The first 189 lines.
به قول یهسری از آدما .من زیادی حساسم
دیگه چی شده؟
!میسی بهم آدامس دارچینی داد
.آره، آره
،و منظورم از یهسری آدما .همهی آدماست
حالا من شاید در حد ...اعضای تیم "ایکسمن" نباشم
.همیشه حواس پنجگانۀ عجیب قویای داشتم
.عیی
!جورج، کفشهاتُ دوباره پات کن
.عمراً بوی اینُ حس نکنه
!چرا، میکنم
.حس شنوایی قویای هم داشتم
،وسط شام ،میتونستم صداهای رو مُخ جویدن
،هورت کشیدن
جویدن، صدای کشیده شدن ،کارد و چنگال روی بشقابها
،جویدن
و نفسزدنهای سنگین پدرم
رو زمان دست و پنجه نرمکردن .با سس کچاپ رو بشنوم
ولی امشب، یه صدایی .میاومد که نمیتونستم ندید بگیرمش
چرا غذاتُ نمیخوری، شلدون؟
چطور میتونم با این صدای وحشتناک غذایی بخورم؟
چه صدایی؟
.همین صدای بلند و آزاردهنده
.من که چیزی نمیشنوم
.منم همینطور
آخه چطوری نمیشنوید؟
.وایسا
.فکر کنم من میشنومش
واقعاً؟ - .آره -
.صداییه که از صورت تو خارج میشه
.به گمونم یه صدای ریزی میشنوم
.یخچالها سر و صدا دارن دیگه، شلدون
.این صداش جدیده .تا حالا همچین صدایی از خودش در نیاورده بود
.باید زنگ بزنیم تعمیرکار بیاد
من واسه یه یخچال سالم .پول الکی خرج نمیکنم
پس فکر کن داری برای ثبات روانی .و ذهنی من پول خرج میکنی
.ندید بگیرش، شلدون
ندید گرفتنِ چیزهایی که .آزارم میدن بهترین مهارتم نیست
ولی اینکه بهطرز دیوانهواری ...روشون تمرکز و فکر کنم
اصلاً واسه این چیزاست که .صبحها از خواب بیدار میشم
:مترجمین « Caseraw کسری » « AbG سـروش »
چیکار میکنی؟
.صدایی که از یخچال میاد
.دقیقاً بین نُت "دی" و "دی شارپ"ـه
.موهای تنمُ سیخ کرده
اگه یه مدت طولانیای
یه مُتکا بذارم رو صورتت چطوره؟
.نه، اینکار خطرناکه
میدونی عایق صدا برای توی گوش داریم یا نه؟
اگه داشتیم که الان .زده بودم به گوشم
.بگیر بخواب
.نمیتونم
.انگشتهاتُ بکن توی گوشات
و ریسکِ داخلشدن مواد توی گوش به درون کانال داخلی گوشم رو به جون بخرم؟
.نه، مرسی
.عه
.صبح بخیر
قصد داری بُکشیم؟
.نه، من خیلی دوست دارم
پس چرا توی تخت من خوابیدی؟
.خوابم نمیبرد
یخچالمون داره سر و صدا .از خودش در میاره
ولی یکی از سوراخ دماغهات ،هم سر و صدا داره
پس انتظار نداشته که .شب برگردم اینجا
تا زنگ نزدم پلیس بیاد .پاشو برو خونهتون
برای دستگیریِ قندعسلت .که امکان نداره زنگ بزنی پلیس
.پس زنگ میزنم به مامانت
.اینکارو ممکنه بکنی
کلید اضافیای که از .خونهم داری رو هم بذار بعد برو
.ای بابا
.ای بابا
چیزی از جان سالم بدر بردن از شکنجۀ روانی میدونی؟
چونکه خانوادهم از ،ویتنام کمونیست فرار کرد
حالا باید راجب شکنجه چیزی بدونیم؟
.فکرم همین بود
.خب، پس روز شانسته
چی میخوای بدونی؟
صدای این یخچال خونهمون ،داره بدجوری شکنجهم میده
.و نمیدونم چطوری حلش کنم
،وقتی عموم توی کمپ بازپروری بود
با خودش تصور میکرد که دل و رودۀ شکنجهگراشُ
.با یه میلۀ خیزرانی در میاره
شاید بهجاش بهتره که خودم برم .یه کتاب تعمیر یخچال بگیرم
.باشه
.موضوع جدید
.جسیکا گایگر سوتین مشکی میپوشه
.از توی آستین پیرهنش دیدم
.نه بژ، نه صورتی
.مشکی
.خیلی اسرارآمیزه
چیکار میکنی؟ - میخوام یخچال رو -
بازش کنم و
.ببینم مسبب این صداش چیه
.فکر خیلی خوبیه
