The first 173 lines.
خب؟ اینجا چه جور آزمایشگاهیه که دزد بهش زده؟
.مکانیک زنجیرۀ جوی
اینی که گفتی چی هست؟
اینجا یه آزمایشگاه تحقیقاتیه .که توش هوا رو فشرده میکنن و میفروشن
مثل مخزن اکسیژن؟ اینجا چی داره که اومدن دنبالش؟
حالت خوبه؟ چی اتفاقی افتاده؟
...این که .به نظر میاد چند تا دزد ساده نیستن
!فاصله بگیرید
این دیگه چی بود؟
یخ زده؟ قدرت یه اسپره؟
...نه
!آهای
...طبقات رو بریدن
خودشون رو به مترو رسوندن، ها؟
پس فرار کردن، ها؟
!صبح بخیر - !صبح بخیر -
...امروز صبح
مرکز تحقیقاتی مکانیک زنجیرۀ جوی ...در مدرسۀ منطقۀ 4
مورد حمله قرار گرفت .و تجهیزاتی از آنجا به سرقت رفت
...هه
#شتاب دهنده 01 قویـترین اسپر شهر آکادمی
!پیدات کردم
باورم نمیشه موقع آزمایشات !ول کردی رفتی بیرون
!میساکا میساکا، تو رو دعوا میکنه
تازه امروز روزیه که !باید بانداژ سرت رو باز کنی
...میساکا میساکا
.امروز همچینم خاص نیست
هــا!؟
!امروز روز خاصیه! خاصه
!خاصه! خاصه
!یه روز ویژه و باارزش و خیلی مهم که نباید از دستش بدی
!میساکا میساکا، این رو با صدای بلند اعلام میکنه
...باشه بابا، فهمیدم فهمیدم
!خاصه! خاصه! خاصه! خاصه! خاصه
.خوبه، زخم سرت تقریباً بسته شده
.دیگه لازم نیست بانداژش کنیم
...پس حالا
.میخوام آزمایشات معمول رو انجام بدم
.نیازی نیست
برخورد گلوله به سرت .به مغزت آسیب رسونده
،مطمئناً روی مهارت های گفتاری .محاسباتی و حرکتی ـت تأثیر گذاشته
ولی هنوز خیلی چیزا هست .که در مورد مغزت نمیدونیم
در بدترین حالتش ممکنه .جونت رو به خطر بندازه
میخوای من رو بترسونی؟
من فقط میخوام بهترین درمان رو .برای بیمارم انجام بدم
...چه
.لقب و پس زمینه خودت رو بگو
...شتاب دهنده
!شمارۀ یک و قویترین اسپر سطح 5 شهر آکادمی
،قدرتم، کنترل تمام بردارهای حرکتی .حرارتی، الکترومغناطیسی و غیره است
قبلاً در پروژۀ ارتقاء به سطح 6 ...شرکت کرده بودم
و در نهایت، تبدیل شدم به فردی که بدون این تیکه آشغال .نه درست میتونه حرف بزنه و حرکت کنه
یه آدم درب و داغون که مجبوره اینجا بستری بشه، درسته؟
.هوم، به نظر میاد که مشکلی نداری
.خوب بلدی طعنه دار حرف بزنی
!اوه! بقیۀ میساکاها
چی شده، آخرین دستور؟
آماده سازی برای جشن روز خاص برداشتن پانسمان اون انجام شده؟
میساکا میساکا، با ذوق و شوق زیاد !میخواد مطمئن بشه
آماده سازی برای مراسم .باید بین شبکۀ میساکا بخش شده باشه
!میساکا با تردید این رو میگه
خودم میدونم ولی چون اولین باره ...واسه یه نفر جشن میگرم
.دوست دارم زود زود از وضعیت با خبر بشم ...میساکا میساکا
...آخه امروز
ها؟ دارید چیکار میکنید؟
...هیچی
.از ضد مهارت اومدیم
.میخوام مسئول بیمارستان رو ببینم
.چشم
شما مأمورای حفاظتی شهر آکادمی با تجهیزات کامل واسه عیادت که نیومدید، مگه نه؟
.اگه این جوری بود که غمی نبود
زخم سینه ـت چطوره؟
حالا یاد من افتادی؟ .درمانم داره خوب پیش میره
خب؟ جریان چیه؟
امروز مرکز تحقیقاتی مدرسۀ منطقۀ 4 .مورد سرقت قرار گرفت
میگن که اونجا مرکز تحقیقاتی ...روی مکانیک جوی بوده
ولی پشت پرده .داشتن یه سلاح مخفی میساختن
.که الان دزدیده شده
سلاح مخفی؟
،مرکز تحقیقاتی .هیچ اطلاعاتی درموردش به ما نداده
اگه اینقدر قدرت دارن ...که به ضد مهارت اطلاعات ندن
حتماً با یکی از اعضای هیئت مدیره .در ارتباط هستن
