Release info

Mononogatari - 18 [AioFilm click]
Mononogatari 2nd Season 06
Mononogatari 2nd Season 06
Mononogatari-2nd-Season-06
A Commentary by AioFilm
🔷 Dead Son آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-09-13
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 194 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

اگه این فضا رو که صرفا یه حفره محسوب میشه ...رو از وضع الانش خارج کنم

ممکنه ماربیتو بیرون بیاد

...ماربیتوی درونم

ارواح منحوس

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

پیمان

گفت من مسئول فعال شدن چتر کاغذی ام

و وقتی رفتم پیش کودوموری سان تا ...بفهمم درسته یا نه، اون گفت

بذار با این شروع کنم

دلیل اصلی فعال شدن چتر کاغذی اصلاً واضح و مشخص نیست

به همین خاطر تئوری ها و اشخاص مختلفی توش دخیلن

...یکی از این تئوری ها

اینه که علت فعال شدنش همون باری بود که دزدیده شدی

اون باری که اون دونفر که وانمود میکردن فامیلاتن

تونستن با حرفاشون ناگاسوکی سوکوموگامی ...رو گول بزنن

،تو رو ازشون گرفتن

و بعد در حین فرار توی تصادف مردن

ولی تو زنده موندی

بله یادمه

...با این حال

با این حال... تهشو یادت نیست درسته؟

فقط فهمیدی که بعدش گرفتنت

بله

در اون برهه ای که فراموشی گرفتی

اصلاً انسان نبودی

نمیدونم به خاطر شرایط سخت بود که اینطوری شد

ولی ماربیتوی درونت رو بیدار کردی و کنترل بدنت رو دادی دستش

خدای زنده" تصمیم گرفت"

