The first 195 lines.
=خانم گو که سکوت میکنه=
چرا از دکتر مو کمک خواستی؟
چون اون یه دکتره
و بهش اعتماد داشتم
دوسش داشتی؟
فقط
یکم
داشتن یه دکتر خوب مهمه
آدم مناسبی رو انتخاب کردی
مطمئنم اون میتونه بهت کمک کنه
نفر بعدی تو دفترچه کیه؟
بعدش در مورد دوست دخترشه
"بیست مه 2010"
هوا ابری بود
همه چی آماده است زود باش
این اینجا چیکار میکنه؟
دخترا منتظرن
تو دفتر دین چیکار میکنی؟
اینا کاغذای جدیدن؟
پاره اشون نکن
اگه بفهمن تنبیه میشیم
اینکارو نکن
بسه
میشه تمومش کنی؟
پاره اشون نکن
بسه
"قسمت یازدهم"
یه فنجون چای بخور
مراقب باش داغه
ممنون
کی آر
این فقط یه گفت و گوی ساده است
آروم باش
باشه؟
هشت سال گذشته
چرا الان میخوای اینکارو کنی؟
با خودم میگفتم
اینا باید خاطرات بی اهمیتی باشن
مخصوصا وقتی برادرم میگفت
خوشحال بودن مهم تره
و اون خاطرات مهم نیستن
ولی با این اتفاقاتی که این اواخر
دور و برم افتاده
بهم ثابت کرده
اون خاطرات خیلی مهم ان
این یه دفاع شخصی
که بهش میگن فراموشی انتخابی
این نفس خودته
که انتخاب کرده
این خاطراتو فراموش کنه
اگه
این خاطرات
وحشتناک باشن چی؟
میتونی تحمل کنی؟
من نمیخوام همچین خاطرات مهم ی رو
از دهن دیگران بشنوم
حتی اگه این خاطراتو بدونی
چیزی عوض نمیشه
نه میتونم خودمو عوض کنم
حتی آینده امو
من احساس میکنم یه تماشاچی ام
که هر چی بقیه میگن رو
بدون شک قبول میکنم
ولی یکی پیدا شده که
باور داره چیزای که به من گفته شده غلطه
برای همین باید ازش سر در بیارم
باید بدونم چه اتفاقی افتاده
چون میخوای به اون نفر جواب بدی؟
نه به خودم
من دیگه تحمل خیانتو ندارم
دیگه نمیخوام دروغ بشنوم
من باید کنترل زندگیمو به دست بیارم
شگفت انگیزه که
میتونی اینقدر شجاع باشی
خب حالا بگو
چی شده که حافظه اتو از دست دادی؟
قبلش یادمه من تو خوابگاه بودم
بعد از اون دیگه چیزی یادم نیست
وقتی بیدار شدم
دیدم رو تخت بیمارستاننم
ذهنم کاملا خالی بود
فقط فانگ هوا و دوستاش اونجا بودن
اون گفت
اون بوده که منو پیدا کرده
و رسونده بیمارستان
بعدش
چیزی یادم نیست
هر وقتم میخوام تلاش کنم چیزی به یاد بیارم سرم درد میگیره
بعد این که بیدار شدی
هیچ عواقبی از اون حادثه به جا نمونده؟
ترس از خون
از اون موقع شروع شده
دکتر مو
بیماریم
قابل درمانه؟
نگران نباش
همیشه یه راهی هست
میتونیم آروم پیش بریم
به من اعتماد کن
باشه؟
برادر
بیا اینجا
چیه؟
کدوم خشکل تره
این چیه؟
رو بالشیه؟
دستمال گردنه
دستمال گردن مردونه
لازم نیست بخری
من ازش استفاده نمیکنم
چرا به جاش ماشین ریش تراش نمیگیری؟
این دیگه کار خودشو کرده
کی خواست برای تو بخره
برو پی کارت
نباید از تو میپرسیدم
پس برای کیه؟
هیچ کس
خیلی خب تمومه
چطوره
باهم ناهار بخوریم
ببخشید
رئیس گو
خانم و بچه هام منتظرن
ببخشید
خانم گو
من سرم شلوغه
میبینمتون
خب
ببخشید
منم قراردارم
با یه خانم زیبا؟
نه
کی آر
اون منو برای
قدر دانی از مشاوره ام
به ناهار دعوت کرده
مشاوره ی چی؟
احیای خاطراتش
اوکی
چرا تو هم نمیای؟
نه ببخشید
میدونی من و اون
خب
خب چرا
حلش نمی کنین؟
ولش کن
تو بهتره خودتو قاطی نکنی
خب
من دیگه میرم
اره
برو قرارت دیر نشه
فردا میبینمت
میبینمت
رئیس گو
یه بسته رسیده
ولی وقتی بازش کردم
این لباس پاره رو توش پیدا کرم
بهتره منم باهات بیام
بریم
رئیس
با این لباس چیکار کنم؟
نگهش دار
بارون خیلی شدیده
کی رو دعوت کردی
بذار باهات بیام
نه
برگرد خونه
من دیگه میرم
مراقب خودت باش
ماشین شیائو زو؟
اینم سفارش تون
ممنون
خواهش میکنم
ون مولین
تو اینجا چیکار میکنی؟
دکتر مو
شیائو زو؟
تو اینجا چیکار میکنی؟
با کی آر اومدی؟
نه
من برای ناهار اومدم
عجب تصادفی
اجازه است؟
میشه بشینم؟
...ما
تو که خودت نشستی
هر چی بیشتر بهتر
ون مولین
امروز به نظر خوشحال میای
تو حتی از اون آشپز خونه ی عزیزت اومدی بیرون
تا تو یه رستوران غذا بخوری
اینم یه تجربه است
وقتی یاد گرفتم
خودم براتون میپزم
قبلا اومدی اینجا؟
No comments yet. Be the first to leave one.