Midnight Stallion

Midnight Stallion

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Midnight-Stallion-2013-720p
A Commentary by DLBR
Matthew

Tags

720p
720
Published on: 2017-02-14
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

گروه ناصر تقدیم می کند

اسبی بنام میدنایت

طراح لباس: زهره شاه عالمی (هنرمند افغانی-کانادایی)

تهیه کننده اجرایی جک ناصر (سرمایه گذار و بازرگان لبنانی - استرالیایی) دنی وبر

تهیه کننده اجرایی جوزف ناصر (تهیه کننده و نویسنده لبنانی - استرالیایی

تهیه شده توسط جک ناصر (لبنانی - استرالیایی)

بازش کن.

فکر میکنم دوستش دارم.

فکر میکنی دوستش داری یا واقعا دوستش داری?

خیلی دوستش دارم. ممنون مامان.

تولدت مبارک.

حالا برو از پدرت تشکر کن.

اون رنگشو انتخاب کرد.

متشکرم.

بیا اینجا.

تولدت مبارک.

خوشحالم که دوستش داری.

رنگشو هم مادرت انتخاب کرده. من فقط تائیدش کردم.

از خدا ممنونم که تو یک پسر نیستی.

بذار بریم سواری کنیم.

بپر بالا.

و چیزایی بپوش که تو در اون خیلی متمایزتر هستی.

پدرم می گفت که یک مردی...

از منظری دیگه حتی برای یک زن جوان,

نمیشه یک کلاه انتخاب کرد.این کلاه هست که صاحبش را انتخاب می کنه.

خواهی دید که یک کلاه معرف تو است اونم تنها از روی رنگی که هر شخص می پوشه.

من حدس می زنم اون باعث میشه تو یک شخص باشکوه باشی.

هرچی که معنیشه.

دردسر اومد.

- دونالد. - چطوری جک.

- ریتا. - سلام.

تو این لحظه برای کمک به من بعضی از نگرانیهامو از بین ببر

از تام سایر پیر تمجید کنم. نه آقا. من خیلی باهوشم

که برای کار سخت بوسیله تو یا مارک تواین فریب بخورم.

- چای شیرین؟ - مورد علاقمه.

اون چیزیه که باعث میشه از اینجا چیز ارزشمندی خارج بشه

اما تو میدونی که من کمی احساس ناامیدی میکنم.

چونکه اوه من بیش از یک دقیقه است که اینجام,

جک هنوز به اینجا دعوت نشده که همچنان باهاش بریم به شکار اردک.

دونالد ما چطور میخواهیم بریم اون کاروانجام بدیم؟ شما تمام مدت سال گذشته به اونا شلیک کردید.

که من اون کارو کردم. متشکرم عزیزم.

چی فکر میکنی؟

چه رنگ ارغوانی ای.

واو، واقعا زیباست.

وقتیکه من آیفونم را بگیرم, میخوام یک قاب براش بگیرم که باهاش ست باشه

مگان برو مقداری سیب و شیر تازه برای دونالد گیر بیار.

خوب، اوهم...

من رئیس جدید بانک چِانی شده ام.

من حدس می زنم شما دوتا می دونید که این کسب و کار درباره چی هست.

اوه، لعنتی، جک ریتا این برای من سخته.

در هر صورت برت چانی بانک را خریده ,...

خوب تو میدونی اون چطور دوست داره وزنش را به دور و بر بندازه .

من هنوز سعی میکنم سرم را به دوروبر بگیرم

بعضیا بانک میخرند.

اوه هوه.

مثل پدر، مثل پسر.

پدرم هرگز وقت زیادی برای چانی پیر نداشت.

اون دنیا را تغییر میده، جک

البته همیشه بهتر نمیشه .

خوب، برت جوان داره خانه بالای بانک را تمیز میکنه

و اون به شدت روی تسویه بدهی سختگیری میکنه.

- حالا تو دستت خالیه-- - ما میدونیم

سه تا پرداختی.