که به هر قیمتی زنده نگهت داره

البته، هیچ شاهد عینی ای نداریم

ما و ناگاتسوکی بعد از این اتفاقات سر رسیدیم

،ولی حول و حوش زمان حادثه

یه صحنه عجیبی دیدم

سوکوموگامی که در خدمت ما بود گفت

که آخرین چیزی که دیده این بود که از محل حادثه یه نور بزرگ ساطع شده

دلیلی که سوکوموگامی هرروز دنبالت میکرده این بوده که

همیشه میدیدن که ماربیتوی درونت داشته می درخشیده، مثل یه تله نوری

،ولی تو یه لحظه

می گفتن مثل خورشید سوزان و نورانی شد

بعدش، تمام سوکوموگامی های در خدمت من

به همون سمت سجده کردن

ماربیتوی درون تو دیگه داره خودشو نشون میده

به عبارت دیگه، الآن دیگه در درون تو رئیس کس دیگه ایه

به خاطر همین خاطره ای از اون حادثه نداری

و اون نور باعث فعال شدن چتر کاغذی شد؟

این فقط یه نظریه ست

به طور قطع این یه سیگنال برای بیدارشدن نهادها و موجوات پنهان بود

و خب خیلی طول نکشید تا اینکه کوناتوس به چتر کاغذی برخورد

...پس... من واقعاً

...من واقعاً

ولی خیلی مبهمه

همونطور که گفتم، صرفاً یه نظریه ست

،در نهایت

کسی نمیتونه به صورت قطعی بگه تو مسئول این قضایایی

نظر من اینه

ولی... اینکه یه ماربیتو درون منه حقیقت داره

،و با از بین رفتن مرزهای کوشیگه

...هرلحظه ممکنه

من همیشه ازت مراقبت می کنم

!هرچی میخواد باشه

حتی بریدال تروسائه ها هم باید همونطور که بهشون گفته میشه رفتار کنن

،فقط چند روز قراره برن

،ولی برای کسایی که دنبال بوتان هستن

فرصت خیلی خوبی محسوب میشه

باید جلوی هر حمله ای که توی غیباشون شکل می گیره وایسم

!باید از بوتان حفاظت کنم

یکی داره نگاهم میکنه

از اولشم منو دید می زدن؟

نه... ردمو گرفتن؟

از طرف انجمن چتر کاغذی ان؟

...نه. این انرژی روحی

...هیوما

فرار نکن

ناگی؟

...داری چه غلطی

ابله

خیلی کندی

...لباس؟ این

تکنیک لباس کودوموری

چیکار داری میکنی؟

که اینطور

از همون جای قبلی داری ادامه میدی؟

،وقتی برای اولین بار همو دیدیم

اون شمشیرها برام حکم یه تهدید شیطانی رو داشتن

ولی حالا می فهمم که اون تیغ، تیغ وظیفه ست و برای محافظت از ملکه ست

...مصاعب محافظت کردن

...سنگینیِ یه پیمان

اصلاً درکش میکنی؟

پرده دودی؟

!قلابی بود؟

برای مراقبت ازش کافیه؟

...بوتان... من

بد نبود

ولی نتونستی

...از اون سلاح

.خوب استفاده میکنی

همینطوره

ولی هنوز نمیتونم قدرت حقیقیشون رو آشکار کنم

آها

فقط میخواستم ببینم چندمرده حلاجی

شرمنده، هیوما

کاری که باید بکنی رو انجام به

...من

.قول میدم

یه قول برای محافظت از پیمانش برای مراقبت از بوتان؟

چرا اینقدر الکی پیچیده شده

ولی خب ازش خوشم میاد

روت حساب میکنم، هیوما

یه قول مردونه

و سنگینیش رو درک میکنم

هائوریه

چیزی شده؟

میگه عرق بخریم

!قول میدم! قول میدم زود برگردیم

!لطفاً ناراحت نباش

!اوم.. داری خفه ام میکنی

چی شده؟

اوه خوش برگشتین

ظاهراً فردا یه پیغامبر یاچیماتا قراره بیاد

داریم جلوجلو جشن میگیریم و امیدواریم که خوب پیش بره

میخواید درد خماری بکشید؟

چطوری میتونی اینقدر خونسرد باشی؟

یا چون واسه خودت یه نقشه ریختی از اولشم موافقت کردی؟

فکر کنم خودت می فهمی

میشه کنارتون بشینم؟

...بوتا

.بیخیال

اینقدر نگران من نباش

یه ملاقات مهم در پیش داری درسته؟

من سوباکی سان و باریو و هیوما سان ...رو کنارم دارم

و قرار نیست به این راحتیا وا بدم

رو مشکل حال حاضرت تمرکز کن و زود برگرد

!ب-ب-بوتان

!خیلی بالغ شدی

همون دختری هستی که دست از سر ...من بر نمیداشت

کی همچین چیزی اتفاق افتاد؟

!اصلاً نمیتونم خداحافظی رو تحمل کنم

...بچه ها، انصافاً

!بوتان

تا کی میخوان ادامه بدن؟

خب، هیوما سان، مراقب خودت باش

چشم

میخوای تا یاچیماتا توی توکیو رو با ماشین بری؟

زمانبره

میخوایم رفتنمون مخفی باقی بمونه

متوجهی؟

---اگه غریبه ای چیزی اومد درو باز نکنید

فکر کردی چند سالمه؟

یو چان

...مهمتر از اون

..اوه البته

...بوتان

بیا

سنجاق سر، آینه دستی و یه کم جوهر

همیشه همراه خودت داشته باششون

ازت محافظت میکنن

برمیگردیم، ملکه

حتما. پس می بینمتون

شنیدم سوباکی با خوشحالی حرفتو قبول کرده

بوتان، زندگی با کیوتو سینومه شاید اولش مطلوب نباشه

همه مردم اونجا گذشته ات رو میدونن

تا وقتی بهت عادت کنن اطرافت محافظه کارانه رفتار میکنن

.میدونم

پس این چطوره؟

واقعاً میخوای انجامش بدی؟

.معلومه

پس برایدال تروسی دیگه رفته

!نماینده کادوموری

یعنی چی؟

میخواین ناگاتسوکی بوتان رو اینجا نگه دارین؟

مگه همیشه خطرناک و غیرقابل پیش بینی تلقی نمی شده؟

...ممکنه معصوم به نظر بیاد ولی اون موجود انسان نیست

ما جنگجوهایی هستیم که تحت اسم سینومه از کیوتو محافظت می کنیم

باید هروقت لازم شد مهر و مومش کنیم

مگه دلیل کارتون همین نیست، نماینده؟

نچ، ما کاری نمی کنیم

چرا؟

اشتباه برداشت نکنین

فعلاً اینطوریه

تا وقتی تصمیم نگیریم با ناگاتسوکی چیکار کنیم محدوده ما رو ترک نمی کنه

رسماً تحت کنترل و مروت ماست

تا وقتی کاملاً آماده نباشیم نمیتونیم کاری کنیم

بیاید ما هرکاری میخوایم بکنیم اونم هرکاری میخواد بکنه

...ن-نماینده کادوموری

!تعجبی نداره که نماینده اید

!چه حیله گریِ باشکوهی

!قاضی شرور خودمون

میزنم شل و پلتون میکنما

بهشون گفتم که عقب بکشن ولی حس خیلی ساده و متعارفی دارن

نمیتونن به این راحتی شرایط رو بپذیرن

...دختر ناگاتسوکی

اینجا رو دست کم نگیر

سالن غذاخوری

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left