The first 200 lines.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
خدای من.
جری چه غلطی میکنی؟
- یا خدا، میا! - جری این دیگه چه کوفتیه؟
- داری چیکار میکنی؟ - داشتم برات یادداشت میذاشتم.
خب برام پیام بفرست، یا خدا!
نخواستم بیدارت کنم.
چه خبره؟
بخونش.
داشتم با یه مشتریایی شام میخوردم.
همش همین شراب شیراز استرالیایی رو میگرفتن.
انقدر مست بودم که نتونستم رانندگی کنم، پس توی ماشین خوابیدم.
ولی فکر کنم ارزشش رو داشت.
قرارداد PwC رو گرفتی؟
بوم! دستگاه فتوکپی جدید تو همه طبقات.
همشونم توسط JB Print تامین میشن.
چند طبقه بود؟ میپرسی؟
خب، میشه... 41 تا.
وای. عالیه.
یا خدا، میا!
من دارم کونم رو پاره میکنم برای کار.
این همه چیزی که بهم میرسه؟
نمیتونی صبح رو استراحت کنی؟
خدا، ما به سختی تورو دیدیم.
به نظرت من دوست دارم با این مشتریای الاغ کار کنم؟
این کارو میکنم که زندگیمون از هم نپاشه، میا.
نیاز ندارم تو هم بیای رو سر من آوار بشی.
باشه، خب انقدر دراماتیک نباش.
دیگه از من چی میخوای؟
باشه...
توی دفتر کلی کار دارم، باشه؟
بعدش باید برم پایین
برای این کنفرانس عصر امروز.
- آره گفتی. - گوش کن، گوش کن.
میدونم،
به اندازه کافی کنار شما نبودم.
و متاسفم، باشه؟
فقط چند روز دیگه وقت میخوام.
فقط دو روز دیگه و برمیگردم، قول میدم،
و تمام این ماجرا رو جمع میکنم،
و با بچه ها وقت باکیفیت میگذرونم.
راستش، نه. میدونی چیه؟
نه وقت باکیفیت برای بچه ها. من...
میخوام از شر بچه ها خلاص بشم.
- برای همیشه. - خب، من میتونم انجامش بدم.
منظورم اینه که، چی، تو میخوای نگهشون داری؟
نه، نه. ظاهرا من به اون کوچیکه وابسته شدم.
باشه. خب باشه.
ببین، متاسفم، واقعا باید برم.
ولی فقط چند روزه، باشه؟ تو خوب میشی
- بدون من. - آره.
دوستت دارم عزیزم.
نمیتونی بیای تو اتاق من و از وسایلم استفاده کنی!
مثلا اگه من میرفتم توی دنیای ماینکرفت تو
و نیمه اش رو پاک میکردم؟ این انصاف نیست. به مامان میگم.
مامان!
مامان!
به مکس بگو کرم مرطوب کنندهم رو عوض کنه.
تقریبا نصف بطری رو حروم کرده.
زانوهام خشک بودن.
خدای من، کلینیکه احمق.
میدونی یه بطریش چقدر میارزه؟
بیشتر از جون تو، کیری.
اولیویا! کلامت.
چرا اون کرم رو گرفتی اولیویا؟
- خفه شو. - واسه وین بود؟
وین دیگه کیه؟
میخوام همونجا بکشمت.
وین کیه؟
- معلم انگلیسش. - چی؟
ازت متنفرم.
به نظرت منظورش من بود یا تو؟
نمیدونم.
بچه ها. دارم لیست همه کارایی که باید
بعد مدرسه تو خونه انجام بشه رو مینویسم.
همه باید کمک کنن.
وقتی اینو میگی صدات مثل ننه میشه.
فردا تولد دیلانه.
بابا گفت امشب میتونم خونهش بمونم.
- خب بابا که اینجا نیست، نه؟ - آره. تازگی نداره دیگه؟
اون تا چند روز دیگه رفته کنفرانس، باشه؟
سرم شلوغه.
مامان، اون دستگاه فتوکپی میفروشه. مگه چقدر میتونه سرش شلوغ باشه؟
خفه شو مکس!
داری چیکار میکنی؟
بهت گفتم مامان. الان وگنم.
نمیتونم این آشغالای فرآوری شده رو بخورم.
غذای وگن از همه فرآوری شده تره.
باشه، باید یه چیزی بخوری.
آره، خب، تو مدرسه یه چیزی میخورم.
ضمنا، اگه مکس اجازه داره بره خونه دیلان،
منم میرم خونه تیلور.
میخوام با مامانش درباره دانشگاه حرف بزنم.
اون داره شریک میشه، و منم در مسیر دانش آموز نمونه شدنم.
کِی تصمیم گرفتی دانش آموز نمونه بشی؟
و کارت اعتباری فقط برای مواقع ضروریه!
فکر نکن من صورتحسابا رو چک نمیکنم.
