The first 115 lines.
قسمت19
این کارو میکنی.بعد تادا
این چیه دیگه؟شوخیت گرفته؟
دیوانه است؟
اینجا چکار میکنی؟
کی اومدید؟
شما کی هستین؟به نظر نمیاد که دکتر باشید
من دکتر اتاق های خصوصی هستم
یوریونگ به نظرمیرسید حوصلش سررفته منم اوردمش بیرون هوا بخوره
خالم باید برمیگشت مغازه برای همین
اون باید میرفت؟
تو سردت نیست؟
احتمالا مشکلی نداره چون من ژاکتمو بهش دادم
امروز خیلی سرد نیست ولی خوب بهتره مراقب باشی
پس اینجوریه؟
ممنون
به لطف شما هم من و هم ایشون گرم شدیم
این خیلی خوبه
من نمیدونستم برادر داری؟
اوه چیزه چه برادری؟
اگه منظورتون ارتباط خیلی نزدیک درشرف قرارگذاشتن که
که احتمالش هست
...اگه بخوام خلاصش کنم
اون کسی که من ازش نگه داری میکنم
ما خیلی بهم بی ربطم نیستیم
و این شامل هرگونه ارتباطی میشه
...من فکر کردم شما رو یکجایی دیدم.پس
اگه شما رزیدنت نیستین پس استادتون کجاست؟
دکتر سونگ آ جونگ
دکتر سونگ
من و دکتر سونگ باهم خیلی کار کردیم
نمیدونم اون هنوزم کار میکنه یانه؟
بله من باید یک زنگی بهش بزنم
از اونجایی که گفتین شما دکتر مسئول یوریونگ ما هستین
من باید بفهمم شما چطور آدمی هستین
لازم نیست همچین کاری بکنید
چرا؟
شاید شما از موقعیتتون به عنوان دکتر استفاده کرده باشید
تا به بیماراتون نزدیک بشید
شاید شما تو ساعت کاری کار نمیکنید
و وقتتون با بیماراتون میگذرونید
شاید شما به تحقیقاتون نمیرسید بجاش دارید درمورد گیاهان تحقیق میکنید
من باید درمورد همه اینا بدونم
منظورتون چیه که از من نگهداری میکنید؟
درسته. من ازت نگهداری میکنم
تو قبلا توخونه من میخوابیدی و غذا میخوردی
من بخاطر تو اومدم بیمارستان
من بردمت اتاق بیمار
بعدم پیشت موندم تا خالت برگرده
فکر نمیکنی همه اینا جزتعاریف نگه داریه؟
میدونید که منظورم اینا نبود
من نمیدونم که تو چی فکر میکنی
اما از نظر من همش یک معنی بیشتر نداره
عصبانی هستین؟ چرا همش اینو میپرسی؟
به نظر میاد عصبانی هستین
شما اذیت شدین چون دیروقت بهتون زنگ زدم؟
داری درمورد چی حرف یزنی؟ شما حتی به من نگاهم نمیکنی
من از دستت عصبانی نیستم
من دوست دارم که بهم وابسته باشی
ولی ترجیح میدادم برای به غیر از بیمارستان بهم زنگ بزنی
...چیزی که من ازش متنفرم
...که وقتی درمقابل توقرار میگیرم
تبدیل میشم به یک ادم احساساتی و ضعیف
تو هیچی نمیدونی
من دخترایی که حیله گری میکردن ضایع میکردم
اما الان یکم فرق کرده
من دخترایی رو ترجیح میدم که منو بفهممن
من دقیقا میدونم اونا به چی فکر میکنن
اما در مورد تو هیچی نمیدونم
کی مرخص میشی؟
اونا گفتم باید چند تا ازمایش فردا انجام بدم روز بعدش مرخص میشم
خالت کی میاد؟
اون دوباره فردا میاد
اما من تبم اومده پایین ودیگه مریض نیستم
پس دیگه نیازی نیست که اون بیاد
....پس تا اون موقع
حتی اگه حوصلتم سررفت با اون دکتره حرف نزن
چی؟
اون ازتو خوشش میاد
...اون یک نیت دیگه داره
و اینجوری ممکنه دچار سوء تفاهم بشه اگه تو بازم اینجوری باهاش رفتار کنی
چی میگی؟اون فقط یک دکتره
دکترا مرد نیستن؟
میشه فقط وقتی حرف میزنم بهم گوش بدی؟
شما باید یک چیزی بگی که معنی داشته باشه تا من گوش بدم
چرا اون باید از من خوشش بیاد درحالی که امروز اولین باره که منو دیده؟
من دلیلشو نمیدونم
اما فقط دو ثانیه طول میکشه که بفهمی یک نفرو دوست داری یانه
چون شما اینجوری هستین دلیل نمیشه که بقیم اینجوری باشن
بله همه همینجورین
تو درمورد مرد ها چی میدونی؟هیچی نمیدونی
مرد ها هم ادمن دیگه؟من چی رو نمیدونم؟
ههمون یکجوریم دیگه
تو از احساسات منم خبر نداری
خوب حالا احساستون چیه؟
این احساس من به تویه
بهت گفتم
من تاحالا چند بار گفتم
بازم میخوای یکجوری وانمود کنی که نمیدونی؟
میخواین براتون یکم حوله خیس بیارم
نمیخواد
داری چکار میکنی؟نمیخوای کارتو انجام بدی؟
شما حالتون خوبه؟
اره خیلی بهترم
از اونجایی که شما هرکاری که میتونستید کردید پس دیگه بعدا تاسف نمیخورید
شما از دختری که دوستش دارین نجاتش دادین سیلی خوردین
براش خونه .لباس. غذا و همه چیز فراهم کردین
یک کاری کردین حسادت کنه. رفتین بیمارستان پیشش
وهنوزم دارین باهاش خوب رفتار میکنید
شما اصلا نیازی ندارید که باهاش قرار بزارید
این کاریی که شما انجام دادین اونم درحالی که حتی باهاش قرارم ننزاشتین
این نهایت عشق یک طرفه ایه که من تاحالا دیدم
عالیه
واقعا که خیلی متفاوته
این نهایتشه.خیلی باورنکردنی و عالیه
No comments yet. Be the first to leave one.