The first 200 lines.
وقتی داری از سر کار برمیگردی خونه
تو مرکز خرید توقف میکنی
تا یه شام بگیری
وقتی از کنار یه رستوران رد میشی
یه لحظه چشمت به شریک زندگیت میافته
با یه مرد یا زن دیگه
دارن جلوی همه، با حرارت زیادی همدیگه رو میبوسن
تا این لحظه
باور داشتی رابطهتون محکمه
پر از عشق و تعهد
الف. اصلا عصبانی نیستم
ب. یه ذره آزرده میشم
ج. در حد متوسطی عصبانی میشم
د. خیلی عصبانیام. ه. از شدت عصبانیت آتیش میگیرم
توی یه شب کارائوکه، دوستات...
آره
میدونم
بیا یه جور دیگه پیش بریم
اوم
بذارید دقیقتر بگم
شما تو زندان ایالتی اِلی تو انفرادی بودید
و تازه به اینجا منتقل شدید
دوباره هم تو انفرادی
در مورد این چه فکری میکنید؟
همونطور که گفتم، این جلسه پیش از طبقهبندی شماست
تا ببینیم چه گزینههایی براتون وجود داره
وقتی دوباره به جمع عمومی زندانیا برمیگردید
به حرفه خاصی علاقه دارید؟
مایلید تحصیلاتتون رو از سر بگیرید؟
فقط... خیلی راحته تو این سیستم آدم گم بشه
مخصوصاً وقتی میای تو یه مرکز جدید
و خب، میدونید که اهل اینجا نیستید
فقط دارم سعی میکنم بفهمم چی براتون مهمه
آزادی براتون مهمه؟
به اون هم فکر میکنید؟
اصلا دارید به من گوش میدید، آقای کلمن؟
آره. "آره" یعنی چی؟
آره، دارید گوش میکنید؟ یا آره، آزادیتون براتون مهمه؟
دارم گوش میکنم. باشه، ممنون
فقط منو برگردونید همونجا
هی، هی، هی، هی! چی شد؟
اشکالی نداره، ممنون. بشین پایین!
بشین. بشین!
میفهمم. حس میکنید اینجا هیچ کنترلی ندارید
میفهمم. اینو درک میکنم
من دارم بهتون یه مقدار کنترل میدم
این همینه دیگه
و چه خوشتون بیاد چه نیاد، قراره دوباره به جمع عمومی زندانیا برگردید
هوم. من با آدما خوب نیستم
باشه
پس میتونم شما رو بذارم تو برنامه نگهداری فضای باز
و وقتی اونجا هستید
فرصت دارید فکر کنید که کجا میخواید باشید
میتونم برم حالا؟ آره
بال D رو باز کنید!
پاپ سه
یکی میخوای؟
بیا. از این توده همینجا شروع کن
شوخی میکنی؟ نه بابا
وقتی باهاش کارت تموم شد، بذارش تو اون توده اونور
چی، تو مسئول اینجایی؟
آره، من رئیس گوهپاشیام. زود باش، دست به کار شو
یالا، بریم
پاپ سه
بوی گوه میدی
داری اون تو چه غلطی میکنی؟ الان بیا بیرون!
هیچوقت نباید بری اون تو. اون یه حیوون خطرناکه
اصلا باهاش ور نرو
اسمی داری؟ اسمت چیه؟
رومن
خب، رومن
من نیازی ندارم حیاط و چمنم کود داده بشه
پس چرا فرغون و چنگکتو برنمیداری
و از شر این همه گوه خلاص نمیشی؟
کلمن! ملاقاتی!
تو دیگه کی هستی؟ من اینجام
عاشقشم
باشه. و یکی از شما دو نفر
چرا اینجایی؟
باشه
خیلی خوبه
فقط باید اینو امضا کنی
دیگه اینجا پیدات نشه
خیلی خوبه
ممنون. ممنون
روز خوش
و... باشه
باشه رفقا. حالا، همه آمادهان؟
بله، رئیس
چون این یکی مخصوصاً دیوونهست
باشه. پس خیلی مراقب باشید
و دروازه رو روی سه باز کنین
یک... وای!
دو
سه! ولش کن بره!
آره. حرامزاده. ببین چه جوری میره
یا خدا
چقدره اینجا وایسادی؟
ها؟
دارم با تو حرف میزنم. آره، با خودت!
چند وقته اینجایی؟
میتونی صدایی از خودت دربیاری، نه؟ میتونی حرف بزنی؟
آره، میتونم. خب، اسمت چیه؟
بهتون گفتم، قربان. کلمن رومن هستم.
اسمت کلمن رومنه؟
شوخیه، نه؟
خفه شو هنری. خندهدار نیست.
اسمشو داره. فقط سر و تهه.
تا حالا سوار اسب شدی؟ نه، آقا.
فردا صبح ساعت پنج.
نه، من فقط برای کارای تعمیراتی اینجام.
نه آقا. شما برای کارای تعمیراتی اینجا نیستی.
