The first 200 lines.
نبايد انقدر بهش سخت مي گرفتم
قسمت 10
بهت گفتم خوب به حرفام گوش بده
بجاي اينکه خودت ُ به اون راه بزني و وانمود کني چيزي نمي دوني
نا آئه را
...عصباني شدن
...از ناراحتي گريه کردن
...و دوست داشتن
دلم ميخواد اين چيزا رو با تو قسمت کنم
اين چيزيه که ميخواسم بهت بگم
ولم کن
بهت گفتم خوب به حرفام گوش بده
بجاي اينکه خودت ُ به اون راه بزني و وانمود کني چيزي نمي دوني
نا آئه را
...عصباني شدن
...از ناراحتي گريه کردن
...و دوست داشتن
دلم ميخواد اين چيزا رو با تو قسمت کنم
اين چيزيه که ميخواسم بهت بگم
!مدير چا
شماها مدير چا رو نديديد؟
تو اتاقشون نيستن؟
يه مشکل بزرگ برامون پيش اومده
سرور از کار افتاده
چي؟
- !مدير چا - مدير چا، کجايين؟
حالا بايد چيکار کنيم؟
آشفته اند واسه اينکه نمي دونن چجوري بدون R&D تيم
وجود مدير چا سرور ُ به حال اول برگردونن
گوشيشون ُ جواب نمي دن؟
نه، نمي ده
ماشين مدير چا نيست
امکان داره بعد از اينکه گزارش خرابي سرور ُ بهشون دادن، بلافاصله برگشته باشن سئول؟
فکر نکنم
بهم گفتن اولين کسي که اين موضوع ُ بهش گزارش دادن من بودم
!مدير چا
مدير چا
!چا جئونگ وو
چا جئونگ وو... کجا رفتي؟
نکنه
امکان نداره
کِي اينارو آماده کردي؟
به مرور زمان
واسه اينکه اين رويام بود
واسه چي همين جوري نشستي اينجا؟
.اداره بهم ريخته بيا بريم
گفتم، بيا بريم
!زود باش، بيا بريم
آئه را
در حال حاضر تو نگران کي هستي؟
نگران مديرعامل شرکتي؟
يا نگران چا جئونگ وو؟
بهم بگو نگران کي هستي
نگران مدير عامل شرکت هستم
بخاطر اينکه در حال حاضر شرکت از هر چيز ديگه براي چا جئونگ وو مهم تره
و واسه اين شرکت الان يه مشکل خيلي بزرگ پيش اومده
چرا بازم همين جوري نشستي اينجا؟
- گفتم همه تو شرکت منتظر تو هستن - خودم مي دونم
من احمق چي پيش خودم فکر ميکردم؟
چرا اينجوري مي کني؟
نا آئه را
هنوز هم اين توانايي ُ داري که با حرفات دل ديگران ُ بشکني
توقع داشتي چه جوابي بشنوي؟
...هيچي
...نه چا جئونگ وو و نه مديرعامل شرکت
هيچ کدومشون براي تو ارزشي ندارن
بخاطر اينکه تو براي جفتشون بي مصرفي
چا جئونگ وو
حتي اگر هم بخواي حرف سوز دار بزني بازم بايد يه حدي نگه داري
مي دونم
واسم مهم نيست اگه زياده روي کرده باشم
...با اينکه نمي دونم چه فکري پيش خودت کردي که اومدي اينجا
ولي نمي خوام دوباره اينجا ببينمت
!اُه خدايا، آئه را بذارم برات بذارمش
واي، معلوم هس چيکار مي کنه؟
- چرا انقدر تابلو بازي در مياره؟ - کار آموز
چطوري تونستي وقتي شرکت اون جوري بهم ريخته بود گم و گور شي؟
- تنها کاري که کردي اين بود که برامون يه مسج فرستادي - فکر نمي کني خيلي از خود راضي هستي؟
خيلي خوش شانس بوديم که تونستيم از سرور نسخه پشتيبان تهيه کنيم
نمي توني تصورش ُ کني که با گم شدن مدير چا توي چه موقعيتي گير کرده بوديم
متاسفم
متاسفم
آخه دلم بدجور دردگرفته بود
.حتما خسته اي همين جور که داري کار مي کني اينم بخور
گوک سئونگ هيون
بايد با هم حرف بزنيم
!ببين گوک سئونگ هيون چي مهمونمون کرده. ممنونم
خيلي خيلي ممنون! آئه را، يکم ازش ياد بگير
.خواهش مي کنم !بخاطر اولين حقوقم مهمونتون کردم. نوش جان
بريم؟
دلت مي خواد با من تنها باشي و از خوردن اسنکت لذت ببري؟
اين ديگه خيلي زياده رويه
!آروم تر حرف بزن
باشه
حقيقتش ُ بخواي، نمي تونم بگم نمي دونستم يه همچين اتفاقي مي يوفته
من از دوران دبستان هم بين پسرا خيلي محبوبيت داشتم
...حتي از خيليا مي شنيدم که مي گفتن
اگه يکم قدم بلند تر بود حتما بخاطر زيباييم مي تونسم دختر شايسته بشم
خداوند هميشه عادله، اگه به کسي عقل نداده باشه حتما بجاش بهش خوشگلي داده
حتي بارها تعبيرات اين چنيني ُ از ديگران شنيدم
...ولي
يکم احساس سردر گمي مي کنم
