The first 177 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
!داره میآد
.گولمای میثریل واقعا سرسختن
...در این صورت
!همه، برگردید عقب
!یه چیزی هست که میخوام امتحانش کنم
!گیت
«گیت: دروازه»
!تـ-تویا؟! چیکار کردی؟
.از گیت استفاده کردم تا تلپورتشون کنم
ده هزار متر بالای سرمون .توی آسمون
اونجا، ها؟
!بریم
!باشه
!اکسل
«اکسل: شتاب»
!ظاهر شو، آب
!حبابهای بالستیک: بمب حباب
!اکسل، بوست
!ظاهر شو، آذرخش
:صد نیزهی صاعقهای !نیزهی آذرخشین
.بالاخره ماموریتمون تموم شد
memento :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
قسمت 1
.حلقههای نامزدی و چشمه آب گرم
!اوه! تویانی-چان
!ارباب
.خوش برگشتی، ارباب
.من اومدم، رنه، سسیل-سان
گولمهای میثریل رو شکست دادید؟
.آره
پس سطح قرمز رو به دست آوردید؟
،آره. یومینو الان آبیه .بقیهمون هم قرمز
.الان ماجراجوهای رده اول حساب میشیم
.ارباب، حمام رو براتون آماده کردم
.ممنون. اول بقیه برن بهتره
ها؟
سسکا نه-چان کجاست؟
...اوه
...یادم رفت اونو
.اصلا اذیتم نمیکنه
ذرهای برام اهمیت نداره
.که ولم کردی و سریعا به خونه برگشتی، ارباب
.آره، اصلا اهمیتی نداره
به همین خاطر، فهمیدم که ارباب .فتیش ترک کردن داره
من هیچ فتیشی ندارم، فهمیدی؟
!واقعا متاسفم
.از روی عادت از گیت استفاده کردم تا به خونه برگردیم
.عا
.دیگه کافیه
،کاملا نشون داد که پشیمونه
،اگه بیشتر از این فشار بیاری .ممکنه واقعا ترکت کنه
.اینطوری خیلی بد میشه
در این صورت اگه برام یه لباس زیر سکسی .با سلیقه خودت بخری، میبخشمت
!این دیگه زیادیه
!حتی معمولیش هم امکان نداره
.مزاح کردم
...ای بابا
.واقعا تفکراتش فوقالعاده ان
چطور اون تفکر منحرفانه فوقالعاده میتونه باشه؟
مهارتش تو عشوه اومدن .و انعطاف پذیریش برای تبدیل کردنش به شوخی
.مثل آدمای واقعیه
در عجبم که چطور یه .برنامه میتونه به همچین مرحلهای برسه
خب، امروز میخواستی چیکار کنی؟
درمورد حلقههای تلپورت به .بابیلونهای باقی مونده حرف بزنم
.تا الان، هیچ اطلاعات قطعی به دست نیاوردیم
ها؟ میخوای دنبالشون بگردی؟
ها؟ تو نمیخوای دنبالشون بگردی؟
.راستش، هیچ دلیلی ندارم که دنبالشون بگردم
!چرا؟
نمیخوای درمورد دانش باستانی یا فناوریهای گمنام اطلاعات بیشتری به دست بیاری؟
.نمیخوام
پروفسور بابیلون گفت که این دوره .به همچین قدرت عظیمی نیاز نداره
!آدم قانعی هستی
خب، وقتی اطلاعات درمورد حلقهی تلپورت .به دست آوردی درموردش صحبت میکنم
،اگه مطمئنی میتونی پیدا کنی .منم کمکت میکنم
.قول دادیا
اگه بزنی زیرش، باید برای منم یدونه لباس زیر سکسی بگیری، فهمیدی؟
!بیخیال شو دیگه
تماس گیرنده
خدا
.شرمنده که بدون اطلاع قبلی گفتم بیای
خدا
.میخواستم ببینم اوضاع در چه حاله
در چه حاله؟
.خبر خاصی نیست
.به لطف شما، زندگی دومم رو دارم با شادی میگذرونم
هم، آره. اتفاق خاصی نیست که
.از تناسخ توی یه دنیای دیگه گندهتر باشه
مثل این که .تلفن همراهت هم داره به خوبی کار میکنه
.بله
.واقعا برام کمک بزرگی بوده
هنوز نمیدونم تو این دنیا ،میخوام چیکار کنم
ولی هرتصمیمی بگیرم ،در نهایت به پول نیاز پیدا میکنم
.پس فعلا، به کار و تکمیل ماموریتها ادامه میدم
