The first 200 lines.
پس "واتلي" هنوز يهوديـه ، هان ؟
، حتماً ، بدون والدين . حال ميده
. سلام ، "خاناکا" مبارک - . سلام ، "تيم" . مهمونيـه توپيـه -
. آره
هي ، "جورج" ، بازم بابت بليطهاي . بازي "يانکيها" ازت ممنونم
هنوزم با گروه مکانيکها . رابطهي حَسَنهاي داريم
. خوبـه . ببينين ، بهتره برم
. "خاناکا" مبارک ، "تيفاني"
. اينجا مثل "استوديوي 54" ـه که چلچراغ يهوديها رو داره
. ميرم يه چندتا ديگه از اين سوسيسهاي حلال بخورم
. اوه ، "دنيم وست" داره زاغمو ميزنـه
. امشب باز بايد شماره تلفن الکي بدم
اوه ، يـه شماره الکي ثابت داري ؟ - . آره -
. بيانگر "الين نيست"ـه
هشت تا حرف نشد ؟ - . ا " اضافي براي ، اوق ـه " -
. تر و تميزه
. "نه ، خواهش ميکنم . "دنيم وست
. داره نم نم مياد جلو . "جري" . واي خدا
. سلام
. سلام ، من "جري" هستم - . سلام -
، با نگاه کردن بهم شايد متوجه نشي . ولي ميتونم خيلي سريع بدَوم ، خيلي سريع
. جليقهي قشنگيـه . از دکمـههاي بزرگ فلزي خوشم مياد
گيرهايـن . گوش کن ، شايد با هم بتونيم بريم بيرون ؟
چطوره شماره تلفنم رو بهت بدم ؟
Seinfeld S09E10 : The Strike Original Air Date : 18.12.1997 Subtitle by mehrdadss & AshorroR
قضيه با اون دختره چطور پيش رفت ؟
. عالي ، فرداشب باهاش ميرم بيرون
سوسيسها چي شد ؟ - . عالي . تمام ديس رو خوردم -
. مجبور شدم زنگ بزنم سر کارم بگم مريضم - ديروز نگفتي که مريضي ؟ -
. هي ، براي "صاف کاري صنعتي کروگر" کار ميکنم
. برامون مهم نيست و نشون هم ميده - بايد نامهت رو اينجا باز کني ؟ -
. هي ، حداقل دارم مايه ميذارم
. منو نديدي"؟ نُچ"
. يه چيزي از طرف "واتلي" ـه
. ديدي؟ يه چيزي ميدي و يه چيزي ميگيري . چيزيِ که دارم سعي ميکنم يادت بدم
... اين تعطيلات اعانـهاي به اسمت براي امور خيريـه
به انجمن "اتحاد بچهها" داده شده ؟ - . چه کار قشنگي -
من بهش بليط بازي تيم "يانکيها" رو دادم . اون يه تيکه کاغذ . "بهم داده که داره ميگه : "کادوت رو به يه نفر ديگه دادم
. براي امور خيريـهي بچهها - نميفهمي چه قدر اشتباهـه؟ -
روحيـهي کريسمسيت کجا رفتـه ؟ . چشم در برابر چشم
. يه لطفي بهم بکن ، امسال چيزي بـه من نده
. سلام - . سلام -
. چيزي نميخوام
."بعداً ميرم رستوران "اتميک ساب - اتميک ساب" ؟ چرا ميخواي اونجا غذا بخوري ؟" -
يه کارت گرفتم و هر دفعـه . که يه ساندويچ ميگيرم روش مُهر ميزنن
. 24تا مُهر داشته باشم فرماندهي زيردريايي ميشم
يعني چي ؟
. ساندويچ مجاني گيرم مياد
چي شده ؟ - . هيچي . يه کارت از طرف پدرمـه -
چيـه ؟ - . "الين" -
. پسر عزيزم ، "فستيوس" مبارک
فستيوس" ديگـه چيـه ؟" - . چيزي نيست . بس کن -
... وقتي "جورج" داشت بزرگ ميشد - . "نه ، "جري -
. پدرش از تمام جوانب تبليغات مذهبيِ کريسمس متنفر بود - . نه -
آره ؟ - . پس تعطيلات خودش رو به وجود آورد -
.و يه تيکهي ديگه از پازل سر جاش قرار ميگيره
. خيليخب - ... و به جاي درخت -
پدرت يـه ستون آلومينيومي قرار نميداد ؟
. "تمومش کن ، "جري - ... يـه زورآزمايي جزء برنامـههاش نبود -
که هميشـه آخرش به گريه کردن تو ختم ميشد ؟
. ديگـه نميتونم تحمل کنم ميرم سر کار . حالا راضي شدي ؟
. سلام ، همسايـه