که تو با 11100 دلار عقب موندی .

اون یه رقم بزرگیه.

ما با داشتن فقط یک کمی زمان بیشتر میتونیم,

- ما میتونیم تا 90 روز بدهی عقب افتاده نهایتشه، ریتا

یک ماه دیگه از دست رفته و چانی شما را محروم خواهد کرد .

من چیو از دست دادم?

حالا من مطمئنم که تو شنیدی که

برت چانی مالک جدید بانک است.

اون میخواد بخشی از

بنگاه مالی ایست-کاست را از یک شهر بزرگ به اینجا بیاره

که به ما یکباره درباره انجمنهای رفاهی آموزش بده .

تنها چیزیه که ما لازم داریم.

خوب، اون میگه خواستگاهش از اینجا هست

اون اینارو "پس دادنی" خطاب میکنه.

اون درباره تغییرات بزرگی صحبت میکنه

و دونالد دبریس بیچاره نگهبان پاهاش شده.

بیا. ما میخواهیم بریم.

این یکی را بذاربحساب ما.

اوه اونا احتمالا درباره ما حرف می زنند.

هوم.

می دونید، من واقعا فکر میکنم اونا درباره پسرشان راس صحبت میکنند,

چه کسی اتفاق افتاده که در حال صحبت کردن با دختر دوست داشتی تو در آنسوی دیگه باشه .

ها ها...

چیزای توی مزرعه چطورن؟

اون کدخدای یک شهر کوچیکه.

محرمانه نیست که ما در حال کشمکش هستیم.

بله، قیمت شیر رو به پایینه و

قیمت آب و کود و سوخت همگی روبه آسمان گذاشتند.

خوب,...

این چیزها به حاشیه برخواهند گشت. شما فقط باید باور داشته باشید.

اگه پدر زنده بود, اون میدونست که چکار باید کرد.

اون تمام اون زراعت و شیردوشی را متوقف می کرد,...

و برمیگشت به پرورش اسب.

اوه، اونکه عالیه میشد اگه هرگونه قابلیت اقتصادی بوجود می آورد .

اسبها برای سرگرمی هستند نه برای کسب و کار.

من بازم میگم ، جک, ما به یک محصول پر جلوه تر نیاز داریم .

ما به یک محصول پر سودنیاز داریم که از زمینهامون بهتر استفاده کنیم

بجای کاشتن یونجه برای تغذیه احشام.

اینجا جای مغرضانه بودن نیست--

خوب من منظورم این نیست که اول کار سخت را انجام بدیم بعد وایسیم صحبت کنیم.

- منظورم فقط این بود که-- - اون درسته.

گوش کنید شما دوتا یک روز خوب دارید.

و تو با او خیلیم سختگیر نباش.

ای بابا.

اوهوم. مامان بابا این راس هستش.

سلام خانم شفرد. اوه من یه چیزایی برای شما گرفتم آقای شفرد.

همانطور که شما شنیدید پدر من از یک مسابقه بزرگ اسب سواری پشتیبانی میکنه.

بعضیا می خوان که جایزه بزرگ را برنده بشوند.

اگه شما یک اسب سریع بگیرید, اوقاتتون میتونه با ارزش بشه.

سلام. من بلیندا چانی هستم. من باورم نمیشه ما داریم دیدار میکنیم.

خوب البته بصورت غیر رسمی, ولی من شما را در اغذیه فروشی دیده بودم.

اوه درسته درسته. شما از اون دسته آدمایی هستی که شیر گاو ها را می دوشند. درسته؟

خوب. ما یکی از تامین کنندگان لبنیات میلنر هستیم.

اوه ما سالها پیش حرفه لبنیات را رها کردیم.

ما حالا تمام راه را داریم حرف میزنیم.

من برت چانی هستم و شما؟

جک شفرد.

این همسرم ریتا است,...

و دخترمون مگان.

سلام.

