The first 200 lines.
تقديم به تمام پارسي زبانان جهان
براساس داستاني واقعي
يالا جک
فقط ماشهي لعنتي رو بکش
نميتونم
برادرم "فارست" يه زماني گفت
هيچ چيزي نميتونه ما رو بکشه ما هيچوقت نميشه بميريم
دليلش هم اين بود که در جنگ بزرگ جهاني
"برادر بزرگم "هاوارد ميبينه که تمام هم گردانيهايش
در دريا غرق ميشن
همشون
و اون تنها نجات يافته بود
و فارست، خب، در همان سال
آنفولانزاي اسپانيايي در فرانکلين شايع شد
در کل ايالت باعث مرگ و مير شد
هم بابا و هم مامان و "فارست" بيمار شدند
...اما در کمال تعجب
اون يه جورايي تونست از اون بيماري جون سالم به در ببره
ميبينين، بهمين خاطره که فارست اينطور فکر ميکنه
من و برادرانم قاچاقچي شبانه هستيم
فروشنده مشروب قاچاق
...در سال 1920 قانوني برامون وضع کردند که
توليد و خريد و فروش مشروبات الکلي ممنوع است
...خب حداقل بايد اينطور ميشد
يه جعبه ميخواي کلانتر؟
صبح بخير فارست
شراب خالص ذرت
تيز مثل چاقو
بخوري جگرت حال مياد
آه لعنتي. دو تا بده
بسيار خب
تو روبراهي؟ - ممنون بچهها -
هميشه از اينکه کاري براي ماموران قانون انجام ميدم، خوشحالم
به "فرانکلين" ميگفتن مرکز تهيه مشروبات الکلي
چون تقريبا همه از اين چيزها درست ميکردن
ميتونستي از هر چيزي مشروب قاچاق درست کني
"سلام "سلما
.شلغم، کدو تنبل، توت سياه، آرد ذرت، پوست درخت
هر چيزي - بسيار خب -
اونقدر مريضه که اصلا نميتونه از تخت بياد بيرون
ميخواي برات ببرمش؟ - نه خودم ميتونم -
اما در شبها روي تپهها
ميتونستي نور آتش دستگاههاي تقطير رو ببيني
که مثل درخت کريسمس چشمک ميزنند
...و اونطرف کوهستانها، در شهرها
بيشترين موج جرم و جنايت که تا به حال ديده شده بود، در جريان بود
اون همه مشروب قاچاق
که از بالاي تپهها با کاميون به سمت شهرها روانه ميشد
و گانگسترهايي که از توي خيابونها مثل آبنبات، پول جارو ميکردن
...آدمهاي خوبي مثل " آل کاپون"، "تامي مالوي" و
"اون ديوونه "فلويد بنر
اونها وارد شهر شدن و همه جا رو تصرف کردن
در اين زمان، ما با کاميون قديمي قراضهمون اين چيزها رو جابجا ميکرديم
بسيار خب، جک. ميخوام همينجا بموني
چي؟ - داخل کاميون بمون -
هيچکسي اين لگن رو نميدزده، فارست
هر کاري که بهت گفتم رو انجام بده، جک
بسيار خب فارست. بريم
آمين
ما اومديم
يه خرده بردار
خوش آمدين چطورين؟
"بابت اتفاقي که براي "بين کوچولو" افتاد متاسفم "آيدابل
ميدوني "بين کوچولو" عاشق دخترها و مشروبهاش بود
معلومه که حسابي بهش ميرسيده
!پولت رو رد کن بياد، پسر
کاري که گفتم بکن
وگرنه قيمه قيمهات ميکنم - من پولي ندارم -
من فقط رانندهام
بيشتر بمون
نه. بايد جايي برم ايدابل
حداقل يه نوشيدني بخور
نه بهتره که برگرديم
تا حالا زخم کاري ديدي؟
چون الانه که با چاقو بزنم و ناکارت کنم
من چيزي ندارم
!پولهاي لعنتيت رو رد کن بياد
!مادر به خطا
هي. ترتيبش رو ميدم
هي تو! بيا اينور، تو اين کار رو نميکني
چرا چاقوت رو نميذاري کنار و با دوستهات گورتون رو گم نميکنيم خونهتون
اگه جاي تو بودم به حرفش گوش ميدادم
رييس تويي؟
تو الان کلي جنس فروختي، نه؟
تو پولهات رو رد ميکني بياد وگرنه يه سوراخ توي شکمت درست ميکنم
آه. گوش کن آقا
ما بهيچ وجه نميتونيم دنيا رو درک کنيم
ما عقلمون به همون اندازه ميرسه که يه پرنده توي آسمون ميفهمه
چيزهاي زيادي هست که اون پرنده نميفهمه
...اما اين موضوع، اين حقيقت رو عوض نميکنه که
همون اتفاقاتي که براي ما در دنيا ميفته، براي اون هم ميفته
...چيزي که ميخوام بگم اينه که
اگه اين مسير زندگي توئه خب، مسير عوض شده
ولي تو اصلا متوجه نيستي - چي داري ميگي؟ -
بريم
اين چيزيه که ميگه
آره بسيار خب
تو روبراهي، جک؟
