی که
.هابل قایم شده و میاریدش پیش من
توقع داری چجوری اینکارو بکنم؟
تو یه ردیابی، نیستی؟
.پس بگرد پیداش کن
.بعد مامان و بچهها رو در ازای باباشون آزاد میکنم
.پیکارد شماره منو حفظه
اگر تا ساعت 6 صبح بهم زنگ نزنی
و خبر اینکه هابل تو مشتته رو ندی
اون چهار خانمی که پیش من هستن
.به روشی که حتی تصورش هم نمیکنی میمیرن
Mobina STG & Mr.Lightborn11 :مترجمین
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
.نمیدونم فکر میکنی قراره چجوری هابل رو پیدا کنم
.خب تا طلوع فردا وقت داری
.پس پیشنهاد میدم زودتر بفهمی
قراره همینجوری بیهدف رانندگی کنیم
.مگر اینکه بذاری یجا توقف کنم
.یه نقشه و یه جایی برای فکر کردن میخوام
.باشه، اما بخوای کاری بکنی این شلیک میشه
.مفهومه
چی میتونم براتون بیارم بچهها؟
.قهوه و پای هلو
.من هیچی
دسر؟
.خیلی وقته دلم میخواد دستم به اون پای برسه
.یه خودکار بده بهم - توقع داری من -
بهت چیزی بدم که بتونی ازش به عنوان اسلحه استفاده کنی؟
.هی، غذا آمادهس .بفرمایید
این تو رو میترسونه؟
.خیلیخب
.اون تو آگوستاست
!اوه. همینجوری
.من یه عمری رو دنبال سربازهای غایب بودم .میدونم چجوری فکر میکنن
اگر من جای هابل بودم .میرفتم به آگوستا
چرا؟
.اون میدونه که برای حفاظت از خانوادرش، باید ازشون دور بشه
اما خیلی هم نباید دور بشه .که اگر لازم شد بتونه برگرده
.پس میره به آتلانتا که یک ساعت تا مارگریو فاصله داره
.و فکر میکنه خب شهر بزرگیه و مردم زیادی داره پس قایم شدن راحته
اما بعدش میفهمه که مردم بیشتر، یعنی شانس بیشتر
.برای اینکه پیداش کنن مخصوصا توی شهری که همه بانکها
.توش یه شعبه دارن
.پس اونجارو ترک میکنه - .به مقصد آگوستا -
.آتن، در فاصله دو ساعتی از مارگریو
برای مردی که تقریبا شریفه، سخته که
.خانوادش رو یهویی رها کنه
.مرحله به مرحله انجام میشه
.اما آتن محل دانشگاه جورجیاست
.جایی که پاول و چارلی درس میخوندن
جاییه که مستقیما به هابل مربوط میشه
.و از اولین جاهاییه که دنبالش میگردن
.بعد از یک روز از اونجا هم میره
پس بعدش آگوستا؟
.بیشتر از سه ساعت فاصله داره اما به حدی نزدیک هست
.که حس نزدیکی به همسر و بچههاش بکنه
.درضمن، هابل گلف بازه
.برای آگوستا بازی کرده که به معنی خاطرات خوب
.در شهریه که قبلا هم اونجا بوده
.در زمان استرس آرومش میکنه
.مثل زمانی که مامانش براش شعر راکی راکونه رو میخونه
.مزخرفه
نمیتونی همینجوری به یه چیزی زل بزنی
.و به ذهن یکی نفوذ کنی و فکرشو بخونی
.من بهتون پیشنهاد کمک ندادم .شما عوضیها خودتون خواستید
حالا داری فکر میکنی
.بهترین زمان و مکان برای کشتن من چیه
.میدونی که بای غافلگیرم کنی
.چون مطمئن نیستی اگر از حملهت خبر داشه باشم
.بتونی از پسم بربیای
.بذار خیالتو راحت کنم
.نمیتونی
.پس اگر من جات بودم
.خودمو غافلگیر میکردم
.قهوه، تلخ
.یه تیکه هلو
.ممنون
.اوه خدا
.تقصیر من بود - چرا رو یه نیمکت دیگه نمیشینید؟ -
.تا من این یکی رو تمیز کنم - .نه نه -
.درواقع ما باید بریم
.بهتره حدست راجع به آگوستا درست باشه
.باید اعتراف کنم، از چیزی که فکر میکردم سرسختتری
.و تو دقیقا چیزی هستی که فکرشو میکردم
.اوه
.فشار کم لاستیک
.باید چکش کنیم
.رانندگیتو بکن
.پنچر شده
.امکان نداره به آگوستا برسیم
داری بامزهبازی میکنی؟
.تمام مدت باهام بودی
.باشه. فقط...بزن کنار
فکر میکنی اینجا تنهات میذارم؟
.و خودم میرم عوضش میکنم؟ زود انجامش بده
و اگر داری به پرت کردن یه آچار فکر میکنی
.که بخوره بهم، تجدید نظر کن
.نقشهم این نبود
.کیجی منتظر تماسمه
صدای من تنها چیزیه که
.چارلی و اون بچهها رو زنده نگهداشته
اگر به من شلیک کنی .من تنها کسی نیستم که میکشی
.انگار به اینجاش فکر نکرده بودم
اما اگر تو به من شلیک کنی .هرگز هابل رو پیدا نمیکنی
.پس گمونم به همدیگه نیاز داریم
.خیلیخب باشه
.نمیکشمت
تو منو میکشی؟
.نه
.قول میدم
.قول تو بدرد خودت میخوره
.اما الان گزینه دیگهای ندارم
پس با شماره یک
.تفنگ رو میاریم رو سرمون
با شماره دو
.میذاریمشون رو صندوق عقب - میدونم -
.صدای برخورد تفنگ با آهن چجوریه پس بازیم نده
و با شماره سه
.پا میشیم و باهم رو به رو میشیم .دستها هم بالا
.بعد من دو قدم میرم عقب
.و تو میتونی بیای تفنگ منو بگیری
حله؟
.آره حله
.خب
.یک
.دو
.سه
!اوه
.متلهای در فاصله سه مایلی از ایستگاه اتوبوس آگوستا رو پیدا کن
.درخواست شما درحال پردازش
No comments yet. Be the first to leave one.