من شما را دیدم که یکی از آگهی های ما را گرفتی

ما فقط داریم شروع می کنیم.

من میخوام این مسابقه بزرگ را, به یک رخداد سالیانه تبدیل کنم

بذار شهر کوچیک ما روی نقشه معلوم بشه.

هووم. میلنر میتونه از یک سازنده بهره ببره. درسته؟

یه برجستگی کوچیک روی خوک داره حرف میزنه.

اوه اوه.

نمی دونم.

من دوست دارم شبیه میلنر راهم را پیش ببرم.

ما یک کمی از مد افتاده هستیم.

خوب ما اینجاییم که تعدادی مد جدید بیاریم .

-اوه اوه. - خط پایین شهر را ترقی بدیم.

راس تمام اونایی که سمت شما هستند هنوز چکار میکنند؟

کار شما تو دست اوناست. همه اونا.

من بهت زنگ خواهم زد.

اوه...

خوب,...

تلفن من

خاموشه.

عزیزم اون البته موقتیه. تا اینکه چیزا بهتر بشه.

هیچ کدام از اونها از دستت خارج نمیشه در موقعیکه ما ترقی می کنیم,

تو میری خونه.

گروهتون روز خوبی داشته باشید.

خدانگهدار

من فکر کنم پسر چانی بخاطر تو سرش به تهشه.

چی داری نقشه میکشی؟

زمینهامون من اندازه ردیف فاصله گیاه ها را حساب کردم .

من یک ایده دارم.

درباره چی؟

درباره محصولات متناوب. من درباره اونا مطالعه کرده ام.

چه محصولی؟

گندم. پول خوبی توش هست.

- گندم؟ - اوه اوه.

گندم یه علوفه است. کمک یکی منو از اینجا نجات بده.

نه یه تفاوت وجود داره . بهم اعتماد کن. من فکر کنم این ممکنه پاسخ ما باشه.

گاوها سیر (راضی) بنظر میرسند. اسبها هم قبل از اونا هستند.

اما برای اطلاع تو گندم, برای گاوها نیست، اون برای آدمهاست

اون غنی سازی شده،شربت خوشمزه

اون با آنتی اکسیدان غنی سازی شده, اون سالمه...

کجا میری؟

دست از سر من بردار.

برو!

بریم. برو!

بیا پسر.

اون اینجا حتی اسبهایی هم داره.

اون حالا فقط از اکثر چرخه های حاصلخیزی بدست میاد.

اون یه طعمه خوب برای یک اسب نر وحشیه.

اوه اوه ، احتیاط کن دوست من.

تو ممکنه این عملیات را بدست بیاری ولی...

اگه از من بپرسی بعضیا میخوان که آسیب ببینند . .

- یا کشته بشند. - مامان اینطوری نگو.

اون حیوان از اسب من پیشی میگیره

و چستر سریعترین اسبیه که ما گرفتیم

میتونی درباره بعضی مفاهیم بهش صحبت کنی؟

او میخواد اون اسب را وارد مسابقه بزرگ چانی کنه.

مسابقه؟

ببین. شانستو وارد نکن . جک.

مگان حالا خدانگهدار.

خداحافظ دکتر اوونز.

-ریتا. - AJ.

- جک. - خداحافظ.

این یک اسب معمولی نیست.

اون وحشیه.

یک از گونه ها.

من نوعش را میشناسم.

چیزی که من را بیشتر میترسونه .

حالا فقط وزش باد حواس اونو به مسیر این (مادیان) میکشونه ,...

ما میگیریمش.

اون مال ماست.

صبح بخیر، دخترا.

هی.

بله.

چی اشتباه شده، دختر؟

مادر! پدر!

تو خوبی؟ آیا اون تو را زد؟ ببین. منو نگاه کن.

- خوبی؟ - اون به من لگد نزده.

هاه، اینجا گفت که گندم یک گیاه پربازده است,

Midnight Stallion subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left