من رو بدون مدافع گير آورده بود. همين
هنوز ميتوني رانندگي کني؟
!لعنت به توهاوارد - هرچي ميخواي بگو
سگ کوچولو
بي قانون
زيرنويس از امير طهماسبي
بسيار خب جک. بيا همينجا بگير بشين
متشکرم
بهترين شراب سيب
بسيار خب
ميخواي با "فارست" دربارهي مشروب من و "کريکت" صحبت کني؟
داريم روي يه چيز درست و حسابي کارميکنيم - باهاش حرف بزنم؟ -
که اجازه بده ما وارد اين کار بشيم
دربارهي اون آشغالي که درست کردين؟
ما هنوز داريم روش کار ميکنيم - !روي باسن من کار کنين -
جک. اون آشغال به درد خوک هم نميخوره
فارست نميخواد تو وارد اين کار بشي
چرا؟
اون فکر نميکنه که عرضهاش رو داشته باشي
يه ظرف ديگه بده من جک
چرا آروم نميگيري هاوارد؟ من سعي دارم اونها رو بفروشم
اون کيه؟ - ...يکي از ديوونههاي -
"کليساي "برنت چيمني
پدرش اونجاست. يه واعظه
محاله که بتوني دل اون رو به دست بياري، جک
اون بنظر ديوونه نمياد
اما پدرش زياد خوشحال بنظر نمياد
بسيار خب
جک، هر چي عقب ماشين هست رو در بيارين
هر چي که باقي مونده رو انبار کنين
!تو هم همينطور هاوارد
بجنب جک - باشه -
شما "فارست باندورانت" هستين؟
...آم
من "مگي بوفورت" هستم
در شهر ميگفتن که دنبال کسي هستي که در ادارهي اينجا کمکت کنه
هنوز هم دنبال کسي ميگردي؟
...معذرت ميخوام که ميپرسم، اما
...يه خانمي مثل شما
در اينجا دنبال چيه؟
شهر ميتونه يه دختر رو خرد کنه
به يه جايي ميرسي که دنبال يه جاي ساکت ميگردي
لعنت
خب آقاي باندورانت؟
کار رو بهم ميدين؟
آ...هممم
!هي
"کريکت"
!هي
!هي - !من اينجام -
!باورت نميشه که چي ديدم
...فلويد بنر! وسط شهر با يه مسلسل تامپسون لعنتي
!به لاستيکهاي يه ماشين شليک کرد
فلويد بنر؟ - !فلويد بنر -
آه. اين! اينجا رو ببين وسط اون گير و دار به فکر تو بودم
و يکي از اون پوکهها رو برداشتم
آه ممنون جک - آره -
فکرش رو بکن ميتوني سوراخش کني. نه؟
ميتوني بهش زنجير وصل کني و بندازي گردنت ميتونم اين کار رو برات بکنم
فلويد بنر. بنظرم اونه که ديد روشن و توانايي رياست داره
از داخل خونه دود مياد بيرون
!خداي من! کريکت
کار ميکنه؟ - !معلومه -
اما هنوز با روش ترکيبش مشکل دارم
و با اين لولههايي که گذاشتم
هيچکس نميفهمه که اين پايين چه خبره
بعد يکي ميتونه هر جايي که ميره يکي از اين ظرفها رو ببره
خب، شريک نميدونم اين احمقانهترين چيزيه که تا حالا ديدم
!يا اينکه تو يه نابغهاي
آه - اهممم -
جيمي پولي بهمون ميده؟
آره - واقعا؟ -
ممنون
سلام فارست
اين افسر ويژهي جديده
از شهر اومده اينجا تا کمکمون کنه
ميدوني، مطمئن شه که کارها به خوبي انجام ميشه
چه کارهايي منظورته؟
ببخشيد، چيز خندهداري گفتم؟
من "چارلي ريکز" هستم و از شيکاگو اومدم
اون برادر لعنتيت اين دور و ور نيست؟
توي ماشين کيه؟
"يه دادستان تازه به اسم "ميسون واردل
اون ميخواد اوضاع رو به راه کنه بهمين خاطر هر کسي بايد يه کاري بکنه
هنري، برو ببين آقاي واردل چي ميخواد
پيت، اين حرومزاده ديگه کيه؟
من؟ من کسي هستم که ...اومدم زندگي رو برات سخت کنم
اگه نخواي به حرفمون گوش بدي، بچه دهاتي...
ديگه به من دست نزن
بسيار خب بسيار خب
فارست. قرارها گذاشته شده
همه اهالي بخش هم سرانجام اين موضوع رو قبول کردن
با هفتهاي 20 دلار شروع ميشه و 30 دلار روي هر محموله
که اينطوري ميتوني آزادانه در کل بخش رفت و آمد کني
ديگه هيچکس مزاحمت نميشه - الان هم کسي مزاحمم نميشه -
آقاي واردل اون يه ظرف از بهترين کنياک سيبت ميخواد
اگه ايرادي نداشته باشه
ميتونم کمکت کنم، پسر؟
آره
يه بار ديگه اون افسر و قلچماقهاش رو بفرست اينجا
بعدش، تضمين ميکنم که خودت بايد ساطور رو از وسط جمجمهي لعنتيش بکشي بيرون
فهميدي؟
No comments yet. Be the first to leave one.