.تو معمولاً حامی کار و تلاشهای من نیستی
.الان بالغتر شدم
.سلام، مامان
!چی کار کردی تو؟
.خبرای خوب دارم .فهمیدم که اون صدائه از کدوم قسمتش میاومد
.باید اینُ دوباره سرهمش کنی
.حالا میریم سراغ اخبار بد
آخه چی شد که فکر کردی میتونی اینُ درستش کنی؟
.من باهوشم... و یه کتابهم داشتم
هنوزم بنظرت باهوشی؟
.آره
.بهش گفتم که اینکارو نکنه .گوش به حرف نمیداد
!دویست دلار؟
.چیزی نمیشه. پولشُ گیر میاریم
!صبر کن. یخچال قدیمیه توی گاراژ
این...؟ این دیگه...؟ این دیگه چیه؟
خب، والا یهجورایی .یخچاله رو هدیه دارم به کلیسا
.میدونی، برای فقرا
شوخیت گرفته؟
بیشتر از اونی که فکرشُ کنید .از این بحثهای خانوادگی میبینم
.میرم، یکم تنهاتون میذارم
میدونی درستکردن اون یخچال چقدر پول میخواد؟
.دویست دلار. من حس شنوایی خیلی قویای دارم
اصلاً تو مخیلهات میگنجه برای پولی که در میاریم چقدر جون میکنم؟
.ببخشید
.برام مهم نیست چقدر طول بکشه
تا قرونِ آخر این پول .رو بهم بر میگردونی
.بله، آقا
.خیلی ازت ناامید شدم
،میدونی اگه گریه کنی .من ازش لذتی نمیبرم
،مامان
از اونجایی که شلدون ،اونهمه بهتون ضرر زد
حالا دُردونهتون کیه... من و جورج؟
.خودت میدونی که من دُردونه ندارم
.آره، باشه
باشه، هر کی اول امشب .آشغالها رو بذاره دم در دُردونۀ منه
.فکر کرده ما اسکلیم
بابا، خوشحال میشم که بهت بگم
یه کار گیر آوردم تا .بدهیامُ پس بدم
نه بابا؟
.قراره روزنامهرسون بشم
.خب، خیلی عالیه
.بهت افتخار میکنم
حالا چطوری میخوای این روزنامهها رو برسونی دست ملت؟
.با دوچرخه - .تو که دوچرخهسواری بلد نیستی -
.چیزی نیست که نتونم یاد بگیرم
یه هفتۀ پیش، باز کردن .یخچال رو هم بلد نبودم
.نمیتونه روزنامهرسانی کنه
واسه چی؟ - .خیلی خطرناکه -
.بنظرم حس محافظ کاریت زیادی زده بالا
انتظار داری ساعت 5 صبح ،بره دوچرخهسواری تو شهر
بین ماشینها و سگها خدا میدونه دیگه چی؟
.منم همسن اون بودم اینکارو کردم .جورجی هم همینطور
میری به داداشت .این کارو یاد میدی
اگه نخوام چی؟
.در هر حال اینکارو میکنی
.هی، کسی از شما نظر نخواست
.جواب رو میدونستم .هیجانزده شدم
جورجی؟
جورجی؟
چیه؟
حاضرم که لکۀ اخلاقی .رو از روی شخصیتم پاک کنم
.از همهچیزت متنفرم
کامیون کِی روزنامهها رو میاره؟
.هر وقت که آورد
.به این میگن حشو
چی؟ - .حشو -
،جملهای که درسته .اما اطلاعات مفیدی نداره
.هی، قرار بود تو به من چیز یاد بدی
.خندهداره
!عه، اومدش
!اینطرف! اینطرف
.هیجانانگیزه
.بدک نیست
!ممنون! روز خوبی داشته باشید
حالا چی؟
.ببرشون توی گاراژ و تاشون کن
.ای بابا
.اول اینطوری تاشون کن، بعد کش بنداز
.ولی بهطور مساوی تاشون نکردی
.کسی چه اهمیتی میده - .من میدم -
.پس هر کاری میخوای بکن
.وقتی کارت تموم شد بیدارم کن
،تا 17 دقیقۀ آینده
،از علم فیزیک، هندسه و سختکوشی کلاسیک استفاده کردم
.تا بهترین سیستم روزنامه تاکُنِ دنیا رو بسازم
.کارم تموم شده
.عالیه .بیا فرقون رو پر کنیم
،نه، کارم با این تموم شده .هنوز 39 تا دیگه مونده
.چیزیش نمیشه
.نمیخواد اینُ به من بگی
.میدونم چیزیش نمیشه
،پس اگر میدونی
چرا الان رو تخت نیستی؟
چونکه این همون پسری هستش که بلد نبود چطوری
No comments yet. Be the first to leave one.