.آره، اینجوری هم میشه گفت
البته با چیزی که من دیدم .شبیه دستگاه برش آبی باید باشه
و چه چیزی دزدای سلاح مخفی رو به اینجا ربط داده؟
بعد از بررسی اطلاعات مشابه ...توی پایگاه داده ها
به نظر میاد دزدای سلاح مخفی .میخوان از اون بر علیه شتاب دهنده استفاده کنن
مشخص شد! پس این همون چیزیه که .هیئت مدیره دنبالش هستن
...پس با این حساب، دزدای سلاح مخفی
دارن میان به اینجا، درسته؟
.این احتمال خیلی زیاده
...ولی
تعدادتون واسه مقابله با اونا، زیادی کم نیست؟
وقتی اطلاعات سرقت یه سلاح مخفی ...به افراد کله گنده رسید
...از ترس جونشون به تکاپو افتادن
.و کل نیروهامون رو بردن
بیشتر نگران خودشون بودن تا بیمارستان، ها؟
!بوی گند فساد داره بلند میشه !امیدوارم حمله کنن اینجا
!خیلی خب، شتاب دهندۀ عزیز !وقت یه نبرد خطرناک رسیده
!به نظر میاد اینجان
!ایتو
میگم، میشه شتاب دهنده رو برامون خبر کنید؟
.میدونم که اینجاست
!درخواستی قبول نمیشه
!سلاحت رو کنار بذار و تسلیم شو
خودت رو آماده کردی، ها؟ ...چاره ای نیست، حالا که خبرش نمی کنید
...مجبورم
!خودم پیداش کنم
!شلیک کنید
!افراد عقب بکشید
!اعلام خطر! اعلام خطر !به بیمارستان حمله شده
چرا نرفتی به پناهگاه؟
بیماران عزیز، لطفاً به دستورات کارکنان عمل کنید !و سریعاً به پناهگاه بروید
اطلاعیه رو میشنوی، مگه نه؟
خب که چی؟
!دزدا دارن میان سراغ تو
به نظر میاد یه سلاح مخفی رو دزدیدن .که با استفاده از قدرت تو ساخته شده
.که اینطور
...البته، احتمالاً مشکلی واسه تو پیش نمیاد
!ولی بیمارستان حسابی درب و داغون میشه، ها
...پس
ها!؟
،اگه بیمارستان درب و داغون بشه آشپزخونه هم خراب میشه، ها؟
...پس میساکا میساکا باید
!برای نجات دادن اونا عجله کنه
!هوی
،خودم مراقب آخرین دستور هستم !تو هم بهتره سریعتر فرار کنی
...چه
!شتاب دهندۀ عزیز
!مگه کورید؟ بی فایده است
،لعنتی! هم ضد ضربه است هم تیغه های تیزی داره باید چیکار کنیم؟
!داره میاد
ای بابا، شتاب دهنده، کجایی؟
!هیرو
خیلی خب، چیکار میکنید؟
!یومیکاوا
چیه؟
...اون پسره که پشت دختره ـست
به نظر میاد خشاب های .سلاح دختره رو حمل میکنه
چطوره به پسره حمله کنیم تا مهماتشون رو از دست بدن؟
...فکر بدی نیست، ولی اونا
!هویت مهاجم ها شناسایی شد
!تاکاتا یوکو
!کیدرا مینوری
!ناکاهارا هیرومی .هر سه نفرشون دبیرستانی هستن
.میدونستم چندتا بچه ـن
پس یعنی نمیخوای بهشون شلیک کنی، ها؟
.انگار چاره ای نیست
.خوشم نمیاد روی بچه ها اسلحه بکشم
!ها؟ مغزت مشکل داره، ها پس میخوای چیکار کنی؟
!این کار رو میکنم
!زرشک
!اوه! دخلت اومد
!کسی رو نکش
!اینا حاصل تمام زحماتم از صبح تا حالان
آشپزخانه
!نمیذارم از دست برن
.میساکا میساکا، این رو با خودش زمزمه میکنه
تا این حد برات مهم هستن؟ امروز روز خاصیه؟
..آره، امروز روز مهمیه... واسه اون
...برای همین
.خیلی خب، حالا که برشون داشتی، بریم پناهگاه
پس اون چی؟
.حتماً تا الان فرار کرده
به اون گفتی فرار کنه؟ .میساکا میساکا ازت سؤال می پرسه
.آره
.اینجوری که برعکس عمل میکنه .حالا میساکا میساکا خیلی نگرانش شده
حالت خوبه؟
.خوبم
!آهای، عقب بکشید !باید تجدید قوا کنیم
چی شد؟ بازم میخواید عقب نشینی کنید؟
هوی، نمیتونی تراکم هواشون رو کم کنی؟
.نمیشه، بُرد قدرتم فقط 3 متره
No comments yet. Be the first to leave one.