داري راهنماي دستگاه ويديوم رو ميخوني ؟
خب ، همهش که نميشه . اون قديميها رو بخونيم، استاد با کلاس
. باورم نميشـه . کارت رستوران "اتميک ساب" رو گُم کردم
واي ، نه . شرط ميبندم ... اون شمارهي الکي رو پشتش نوشتم
. "و دادمش به "دنيم وست - خب ؟ -
. 23تا ساندويچ بد خوردهم . فقط يکي ديگـه ميخوام
، مثل يه فيلم طولاني بدـه . ولي دوست داري آخرش رو ببيني
. نه ، راهت رو ميکشي ميري - . خيليخب -
. پس مثل يه کتاب خستهکنندهس . بايد تمومش کني
. نه ، صبر ميکني فيلمش بياد
. اون ساندويچ مجاني رو ميخوام
. به اون کارت نيازي نداري
، همچون رستوران مجللي . بايد کاراشون کاملاً کامپيوتري باشه
. تکنولوژي پيشرفت کرده .دارن گوسفند شبيه سازي ميکنن
. نه ، نه ، نه . گوسفند شبيـه سازي نميکنن . همون گوسفندـه
ديدم که "هري بلکستون" اون ... حقه رو با 2 تا بُز و يه دستمال
. توي اون برنامهي قديمي "دين مارتين" انجام ميداد
. حالا بايد با "دنيم وست" رابطه برقرار کنم
، چرا اون شمارهي سرکاريت رو امتحان نميکني ببيني شايد زنگ زده باشه ؟
. فکر خوبيـه
. بله ، بگو
چي ؟
جِداً ؟
. آره ، باشه . آره . خداحافظ
. خبراي خوب . آره ، اعتصاب تموم شده . برميگردم سر کار
کدوم اعتصاب ؟ - . "پيراشکي فروشي "اچ و اچ -
. جاييـه که کار ميکردم
تو ؟ - کار ميکردي ؟ -
پيراشکي ؟ - . آره ، ببينين -
. هنوز کارتم رو دارم
. آره ، 12 سال توي اعتصاب بوديم
. هي ، يادمه که ديدم اونا اون بيرون اعتصاب کردن
. ولي خيلي وقتـه نديدمشون
، وقتي که داشتيم اعتصاب ميکرديم ... "اچ و اچ"
. نميذاشت از دستشوييش استفاده کنيم
. داشتن اتحادمون رو محدود ميکردن
درخواستتون چي بود ؟
، آره ، ساعتي 5.35 دلار . و الان دارن بهمون همونو ميدن
. به گمونم کمترين حقوق در حال حاضر باشـه
. و حالا ميدونين بايد به خاطرش از کي تشکر کنين
. خيليخب . بايد برم - چرا ازش حرفي نزده بودي ؟ -
. خب ، "جري" ، نميخواستم بفهمين بيکارم
. خجالت داره
. خيليخب ، همگي ، من برگشتم
تو کي هستي ؟ - . کازمو کريمر" . اعتصاب تموم شده" -
. "آره ، "کريمر
هيچکدوم از اون بچهها برنگشتن ؟
نه . مطمئنم همهشون حدود 10 سال پيش . رفتن سر يه کار ديگه
. چي ؟ اي واي
خب ، يه جورايي باعث ميشه . فکر کني اون همه تلاش براي چي بود
. واسه تعطيلات نيرو نياز دارم
. خيليخب . يه پيشبند بهم بده . بيا پيراشکي درست کنيم
اونا چيـن ؟ - . پيراشکي کشمشي -
فکرشم نميکردم زنده باشم و . همچين چيزي رو ببينم
خب بگذريم ، شمارهي شما رو به عنوان يـه . شماره الکي ثابت به اين و اون ميدادم
. پس "الين بِنِس" تويي
. 5ساله که بهمون زنگ ميزدن و با تو کار داشتن
، خب گوش کن ، وقتي اين يارو زنگ زد . فقط شمارهي واقعيم رو بهش بده
هي ، "چارلي" ، حدس بزن کي اينجاست ؟ . "الين بِنِس"
الين بِنِس" ؟"
. "الين بِنِس"
. کلي دوست مَرد واسه خودت پيدا ميکني ميدوني کي مَرده ؟
.چارلي" که اينجاست . مَرده" . ميدوني ديگه کي هست ؟ من
. من يه مردم - . من يه مردم -
. هي واي من
.ميگم اين يارو جليقهاي به شمارهي واقعيت زنگ بزنه
... فقط بدش به من
. و اونطوري من شمارهتو خواهم داشت
شمارهم ؟
. باشه
. خب ، بفرما
