The first 192 lines.
يه ظرف برنج بولگوگي لطفا
.... نوريانگجين
پُر از جوون هايي هس که دارن خودشون رو واسه آينده شون آماده ميکنن
اين جايي ئه که هيچ وقت چراغا خاموش نميشن
شور و هيجانِ جوون هاي اينجا؛ علاقه هاشون رو تحقق مي بخشه
اين مکان نقطه اميد کشوره
اينا همش مزخرفه
اينجا جهنمي ئه که راه خروج نداره
.... اينجا با زندگيت بازي اي ميکني
که فقط يه عده شانس ميارن ازش فرار کنن
اون مورچه کارگرِ بدبخت هم؛ روياها و جوونيش رو واسه وثيقه ازش ميگيرن
واقعا يه کابوسه
من اول گرفتمش
من سريعتر بودم
دست من اول بهش خورد
من اول بهش دست زدم
من اول برش داشتم
چي داري واسه خودت ميگي؟ من اول گرفتمش
من سريعتر بودم
من سريعتر بودم- من سريعتر بودم-
خانم
به غير از اين محصولات بهداشتي؛
اونا رو اون طرف مي بيني؟
خودم اينا رو پيشنهاد دادم
ماه گذشته منتشر شدن
بال هاي بزرگتري دارن که باعث ميشه راحت تر استفاده بشن
با قدرت چسبندگي خوبي که دارن؛ به زودي خيلي محبوب ميشن
ولش کن؛ بذار فقط پولش رو بدم
باشه؛ شما اينا رو برداشتين
براتون حساب ميکنم؛ 4 دلار و 90 سنت ميشه
با کارت اعتباري پرداخت مي کنيد؛ يه لحظه
رسيدتون؛ صبر کنيد
.... اين جور محصولاتي
رو بايد بذارن توي پلاستيک هاي سياه؛ اين چطوره؟
بايد بيشتر مراقب دخترا بود
تو چِت شده؟
ممنونم؛ دوباره تشريف بيارين
اگه تو به جاش بودي؛ دوباره مي اومدي؟
اينو ببين
ببين چقدر کفِ زمين کثيفه
... بهت گفته بودم
که اينو برقش بندازي يا نه؟
... پاکش کردم؛ ولي
هي، اين کلوچه هاي عسلي
اينا معروفن؛ به جاي اين که يه دفعه همشون رو نشون بدي؛
... بهت گفتم هر دفعه يکم ازشون رو نشون بده
مگه بهت نگفتم؟
... بچه ها اومدن و - خدا نگهدار -
دوباره بيايين؛ ممنونم - خواهش ميکنم-
بيا اينجا
اين کلوچه هاي عسلي مال توئه؟
چرا دست و دل بازيت رو با کلوچه هاي عسلي من نشون ميدي؟
ولم کن
خداي من
خودت رو ببين
الان بهم خيره شدي؟
حتي اجازه ندارم با چشم هاي خودم بهت خيره بشم؟
و تو چرا اينقدر حرف ميزني؟
خون ريزي دارم
به چي زُل زدي؟
خودت رو ببين؛ سرت رو بنداز پايين، ميشه؟
اي موش کثيف
راست ميگي؟
اگه توي اين امتحان قبول بشي؛ من کلاهم رو مي خورم
دوست دختر نداري؛ درسته؟
.... اي احمق بيچاره خيلي بدبخت بيچاره اي
که دوست دختر داشته باشي
خوش اومديد - سلام -
تو کدوم خري هستي؟
چطور جرئت ميکني 5 دقيقه دير بياي؟
متاسفم - از دستمزدت کم ميکنم -
فردا قراره حقوق بگيري؛ مگه نه؟ حواست باشه
منطورت چيه؟
همکار سابقم هيچي حقوق نگرفت
ماه قبل هم؛ به خاطر يه اشتباه دستمزدم نصف شد
کاري ميکنم حتما حقوقم رو بده
هي؛ چرا ظرف مايع رو خالي نکردي؟
قبل اين که بري بشورش - باشه -
به چي نگاه ميکني؟ زود باش عوضش کن
خودتون رو جمع کنيد اي احمقا
چي؟ کلاهش رو مي خوره؟
بعد از اين که قبول شدم؛
اين صاحب کارِ عوضي رو به نام عدالت مجازات ميکنم
خداي من
درسته
خواهش ميکنم
خواهش ميکنم
...318....320
....321...3
چرا اين بشر برنميداره - چرا جواب نميده؟ -
داره چيکار ميکنه؟