...چيزي که هيچ وقت حتي تصورشم نمي کردم اين بود که
زني باشم که انقدر مورد علاقه مرداي جوون باشم
ولي... با اين حال بازم يه چيزايي هست که بايد حتما عنوانشون کنم، مگه نه؟
...متاسفانه
...نمي تونم
احساسي که بهم داري ُ قبول کنم
متاسفم
باشه
پس... اميدوارم اين رفتار دوستانه و سخاوتمندانت که خيلي تابلو هم هست ُ تمومش کني
- فقط واسه تو که اينو نگرفتم - خودمم مي دونم
واضحه، چون از اينکه فقط براي من بگيري احساس بدي داشتي براي
ديگران هم گرفتي
- تابلوه؟ - معلومه
از اونجايي که خيلي داري زحمت مي کشي تا دل منو بدست بياري احساس گناه ميکنم
نمي خواد احساس بدي داشته باشي
نميشه خودت ُ بزني به بي خيالي؟
اينکه احساس منو قبول کني يا نکني به خودت بستگي داره
ولي اين حق منه که هر کي ُ بخوام دوست داشته باشم
...با اين حال
...شايد در ظاهر خيلي عالي به نظر بيام
ولي حقيقتش درونم پر از درده
من در گذشته خيلي صدمه ديديم
...راستشو بخواي
ديگه حال خوشي برام نموده که بخوام به يه نفر ديگه قسمتش کنم
اصلا نياز نيست اين چيزا رو بگي
کاملا مطمئن بودم که در خواستم ُ رد مي کني
متاسفم
- اميدوارم به احساساتت صدمه نزده باشم - نيازي نيست که متاسف باشي
قبول کردم که ايبار دست رد به سينه ام زدي
ولي دفعه بعد دوباره شانسم ُ امتحان مي کنم
,دفعه بعد دوباره پيشت اعتراف ميکنم شرط مي بندم دفعه بعد حتما با در خواستم موافقت مي کني
بيا، بخور
چه مرگته؟
هيچي
تو چته؟
من؟
هيچي
!چيه
...دوست دخترم
ولم کرده
چي؟
بهتر
اين جوري بهش نگاه کن که براي جفتتون بهتر شد
...اينکه با يه زن بي ارزش باشي
فقط باعث ناراحتيت ميشه
داداش
داري رو زخم من نمک مي پاشي؟
نه، اينجوري نيست
مي خوام برم خودم ُ يجا گم و گور کنم
!دنبالم نگرد
!آهاي، پست فطرت
!خيلي مشروب نخوريا
پست فطرت
آهاي، خوش تيپ بي خيالش شو
دنيا پر از زنه
امشب يه انعام خيلي توپ به گارسون دادم که
اينجارو هر چه زودتر پر از دختراي خوشگل کنه
آره، امشب مي خوايم بهت کلي حالم بديم تا اون دختري که مي خواي ُ پيدا کني
خوش تيپ
ولي بازم فکر نکنم بتونم فراموشش کنم
چطوري عشقمون انقدر راحت مي تونه تغيير کنه؟
!منکه خيلي باهاش خوب بودم
سلام، آقايان متشخص. از صبوريتون بسيار متشکرم. خانم هاي زيباي من در خدمتتون هستن
لطفا بريد بشينيد اونجا
خانم ها، بايد در جريان باشيد که چه افتخاري امشب نصيبتون شده که تونستيد اينجا بشينيد
اون آقاي متشخص ُ اونجا مي بينيد؟
ايشون خيلي آدم برجسته اي هستن
- هستند DonTalk ايشون مدير عامل شرکت - واقعا؟
دوست ندارم امشب درباره کار حرف بزنم
دلم نمي خواد اين خانم هاي محترم ُ اذيت کنم
من اذيت نمي شم
مدير چا معلم سرخونه برادر کوچيک من بودن
از طريق برادر کوچيکم فهميدم که کسب و کارشون توي شرايط خوبي نيست
پس با گوک سئونگ هيون دوسته
- ببخشيد؟ - چي؟
نه، هيچي
پس شما دو نفر خيلي وقته که همديگرو مي شناسيد
بعد از اينکه دوتا جنس مخالف براي يه مدت طولاني در کنار هم کار کردن
امکان داره رابطه ديگه ايم غير رابطه کاري بينشون بوجود بياد؟
احتمالش هست که رابطه غير کاري هم بين شما دوتا بوجود بياد؟؟
مطمئن نيستم
هيچ چيز توي اين دنيا غير ممکن نيست
منظورش از اين حرف چيه؟
مي دونستم اينجوري ميشه
حاضرم باهاتون شرط ببندم که اين دوتا دارن با هم قرار ميذارن
يه زن و مرد يه مدت طولاني فقط به عنوان همکار کنار هم کار کنن؟
نه، امکان نداره
رئيس گوک خيلي قويه نميشه سر مدير چا باهاش رقابت کرد
خيلي بهم ميان
ببخشيد؟
مديرعامل؟
بله...فهميدم
!همه گوش کنن
مدير چا دارن ميان اينجا
رو ميزاتون ُ تميز کنيد !زود باشيد
!مدير کانگ
همين الان گزارش عملکرد کارگاه ُ مي خوام
همين الان، واقعا؟
No comments yet. Be the first to leave one.