مامان، ما میدونیم که تو صورتحسابا رو چک نمیکنی.
چه بلایی سرش اومده؟ من کاری کردم؟
نه، فقط ترسیده. راجب آقای آمبروز بهت گفتم.
- وین؟ - آره.
تازه اومده. همه دخترا فکر میکنن خوشگله.
- خب هست؟ - کاملا.
خدا نه.
کیا اورا ای ته وانو
مورنا شان!
مکس. سلام میا. مزاحمت نمیشم.
فقط یه یادآوری کوچیک برای شب چهارشنبه.
و آیا از من کمکی لازم داری؟
- گشت محله. - بله.
نوبت توئه که میزبانی کنی. کلی کار تو دستور کاره.
مطمئنم متوجه مخروطای اضافی جاده شدی،
که نه تنها یه مزخرف لعنتیه،
بلکه کلی هم منابع هدر میده.
- و اون بچه های بزرگتر - آره، مطمئنم.
که هی جلوی زمین بازی بچه های پنج ساله پرسه میزنن...
خیلی بهش مشتاقم، شان.
باید برم.
باشه، آره. خب. کا کیت. هی، و یادت نره.
هی، مکس.
هی، میا.
- پدر تاد واقعا یه الاغه. - مامان!
مامان، حق نداری تو صف بزنی.
- خداحافظ مامان. - خداحافظ عزیزم.
- خداحافظ مامان. - خداحافظ نازم.
سلام، فکر میکردم پارک کردن رو خط زرد
اولین موضوع جلسه آخر انجمن اولیا و مربیان بود.
سلام، بریجت.
خیلی متاسفم.
نمیدونستم حالت خوب نیست.
خوبم.
تبریک میگم بابت شریک شدن.
آره، ممنون. هر لحظه ممکنه.
باشه. خب، استراحت کن.
- به زودی میبینمت، میمی. - آره، به زودی.
۶۸ دلار و ۲۰ سنت، ممنون.
فقط پنیر رو میگیرم.
باشه.
۲۰ دلار.
شاید بهتره بری پَک اِن سیو.
ممنون که صبر کردید، خانم بنت.
مشکل رو پیدا کردم. حساب شما مسدود شده بود
وقتی سقف برداشت بیش از حد رسیده بود.
سقف برداشت چقدره؟
ببخشید. چون حساب به نام شوهرتونه،
باید به یکی از شعبهها سر بزنید...
نه، من فقط به حساب بانکی خودم نیاز دارم.
اسم من باید روش باشه.
متاسفم. من فقط...
میدونی چیه؟ ولش کن. خودم ازش میپرسم.
بیخیال!
میا!
- سلام، مونیکا. - این خیلی عجیبه.
داشتم بهت فکر میکردم!
شنیدی درباره قرارداد PwC؟
- آره. - عالیه، نه؟
امیدوارم جری اعتبارش رو بده به تو، ولی،
چون پشت هر مرد بزرگی
یه زن فوقالعادهست.
خیلی نازی. گوش کن، باید یه چیزی از جری بپرسم.
توی دفترشه؟
جری؟ نه. رفت دیگه. برای کنفرانس.
گفت تا عصر اینجا نمیمونه.
خب، از جاده بهم زنگ زد
و گفت همه کار رو تموم کرده. خیلی سریع.
پس، آره. زودتر حرکت کرده.
باشه.
میا، صبر کن.
متاسفم اونجا اینقدر بهم ریخت هست.
اون رفته کنفرانس. دیوونه نباش.
سلام، ببخشید. دارم رانندگی میکنم. لعنتی!
دیروز بهت زنگ زدم.
پس نزدی.
فکر کردم اتفاقی افتاده.
نه، نه، هنوز زنده ام. فقط سرم شلوغه، مامان.
خب، میدونی کیا دیگه زنده نیستن؟
شوهر کارول.
سکته قلبی، مراسم هفته پیش بود،
ولی اون دوباره رفته سر تنیسش.
به به. هی، بچه ها چطورن؟
آره، خوبن. جری دوباره رفته.
دوباره؟ وای. خیلی زیاد مسافرت میکنه.
خب، میدونی، سرش شلوغه، مامان.
پسر خالت راشل واسه کارش خیلی سفر میکرد.
بعد ریچارد رو ول کرد واسه وکیلش.
بیچاره. کاملا شکسته شد.
خدای من، مامان.
تو چاه افتادی؟ صدات مثل اینه که تو چاهی.
باید برم. بعداً زنگ میزنم. دوست دارم مامان.
لعنتی!
لعنتی.
لعنتی!
باشه. محل تصادف ثبت شد،
نبش خیابان نیوکاسل تراس و آرتور استریت
و آسیب جدی به پای راست مصدوم وارد شده.
درد ظاهرا متمرکز شده دور ناحیه استخوان کناری ساق پا.
No comments yet. Be the first to leave one.