The Thick of It

The Thick of It

Download Farsi/persian Subtitle

Season 3

Release info

The Thick of It S03 webrip Complete Season
A Commentary by amirslip
Sub by amirslip

Tags

webdl
Published on: 2026-08-14
Downloads: 1
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

اِد! تام راد رو بیار تو. همین الان. sub by amirslip

داریم ایرلند شمالی رو بهش پیشنهاد می‌دیم، الدنگِ خرشانس.

فکر کنم منتظره وزارت ترابری رو بهش بدن.

خب، بهش بگو باید با اتوبوس بره فرودگاه جورج بست، فهمیدی؟

داره پل رمینگتون رو می‌کنه وزیر کابینه.

رمینگتونِ عقب‌مونده.

منظورم اینه که طرف یه... تمام‌عیاره.

گندزنِ حرفه‌ایه.

انقدر مَنگ و کله‌خره که نور هم دورش می‌پیچه.

بجنبید دیگه! راه بیفتید.

یه لیست کار دارم که طولش...

از یه آهنگِ تخمیِ لئونارد کوهن هم بلندتره.

اون رمینگتونِ اسکل رو گذاشتن تو وزارت انرژی و تغییرات اقلیمی.

جدی؟ من که چیزی نمی‌بینم.

اینجا که نیست. از کجا آمارشو درآوردی؟ در مورد رمینگتون؟

صفحه رو رفرش کن!

آره... آخ آره...

اوه، نگاه کن! تپُلی موندنی شد. تپلی رو جابجا نکردن!

آره خب، چون پنج تا غول و یه جرثقیل نداشتن که تکونش بدن.

واقعاً نمی‌تونستن تپلی رو پایین بکشن، چون خیلی چیزا می‌دونه. البته بعید می‌دونم غیر از آدرسِ نون‌فروشی چیز دیگه‌ای بدونه، مگه نه؟

این قضیه تغییرات کابینه هم که بدبختی شده.

انتخابات میان‌دوره‌ای لمینگتون اسپا هم که نزدیکه.

سرم از یه پیردختر تو مراسم عروسی هم شلوغ‌تره.

راستی اندرو، اصلاً منظورم دخترِ تو نبودا.

خب، اینم از هیو، پرید.

- خیلی غم‌انگیزه، نه... هیو؟ - آره.

اصلاً به تخمت هم نیست!

نه، من... شاید هم نباشه.

دفتر ایرلند شمالی - تام راد. تام راد دیگه کیه؟ تام راد؟

مگه توی هری پاتر نیست؟

«تام راد» تو اصطلاحات ارتش یعنی لواط سرپایی.

داگ، داگ - داگی!

تیپو ببین - دودولش اندازه دم پلنگ صورتیه.

بیا، یه کیت‌کت بزن.

اوم... راستش متأسفم مالکوم، ردش کردم.

می‌دونی نود درصد گرد و خاک خونه از پوست مرده‌ی انسانه؟

تو هم همینی.

واسه من.

داگ هیز یه گندکاریِ تمام‌عیاره.

بازم بگم، اصلاً منظورم دخترت نیست.

یه نفر رو می‌خوایم که این سوراخِ «دوساک» رو پر کنه.

هر خری. یه پستاندارِ لعنتی که کله داشته باشه.

شما دوتا هنوز خالی کردن میزاتون رو تموم نکردین؟

آره، نگران نباش تری، ما کاملاً آماده‌ی رفتنیم.

فقط دارم سعی می‌کنم همه‌چیز رو ردیف کنم،

واسه هر کسی که هر وقتی از راه رسید.

اونا آدم‌های خودشون رو میارن.

خیلی ضایع‌ست اگه کرم دستت هنوز توی کشو باشه.

کرم دست؟

آره، یا هر کوفتی که مردا دارن. چه می‌دونم...

ماشین موزن بینی برقی... مسهل...

آخی... گلن رو ببین... ریختتو آخه.

تو سن حساس ۷۶ سالگی، انداختنت تو زباله‌دونی.

این که زندگی نشد واست، مگه نه گلن‌ جون؟

هی، می‌خوای زنگ بزنم به «دیگنیتاس»؟

می‌تونم به «بی‌شرف‌تاس» زنگ بزنم.

می‌تونن بیان با لباس دلقک پرتت کنن بیرون از پنجره.

سم، سم...

واسم اِممم... نیکولا ماری رو ردیف کن.

اگه گفت نه، تنها کاندیدای دیگه خایه چپمه...

...که یه شکلک لبخند فاکی هم روش کشیدن.

خانم‌ها و آقایان...

اجازه بدید وزیر جدید رو معرفی کنم...