و يه چيزي بهت بگم ، يه 10 دلاري رو "کاپيتان نيمو" توي . رديف سوم در مسابقهي سوارکاريِ پارک "بلمونت" شرط ببند
. "سلام ، "جري
. "سلام ، "تيم - چه خبرا ؟ -
. راستش قراره با دختري که توي مهمونيت ديدم شام بخورم - . موفق باشي -
. جري" . سلام"
گوئِن" ؟" - . آره -
جِداً ؟ - . آره -
. بجنب ، ميز ما آمادهست
، خب پس يه روز جذاب بود . روز بعد نه
با همچين چيزي برخورد داشتي ؟ - . آره ، با نشانهش آشنام -
.آدم دو چهرهايـه - مثل دشمنان "بتمن" ؟ -
. اگه بهت کمکي ميکنه
، پس اگه دوباره ازش بخوام بريم بيرون . نميدونم سر و کلهي کي پيدا ميشه
. خوب ، بد ، زشت
. "کلينت ايستوود" - . آره -
. هي ، اينو داشته باش
"بايد سر کارم توي شرکت "کروگر ... به همـه هديهي کريسمس بدم
. پس ميخوام مثل "واتلي" رفتار کنم
اعانـهاي براي امور خيريـه به اسم شما .به انجمن "صندوق انساني" صورت گرفت
اون ديگـه چيـه ؟ - . از خودم در آوردم -
. "انجمن "صندوق انساني . پول براي مردم
نظرت چيـه ؟
. کاملاً بيانگر حماقتـه
. "جوزي ولزِ ياغي"
. آره
. پيراشکي مجاني - . سلام -
اولين روزت چطور بود ؟ - . عالي -
. گذاشتن دستم توي اون خمير احساس خيلي خوبي داشت
دستات توي خمير بود ؟ - . نه ، اين پيراشکيها رو من درست نکردم -
. آره ، قديميـن . حتي بيخانمانها بهشون دست نميزنن
سعي ميکنيم با قرار دادن چندتا تازه ... روي قديميها گولشون بزنيم
. ولي تا تَهشو نگاه ميکنن ، امتحان ميکنن
. خيليخب . من ديگـه ميرم - . فستيوس" مبارک" -
فستيوس" چيـه؟" - ... وقتي "جورج" داشت -
. نه - ... پدرش -
. تمومش کن . چيزي نيست
. يه تعطيلات مسخرهست که پدرم اختراع کرده . اصلاً وجود خارجي نداره
. "فستيوس" مبارک ، "جورجي" - ! نــه -
فرانک" تعطيلات اختراع کرده ؟" . خيلي خلاقـه
، کريمر" . گوش کن" . يه کار کوچولوي انتقال تلفن دارم
پس اگه يه بابايي به "اچ و اچ" زنگ زد . و کارم داشت ، پيغامش رو بگير
هنوز داري تلاش ميکني اون ساندويچ مجاني رو بدست بياري ؟
... هي ، کلي وقت صرف کردم و کلي شر و ور خوردم
، تا به جايي که امروز هستم برسم . و الان همينطوري الکي دورش نميريزم
تو اين ماجرا کلاه کاپيتاني هم در کاره ؟
. شايد
. کريمر" ، پيامت رو دريافت کردم"
. سالهاست "فستيوس" رو جشن نگرفتم
چرا علاقهمند شدي ؟ - . خب ، همه چيزو بهم بگو -
،کريسمسِ سالهاي خيلي دور بود . رفتم براي پسرم عروسک بخرم
، به آخرين عروسکي که داشتن رسيدم . ولي يه نفر ديگه هم همين طور بود
، در همين حين که داشتم باهاش دعوا ميکردم . متوجه شدم بايد يه راه ديگه هم باشـه
عروسک چي شد ؟ - . داغون شد -
. ولي از بطن اين ماجرا يه تعطيلات جديد متولد شد
. فستيوس" براي بقيهمون"
. بايد خوب عروسکي بوده باشـه
. بود
. کريسمس مبارک . کريسمس مبارک
، "سندي" . بفرما اين يه چيز کوچولو براي توئـه
. ممنون
. فيل" ، عاشق اون سيگارهام . داره مياد"
. جناب "کروگر" ، قربان . کريسمس مبارک - . اگه تراز مالي شرکت رو ميديدي ، اينو نميگفتي -
اين چيـه ؟ - . "انجمن "صندوق انساني -
. حالا هر چي - . دقيقاً -
. کريسمس مبارک
و در شام "فستيوس" ، خانوادهت رو ... جمع ميکني و بهشون تمام
چيزهايي که باهاش در سال . گذشته نااميدت کردن رو ميگي
No comments yet. Be the first to leave one.