.که اینطور، که اینطور
شرا هنوز عکش نامژدات رو روی شفحه اصلیت نذاشتی؟
ها؟
،اگه عکس نامزدامو روی صفحه اصلیم بذارم
خیلی خجالت انگیز میشه !اگه یه وقت گوشی رو گم کنم
.برام عجیبه که تونستی بفهمی چی میگه
چه عیبی داره؟
خجالت کشیدن و سرخ شدن از این که ...عکس کسایی که دوستشون داری روی صفحه اصلیته
!یکی از خوبیای عاشق بودنه
.ولی دلم نمیخوام خجالت بکشم یا سرخ بشم
!لازم نیست گولم بزنی
!داخل شهر همین چند روز پیش داشتی این کارو میکردی
اون روزی که اون چهارتا .حلقهی نامزدی رو خریدی
،نه، اون روز فقط دست پاچه شده بودم
...سرخ شدن و خجالت کشیدنی در کار نبود
وایسا بینم، داشتی نگامون میکردی؟
.منم دیدم
!حتی، خدا هم؟
وقتی میخواستی حلقه رو بدی .من انگشتاشون رو شل کردم
.به خاطر همین خاطره انگشتشون به راحتی وارد شد
.قدردانم باش
.واقعا وقت اضافی زیاد دارید
.چه حالی میده
شما خوشحال نیستید؟
.متوجه هستم که چه احساسی دارید
...منم هردفعه که حلقهای که تویا بهم داده رو میبینم
.ذوق زده میشم
واقعا با اکسل و ترنسفر و و استوریج جادو شده نه؟
«اکسل: شتاب، ترنسفر: انتقال، استوریج: انبار»
.در طول ماموریت امروز هم خیلی کمکمون بودن
.درسته
.تویا-سان فرد فوقالعادهایه
متوجه شدید که قدرت منحصر به فردی داره، نه؟
شک ندارم که تویا-سان به استفاده از قدرتاش بدون .ذرهای دو دلی، برای نجات دادن بقیه ادامه میده
اگرچه کسایی هستن که .دنبال قدرت برای منافع خودشون هستن
.اون خیلی مهربونه
.خیلی سادهست و راحت میشه گولش زد
،برای من مهم نیست
چون با چشمام میتونم .باطن هرکسی رو ببینم
مشکل اصلی اینه که .هرچقدر مهربون باشی بیشتر صدمه میبینی
منظورت چیه؟
،به طور مثال
.بگیم یه دختر هست که از تویا-سان خوشش میآد
حالا اگه اطرافیان این دختر از ،تویا-سان بخوان سوء استفاده کنن
و درخواستهای نادرستی از این دختر کنن چی؟
و اگه اون از تویا-سان بخواد که به این درخواستها عمل کنه چی؟
،حتی اگه جونشم در خطر بیافته
تویا-سان هیچوقت دست رد به سینش نمیزنه، درست میگم؟
...حالا فهمیدم
چیزی که بیشتر از همه میترسونتم
اینه که همچین دختری .جایگاهی که ما داریم رو به دست بیاره
منظورت نامزد شدنشه؟
.بله
،مطمئنم افراد دیگهای هم به تویا-سان احساس پیدا میکنن
.و مطمئنم نامزدهای بیشتری گیرش میآد
!هــــــــا؟
.فعلا بیاید چهارتایی پشتیبان تویا-سان باشیم
.درسته، بعضی وقتا بیاحتیاطی میکنه
!تـ-تمام تلاشمو میکنم
،هرچی نباشه، ما هم باید قویتر بشیم
!تا بتونیم در کنار تویا-سان زندگی کنیم
!ممنون بابت اعتماد همیشگیتون
پس تا یه هفته دیگه تمومه، ها؟
.امیدوارم شمشیر میثریل خوبی بشه
.آره. قدردان شما هستم، تویا-دونو
طی ماموریت قبلی نتونستم به خوبی .همراهیتون کنم
.امیدوارم با این بتونم کمک بهتری براتون باشم
خب، برگردیم خونه؟
چیشده؟
...امم، خب
مـ-منم نامزدتونم، درسته؟
ها؟
.آ-آره، هستی
...در این صورت
...ا-امم
د-دوست دارم وقت بیشتری .در تنهایی باهاتم بگذرونیم
و-و-و درحالی که داریم .قدم میزنیم، دستمون به دست هم باشه
کاش بشه تا ابد همینجوری .کنار هم قدم بزنیم
.اوهوم
!که اینطور؟
No comments yet. Be the first to leave one.