- سلام - برای وزارت امور اجتماعی

... و شهروندی، نیکولا ماری.

- ممنون. - سلام. از دیدنتون خوشحالم.

- سلام، درود. - من گلن هستم.

- گلن کالن. - چقدر از دیدنتون خوشبختم.

- اینا فقط... زیردستای قبلیِ «هیو» هستن.

- کن و اولی؟ - نه گلن...

- اولی ریدر. - درسته.

اسمت اولی‌ئه یا الیور؟

راستش هر کدوم که شما ترجیح بدید.

خب باشه، الیور. از اسم الیور خوشم میاد.

- خب، اولی. نمیدونم... - اوه، پس همون اولی هستی.

...نمی‌دونم چرا اینو گفتم.

- ممنون. - خوبه.

مغز متفکر منم.

ببخشید... من باید...

ممنون. فقط یه... یه ثانیه بهم وقت بده.

اِمم.. آره می‌دونم. ولی اونا منو به زور چپوندن تو این کار.

نمی‌دونستم... اصلاً روحمم خبر نداشت.

جیمز، بی‌انصاف نباش! هفت‌تا پیامِ فاکی برات گذاشتم.

منشی‌ت یا هر کی که هست، به درد لای جرز هم نمی‌خوره.

فکر نمی‌کنم قضیه مدرسه مشکلی پیش بیاره.

مشکلی پیش نمیاد، چون تو شماره ۱۰ تاییدم کردن.

و خب معلومه که کسی نه ریده به خودش... نه بهم شلیک کرده.

عالیه، تبریکاتِ گرمت رو از طرفت می‌پذیرم.

مرتیکه‌یِ... کونی.

- ردیفی؟ - آره، همه‌چی یه کم خر تو خره.

انگار کلِ مغزم شده آژیرِ خطر.

کلاً یه جوریه - اَه!

آره، خب واسه همه‌مون یه شوکِ اساسی بود، می‌دونی که.

- از نوعِ خوبش، از نوعِ خوبش. - خوبه.

خب مثل دوقلوها یا برگشتِ مالیات ...

آره، بذار به گشتمون ادامه بدیم.

عجب صندلیِ ردیفیه...

اینجا دفترِ گلن بود.

امکانش هست یکی مثل اینو داشته باشم؟

می‌خوای بگم جابجاش کنن تو دفترِ تو؟

عالیه، می‌تونی ردیفش کنی؟

- درسته... آلی...؟ - آلی، خودشه.

گلن و آلی، چیزی که باید ازتون بدونم اینه که...

همه‌ی اون چیزایی که تِری نمی‌خواد بهم بگه...

- همون چیزایی که ازم پنهان می‌کنه. - اوه، یه لیستِ بی‌پایانه.

- اینکه جنازه‌ها رو کجا چال کردن. - دقیقاً.

آره، گودال‌های لجن.

همون کارتن‌های گنده‌ای که توش تیکه‌پاره‌های وزرای قبلیه.

برم تکلیفِ اون خلاصه‌ی سیاست‌ها رو روشن کنم.

ردیفه.

نوسازی شهری یه جورایی مثل یه زخمِ بازه.

چطور مگه؟

خب، خیلی گنگ و درندشته.

عین یه ماموت.

درسته... خب، پس...

اولویتِ اصلی من... اصلاً بیاین تو. بیاین تو دفترم،

هرچند جایی واسه نشستن یا وسیله گذاشتن نیست.

تمرکزِ اصلی من روی تحرکِ اجتماعیه.

- این واقعاً اولویتِ اولمه. - درسته.

راستش اینو دارم بهتون می‌گم که هم نظرتون رو بدونم،

هم اینکه بتونید جار بزنید و خبرش رو پخش کنید،

پوسترها رو چاپ کنید و از این جور حرفا.

تخت گاز برید، همه‌چی رو برای برابری ردیف کنید.

- دیگه وقتِ «موری» رسیده! - خب، راستش قضیه اینه که...

و آلی، اگه دارم اشتباه می‌کنم بی‌زحمت مچم رو بگیر.

اوه، حتماً همین کار رو می‌کنم.

تحرک اجتماعی و مایه‌دار کردنِ مردم، پول می‌خواد.

آره، و ما هم یه قرونش رو نداریم.

اگه با نیک توی خزانه‌داری حرف بزنی،

اونم همین رو بهت میگه،

با اون نوک‌زبونی حرف زدنِ رو مُخِش.

خلاصه حرفت اینه که قراره زنی باشم

که فقط یه کامپیوتر داره و چند تا خودکار.

خب، این فقط بودجه‌ی خودکاره.