سو اين سانگ
اين سانگ
هي؛ اين سانگ
کليد اتاق اين سانگ رو بده من - چرا؟-
همين الان
مي خواي چيکار کني؟ - مي خوام يه کاري بکنم -
هي
اين سانگ هميشه تنبل به نظر مياد؛
ولي خيلي دلش نرمه
هميشه نگرانش بودم
چرا اين پيدا نميشه؟
نه ؛ اين درست نيس
اين سانگ
فکر کردم ؛ فکر بدي توي سرته
تو تنها کسي نيستي که توي آزمون قبول نشدي
به عنوان دوستت؛ منم رد شدم تو خيلي ضعيفي
بعد از اين همه رد شدن؛
وقتشه که از اين استفاده کني
مي توني وقتي که قبول شدي هر چه قدر دلت مي خواد اشک بريزي
مثل بچه ها مي موني
... من
به فنا رفتم
مثلث کيمباپ
اول يکم شير بخور
برامون خيلي شيرموز نمونده،
... ولي اونايي رو که تقريبا داره انقضاش تموم ميشه؛ قايم کردم
که وقتي تاريخ انقضاشون تموم شد؛ بندازم شون بيرون
تو معتادِ شيرموزي
گرسنه ات نيس؟
يه ويدئو ديدم که يکي با يه گاز زدن، کيمباپ مثلثي رو مي خورد
دارم نگات مي کنم؛ اين خيلي باحاله؛ ببين
مي بيني؟
... و چطور
اين فوق العاده نيس؟ چرا نمي خوري؟
اگه چند روز بعد از تاريخ انقضاش هم بخوري مشکلي نداره
بيا بهم بزنيم
چي؟
بيا بهم بزنيم
سو را؛ هي
هي
سو را
سو را؛ سو را
سو را
اين چيه؟ مگه کار اشتباهي کردم؟
چطور مي توني الان چيز بخوري؟ مگه عصباني نيستي؟
آزمون؟
اولين بارم نيس که رد ميشم
اشکالي نداره
حتما دفعه بعدي قبول ميشم
احساس خوبي نسبت بهش دارم
ازش خسته شدم
سو را
سو را - ! تمومش کن -
اي بازنده
سو را
! سورا؛ نه
! سورا
خوشمزه اس
اين زنيکه
چطور مي تونه چون قبول نشدي باهات بهم بزنه؟ حتي اگه مي خواست اين کارو بکنه؛
رسمش اينه که 2 يا 3 روز صبر کنه
... بعد يه چيز جذاب ... آخرين سفر باهم تون
يا چيزي
! بذار ببينيم چقدر خوب عوض ميشه
( بخواب؛ و حتما رويا مي بيني؛ درس بخون؛ حتما رويات به حقيقت مي پيونده)
! چه رهاييِ خوبي
اشکالي نداره؛ رهايي خوبه
! چه رهاييِ خوبي
جدا شدنت بهترين کاريه که تاحالا کردي
! برو ! برو
چطور تونست توي روزي که رد شدي تو رو نابود کنه؟ خيلي وحشتناکه
يعني خودش رد نميشه؟
اونم هميشه خدا رد ميشه
اينجا؛ بخور؛ فقط نَنوش
اگه مريض بشي؛ نمي توني پليس بشي
ولش کن ؛ فراموشش کن تو به توجه ويژه نياز داري
اينو بپوش بيا بريم
بايد امروز صبح کار کنم
چقدر کوته فکري توي همچين روزي که نمي توني کار کني
.... براي همين به در بسته خوردي
! اونم با دختري مثلِ وانگ سو را
باشه؛ من لياقتم اينه
طفلک بيچاره
بيا فقط همين يه امشب رو روي جوونيت تمرکز کنيم
... بزن بريم
به هاوايي
لذت ببر
يه مرد نبايد گريه کنه
ديگه گريه نکن؛ بسه
اين سانگ! شاد باش بچه
قوي باش
يه دختر به راحتي قلبش رو به کسي نميده
بلاخره از من بيشتر خوشت مياد
باهات خوب رفتار مي کنم
اينقدر نگو متاسفم داري بهم احساس بدي ميدي
منو با لب هاي قرمزت بکُش و برو
من مشکلي ندارم
لطفا جوري لبخند بزن انگار اتفاقي نيافتاده
براي همين مي تونم به ياد بيارم
بعدش مي تونم صورتت رو توي ذهنم نگه دارم
چشماهايت؛ بيني ات؛ لب هايت
No comments yet. Be the first to leave one.