تو اینجایی که کاری رو انجام بدی که من تصمیم میگیرم.
و اینم از برنامه کار.
اگه بتونی بیشتر از پنج ثانیه اون تو بمونی
تو وارد برنامه میشی.
فهمیدی؟ و تو مسئولی.
بهش غذا بده، بهش آب بده و آرومش کن.
پوتینهات، آقای کلمن.
آره، میرن تو پاهات.
رفقا، رفقا، رفقا صبح بخیر، صبح بخیر، صبح بخیر.
به موقع رسیدید. چه خبر؟ چه خبر؟ چه خبر؟
مایکی. حالت چطوره؟ خوبی؟
اوه، صبح بخیر. صبح بخیر، صبح بخیر.
اووو! هی، فهمیدی؟
چه خبر؟ چه خبر؟
هی رفیق، چه خبر؟ چطوری؟ صبح بخیر.
آه، آه، آه پوتیناشو پوشیده.
آره، نگران نباش بهش عادت میکنی.
چه پوتینای خوبی.
امروز قراره اولین تجربهت باشه، رفیق. یه کم خندهدار راه میری.
این کارهشون نیست.
با اون لباس نارنجی بامزه شدی.
داره سر به سرت میذاره، رفیق. داره سر به سرت میذاره.
هدف اصلی این برنامه اینه که یاد بگیریم چطور این اسبهای وحشی رو رام کنیم.
و اونها رو به اسبهای باارزشی تبدیل کنیم.
که میتونن تو ۱۲ هفته آینده به حراج گذاشته بشن.
این کار کمک میکنه برنامه ادامه پیدا کنه و در نهایت،
بازپروری ما.
و طعنهآمیزتر اینکه بیشترشون رو پلیس میخره.
اون اسبه دیوونهست.
واقعاً الان رم کرده.
چرا؟
نمیدونم. چرا از خودش نمیپرسی؟ آمادهای؟
وای، وای، وای، وای!
برو عقب.
هی، گوش کن. چون من بهترین مربی اینجام.
این رو میبینی؟ این دست توئه.
همیشه باید دستتو کنترل کنی.
کاری که باید بکنی اینه که یه فرصت پیدا کنی، میدونی؟
راهش بنداز.
هی، هی. فقط باید راهش بندازی.
و مطمئن شو که تو مرکز میمونی.
باشه؟ کاری کن دور تو حرکت کنه.
یالا.
حالا، معمولاً وقتی با یه اسب جدید شروع میکنی،
میتونی کنار حصار نگهش داری، همینطور که الان هست.
چون سعی میکنن تا جایی که میتونن ازت فاصله بگیرن.
باشه؟ حالا اولین کاری که باید بکنی،
اینه که فقط مسیر رو مشخص کنی.
اونو یه طرف بفرستی و بعد طرف دیگه بفرستیش.
و بعد از اینکه تو این کار مسلط شدی،
میتونی شروع کنی روی قلاب و کشش کار کنی.
یا همونطور که من دوست دارم بهش بگم "لمس".
باشه؟
همونطور که گفتم، به حریمش احترام بذار، خب؟
و اون هم به حریم تو احترام میذاره.
و هیچ وقت تو چشماش نگاه نکن.
خودتو بکش اینجا.
یالا مرد. ما تمام روز وقت نداریم که.
چوبو فراموش نکن.
باشه.
هر وقت آماده بودی، رومن کلمن.
لگنت، رومن.
چرا؟ خیلی خودتو سفت گرفتی.
باید یه خورده شلش کنی اگه میخوای باهاش ارتباط برقرار کنی، باشه؟
شرط میبندم یه حرکت رقص درست و حسابی هم نداری.
اوه، این لعنتی عالی میشه.
کجا میری؟ کجا میری؟
باشه، ببین. چوبو بنداز. چوب بی چوب.
دستاتو بالا ببر، باشه؟ یه مرز تعیین کن.
حالا به اسبت بگو برو عقب!
برو عقب.
با بدنت. برو عقب. لعنتی برو عقب.
مثل ترسوها رفتار میکنی الان، رومن.
بهش بگو بره عقب. برو عقب!
برو عقب!
با بدنت، رومن. یالا. خب، گمشو برو عقب!
خوبه، رومن کلمن.
اما اگه میخوای اسبت رو کنترل کنی، اول باید خودتو کنترل کنی.
آره. تو رئیس باش. گرفتی، رومن.
فقط به کار روی اون حرکات رقص ادامه بده. لگنا!
برو اونور. برو اونور، مرد.
آره، یالا حرکت کن.
آها. یالا.
برای اولین بار واقعاً بد نیستی.
من واقعاً خیلی ازت راضیم.
سرمو بالا گرفتم و اون عوضی مستقیم از روم رد شد.
بعد دوباره سرمو بالا گرفتم
و ۱۵ تا کیر اسب داشت تو صورتم تاب میخورد.
No comments yet. Be the first to leave one.