منظورم اینه که قدرت واقعی من دقیقاً

به اندازه‌ی همون اسکل‌هاییه که دو طرف آلن شوگر می‌شینن.

خب... آره.

جناب وزیر، چند دست لباس آوردیم که ببینید،

برای عکس مطبوعاتی که بعداً دارید. - اوه.

می‌تونیم این رو بذاریم برای بعد؟ - حتماً.

سایزتون ۱۶ـه؟

من ۱۲‌ـَم.

خیلی معذرت می‌خوام، الان میدم عوضشون کنن. همین الان.

فعلاً که اصلاً هیچ‌کس رو دور و برم ندارم.

به جز آدم‌های هیو،

که خیلی بدجوری از بالا به آدم نگاه می‌کنن، عوضی‌ها.

و سردن. جدی میگم، یکیشون کپِ اوناییه که

توی بخش لباس مردونه‌ی سلفریجز کار می‌کنن.

اصلاً نمی‌دونم چه گوهی باید بهش بگم.

جناب وزیر؟

- بله؟ - سالاد میوه‌تونه.

دستت درد نکنه.

آره، همین الان چندتا زنگ‌خور از مطبوعات داشتم.

چندتا روزنامه در مورد شوهرت و قضیه PFI سوال می‌کردن.

به همین زودی؟ ای بابا. چه سیریشن.

میشه یه آمار کلی بهم بدی؟

آره، ببخشید... راستش اصلاً چیز خاصی نیست.

جیمز واسه آلبانی کار می‌کنه، همون شرکتی که...

قرارداد زندان‌های PFI رو از این بخش گرفت. - آره، یادمه.

می‌دونم بد به نظر میاد، ولی در واقع موقع بستن قراردادها جیمز تو آلبانی نبود...

منم که اصلاً اینجا نبودم، پس...

- آره، شاید. - بحث تضاد منافع در کار نیست.

فکر کنم بد نباشه اینا رو به مالکوم هم بگی.

تو راهه، داره میاد.

نه، مالکوم نه... الان یعنی چی؟ داره میاد اینجا؟

آره، تا ۲۵ ثانیه دیگه میرسه بالا.

باشه... لعنتی. خیلی خب.

پس مالکوم تاکر، مالکوم تاکر، مالکوم تاکر!

مالکوم... ببین من هول نشدم، فقط...

مالکوم از اون چیزاییه که همیشه حواسم بهش بوده...

بدون اینکه هیچ‌وقت باهاش از نزدیک برخوردی...

...داشته باشم. مثل یه موش کثیف.

نه، از این حرف متنفره. خودش رو یه جورایی مثل...

یه موگابه‌یِ لاغر و سفیدپوست می‌بینه.

جدی میگی؟

آخه اگه نگرانِ مالکمی...

این چند ساله یه سری قلق دستمون اومده...

که چطوری باید باهاش تا کرد.

قشنگ می‌فهمیم کی می‌خواد دهنشو باز کنه و بهت برینه...

و یاد گرفتیم چطوری از دستش جاخالی بدیم.

تِکوان-چرخشی!

اینجا آژانس کارآگاهی شماره یکِ خانوم‌هاست؟

مالکوم تاکر! خودِ جِنسه.

سلام. - خودِ خودشه. خوشحالم می‌بینمت.

ردیفی بابا.

خب دیگه سلیطه‌ها، وقتشه اون بساطِ خاله-زنکیتونو جمع کنین.

نیکولا موری. بفرما. وزیر دولت.

در وزارت امور اجتماعی و شهروندی.

آره، الان صاحبِ یکی از طولانی‌ترین عناوینِ شغلیِ سیاستِ غرب هستم.

خداروشکر که مجبور نیستم رو یقه‌م اتیکت بزنم.

حیف که نشد واسش یه مخفف جور کنیم، می‌دونی که...

مثلاً مثل PFI.

که به نظر من مخففِ «یه گندِ کیریِ محض» باشه.

البته اگه توی جزئیات یکم شل‌وول باشی.

که شوهرِ دیوثت دقیقاً همین‌جوریه.

باشه، گوش کن. جیمز واسه آلبانی کار می‌کنه، قبول.

ولی وقتی قرارداد رو بستن اصلاً اونجا کار نمی‌کرد.

نگران نباش... اون فقط تیکه‌ی من بود. - باشه، حله.

اینا دقیقاً همون چیزاییه که روزنامه‌نگارها می‌کوبن تو صورتت.

یعنی یه قدم کج بذاری، می‌ریزن سرت و تیکه‌تیکه‌ت می‌کنن.

The Thick of It subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for The Thick of It

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left